Reckless

Reckless

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Σεζόν 1

Πληροφορίες έκδοσης

Reckless 2025 S01E02 720p WEB-DL AAC2 0 H 264-WH
Ένα Σχόλιο από warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 2 Reckless 2025 زیرنویس فارسی سریال

Ετικέτες

webdl
Δημοσιεύτηκε στις: 2025-11-24
Λήψεις: 20
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 196 γραμμές.

اوه!

مطمئناً مرده.

جِین: اون داشت از سرطان می‌مرد.

ما اونو از ماه‌ها درد وحشتناک نجات دادیم، چارلی.

من شارن هستم، خواهرزاده‌ی جورج. دیروز از انگلستان اومدم.

جِین: اینجا جای آشنایی نیست.

این آشنایی به خاطر اینه که تو عموی اونو کشتی.

شارن: و این با کبودی‌های روی پاهاش مطابقت داره.

به نظر نمیاد به آرومی از دنیا رفته باشه.

به خودت برس و بیا روی این پرونده کار کن.

احتمالاً رنگه.

من این نمونه‌ها رو می‌برم آزمایشگاه تا روشون آزمایش بشه.

من هنوز همه کارهای حسابداریتو مجانی انجام میدم!

من هیچ‌وقت ازت نخواستم مجانی انجامش بدی!

مشکلی داری؟ من دیدم.

اوه، جلسه الان آماده‌ست اگه شما هم آماده باشین.

مشکل از اینجاست. ها؟

سلام. سلام. چطوری؟

تصور کن چه پنیر و کراکری کنارش می‌چسبه، ها؟

بزرگترین خیارشور استرالیا؟ خدای من، ببین چقدر بزرگه!

چاییت خوبه مامان.

# لازم نیست بگی دوستم داری، عزیزم

# اشکالی نداره

# چون، عزیزم، برام مهم نیست

# اوه، عزیزم، برام مهم نیست

# نه، عزیزم، برام مهم نیست

اوه، لعنتی!

اوه، صبح بخیر!

اوه، میتونم کمکتون کنم؟

از پسش برمیام.

ببین، سخت گذشته، نه؟

جورج بیچاره مُرد. خیلی ناراحت‌کننده بود.

فکر کنم همه‌مون رو حسابی بهم ریخته، نه؟

ببین، آم...

من می‌فهمم.

شب بود. چشمای پیرم دیگه مثل قبل نیست.

و تو نمی‌تونستی چیزی که فکر می‌کردی رو ببینی.

چون همچین اتفاقی نیفتاده.

من خوشحالم که این موضوع رو همینجا تموم کنیم.

باشه.

اینطور نیست که من عمیقاً نگران نباشم.

از اتهاماتی که زدی.

بدم میاد فکر کنم این موضوع ربطی داره به...

اینکه من و برادرم...

البته. بله.

خوبه.

بیست هزار (دلار).

چی گفتی؟ منو شنیدی.

فکر نمی‌کنم واقعاً شرایط رو درک می‌کنی.

حتماً آدم خیلی مهمی هستی.

پس بذار بخشی از اون وقت باارزشت رو نجات بدم.

بیست هزار (دلار). به همین سادگی.

جِین: تو به رانندگی خطرناک و قتل متهم میشی.

جِین: (زمزمه می‌کند) بمون. باهاش دوست شو.

و اگه سؤالی داشت، بیاد سراغ تو.

سلام.

هی.

پس اینطوریه، آره؟

چطوری؟

می‌خوای... با یه فنجون چای آروم منو بپیچونی؟

نه. نه.

من از تو خوشم میاد، شارن.

و من از این خوشم میاد.

این... می‌تونه یه چیزی بشه.

یا حداقل یه چیزی قبل از اون اتفاق اصلی.

واقعاً فکر کردی می‌خواستم ولت کنم؟

اولین بار نیست که بعد از سکس ول میشم.

خب، اون پسرا احمق بودن.

با فرض اینکه همه‌شون مرد بودن.

می‌دونی، برای من فرقی نمی‌کنه، می‌دونی؟

قضاوتی نیست. هوم.

شاید فقط بس کنی.

حرف زدن بس کن. باشه. فکر خوبیه. فکر خوبیه.

می‌دونی چیه؟

همینجا صبر کن. می‌خوام یه چیزی نشونت بدم.

باشه.

اینو ببین.

اَدونچر وُرلد.

پارک تفریحی و جاذبه‌ی گردشگری شماره یک پرت.

چیزی به یادت نمیاره؟

اوه، اینجا جای خاص توئه. اون شب بهش اشاره کردی.

ولی تو قبلاً اینجا بودی.

نه، بهت گفتم، این اولین باره که میام استرالیا.

ممنونم. خیلی مهربونه.

واقعاً عجیبه. ولی مهربونه.

جِین: باید حقیقتو بهت بگم.

زنت یه مرد جدید پیدا کرده.

و اون طرفدار تیم عقاب‌هاست.

و اون همون اول توپ رو دقیقاً بین اون دو تا تیرک بلند انداخت.

نه.

وانتش امروز صبح جلو خونه‌ت پارک بود.

داشت با بوسه ازش خداحافظی می‌کرد.

با چنان شور و حرارتی که معلوم بود قراره خیلی زود برگرده تو.

و همین‌طور هم شد.

