Thorne : Scaredycat

Thorne : Scaredycat

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Πληροφορίες έκδοσης

Thorne Scaredycat 2010 1080p BluRay x264- YTS AMglish-en
Ένα Σχόλιο από warez
Translated subtitle from English to Persian thorne: scaredycat 2010 زیرنویس فارسی فیلم

Ετικέτες

bluray
Δημοσιεύτηκε στις: 2025-12-21
Λήψεις: 11
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

اون‌قدرا هم بد نیست. می‌دونی، فقط ویسکی با خامه‌ست

آره، می‌دونم. می‌دونم چیه

به سلامتیِ مورین تورن

یه بزرگِ خاندان، یه موسیقی‌دانِ عالی و یه جمهوری‌خواه مبارز

و عاشقِ لیکورهایِ خیلی شیرینِ بعد از شام

مادرت زنِ خوبی بود، می‌دونی که

به هر حال، همیشه با من خوب بود

گوش کن فیل، دمت گرم که اومدی. برام خیلی ارزش داره

برای اونم خیلی معنا داشت، پس... ممنون

بیخیال. یه پیک با من بزن، خب؟ یه نوشیدنیِ درست و حسابی

ما با هم دوست بودیم

تو همه‌چی رو به گند کشیدی

تسلیت می‌گم

تاریخ: هفتم مِی

سنت پنکراس

مقتول: مونث، جوان، ۲۰ تا ۳۰ ساله

روش قتل: فقط با دست

اسلحه‌ها فقط برای نمایشه. عجله نکن

یکی‌شون حسِ درستی بهت می‌ده

اون حس رو یادت بمونه. دفعه‌ی اول رو

اینکه چقدر احساس قدرت می‌کردی. تو هم مثل من قوی بودی

یه چیزی که با «ب» شروع می‌شه

حالا یکی رو انتخاب کن، چون اگه نکنی

من انتخاب می‌کنم

قبل از اینکه به چیزی دست بزنی دستاتو بشور

چارلی، پنج دقیقه‌ی دیگه وقتِ خوابه، باشه؟

اِم... وایسا. خواهش می‌کنم. شوهرم، شوهرم همین بیرونه

می‌تونی منو داشته باشی، اما نه اینجا

طبقه بالا

تعطیلات خوش گذشت، قربان؟

اینجا چیکار می‌کنی؟

سارا چن. نه، می‌دونم کی هستی

فقط می‌خوام بدونم اینجا چیکار می‌کنی

اگه توی دایره‌ی کلاهبرداری می‌موندی، خیلی زودتر بازرس ارشد می‌شدی

روث ماری. ۲۸ ساله. تن‌فروش

توی «کینگز کراس» زندگی و کار می‌کرد. درست همون‌جا

سابقه بازداشت برای جلب مشتری داشت. به زور تنش پوشیده بود

خب، پس این بهت چی می‌گه؟ می‌خواسته پیداش کنیم؟

خوبی؟ اینجا چیکار می‌کنی؟

مگه دو هفته مرخصی استعلاجی نگرفتی؟

کسِ دیگه‌ای نمی‌دونه. می‌خوام همین‌طور هم بمونه، باشه؟

فکر کنم خفه شده

یه مقدار پوست زیر ناخناشه اما زیاد هیجان‌زده نشو

احتمالاً بیشترش مالِ خودشه. پیش می‌آد، می‌دونی که. دیدی حتماً

موقعی که دارن خفه می‌شن، واسه اینکه راه نفس باز کنن گردنشونو چنگ می‌زنن

که توی این مورد، عاملش دستایِ قاتل بوده

ولی ناخنایِ بلندی داره، شاید اونم قاتل رو چنگ زده باشه

اون کبودیِ اونجا چی؟

اگه روش زانو زده باشه، می‌تونه جایِ زانوهاش باشه

یا جایِ دست دورِ گردن

جراحتِ دیگه‌ای هم هست؟

رفتی سرِ اصل مطلب. ردِ یه جور مایع اینجا هست

روی صورت

منی؟ نه، منی نیست

وقتی برگردم آزمایشگاه، بهتر می‌تونم بگم چیه

شما چی فکر می‌کنی قربان؟

هر چیزی می‌تونه باشه، نه؟ بزاق، عرق، اشک

روی پیشونیشه. ممکنه مالِ اون باشه

مالِ اون؟ عجب کارآگاه بازی‌ای درآوردی واسه خودت

از دایره‌ی منکرات بپرس چی ازش می‌دونن. همین اطراف هم پرس‌وجو کن

از بعضی از دخترا بپرس، باشه؟

بله؟

