Οι πρώτες 200 γραμμές.
دو به یک؟ انجامش میدن
من رو همین شرط میبندم
خوشحالن
همهشون شروع کار خوشحالن
اینو دور ننداز. آدامس خوبیه
!باشه
باید... باید یه عکس بگیرم
وقت «خانم خوششانس»ه
باشه، بیا پیش من
خیلیخب - بیا تمومش کنیم و بریم خونه -
نمیخواد حالا دوبار بگی بهم
بیخیال
چیکار میکنی، استیوی؟
نمیتونم منم عشق و حال کنم؟
...دیدم تو و خواهرت اینجا بازیگوشی میکردین
خواهرشوهرم
با برادرش ازدواج کردم
...حالا اگه اجازه بدی
دوست داری بریم دور میز طبقه پایین بشینیم؟
میتونم برات ممکنش کنم، ثونی
فیونا گفت اجازهش رو نداری
،برای افراد غیرمجاز بله ...ولی برای تو
نه ممنون، نمیام
بیخیال
میخوام کمکت کنم
زیادی براش خوبی؟
نیازی به این کمکها ندارم
الان دست از سرم بردار
خیال میکنی خیلی زرنگی؟ فقط یه تماس
تو زنگ نمیزنی چون اجیرکردن ما غیرقانونیه
و ما رو تحویل بدی فقط به خودت ضرر میرسونی
هی، فکر کردی با کی داری حرف میزنی؟
دست به من نزن !گفتم ولم کن
!ولش کن
...من... من
نفس نمیکشه
!نه، نه، نه
خدایا. داره چیکار میکنه؟
زنگ بزن اورژانس
از کجا اینکارو بلد بودی؟
دکتره
بیا بریم بیرون
حالت خوبه؟ - آره -
اون حالش خوب میشه؟
،بعید میدونم تا حالا حالش خوب باشه ولی زنده میمونه
،مثل بقیه آشغاله ولی تو فوقالعاده بودی
،وقتی دیدم اونکارو کردی
،تو باید جون مردم رو نجات بدی نه اینکه توالت تمیز کنی
ولی چرا فقط یکیش؟
میتونم حین تمیزکردن توالت جون مردم رو نجات بدم
چه خبر، جز؟
جز، جز، عقاب به زمین نشست
دریافت شد
هوی، این بیرون چیکار میکنی؟
ساعت از ۲ گذشته - خوابم نمیبرد، مامان -
کریس کو؟
قرار بود مراقب تو باشه
لوکا مراقب من باشه؟
دیدمت
!کریس. کریس
کجایی؟
!تو. برو تو تخت. الان
از وقتی بچه بودم، بخاطر کارما بوده
اونا در مقابل تو فرشتهن
چیه؟ - !کریس -
چی پیش خودت فکر کردی
که بذاری خواهرت بیرون تنها باشه؟
اون حالش خوبه
آها، تا یکی به خدمات بچهها زنگ بزنه
،تا تن لش منو از اینجا ببرن اونوقت چی؟
،اگه تکالیفت رو نوشتی
شاید بهتره یکم از شعور توی اون سرت استفاده کنی
مهم نیست
!«نه... به من نگو «مهم نیست
شب بخیر، ثونی
شب بخیر، فی
لوکا
گفتم که منتظرم نمون
و تا این وقت از شب بازی نکن
بازی نمیکنم. باباست
بهش گفتم توپبازیِ جز رو نگاه میکنم
کِی میای با بابات توپبازی کنی؟
مارکو؟
خیلیخب، صدای مامانت رو شنیدی
،گوشی رو بده بهش و تو بگیر بخواب باشه؟
توپ یعنی زندگی
توپ یعنی زندگی
اولین ضربه، لوکا
خیلیخب
وای، کجا بودی؟ داشتم زنگت میزنم
تا دیروقت کار میکنم، مارکو
وقتی که باید خونه باشی
تو یه سالی هست اونجایی از وقتی که اون خَیّر شونه خالی کرد
هشت ماه - چه چیزایی تغییر کرده؟ -
اون درمونگاهها هنوزم لوکا رو نمیبینن
،ما زیرنظر ثبت اهداکنندهایم مارکو
باید صبر کنیم
بعداً راجع بهش حرف میزنم
خداحافظ - یادت باشه -
خیلیخب، عزیزم
وقت پروازه؟
مثل نیل آرمسترانگ
و چینو رو
