The 100

The 100

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Σεζόν 4

Πληροφορίες έκδοσης

The 100 S04E09 720p HDTV x264-SVA
The 100 S04E09 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
The 100 S04E09 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
The 100 S04E09 720p HDTV x265 ShAaNiG
The 100 S04E09 480p HDTV x264-RMTeam
The 100 S04E09 480p HDTV x264-mSD
The 100 S04E09 HDTV XviD-RMX
The 100 S04E09 HDTV XviD-AFG
The 100 S04E09 HDTV x264-SVA
Ένα Σχόλιο από Mahi_Beheshti
.::::: 30nama.click :::::. ترجمه و زیرنویس از مــاهی و میثم

Ετικέτες

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
720p
720
x265
HEVC
2CH
480p
480
Δημοσιεύτηκε στις: 2017-04-29
Λήψεις: 55
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

...آنچه در "صـــــد" گذشت

‫موج مرگ ده روز دیگه میرسه ‫اینجا

‫چیزی که پیدا کردم یه پناهگاه بود

‫ساخته شده بود که جون هزاران ‫نفرو نجات بده

‫رستگاری در درونه

‫اشعه براش مهم نیست

‫که تو تریکرو هستی یا ازگدا

‫ازگدا هیچوقت داخلو نمیبینه

‫اگه ما تقسیمش کنیم چی؟

‫من میتونم باهاش کنار بیام

‫وقتی زمانش برسه که درو ببندیم

‫ازگدا میبینه که انجام میشه

‫میبرمت خونه؟

‫ریون، باید دست نگه داری

‫اسکن مغزت علائم سکته رو نشون میده

‫در گیر کرده

‫ریون، این میتونه بکشتت

‫ما نمیتونیم خون شب درست کنیم ‫مگه این که بریم فضا

‫ولی لونا میتونه

‫میتونیم مغز استخونشو به خودمون تزریق کنیم

‫بعدش ما میشیم خون شب

‫من به عهده میگیرم که اونا مجبور نباشن

‫یه روزی ازت تشکر میکنن

‫برای کاری که اینجا میکنی

‫اگه کار نکنه چی

‫ما میمیریم، با دونستن این که ‫هر کاری تونستیم برای نجات مردممون کردیم

‫گرفتمش

‫سنگینه

‫اه.

‫برای اینه که ما رو جا گذاشتن؟

‫برا قطعه پیدا کردن؟

‫قبلا در موردش حرف زدیم

‫ما جا گذاشته نشدیم

‫اونا بر میگردن

‫ببخش اگه باور نمیکنم

‫چیزی که مردمت میگن

‫حق با مورفیه

‫نگران نباش، ‫اونا شاید بپیچوننش

‫ولی من باحال تر از این حرفام ‫که جا بمونم

‫تبریک میگم اموری

‫تو میتونی 50 سال

‫در یه سواخ توی زمین زندگی کنی

‫ممنون برای بازی

‫حداقل زنده میمونیم

‫کی به کی میگه

‫بررسی سیستم کامل شد

‫چی؟

‫سیستم راه اندازی مداری آنلاین شد.

‫نشنیدی؟

‫اموری، اون جعبه رو بیار

‫ابی توی اداره جاش گذاشت

‫نه

‫نه، چیزی نیس

‫خوبه. ‫من خوبم.

‫وسایل بزار سرجاش برای آخرین ‫بار

‫من پردازنده ها رو روشن میکنم

‫نه نه نه نه. ‫بدون برنامه نویسی، باشه؟

‫لونا اینجا نیست که تو گوشت بگه

‫و من ترجیح میدم ‫مغزت

‫وقتی من هستم ذوب نشه

‫من برنامه نویسی نمیکنم ‫من دارم باز میکنم

‫اون کاری که گفتم بکن

‫بعدش میتونی استراحت کنی

‫من یکمی زمان نیاز دارم با این

‫باشه

‫موضوع چیه؟

‫اگه نمیتونه از مغزش استفاده کنه

‫چرا لازمش دارن؟

‫آغاز راه اندازی زمینی ترتیب سنج

‫اه.

‫ریون.

‫بکا؟

‫میتونی بگی که به من ربطی نداره

‫ولی چرا توی یه سوراخ توی زمین زندگی کنی

‫وقتی یه موشک خوب داری؟

‫داری زمینو شخم میزنی ‫یا بازی میکنی؟

‫میدونی این احمقانس درسته؟

‫همه ما قبل این که چیزی رشد کنه ‫میمیریم

‫زمین یه بار جون سالم بدر برد

‫دوباره هم میبره

‫ما این کارو برای کسایی میکنیم ‫که میان دنبالمون

‫بزار نشونت بدم

‫ایلان

‫سرتو بگیر پایین ‫چیزی نگو

‫مردم من به غریبه ها بدبینن

‫آنکارا.

‫جنگ.

‫نگفته بودی یه مبارزی

‫آخر دنیا جنگیدن فایده ای نداره

‫آره!