آره، ببین، اگه پیانو می‌خواستم خودم یکی می‌خریدم، باشه؟

توی آپارتمانِ جدیدت خیلی قشنگ می‌شه

برام مهم نیست بابا. من... هی، هی، کجا داری می‌ری؟

تحویل دمِ دره. ۵۰ تای دیگه بدی، می‌بریمش بالا

اوه، لعنتی

قربان، داشتم سعی می‌کردم باهاتون تماس بگیرم

پس خبری از بچه نیست؟

نه. اسمش چارلی تورِیه. پنج سالشه

گزارش‌هایِ اولیه‌ی تحقیقاتِ محلی می‌گه که مقتول مادره‌ست

کارال، اهل سیرالئون

پدرش مرده. دو سال پیش تویِ تصادف

از هیچ سلاحی استفاده نشده

ورود به زور نبوده. درِ پشتی هم قفله

احتمالاً از درِ جلو اومده و همون‌جا کار رو تموم کرده

هیچ مدرکی نیست که نشون بده تویِ خونه چرخیده

اونجا می‌بینمت

از سرِ خشمه، درسته؟ می‌شناختش

خب، امیدوارم همین‌طور باشه، نه؟

چارلی؟

چارلی؟ نترس. اون رفته پسر

اسم من تام‌ئه. پلیسم

بیا چارلی. الان دیگه می‌تونی بیای بیرون

جات امنه

آفرین. پسرِ خوب. بیا. مواظب باش

باشه. آره، همینه، همینه

پسرِ خوب. خوبی؟

می‌خوام ببرمت بیرون، باشه؟ اما باید چشماتو ببندی

خیلی محکم

خیلی خب پسر. چشماتو بسته نگه دار، باشه؟

خیلی خب، همینه

بسیار خب

باشه

پسرِ خوب

اینجا به کمک نیاز دارم

ممنون. اما من نیاز ندارم

سلام. کارآگاه رابرتز هستم

قربان، مارجی نایت. همکارِ روث ماری

می‌گه اون شب روث همون پایین‌تر از اون تویِ سنت پنکراس کار می‌کرده

فکر می‌کنه روث یه مشتری تور کرده. توصیفِ نسبتاً خوبی هم ازش بهمون داد

اما داریم دوربینا رو چک می‌کنیم و فعلاً چیزی پیدا نکردیم

۶ چه ساعتی دیدش؟ حدودِ ساعت

یک ساعتِ قبل و بعدش رو هم چک کن، باشه؟ چشم قربان

از فیل خبری نشد در موردِ اون مایع‌هایی که رویِ صورتِ روث بود؟

هوم، حق با تو بود. اشکه. بعیده بشه ازش دی‌اِن‌اِی گرفت

حینِ کار گریه می‌کرده، هان؟

تو چی فکر می‌کنی؟ فکر می‌کنی پسره چیزی دیده؟

چیزی نمی‌گه

اما حتی اگه چیزی ندیده باشه، حتماً صداشو شنیده، مگه نه؟

پس چرا هنوز زنده‌ست؟

نکنه کسی مزاحمِ قاتل شده و اونم ترسیده و در رفته؟

اگه لازم بود حتی کف‌پوش‌ها رو هم می‌کند، نه؟

اِم... رئیس؟

باید اینو ببینین. این مالِ دوربینایِ سنت پنکراسه

داشتم دنبالِ روث می‌گشتم، اما اینو پیدا کردم

اونا اونجا چیکار می‌کنن؟ این همه‌چی رو عوض می‌کنه

هر دویِ این زنا کشته شدن. هر دو هم از مسیرِ سنت پنکراس اومدن

روث ماری به خاطرِ فشارِ ممتد و آروم رویِ شاهرگش مرده

آسیبِ داخلی خیلی کمه. یه خفه‌کردنِ ساده

بدونِ استفاده از سلاح

کارال تورِی، اونم بدونِ سلاح

غضروفِ انگشتری‌ش خرد شده

غضروفِ تیروئیدش قابلِ شناسایی نیست. استخوانِ لامی‌ش هم شکسته

پشتِ جمجمه‌ش خرد شده، چون قاتل سرشو مدام کوبیده به زمین

اونم در حالی که چارلی سه متر اون‌ورتر بوده

پس حدس می‌زنم می‌تونیم این‌طور فرض کنیم

که این یارو موقعِ کشتنِ کارال تورِی، های‌های گریه نمی‌کرده

پس فکر کنم همه‌ش تصادفیه. روش‌ها زمین تا آسمون فرق دارن. انگیزه‌ها هم فرق دارن

نه، نه. تویِ هر دو مورد، همون میلِ ناتوان و همون پایان رو داری

نمی‌تونه باهاش سکس داشته باشه، پس می‌کشتش. این فرق داره

موردِ روث یه منحرفِ غمگینه

