The Terminal List

The Terminal List

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Σεζόν 1

Πληροφορίες έκδοσης

The Terminal List S01E03 WEBRip x264-ION10
The Terminal List S01E03 WEBRip x265-ION265
The Terminal List S01E03 1080p WEB H264-CAKES
The Terminal List S01E03 720p WEB H264-SPAMnEGGS
The Terminal List S01E03 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Terminal List S01E03 1080p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Terminal List S01E03 720p AMZN WEBRip x264-GalaxyTV
The Terminal List S01E03 1080p AMZN WEBRip x264-GalaxyTV
The Terminal List S01E03 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-CMRG
The Terminal List S01E03 AMZN WEB-DL x265 10bit HDR10Plus DDP5 1-MIXED
Ένα Σχόλιο από Hitman007
🔴 30nama | H1tmaN امـیـر 🔴

Ετικέτες

webrip
web
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HD
720p
720
HEVC
2CH
1080
Δημοσιεύτηκε στις: 2022-07-01
Λήψεις: 64
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

‫ترجمه از: ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN

« فـهـرسـت مـرگ »

‫- ممنون ‫- خانم وزیر

‫- صبح بخیر ‫- خانم وزیر

‫من مسیر شغلیم رو وقفِ کاهش تلفات

‫و بهبود سلامتِ روانِ

‫سربازان نیروهای مسلح کردم.

‫ولی درحالی که با نیروهای متعارف‌مون ‫به موفقیت دست پیدا می‌کنیم،

‫بار روانی و جسمی بر دوش

‫پرسنل «عملیات ویژه»ست

‫تا حدی که انگار قابل تحمل نیست.

‫به همون اندازه که می‌خوایم ‫سربازان نخبه‌مون...

‫مثل دستگاه باشن، اما نیستن.

‫بودجه‌مون رو قبل از ارسالش برای تخصیص

‫بازنگری می‌کنیم.

‫بازنگری در چه سطحی؟

‫کاهش قابل توجه در استقرار و بکارگیری

‫دائمی نیروهای ویژه خواهیم داشت.

‫- پس، مقرری‌ها رو بازشماری می‌کنید؟ ‫- نه

‫منظورم حداکثر بودجه‌ست. ‫بازنشستگی‌های اجباری.

‫نمیشه که تا آخرین لحظه‌ که ‫جون دارن ازشون کار بکشیم

‫اون وقت با کاهش قابل توجهی در ‫سطح آمادگی مواجه می‌شیم

‫- و پیامد مالی... ‫- سطوح قابل قبولی پیدا می‌کنیم

‫ما از ماه ژوئن داریم ‫روی بودجه کار می‌کنیم، خانم

‫دارید می‌گید که طی چند روز تجدید ساختار کنیم؟

‫خیلی‌خب. زنگ بزنید خونه‌هاتون، ‫بهشون خبر بدید که...

‫قراره چند شب تنها باشن.

‫این نیروها کل زندگی‌شون رو ‫فدای جنگیدن برای ما کردن

‫ما هم می‌تونیم یه آخر هفته رو ‫بهشون اختصاص بدیم.

‫بریم!

‫قضیه مربوط به «جیمز ریس»ـه، مگه نه؟

‫اون یه سرِ قضیه‌ست

‫آره، خلاصه، اگه تا 12 ساعت آینده ‫این کار رو انجام ندیم،

‫شرکت «بازفید» ازمون جلو می‌افته،

‫و این خیلی باعث شرمندگیـه.

‫شرمنده رفقا. من یه جلسه‌ی ‫دیگه هم دارم، ولی ممنون.

‫دست به کار بشید. آفرین.

‫ممنون

‫چطور همچین چیزی رو از قلم انداختن؟

‫با دکتر راسل توی پایگاهِ ‫هوایی «اینجرلیک» حرف زدم

‫ظاهراً اون اصرار داشته که ‫آزمایشات بیشتری انجام بشه،

‫ولی ریس بدون تأیید پزشکان ‫خودش رو مرخص کرد.

‫گفت باید واسه مراسم تدفین برگرده

‫- پس یعنی هیچکس توی نیروی دریایی اینو ندیده؟ ‫- آره، اونا...

‫مدام این یارو رو مأموریت می‌فرستن، ‫فرماندهی یه دسته رو بهش دادن،

‫بعد آزمایشات پزشکیش اختیاری هستن؟

‫این کاملاً سهل‌انگاریـه

‫خیلی‌خب

‫خب حالا چی؟

‫خب، ریس می‌خواد منو ببینه. ‫منم می‌خوام بدونم چرا.