باشه، اول میخوای کجا بری؟
مریخ... نه، زحل
زحل؟ - آره -
اون؟
باشه
چون یه حلقه داره
باشه. حالا چشمات رو ببند
چشمات رو ببند
و بخواب
و راحت باش
،اون یه ضعف ایمنی نادری داره
و هیچ دفتر ثبت مغز استخوان تو راه خونه نیست
پسرم کامبوجی-فیلیپینیه
پس تا حدودی غیرممکنه که یه جفت دیگه براش پیدا بشه
بله، برای همین دانشگاه کالیفرنیا درمونگاه شما رو به ما معرفی کرد
بله، شمارهم همینه
ممنون
لعنت
اگه زنگ نزنن میخوای چیکار کنی؟
درشون رو تخته میکنم اگه مجبور باشم
النا، ممنون
هم تو و هم تو
هردوتون اخراجین
وایسا، چی؟
نمیتونی اخراجمون کنی
من بزرگترین قرارداد پختوپزم رو از دست دادم
بخاطر اون شیرینکاری که تو کردی
آره، ولی ثونی جون استیوی رو نجات داد
بعد از وقتی که نزدیک بود بکشیش
بهت گفتم بعضی از شغلها مشکلان
منظورت تجاوزه
باشه، ما سه شب با استیوی کار کردیم
از وقتی که این شغل رو برای ما جور کردی؛ تو به ما بدهکاری
فکر کردی بخاطر اون کارِت پولی میدم بهت؟
آره... مگر اینکه بخوای حرفی رو لو بدیم
که تو پول ما رو نمیدی
باید چیزی که مستحق ماست رو بدی
،چون اگه همهمون بذاریم بریم
بیشتر از یه قرارداد از دست میدی
میدونین چیه؟
هردوتون مایۀ دردسرین
دیگه دوتایی تو یه شیفت کار نمیکنین
ثونی
اینجا رو باش
واسه بچۀ ۱۶ سالۀ شلبی
دخترت عاشقش میشه، تئو
آرمان، مرد خوشموقع خوشحالم میبینمت، داداشم
منم خوشحالم میبینمت، تئو همهچی روبراهه؟
همونطوری که انتظار داری پیش میره
خوبه. بریم یه نوشیدنی بزنیم مُردم از گرما
هی، هی، چه مرگته، داداش؟
بیخیال، مؤدب باش - چیه؟ -
میدونم بابات بزرگت نکرد
که تظاهر به عذرخواهی کنی
چیزی نیست. منو ندید
هرکس که نمیتونه تو رو ببینه کوره
یالا، عذرخواهی کن - باشه -
معذرت میخوام، باشه؟
حله؟ - خوبه -
بریم نوشیدنی بزنیم
آره، حله - بریم پول زیادی دربیاریم -
ردیفه - خوبه -
گفتم نه
بیخیال
تو ازم میخوای مبارزه راه بندازم؟
!جلو این سر و صدا رو بگیر
!هی، درخواست نبود. دیوا
عمراً
من خودمو برای این کار پاره کردم، تئو
ولی این کار به دردت نمیخوره
ببین، من خونواده دارم یه دختر کوچیک
این خیلی موضوع بزرگتریه
...تو ظاهر کار رو قشنگ جلوه میدی
و خشن میری پایین
همیشه فکر میکنن نوکر باباشونیم
مگر اینکه بهشون اجازه بدیم
سلام، آبجی
سلام. مبارزه چطور بود؟
اگه شرط میبستم، برنده میشدم
شاید بهتره بریم دعوا کنیم
چون خیلی بهتر از الان میشه
درسته
!منی پکیاو، جا واسه خانم خوششانس باز کن
،خب، اگه من خانم خوششانسم پس بهتره سریع شانسمون عوض بشه
،هی، تئو !کارمون اینجا تموم نشده
خودم درستش میکنم
خودم درستش میکنم، باشه؟
...ثونی، ثونی
باشه، کاری از دستم بر نمیاومد
...تو گند زدی بهش! تو
خودم حلش میکنم
یه فکری به حالش میکنیم، خب؟
نباید از کوره در بری
آره، نه، ما خوبیم
قسم میخورم، تا حالا اینجوری نشده
باشه
این چه کاری بود؟
No comments yet. Be the first to leave one.