Οι πρώτες 200 γραμμές.
کی هستی؟
تا حالا جدی این رو از خودت پرسیدی؟
احتمالاً نه
چون دنیا خودش بهت میگه
تو مادری، تو پدری
تحویلدار بانکی، خشکشویی، یا یه آدم فاسد
تمام عمرم مردم بهم میگفتن کی هستم
مدت زیادی من رو میشناختن
به عنوان دست راستِ ویتو ریزوتو
بزرگترین رئیس مافیایی که کانادا به خودش دیده
مونترال مال ما بود
تا وقتی که راهمون از هم جدا شد
بعد از مرگ ویتو، توی مونترال جنگ تمامعیار راه افتاد
همه گنگها میخواستن پادشاهی کنن
اما حالا دیگه نوبت من بود
و توی ۵ سالِ بعدش
اگه کسی پاش رو از گلیمش درازتر میکرد
آدمش میکردم
ما یه آتشبس طولانیمدت داشتیم
تا وقتی که "پاپا لو" زیادی غره شد
پاپا لو
و فکر کرد خودش باید مونترال رو اداره کنه
خب، چی شده، حالا میخوای حرف بزنی؟
هر چیز خوبی یه روز تموم میشه
موتورسوارها رفتن سراغ چند تا از محمولههام
واسه همین تصمیم گرفتم یه تغییری توی مدیریتشون بدم
بعدش هم نوبت ایرلندیها بود
هیچوقت فقط یه موضوع نبود
همیشه مثل یه استخوان لای زخم، مایهی دردسر بودن
و از همه بدتر
توتو بیانکی، رئیس "اندرانگتا"ی تورنتو
این فکر احمقانه زد به سرش که میتونه بیاد تو شهر من
منم حالیش کردم که قضیه از چه قرار است
وقتی همهی اینها تموم شد
مونترال یه سری رئیسِ جدید پیدا کرد
شنیدم همهتون تازگیها ترفیع گرفتید
تبریک میگم الکس، جونیور، لیام
از اونجایی که روز اول مدرسهتونه
میخوام بهتون بگم کارها چطور پیش میره
وقتی زنگ رو میزنم، باید سر کلاس حاضر باشید
اگه دیر کنید، بهتره یه یادداشت از مادرتون داشته باشید
از این به بعد، همهتون موادهاتون رو میخرید
از من، و فقط از من
بقیهی کسبوکارهاتون هم اصلاً برام مهم نیست
حله؟
حل بود
حالا که همه سر جاشون نشسته بودن، خیلی راحت بندر رو قبضه کردم
هیچی بدون اجازهی من وارد یا خارج نمیشد
وقتی شهرت یه جزیره باشه
برای اینکه یه کارهای باشی، باید به بندر دسترسی داشته باشی
و حالا قرار بود من تنها همهکارهی اونجا باشم
مهمترین چیزی که یاد گرفتم
توی تمام این سالهای فعالیت توی این حرفه
این بود که همه
برام فرقی نمیکنه مافیا باشه
کارتلها، یاکوزا یا اون داعشِ لعنتی
همه از طرف یکی از خودیها ضربه میخورن
واسه همین تنهایی کار میکنم
و این چیزیه که دنبالشم
نه پول، نه قدرت
استقلال
به همین خاطر هم از مکزیک سر درآوردم
دکلان! از دیدنت خوشحالم رفیق
مانوئل
این خورخهست
خورخه رامیرز
یکی از قدرتمندترین و ترسناکترین
رؤسای کارتل در کل دنیا
ایشون هم دکلان هستن
راه زیادی از کانادا تا اینجا اومدی، رفیق
خب، شما هم جای خیلی سرراستی رو انتخاب کردید
مانوئل میگه یه سالی هست که هر هفته
درخواست ملاقات با من رو داری
خب، حالا با هم ملاقات کردیم
چی میخوای؟
میخوام مستقیم از خودت خرید کنم
من فقط به چند نفر محدود مستقیم جنس میفروشم
آدمهایی که میشناسم و میدونم از پسش برمیان
بندرهای مونترال مال منه
همونطور که میدونی، اونجا دروازهی کل شمال شرقیه
هیچچیزی بدون تایید من وارد یا خارج نمیشه
پس از پسش برمیام
این یعنی توی جایگاه خیلی بالایی قرار میگیری
کل بازارِ اون بالا رو کنترل میکنی
اما چرا این دردسرِ اضافه رو میخوای؟
پول بیشتری میخوای؟
نه
مگه چیز دیگهای هم هست؟
تو به کسی جواب پس میدی؟
نه
منم همینو میخوام
مانوئل پسرعموی منه. این رو میدونستی؟
میدونستم. البته که میدونستی
مانوئلیتو دوست داره به همه بگه
که پسرعموی منه
نه، مشکلی نیست
مشکلی نیست مانوئلیتو، درکت میکنم