‫به‌هرحال، امروز عصر

‫یه چیزی منتشر می‌کنم.

‫خیلی‌‌خب

‫در این مورد خطری که تهدیدت نمی‌کنه؟

‫وقتی رفتن سراغ «قذافی»

‫من توی «سرت» وسط درگیری بودم.

‫نگران نباش، از پسش برمیام

‫چطوره باهات بیام؟

‫که ریس آب بشه بره توی زمین؟

‫نه

‫اون به من اعتماد داره

‫من اون صندلی رو می‌خوام

‫خیلی‌خب ریس، چرا می‌خواستی ‫منو ببینی؟

‫تابحال اسم «سائول اگنون» به گوشِت خورده؟

‫یا شرکتی به اسم «صنایع کپستون»؟

‫سلام دوستان. سفارش می‌دید؟

‫آره

‫من صدف و خارماهی نواری می‌خوام

‫- حتماً ‫- من چیزی نمی‌خوام، ممنون

‫پاستای بوکاتینی هم می‌خوام

‫البته، چشم

‫صنایع کپستون؟

‫از اون شرکتایی که فقط ‫یه لوگو توی وبسایت‌شون می‌ذارن

‫اگنون، معاون بخش مدیریت دارایی‌ـه

‫خودم کمی تحقیقات کردم و ‫تمام سرمایه‌گذاری‌هاشون

‫همگی... جعلی هستن.

‫شرکت «کارنوال کروز لاین»، ‫«پلنت فیتنس»، «اچ اند ام»...

‫یعنی حالا حامیان شرکت ‫«پلنت فیتنس» هم دخیل هستن؟

‫فقط گوش کن

‫نکته اینجاست، اونا یه ائتلاف سرمایه‌گذاری...

‫60 میلیارد دلاری دارن.

‫خیلی بیشتر از چیزی که توی ‫یه شرکت سهامی عام قابل توجیه باشه

‫خب، باقی‌مانده‌اش رو چیکار کردن؟

‫همین رو باید بفهمیم

‫ایرانی‌ها چطور؟

‫قضیه اصلاً کاهانی نبود. ‫اون یه طعمه‌ی درجه یک بود.

‫این...

‫یه موضوع داخلی‌ـه

‫پای چندین شرکت وسطـه

‫و تموم هم نشده

‫این سرنخ درمورد کپستون، ‫از کجا اومده؟

‫- مهم نیست ‫- راستش مهمـه

‫اگه قرار باشه به اطلاعاتی استناد کنم، ‫باید مطمئن بشم

‫که می‌تونم به منبعش اعتماد کنم.

‫منبعش منم

‫یه چیزی هست که باید نشونت بدم

‫اینو از درمانگاه اینگرام در آوردم

‫نمی‌خواستم تا وقتی مطمئن نشدم

‫بهت نشونش بدم.

‫توموره، ریس

‫تقریباً به اندازه‌ی یه گردو

‫روی محل اتصال بینِ...

‫هیپوکامپ و آمیگدالـه.

‫با یه عصب‌شناس حرف زدم و اون گفت

‫این علائم شامل سردرد...

‫توهم و سردرگمی...

‫این مال من نیست

‫تاریخ صدورش واسه ‫موقعیـه که تو رفتی درمانگاه

‫سازمان تحقیقات جنایی ‫نیروی دریایی اینو بهت داد؟

‫نه. هولدر اصلاً اشاره‌ای بهش نکرد.

‫مطمئنم که الان فقط من و تو از قضیه خبر داریم

‫پیشنهاد عصب‌شناس ‫بافت‌برداری آزمایشی بود

‫بدون این، هیچ راهی ‫برای تشخیص دقیقش نیست

‫ضمناً هر دومون می‌دونیم که تو

‫دچار سردرگمی خاطرات میشی

‫این چیزی نیست که بتونی درموردِ...

‫جهان کاهانی یا کپستون توضیحش بدی.

‫به آینه‌ی پشت سرت نگاه کن. ‫یه مردی هست،

‫کلاه قهوه‌ای، عینک آفتابی

‫- می‌بینیش؟ ‫- نه

‫فقط چند نفرن که دارن ‫ناهارشون رو تموم می‌کنن

‫باید بریم. همین حالا.

‫وایستا، ریس! آهای!

‫تو باید...

‫ریس! ریس، وایسا!

