M.I.A.

M.I.A.

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Σεζόν 1

Πληροφορίες έκδοσης

M I A S01 PCOK WEB 30NaMa SubMatrix
Ένα Σχόλιο από PersianSUB

Ετικέτες

webdl
Δημοσιεύτηκε στις: 2026-06-18
Λήψεις: 28
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No
FPS: 23.976

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

قاتل‌ها، قاتل به دنیا نمیان

بلکه ساخته می‌شن

‫از دلِ فقدان، از درد، از ناچاری

‫چرخه‌ی خشونتی رو زنده نگه می‌دارن که ‫هیچ‌وقت تموم نمی‌شه

‫فقط یک تصمیم باعث شد من مرتکب قتل بشم...

این‌که جون یک آدم رو بگیرم

‫یه حرکت اشتباه، که همه ‌چیزم رو ازم گرفت

و هیچ‌کس جز خودم مقصر نیست

‫کرم ضد آفتاب اس‌پی‌اِف ۱۰۰!

‫"فلوریدای جنوبی" مرکز اصلی ‫ سرطان پوسته، دوستان

پدر جان، این طرفت سوخته

اهل کجایی، مادر؟

‫"لینبروک، نیویورک"

‫"کاپیتان کانگورو" هم اهل اون‌جا بود

‫منم "هارتفورد، کنتیکت"

‫اولین شهر آمریکا که یه جادوگر رو دار زد

‫- ما هم "پورتلند" ‫- "اورگن" یا "مِین"؟

همون اصلیه

‫تلاش خوبی بود، "دنی گلاور"

‫"پورتلند، مِین"، ‫خاستگاه ذرت کنسروی

‫منم "گلنوود اسپرینگز، کلرادو"

‫همون‌جایی که بیماریِ سِل، ‫جونِ "داک هالیدی" رو گرفت

‫هی! بشین سر جات. خطرناکه!

‫خیلی‌خب، حالا بگین ببینم ‫ کی اومده "کی لارگو"

‫تا من فقط براش از ذرت کنسروی و ‫ بیماری سِل حرف بزنم؟

دستش رو ببره بالا

‫باختی، "دکتر دووم"!

هیدراته بمونین

‫من راهنمای شما هستم، "اِتا تایگر جونز". ‫و انعام...

‫ اجباری نیست ولی دل ما رو شاد می‌کنه

حالا کی می‌خواد خوش بگذرونه؟

‫دوربین و گوشی‌ها رو بیارین پایین، دوستان

‫سازمان حفاظت حیات‌وحش "فلوریدا"،

‫نظر چندان خوشی درباره‌ی ‫آزمایشات "پاولف" طورِ من نداره ‫(شرطی‌سازی حیوانات)

‫منم نمی‌خوام وقتی "لری" بالاخره ‫ جوابم رو داد،

چهره‌م تو کل فضای مجازی پخش شه

لری دقیقاً کیه؟

لری یه تمساح ۳.۵ متریه که همین نزدیکی لونه داره

‫صدا توی آب چهار برابر سریع‌تر ‫از توی هوا حرکت می‌کنه

‫ گوشت رو می‌ا‌ندازم توی آب، ‫بعد سوت می‌زنم

‫گوشت، سوت، گوشت، سوت، ‫روندش اینه

و... این کار جواب می‌ده؟

دیر یا زود

‫چارلی، پاهاش رو بگیر!

‫این دیوونگیه!

‫ای حرومزاده!

‫تـرجـمـه از: ‫ « پـارسـا سـرپـرسـت »

‫می‌خوام همین امروز اخراجش کنین!

‫واس یه تمساح طعمه انداخت!

‫- درست جلوی دماغه‌ی قایق ‫- واقعاً؟

‫جونم در خطر بود!

دوست جدید پیدا کردی؟

‫من آدم خونگرمی‌ام

دیگه باید این بچه رو از شکمم بیارم بیرون

مایع منی

ببخشید؟

‫اکسی‌توسین، همون هورمونی که ‫باعث زایمان می‌شه؟

توی منی هست

تو چته؟

من فقط حلال مشکلاتم

سلام

ببخشید که دیر کردم

عیب نداره

مرسی

‫اوف!