کارال... اون شخصیه. وحشیانه‌ست

احتمالاً یکی از اطرافیانِ خودشه

پس قضیه سنت پنکراس چی؟

هر دوتاشون اونجا بودن. کنارِ ۳۰ هزار نفر آدمِ دیگه

ببین، اینا کافی نیست. تنها چیزی که این دوتا رو به هم وصل می‌کنه بدشانسیه

تا قتل تویِ لندن. فرض کن نصفشون زن باشن. ۸۵ تا ۱۷۰

فرض کن یک‌چهارمشون خفه شده باشن

و فرض کن ۷۰ درصدشون زیر ۳۰ سال باشن

می‌شه ۱۵ تا زن

سنت پنکراس رو هم بهش اضافه کن. به هیچ‌کدوم هم تجاوز نشده

داری فکر می‌کنی، تام؟

یا این روزا این کار رو به بقیه سپردی؟

شما چی فکر می‌کنی قربان؟ تصادفیه یا به هم ربط دارن؟

اگه یه الگویی وجود داشته باشه، دیگه تصادفی نیست

تویِ ایستگاهِ قطار بودی، مگه نه چارلی؟

چرا از پله برقی رفتی بالا؟

کاملاً تویِ خودش رفته

واسه اینه که قطار دوست داری؟ این قطارها رو دوست داری، چارلی؟

حالا، من تمامِ قتل‌هایِ حل‌نشده و سوءقصدهایِ قتل رو بررسی کردم

تویِ لندنِ بزرگ در سه سالِ اخیر

آگوستِ گذشته تویِ ساوت‌وارک و لویشام چهار تا قتل تویِ یک روز اتفاق افتاد

اما تا جایی که من فهمیدم

دوتاشون با چاقو بوده که هر دو مربوط به گروه‌هایِ خلافکار بوده، یکی‌شون هم تصادف و فرار بوده

اون یکی هم یه سرقتِ مسلحانه از یه مغازه‌یِ مشروب‌فروشی بود

اون چاقوکشی‌ها رو دوباره چک کن. سه بار چکشون کردم، قربان

خب، به گشتن ادامه بده

تام، سراغِ تو رو می‌گیره

خوبی چارلی؟

تویِ پرورشگاه اوضاع چطوره؟

مامان کجاست؟

اِم

اوه، داری فکر می‌کنی؟ ببخشید. فکر کردم می‌خوای خودتو پرت کنی پایین

هنوز اینجا چیکار می‌کنی؟ می‌دونی که پولِ اضافه‌کاری نمی‌دم

هوم

امشب می‌رم بیرون تا چارلی و مامانش رو فراموش کنم

تا بتونم فردا برگردم و دوباره بهشون فکر کنم

تو چی؟

فردا می‌بینمت

شنیده بودم آدمِ سخت‌گیری هستی

رویایِ شیرین، از کنارم گذشتی

زمانم به کندی می‌گذره

این آتشی که تویِ ذهنم می‌سوزه

هر جا می‌رم دنبالم می‌آد

اگه جهنم اون پایینه

من یه پرنده‌ام رویِ سیم

هیچ‌وقت این‌قدر تنها نبودم

دارم تویِ آتیشِ شیطان می‌سوزم

این بزرگراهی که داریم توش می‌رونیم

هیچ‌وقت به خونه نمی‌رسه

تاریکی غرورم رو بلعیده

منو رها می‌کنه تا تنهایی بمیرم

چطوری اومدی تو؟

مسئولِ پذیرش گفت طبقِ معمول تا دیر وقت داری کار می‌کنی

آره. چی می‌خوای؟

می‌دونی که روزِ شلوغی داشتم

یه چیزی در موردِ این دوتا زن رو مخمه

چی؟ باز از اون حس‌هایِ ششم‌ت نیست که؟

چون همه‌مون می‌دانیم اون حسا ما رو به کجا می‌کشن، نه؟

می‌تونم یه نگاهِ دیگه بندازم؟ نه، نمی‌تونی

تام، من دیگه از این جور مرام‌ها برات نمی‌ذارم

نمی‌فهمی؟

چند بار دیگه بگم؟ گند زدم و معذرت خواستم، باشه؟

فکر کردم این قضیه رو پشتِ سر گذاشتیم

یه چیزی رو از قلم انداختیم. آره؟ چیو از قلم انداختیم؟

می‌دونی چیه؟ هی، ببین، اگه می‌خوای شکم و روده‌شون رو بریزی بیرون

باید فردا برگردی

تمامِ قتل‌هایِ حل‌نشده‌یِ ده سالِ اخیر رو زیر و رو کردم

منطقه‌یِ جستجو رو هم وسیع‌تر کردم؛ لوتون، چلمزفورد، بروملی، حومه‌یِ شهر

Thorne : Scaredycat subtitles in other languages

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left