‫گوشی هوشمندت رو با خودت آوردی؟

‫نه. فقط تلفن یک‌بار مصرف. ‫چه خبر شده؟

‫اونا از آسمون دید دارن

‫- یعنی مثل یه پهپادی چیزی؟ ‫- مردی که الان دیدم یه مأموره

‫حالا، یا واسه من اینجاست...

‫یا واسه تو.

‫ریس، هیچکس اونجا نیست. ‫توهم زدی.

‫من واسه پوشوندن رَدم از ‫رادیوی نرم‌افزاری استفاده کردم.

‫فقط با پهپاد می‌تونستن رد منو بگیرن

‫صبر کن

‫این ماشین منـه. سوار شو.

‫سوار شو!

‫کمربندت رو ببند

‫ببخشید، داریم فرار می‌کنیم چون خیال کردی

‫یه بابایی رو با عینک آفتابی دیدی؟

‫فرار نمی‌کنیم

‫سفت بشین

‫همینجا بمون

‫حالت خوبه رفیق؟ ‫ندیدم اون پشتی.

‫بخونش

‫بازش کن!

‫این یه پرونده‌ی اطلاعات ‫حرفه‌ای واسه اهداف کُشتاره

‫هنوزم به‌نظرت دارم عقلمو از دست میدم؟

‫- باید به پلیس بگیم چه اتفاقی افتاده ‫- پلیس بی پلیس

‫ریس، اون یارو وسط ‫روز روشن بهت حمله کرد

‫سازمان تحقیقات جنایی نیروی دریایی آلوده شده

‫شاید پلیس‌ها رو هم خریده باشن، ‫نمیشه مطمئن بود.

‫الان، باید ناپدید بشیم

‫بلدی چطوری از اینا استفاده کنی؟

‫آره

‫نمیشه مطمئن بود وضعیت تو چطوریه

‫باید مخفی بشی تا آب‌ها از آسیاب بیُفته

‫جایی واسه رفتن داری؟

‫- داری؟ ‫- آره

‫شرمنده که تو رو وارد این ماجرا کردم

‫دیگه هرگز منو نمی‌بینی

‫ریس

‫هر اطلاعاتی از کپستون داری بهم بده

‫اگه ارتباطی به تو یا افرادت ‫داشته باشه، پیداش می‌کنم

‫می‌دونی که چطور باهام تماس بگیری

‫کاملاً امنـه!

‫بترکونش!

‫پشت سر من!

‫پشت سرت هستیم

‫پاکسازی شد!

‫امنـه!

‫- آبی! آبی! آبی! ‫- آبی! آبی!

‫می‌ریم داخل!

‫آخرین اتاق هم پاکسازی شد

‫- اون دیگه چه کوفتی بود، هارگرو؟ ‫- قربان؟

‫تو جلوی در بودی. ‫باید اتاق رو پاکسازی می‌کردی!

‫بهت پول نمیدم که واسم جلق بزنی، خب؟

‫می‌خوام طوری رفتار کنی که ‫واقعیتـه و تمرین نیست. فهمیدی؟

‫یه بارم از این غلطا بکنی ‫سیکتیرت رو می‌زنم

‫روی هم رفته دقت 83 درصد بود

‫سرعت هم 71

‫بهترین دفعه‌ات نبود ولی نزدیک بود

‫قطعاً دلم نمی‌خواد دشمن ‫مسلحی باشم که روبروتـه

‫همچنان واکنش‌هام ریدمانـه

‫می‌خواید دوباره امتحان کنیم، قربان؟

‫ای کاش می‌تونستم

‫نه. وقت استراحت ناهار تمومـه. ‫زود باشید بریم.

‫استیو

‫- ساعت 2 بعد از ظهر ملاقات با جنت لنسینگ ‫- استیو...

‫2:45 با ال‌خلیف

‫3:30، هیئت مدیره‌ی رکسئون

‫4:30، سوری راتاناوا

‫- راتاناوا؟ اینو خط بزن. یه دقیقه. ‫- استیو؟

‫- به گری متیس زنگ بزن ‫- باید حرف بزنیم

‫گفتم صبر کن سائول. ‫بهش بگو ما پولمون رو بیرون می‌کشیم

‫اگه دنبال کسی هستن که سرش ‫داد بزنن، می‌تونن یه دیوار پیدا کنن

‫بفرستیدش داخل

‫قرار بود توی سانتا باربارا باشی

‫یه مشکلی پیش اومده

‫اینکه توی سانتا باربارا نیستی؟

More Farsi Persian subtitles for The Terminal List

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left