داشتن عاشقی می‌کردن؟ بدون شک.

آره، همین‌جا. ممنون گلم.

باشه، پس، رادی، با توجه به این غصه کمرشکنی که باهاش دست و پنجه نرم می‌کنی...

آره... یکم بهت سخت نمی‌گیرم.

این پرونده رو ازت می‌گیرم.

و حواسم به اون نمونه‌ها هست.

و می‌خوام بری یه استراحت حسابی و آروم داشته باشی.

نه. اینجا جاییه که من کوتاه نمیام.

آره... نه... آره!

من این کارو برات انجام می‌دم. واقعاً لازم نیست، رادی.

و من کار می‌کنم... رادی!

سخت‌تر از هر وقتی که تو زندگیم کار کردم.

و زنم رو دوباره به دست میارم.

هوم؟ واقعیت محضه.

این ودکاست. نه، نیست.

من لیموناد خواسته بودم، جون.

تو فقط یه کار داشتی، کلوئی!

می‌دونم داری چیکار می‌کنی.

داری منو امتحان می‌کنی.

داری وسوسه‌ام می‌کنی.

تا مطمئن بشی که قدرت این کارو دارم.

به همه ثابت می‌کنم. هوم؟

من این کارو برای تو انجام می‌دم، جون.

و برای زنم هم انجام می‌دم.

خوبه. و، رادی؟

من حواسم به اون نمونه‌ها هست، باشه؟

نه.

نه، لازم نیست نگران باشی چون، می‌دونی چیه؟

من دیشب خودم بردمشون آزمایشگاه.

اینجوریه که من جدی‌ام.

عالیه.

من برگشتم. عالیه.

من برگشتم! هووو!

عالیه.

خب، هنوز از شرش خلاص نشدی؟

چارلی: خب، «خلاص شدن» رو توضیح بده، جون.

شوتش کن بره.

با زور سوار یه پرواز بین‌المللی کنش.

و گورش رو از حریم هوایی استرالیا گم کن.

شرشو کم کن، کله‌پوک.

کجایی؟

آه، حیاط جلو... جلو خونه‌شه. تو هنوز اونجایی؟

گفتی کنارش باشم، جون.

گفتم کنارش باشی، نه اینکه بهش بچسبی!

ولی یه چیزی پیدا کردم.

چی؟ آ...

چی؟

آ... من، اوم... فهمیدم اون یه بلیط برگشت انعطاف‌پذیر داره.

و هنوز تاریخ برگشتش رو مشخص نکرده.

سوارش کن تو اون هواپیمای لعنتی!

خب، داد نزن! جدّی میگی، چارلی!

میشه لطفاً اون کله‌تو بذاری کنار و اونو از کشور بندازی بیرون؟

چی؟! قبل از اینکه جفتمون بریم زندون.

(در بسته می‌شود)

آآآآآآآآه

مممممم... عزیزم؟

اوه، ببخشید.

روزت چطور بود؟ سلام.

خیلی فکر کردم.

اوه، اون چیه؟

این.

غذای آماده بوتانی.

مناسبتش چیه؟

فقط خواستم به همسرم یه لطفی بکنم.

خب، عالیه. ممنون.

همین‌طور که یادم افتاد...

نظرت چیه که شاید...

یه کم پول به چارلی بدیم؟

منظورم اینه، اگه ما نبودیم، الان نفس هم نمی‌کشید.

چقدر؟

خب، به حساب مشترک نگاه کردم و، اوم...

یه جورایی شوکه شدم.

ولی فکر می‌کنم می‌تونیم از پسش بربیایم.

چقدر، جون؟

هوم... بیست هزارتا.

هوووو!

آره. آره، خیلی زیاده.

چی شد اون حرفت که می‌گفتی: «این پول‌پاشی‌ها مردم منو به بردگی می‌کشه»؟

خب، ببین، من بیشتر بهش به چشم... یه کمک برای پیشرفت نگاه می‌کردم.

پس، چیزی که داشتم بهش فکر می‌کردم این بود که...

می‌خوام یه بار دیگه تخمک‌کشی انجام بدم.

چی...؟ باشه.

خب، فقط به خاطر اینکه من فکر می‌کردم که...

بعد از سقط قبلی و همه اون ماجراها...

فکر می‌کردم که شاید برای یه مدت این موضوع رو گذاشته بودیم کنار.

آره، راستش ما هیچ‌وقت در موردش حرف نزده بودیم.

یعنی، مگر اینکه نظرت عوض شده باشه.

نه، نه.

فقط دیشب با چارلی و شارن، همه چیز خوب بود.

انگار... حالم خوبه.

حالمون خوبه.

خب، می‌دونی، ما اون ۲۰ هزار دلار رو واسه خانواده خودمون لازم داریم.

معلومه. معلومه که لازم داریم.

چارلی... حالش خوب میشه.

بفرمایید. به سلامتی.

داری سرک می‌کشی؟

فقط کنجکاوم.

چیکار می‌کنی؟

فقط دارم وسایل عمو جورج رو زیر و رو می‌کنم.

رسیدهای خرید و نت‌های موسیقی داره.

و... گوشی‌های موبایل قدیمی.

کی می‌دونه عمو جورج چه رازهای تاریکی رو پنهان کرده؟

More Farsi Persian subtitles for Reckless

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left