Οι πρώτες 200 γραμμές.
بغداد
بهار ۲۰۰۴
۱۵۰ دوربین فیلمبرداری دیجیتال به عراق فرستاده میشود تا از یک شهروند عراقی به شهروند دیگر دستبهدست شود
تا برای اولین بار در ۲۴ سال گذشته، به هزاران عراقی امکان دهد آزادانه خود را ابراز کنند
صدایی بخشیدن به زندگی، امیدها و رویاهایشان
صداهای عراق
آوریل ۲۰۰۴
آوریل ۲۰۰۴ دوربینها در حالی به بغداد میرسند که فلوجه در شعلههای جنگ میسوزد
مطبوعات: بیش از حد دور از ماجرا؟ واشینگتن پست، ۶ ژوئن ۲۰۰۴
«..ما دیگر نمیتوانیم در خیابان کار کنیم...» رئیس دفتر نیوزویک - ۱۳ آوریل ۲۰۰۴
آمریکاییها آمدند و ما را مجبور کردند خانهمان را ترک کنیم
ما پیاده از فلوجه تا بغداد آمدیم
دلم میخواهد به خانهام، پیش دوستانم و مدرسه برگردم
امیر، تو چی میخواهی؟
میخواهیم به خانهمان در فلوجه برگردیم
رود دجله - بغداد
پسرتان کمی خجالتی به نظر میرسد
خجالتی نیست
عراق - خیلی خوب!
عراق - خیلی خوب، خیلی خوب، بله
خیلی خوب عراق، خیلی خوب
پول ملی جدید عراق عالی است
پول صدام به درد جرز دیوار میخورد!
داره پپسی میخوره!
ما سعی میکنیم با آرامش زندگی کنیم
میخواهی درباره عراق به دنیا چه بگویی؟
این انفجارها به همه آسیب میرساند
علاوی، اسم پدرت چیست؟
بابا
موبایل زیمنس
یک چیزی بگو
چه امیدی داری؟
امیدوارم عراق عالی شود و دیگر غارتی در کار نباشد
الان از زمان صدام بهتر است، حتی اگر از گرسنگی بمیریم!
وضعیت ما وحشتناک است
ما هر چیزی را که بتوانید تصور کنید تجربه کردهایم
ما حتی در خانههای خودمان هم امنیت نداریم
بمبها اینجا و آنجا روی سر این بچهها میافتند
این دوربین را بگیر
اینطوری؟ بله
این دکمه را فشار بده تا از دوستانت فیلم بگیری
ما هم مثل بقیه دنیا، دموکراسی، کامپیوتر و اینترنت میخواهیم
نه چیزی که الان با آن دستوپنجه نرم میکنیم
زمان صدام بهتر بود؟
نه، الان بهتر است. خیلی، خیلی بهتر
چرا؟
چون هر روز صدای تانکها را نمیشنویم و صدام رفته است
بیا از لبخند عباس فیلم بگیریم. آن دندانهاااا را نگاه کن!
هیچکس تکان نخورد
همه هر جا هستید بمانید
طفلی، این پسر شبیه موش است!
شبیه موش!
نترسید
اشکالی ندارد، به شنا کردن ادامه بده!
چی شده؟ لبخند بزن
عجله کن، دوربین روشن است
وای، آن باسن بزرگ را ببین!
سیتی - بغداد
شهرک صدر - بغداد
پس از بمبگذاری خودرو، معترضان منتظر میمانند تا روزنامهنگاران با اسکورتهای زرهیشان برسند
به محض اینکه رسانهها میروند،
معترضان متفرق میشوند
به آن «بمباران بغداد» میگویند
هر شب هواپیماها میآمدند و بمباران میکردند
و من ۴۵ روز هیچ نخوابیدم، اصلاً نخوابیدم
مینوشیدم و کنار پیانویم مینشستم
و وقتی جنگ متوقف شد، آتشبس برقرار شد
۳ روز خوابیدم. بیدار نشدم
خیلی ترسناک بود و من نمیخواستم ترسم را به خانوادهام نشان دهم
سعی میکردم وانمود کنم مرد شجاعی هستم
برای من وحشتناک بود. من خیلی سریع شاید ۱۰ سال پیرتر شدم
بمبی در خودرویی جلوی پای ما منفجر شد
و تمام سرنشینان را کشت
فقط من زنده ماندم
دخترمان از خانه بیرون میرود
و ما نگرانیم که با این همه انفجار اتفاقی برایش بیفتد
نظر شما درباره این وضعیت چیست؟
ما از وضعیت فعلی بیزاریم
و او همین الان باد شکم خالی کرد
باید سازماندهی کنیم. خیابانهایمان را به هم ریخته و آشفته رها کرده است
ما از شر آن دیکتاتور خلاص شدیم
خدا را شکر
در زمان صدام امنیت داشتیم، اما برای هیچ کار میکردیم
حالا امنیت نیست، اما خرج زندگیام را درمیآورم
پس کار کجاست؟
شش یا هفت مهندس اینجا ایستادهاند
بدون کار، آنها مجبورند هر کاری را انجام دهند
من مدرک دانشگاهی دارم و فلافل درست میکنم
او مدرک زیستفناوری دارد
سلام، سلام علیکم
علیکم السلام
هی، از این فیلم بگیر
چه آرزویی داری؟
یک دوچرخه
نظرت درباره زندگی فعلی در عراق چیست؟
راستش را بخواهی، از هم پاشیده است
این ۲۰۰۰ تا برای بنزین زدن و این هم کمی برای تو
مدرسه میروی؟
ترک تحصیل کردم
چرا؟