البته که ما دربارت تحقیق کردیم
من با هر کسی ملاقات نمیکنم
نه، فکر نمیکنم این کار رو بکنید
و همونطور که اون میگه، حرفهای و متمرکزی
تو کلی گرفتاری با مافیا داشتی
و حالا قدرتمندترینِ شهرتی
خودم زیاد از معامله با ایتالیاییها خوشم نمیاومد
خوشحساب هستن ولی از بالا به ما نگاه میکنن
بگذریم، همونطور که داشتیم آمارِ تو رو درمیآوردیم
فهمیدیم که یه مقدار از پرداختیها کمه
توی بعضی از محمولههایی که از طریق مانوئل خریده بودی
میتونی توضیح بدی؟
نه. مطمئنی؟
من هیچوقت از سهم کسی نمیزنم، هیچوقت
نه، نمیزنی
مانوئل بود که داشت ازشون دزدی میکرد
که یعنی داشت از تو هم دزدی میکرد
ما با تو معامله میکنیم
برای شروع، ۱۰۰ کیلو
میشه ۵ میلیون دلار آمریکا
اکثرِ آدمها اینقدر پول نقد ندارن
که بتونن هزینهی یه محمولهی به این بزرگی رو پیشپیش بدن
پس ۷ روز وقت داری که پول من رو جور کنی
مشکلی نیست
و اگه از پسِ بیشترش براومدی
اونوقت ماه به ماه مقدارش رو بیشتر میکنیم
خوبه؟
خوبه
عالیه
اما اگه مشکلی پیش بیاد
تو خیلی وقته توی این کار هستی، رفیق
میدونی چه بلایی سرت میاد
مانوئل، اون خانوادهم بود
و آدم خانوادهش رو زجر نمیده
تو خانواده نیستی
توی دنیای جرم و جنایت، خلافکار، خلافکاره
دزد، دزده و دروغگو هم دروغگوئه
و تنها کسی که از پشت بهت خنجر نمیزنه
خودتی
دیگه حاشیه نریم
من کی هستم؟
من یه گانگسترم
کارآگاه نِلی بالاک؟
ببخشید دیر کردم
نتونستم آدرس رو پیدا کنم
کِن تاکر
فقط فیلم بگیر
از هر کسی که وارد اون تالار میشه یا خارج میشه
هدف کیه؟
رؤسای "اندرانگتا"
چی؟
تو کدوم دپارتمان کار میکنی؟
اه، توی بخش کلاهبرداریام
کلاهبرداری
خب، کلاهبرداریهای سطح بالا هم کار مهمیه
تا حالا کار عملیاتی کردی؟
نه، ولی یه سالی هست دارم تلاش میکنم
که منتقل بشم به بخش جرایم سازمانیافته
امروز صبح وقتی باهام تماس گرفتن خیلی ذوق کردم
میدونم دوست نداری به یه آدم تازهکار
آموزش بدی یا همچین چیزی
ولی من واقعاً میخوام یاد بگیرم
کِن، زنگ تفریح تموم شد. بله
اومدن
بابا، خوبی؟
آلرژیم داره من رو میکشه
توی راه برگشت به خونه یه چیزی برات میگیریم
خب، اینجا کی رو داریم؟
لورنزو کوسولِتو، کاپوی "اندرانگتا"
و پسرش، اینیاتسیو
خب، یالا، یالا
و این هم برادر لورنزو، رئیس واقعی
دومنیک، و پسرِ خوشتیپش، لوکا
اون صورت رو ببین
دیگه داره شروع میکنه به گفتن "بابا"
تو هم بچهی بانمکی بودی ولی این یکی یه چیز دیگهست
همیشه نفر اول توی صف بوفهای! چی شده؟
شبیه یکی از اون ماهیها شدی
همونهایی که خودشون رو باد میکنن
آره، بادکنکماهی! خودشه
شبیه بادکنکماهی نیست
آلرژی. از کی تا حالا آلرژی گرفتی؟
از همین اواخر. شروع نکن
تو اصلاً آلرژی نداری
خیالم خیلی راحته
که برادرم توی ۲۴ ساعت گذشته دکتر شده
اگه بخوای میتونم پروستاتت رو هم چک کنم
خیلی کثیفی
انزو، شاید به لاکتوز حساسیت داری
لبنیات واقعاً برات بده
من کل لبنیات رو حذف کردم. حالم عالیه
توی غلاتِ صبحانهت چی میریزی؟
شیر بادوم
شیر بادوم؟ بسه دیگه
دام، چه خبره؟
اینجا چیکار میکنیم؟
خانوادههای اونورِ آب بهم گفتن با اینها همکاری کنم
هی نگو "اونورِ آب"
ساله که اینجایی. اینجا وطنته ۵۰
من توی کالابریا به دنیا اومدم، پدر و مادرمون هم همینطور. کالابریا وطنه
اون تنها کسیه که توی ایتالیا به دنیا اومده
دوست داره این رو بکوبه توی سرِ ما، پس بذار حال کنه
مثل خونآشامها. خونآشامها؟
No comments yet. Be the first to leave one.