Οι πρώτες 108 γραμμές.
تقدیم میکند opus-sub تیم ترجمهی
«ناکجاآباد موعود»
🔥آتش🔥
🔥آتش گرفته🔥
🔥آتش گرفته🔥
.شماره 18684، خواهر کرون
بدین وسیله شما رو به عنوان مامای مزرعه چهار منصوب میکنیم؟
من یه ماما میشم؟
آره
به طور ناگهانی یه جای خالی برای ماما شدن .توی مزرعه چهار باز شده بود
من مدتی میشه که دارم تو رو پیشنهاد میدم .برای همین انتخاب شدی
منو پیشنهاد میدادی؟
.مادربزرگ دم دروازه اومده دنبالت
فوراً وسایلت رو جمع کن و برگرد به مرکز فرماندهی
فوراً؟
.خداحافظ. لطفاً توی مزرعه جدید هم تمام تلاشت رو بکن
مشکل چیه؟ خوشحال بنظر نمیای
اوه نه، این باعث افتخاره. الان آماده میشم
!اون زن. میخواد از شرّ من خلاص بشه
.چه بشه چه نشه، من باید سعی خودمو بکنم
!نمیذارم همهچی طبق خواستهی اون پیش بره
!ماما
!کرون! غذا آمادهست
ها؟ کرون کجاست؟ مگه با تو نبود؟
توی اتاقشه؟
نه، یه خرده کار داشت که باید انجام میداد
ما باید زودتر غذامون رو بخوریم
مادربزرگ
.یه چیزی هست که میخوام بهتون گزارش بدم
!خیلی گشنمه
ها؟
.کرون اینجا نیست
اون کجاست؟
ماما گفت کار داره
پس، منظورت اینه؟
،علاوه بر حقایقی که توی این یادداشتـه
بقیهی نمره کاملها هم از این راز باخبر هستن .و سعی دارن فرار کنن
!و دوتا کیفیت بالا که پایینتر از اونا هستن هم باهاشونن
من در رابطه با فرارشون مدرک ندارم !ولی لطفاً حرفم رو باور کنید
اگه بهش رسیدگی نکنیم، خطرناک میشه ...با این وضع
...با این وجود
اونا تحت کنترلن، مگه نه؟
اگه تحت کنترل هستن، پس مشکلی نیست
درست همونطور که توی دوران من بودن
این دردسرسازه، خواهر کرون .که سر راه ایزابلا قرار میگیری
اونا خاص هستن
ایزابلا و مزرعهاش
ایزابلا برای من یه سرباز لازم و ضروریـه
تو در حدی نیستی که بخوای جای اونو بگیری
برای من هم دردسرساز میشه
باشد که بهترین غذا را در تیفاری تقدیم کنیم
باشد که این مزرعه حداکثر سود رو داشته باشه
آه، که اینطور
.هردوشون تو این قضیه دست داشتن
از اولش هم شانس پیروزی نداشتم
.بابت غذا ممنونیم
!بابت غذا ممنونیم
شما بچههای لوس و ننر بهتره فرار کنید
توی گرگم به هوا کارتون خوبه، مگه نه؟
...فرار کنید
...فرار کنید
و زنده بمونید
بعدش این دنیای لعنتیای که !توش زندگی میکنیم رو نابود کنید
!ممنونیم، خوشمزه بود
.بیا تعویض مواد شیمیایی رو شروع کنیم
بیاید نقشه رو مرور کنیم
نورمن و اِما از دیوار بالا میرن تا اطراف رو بررسی کنن
دُن و گیلدا، یه جایی بیرون از خونه بایستید که بتونید پنجره جنوبی طبقه دوم رو ببینید
محض احتیاط اگه من نتونستم حواس ماما رو پرت کنم بهتون علامت میدم
فوراً به اِما و نورمن خبر بدید که بازرسی رو لغو کنن
خداکنه این اتفاق خوب و بدون مشکل پیش بره
اونو حذف کردم
خواهر کرون رو حذف کردم
دیگه بهش احتیاج نداشتم برای همین حذفش کردم
تو هم همینطور
قرارمون همینجا و همین الان تمومه
منم اخراجم؟
چرا؟ تو به من نیاز داری، مگه نه؟
نمیخوای ازم استفاده کنی ...تا بتونی اونا رو
آروم و غیرمستقیم از پشت پرده کنترل کنی؟
دقیقاً همینطوره
...من داشتم کارمو خوب انجام میدادم، برای تو
آره، تو سگ بدردبخوری بودی
برای همین کنار خودم نگهت داشتم
حتی با اینکه یه خائن دروغگو بودی
حتی با وجود این، نباید مشکلی وجود داشته باشه، درسته؟
!تا زمانی که بدردبخور باشم
آره، درسته که تو تقصیری نداری
این یه اخراج غیرمنصفانهست
.برای منم تأسف آوره .غیرمنتظره بود
نمیخواستم تا آخرش ولت کنم
...پس
ولی چاره دیگهای ندارم
وضعیت تغییر کرده
از حالا به بعد، خودم تنهایی کنترلشون میکنم
متأسفم، رِی. لطفاً بخاطر کارهایی که قراره انجام بدم منو ببخش
!ماما
یه مدت همونجا بمون، باشه؟
وقتی برگشتم میذارم بیای بیرون
بذار ببینم، با توجه به سرعتی که این دوتا سیگنال دارن باهاش توی جنگل میدون
باید اِما و نورمن باشن
دارن مستقیم به سمت حصار میرن
برام سؤاله که برای انجام بازرسیـه یا نه؟
اوه، و اون مواد شیمیایی هم برام مهم نیستن
چون تو ازم محافظت میکنی
بخاطر صلاح اونا، نمیذاری من کشته بشم
برای همین اگه میخواید جلوی منو بگیرید .قطعاً از یه روش دیگه استفاده میکنید
خداحافظ، رِی بابت تمام تلاشهایی که تا الان کردی ممنونم
No comments yet. Be the first to leave one.