برای اینکه بتوانم کار کنم
تا به تأمین مخارج خانوادهام کمک کنم
در دوره راهنمایی ترک تحصیل کردم
چطور قرار است مخارج خانوادهات را تأمین کنی؟
خیلی خب بچهها، خدا به همراهتان
واقعاً این در تلویزیون پخش میشود؟
بله، واقعاً
این بغداد قدیم است. متعلق به یک هزار و دویست سال پیش
از روی رودخانه، حقیقت بغداد را خواهید دید
این بابل است
وقتی آمریکاییها آمدند
به خانهها در فلوجه هجوم بردند
آنها مردم فلوجه و همچنین مجاهدین را کشتند
و به خانهها هجوم آوردند
به همین دلیل است که ما این وضعیت را در فلوجه داریم
من در حالی که ۴۵ سال در اپوزیسیون سیاسی بودهام
گلولههای هنوز در کمر من است، به شما نشان خواهم داد
ساخته شده توسط شورشیان، ویدئوی اینترنتی
ویدئوی اینترنتی ساخته شده توسط شورشیان رژیم صدام را میستاید
و از کشورهای عربی همسایه درخواست حمایت میکند
«روح من در تکریت است،»
«و برای مردگانمان گریه میکند»
«ستایش بر مردم فلوجه»
«ابوغریب خدا را صدا میزند»
«و میپرسد: ”دموکراسی کجاست؟“»
«بلر، بوش و شارون انسانیت را فروختند»
«ابوغریب برای دموکراسی خدا را صدا میزند»
از پرسیدم کجا میرود
گفت غارت زیادی صورت گرفته،
و میخواست به خانهاش سر بزند
نمیدانستم که کل خانواده را با خودش برده است
ما در حال رانندگی بودیم و به ما گفتند ”ایست“ وگرنه شلیک میکنند
به بازو و شکم فرح شلیک شد
گلولههایی در شکم او
مادر فرح، مادرش، ۲ برادرش و پسرم کشته شدند
چند نفر؟
پنج نفر. پنج نفر
آنها جان او را در خیابان گرفتند
حتی الان هم هنوز نمیتوانم باورش کنم
دیروز زنده بود و حالا دیگر نیست
پسرم همه چیز را برای ما فراهم میکرد
این اسم پدرم است
من فقط به عکس او نگاه میکنم
حتی در کابوس هم نمیشد چنین چیزی اتفاق بیفتد!
وقتی میآیند اینجا، امیدوارم شاید نامهای از او بیاورند
شاید هنوز زنده باشد
خاله جان، ما متاسفیم و به یادتان هستیم
آنها «متاسف» بودند
چون من اعتراف و اقرار میکنم - آمریکاییها کارهای خوبی برای ما انجام دادند
مثلاً اول اینکه، صدام را بیرون انداختند. این کار بزرگی است
دوم اینکه، به مردم من کمک کردند،
خیلی چیزها ساختند
اما نمیدانستم قرار است اینطور شود
الان وضعیت فلاکتباری است
ما در اینجا در عراق با مشکلات زیادی روبرو هستیم
کاش به دوران گذشته قبل از جنگ برمیگشتیم
کاش حتی به دوران رژیم صدام برمیگشتیم
فقط برای اینکه کشته شدن مردم عراق یا آمریکاییها را نبینیم
مجبور کردن عراقیهای عادی به ماندن در خانه سان فرانسیسکو کرونیکل، ۱۶ مه ۲۰۰۴
چیه، مگه مهمان برایمان میآید؟
این دلمه است. ارتش آمریکا حقیر و نفرتانگیز است
تمام روز درباره آمریکاییها بدگویی نکن
حرکت!
حسونی، اسم کاملت چیست؟
الان از من فیلم نگیر؛ برو توی حیاط خلوت از من بگیر
از من فیلم نگیر!
مروه، حیوانات را دوست داری؟
البته
این سگ است،
پدرسگ
من دارم تمیزکاری میکنم چون باغبانی نیست
برگها همه جا ریختهاند
باغبان مرده است
حسونی، ما خدا را برای زندگیای که داریم شکر میکنیم،
اما از این وضعیت ناراضی هستیم
ثبات نیست، امنیت نیست
راستش را بخواهی، کاش صدام برمیگشت
صدامِ کثافت؟
چی؟
آمریکاییها را دوست داری؟
بله، دوستشان دارم
وقتی آنها را میبینی چه میگویی؟
3P
Prot 3P
سلام، مستر!
و آنها چطور جواب میدهند؟
آنها هم برایم دست تکان میدهند
3P
دوست داری در آینده چکاره شوی؟
آمریکایی!
مه ۲۰۰۴
مه ۲۰۰۴ دوربینها به جنوب عراق میرسند. سوءرفتارها در زندان ابوغریب آشکار میشود
سومر، اور، اینجا جایی است که ابراهیم در آن متولد شد
تمدن مردم تالابها،
عربهای هور، یا معدان، همانطور که ما صدایشان میکنیم،
بیش از ۷۰۰۰ سال قدمت دارد
آنها کتیبههای گلی ضبطشدهای دارند که زندگیشان را مستند میکند
متعلق به ۴۰۰۰ یا ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد
آنجا مهد تمدن غربی بود
پس از جنگ خلیج فارس، مردم جنوب دست به شورش زدند
No comments yet. Be the first to leave one.