بدجور داره لگد می‌زنه

رُزی؟

‫فکر می‌کردم دکتر گفته باید دراز بکشی و ‫ استراحت کنی

ولم کن، لیا

‫نمی‌شه فقط یه‌جا بشینم و ‫ منتظر بمونم تا کیسه‌ی آبم پاره شه

مخالفم

نمی‌خوام هیچ اتفاقی برای تو

‫یا نوه‌ی خوشگلم بیفته. برو

شما دو تا احیاناً نمی‌دونین

‫مرغ‌های درسته‌ی توی فریزر ‫ کجا غیب‌شون زده؟

‫- بنیتا باز دیر اومد؟ ‫- نه، داره جای دوش‌ها رو تی می‌کشه

‫حسرت به دل موندم یه بار ببینم ‫این دختر زود اومده سر کار

مامان، می‌شه بهش سخت نگیری؟

اون خانواده یا ‌کسی رو نداره

تنهای تنهاست

پس دیگه دلیلی نداره که دیر بیاد

تو دیگه کجا می‌ری؟

من چهار ساعتِ تمام توی زلِ آفتاب کار کردم

سه تا تور بردم

‫ فقط یه کمدی‌کلاب شناور رو چند بار ‫ توی طبیعت بهشتی چرخوندی

یه سطل و فرچه بردار

منم کمکت می‌کنم

برنامه‌ت برای فردا چیه؟

‫- بازدید دانشگاهت هنوز مونده ‫- تو برنامه‌م هست

اِتا، تو خیلی بچه باهوشی هستی

ازم می‌خوای چی بشنوی، مامان؟

این‌که بالاخره آینده‌ت رو جدی گرفتی

من نمی‌دونم که می‌خوام چی‌کار کنم

در حال حاضر عاشق هیچ کاری نیستم که

حاضر باشم تا آخر عمر انجامش بدم

منطقی فکر کن، نه احساسی

حساب‌داری یا مدیریت چطوره؟

مگه کار کردن برای بابا چشه؟

مثل کاری که نیتن و وایِت می‌کنن؟

‫برادرهات به درد دانشگاه نمی‌خورن

ولی تو از پسش برمیای

اِتا، تو الان یه فرصتی داری

‫- تا از این خراب‌شده بری ‫- ای خدا

چرا نمی‌خوای ازش استفاده کنی؟

‫دوباره بزن، وایِت!

‫خیلی‌خب، قطعش کن، وایِت!