‫یه آبراه زیر زمینی هست

‫با یه سیستم فیلتر ‫که هنوز کار میکنه

‫مقداری از آبها میره ‫به مزارع

‫مگه نه آقای گرین؟

‫قشنگترین چیزی که تا حالا دیدم

‫تقریبا.

‫آسون نیست

‫خیلی کار هست که باید انجام بشه

‫ولی با هم تلاش میکنیم

‫و با هم رشد میکنیم

‫هر چی که میتونی حمل کنی بردار

‫اول صبح حرکت میکنیم

‫ممنون ‫ممنون

‫-تو یه قهرمانی مونتی ‫-بس کن

‫برگرد.

‫به محض این که کارمون تو اسلحه خونه

‫تموم شه بر میگردم

‫حق با جاها بود

‫خیلی وسایل برای جمع کردن مونده

‫مطمئنی خیلی گیج نیستی؟

‫تو منو قضاوت میکنی مونتی؟

‫یکم

‫هیچ امیدی نیست. ‫حالا امید هست

‫بیا بریم.

‫جاسپر...

‫تو عاشقش میشی

‫بهش یه دقیقه وقت بده

‫اونا میفهمن وقتی ما بگیریمش

‫ما لازمش نداریم

‫یه دونه تو پناهگاه هست

‫پسر کوچولوم بزرگ شده

‫خب که چی؟

‫ما پناهگاهو سوراخ میکنیم حالا؟

‫هر چیزی جاها میگه انجام بدیم؟

‫برگردیم روی کشتی زندگی کنیم؟

‫دیگه حرفا غیر منطقی شد

‫از کی تا حالا هر چی جاها بگه انجام میدیم؟

‫تونل از جنگل میگذره

‫چه قدر میمونی؟

‫اگه چیزی توی آزمایشگاه فراموش کردی

‫بمن بگو

‫یا این که میتونم باهات بیام

‫کلارک میتونم باهات حرف بزنم؟

‫من میام

‫چی شده؟

‫یه چیزی هست که بهت نگفتم

‫وقتی پناهگاه رو پیدا کردن ‫ایندرا با اونا بود

‫تریکرو میدونه؟

‫آره با اونا یه قرار بستیم

‫که از فضا مشترک استفاده کنیم

‫قرارمون با روان چی؟

‫تریکرو ترجیح میده بجنگه تا این که ‫با ازگدا زندگی کنه

‫روان دوست منه

‫متحد ماست

‫دیگه نه

‫چرا قبلا اینو بمن نگفتی

‫اونا میکشنش

‫نه کلارک، اگه در صلح بیاد

‫برای یه نفر جا باز میکنیم

‫ایندرا مرافقت کرد

‫آه!

‫آقایان.

‫خوشحالم که میبینمتون

‫فقط... صبر کنید.

‫نگهبانا کجا هستند؟

‫مردممون هنوز از آرکادیا بر نگشتن

‫-کین، نه. روان! ‫-صبر کن

‫تریکرو

‫این چیه؟

‫لازم نیست درگیری باشه

‫صبر کنید

‫به پلیس خوش اومدید پادشاه من

‫گفتم توضیح بده

‫اسکایکرو با تریکرو متحد شده ‫که معبد رو بگیره

‫اونا بخاطرش برج رو بیخیال شدن

‫از نظر استراتژیکی این خیلی ‫بی معنیه

‫پس من مردممونو گذاشتم جلوی درای معبد

‫چه خوب شد

‫کاری خوبی کردی، اکو

‫بقیه ارتشمونو ببر به درهای معبد

‫هیچ کی وارد یا خارج نشه

‫برو.

‫چند مدته میدونستی؟

‫من تازه فهمیدم.

‫ممنون که سعی کردی هشدار بدی بمن

‫لازم نیست این به یه ‫جنگ تبدیل شه

‫همین الانشم یه جنگه

‫اگه تو بجنگی

‫مردمت بمن خیانت کردند کلارک

‫میخوای چکار کنم؟

‫زنده بمون

‫اشعه تا 6 روز دیگه

‫به اینجا میرسه

‫تو میخواستی پناهگاه رو با ما به اشتراک ‫بزاری

‫چرا با تریکرو به اشتراک نمیزاری؟

‫فکر کنم کین ایندرا رو مجبور به ‫این کار کرده

‫قبل این که به توافق برسن منو بکشن

‫میخوای باور کنی یا نه

‫کین میخواست جونتو نجات بده

‫من شاید، ‫ولی نه مردمم

‫اون قبل این بود که تو معبد رو محاصره کنی

‫ببین، کسی نمیتونه ‫بیاد تو برای زنده موندن

‫مگه تو اجازه بدی

‫ایندرا چاره ای نداره جز حرف زدن

‫باشه، ما حرف میزنیم

‫ولی من مردمتو نگه میدارم

‫مشاور من باید توی جلسه باشه ‫روان

‫مشاورت خوش شانسه که هنوز زندس

More Farsi Persian subtitles for The 100

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left