‫طعمه گذاشتن برای تمساح ‫ چطور پیش می‌ره، آبجی؟

اصلاً نمی‌دونم منظورش چیه، کلانتر

آره، منم چیزی نشنیدم

‫من باید برم، دَن. ‫خداحافظ پسرا و اِتا

فردا آماده باش، جک

مگه بهت نگفتم این کار رو بذاری کنار؟

این یه آزمایش علمیه، بابا

‫چرا دریچه‌های خروجی، ‫ زیر خط برخورد آب با قایق‌ان؟

تا آب وارد اتاقک خَن بشه

می‌خوای آب وارد قایق بشه؟

‫اگه بخوای قایق پایین‌تر توی آب بشینه، ‫ این کار نیازه

‫بریم، کله‌پوک‌ها

‫فردا دو تا تور ماهی‌گیری داریم

کلی آماده‌سازی باید انجام بدیم

منم می‌تونم بیام، می‌دونی

تا کمک‌تون کنم

‫طعمه‌ها رو آماده کنم، ‫چوب و قرقره‌ها رو چک کنم، آبجو پخش کنم

‫قبلاً درباره‌ش حرف زدیم، عزیزم

این کار به درد تو نمی‌خوره

‫روی کاری تمرکز کن که ‫از مغزت استفاده کنه

‫- خب، می‌‍‌تونم که فعلاً با شما کار کنم ‫- بیا بغلم

‫تا بفهمم خودم می‌خوام ‫ چه مسیری رو پیش بگیرم

از زندگی چی می‌خوای؟

‫فکر کنم ماجراجویی از نظر شما ‫ خواسته‌ی زیادیه

‫اون می‌خواد بخشی از این کار باشه، ‫بخشی از ما

‫به امید خدا، اون ‫تا ماه بعد می‌ره دانشگاه

‫از صدقه سری من، دیگه نیازی نیست ‫تو چشمای دخترمون اون نگاه رو ببینی،

‫وقتی بفهمه باباش برای امرار معاش ‫ چی‌کار می‌کنه

اون که می‌دونه من کارم چیه

از نزدیک ندیده

این مسیر مناسب اون نیست

‫این‌که ببینه کارِ سخت ‫چطور تبدیل به موفقیت می‌شه،

‫این‌که باباش چطور نون سر سفره میاره

نباید بذاریم اینا رو ببینه؟

‫چقدر احتمال داره که از چشمش بیفتم؟

جدی؟

هیچی

‫فقط نگرانم اگه همراه شما بیاد،

دیگه فقط همین کار رو بخواد

تحت هر شرایطی، اِتا باید پاییز بره دانشگاه

‫- قبوله؟ ‫- کاملاً

‫ولی تا اون موقع، حس می‌کنه باید ‫ این‌جا یه نقشی داشته باشه

هی، اِتا

عزیزم، بیدار شو

ساعت چنده

‫۴:۴۰ـه

می‌خوای بریم ماهی‌گیری؟

یعنی به‌عنوان خدمه قایق؟

‫بجنب آماده شو، ماجراجویِ بابا

‫شنیدم "فلوریدای جنوبی" ‫ مرکز اصلی بیماریِ ملانوماست

مرسی، مامان

‫وایسا ببینم. ‫یه چیزی برات دارم

‫- مامان، باید برم ‫- طوری نمی‌شه. بذار یه‌کم منتظر بمونن

این چشمِ ببره

‫وقتی بچه بودیم،

مامان‌بزرگت یکی به من داد، یکی به خواهرم

کارمن؟ همون خواهری که ازش متنفری؟

ازش متنفر که نیستم

فقط دیگه باهاش صحبت نمی‌کنم

‫مامانم گفت هر وقت بهش نگاه کنیم، ‫یاد اون می‌افتیم

درست می‌گفت

مرسی، مامان

حالا دیگه برو

باشه

‫خیلی‌خب، لبخند گنده بزنین!

‫ایول!

‫امروز دارین آبجوها رو ‫ پشت هم سر می‌کشین!

‫زود شروع کردینا!

رفقا، باید عذرخواهی کنم

فکر کنم کاسه‌نمد عقب ترک برداشته

یعنی مجبورم فقط با یه موتور

لنگ‌لنگون حرکت کنم

می‌دونم اذیت می‌شین ولی مجبورم

‫منتقل‌تون کنم به قایق "تایگر ۳"

‫صیدها رو میاریم روی این قایق،

‫انبار رو هم خالی می‌کنیم

‫تا شما بیشتر ماهی‌گیری کنین

‫دَن، ما کلی پول بابت این دادیم

‫ببینین، آخر روز اگه حس کردین

‫پول‌تون حروم شده،

پول‌تون رو کامل پس می‌دم

‫ترجیح می‌دم سالم بمونین تا این‌که ‫ از شما سودی کنم

خیلی‌خب، باشه

خیلی‌خب، ما این رو درستش می‌کنیم

‫و موقع برگشت به بندر، ‫بهتون ملحق می‌شیم

مراقب باش، اِتا

خوب ببین و یاد بگیر، اِتا

چقدر باید منتظر بمونیم؟

هر چقدر که طول بکشه

‫داری مضطربم می‌کنی. ‫غذات رو بخور

نه، نه، نه، بذارش سر جاش

شوخی می‌کنی دیگه؟

‫- به قیافه‌م می‌خوره شوخی کنم؟ ‫- من تقریباً ۲۲ سالمه

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left