Οι πρώτες 200 γραμμές.
به مرور زمان، چیزهایی که از دنیا میفهمم
باعث میشه کاری که میکنم
هر کاری که میکنم، تمام حرکاتم
وقتی تکون میخورم، وقتی آدمها رو میبینم
همه رو بهتر انجام بدم
چون یه دید کلی پیدا کردم
انگار دارم به یه نقشه نگاه میکنم
تا حالا به نقشه نگاه کردی؟ آره
بلدی نقشه بخونی؟ فکر کنم آره
بلدی نقشه بخونی؟ آره
پدرت آدم خوبیه، ولی یه سری چیزها هست
که اون از دنیا سر در نمیآره و من میفهمم
پدر من! نه، نه... صبر کن، صبر کن. گوش بده
پدرم خیلی چیزها میدونه
صبر کن، هنوز سوالم رو نپرسیدم
وایسا گوش بده! بابای من
نه، به بابات نمیگی! ساکت باش
بابای من از تو بهتره
هیس! حرف نزن! هنوز سوالم رو نپرسیدم
به من گوش بده. چی؟ آره، باشه
نگران نباش، خوبه. گوش کن
اگه قرار بود... اگه مجبور بودی
یه نفر رو با خودت ببری به یه جزیره
با علم به اینکه اون ازت محافظت میکنه، چون واقعاً بهترینه
و اون میدونه چطوری زنده بمونه
و چطوری اوضاع رو ردیف کنه که همهچی
توی اون جزیره برات عالی پیش بره
که حالت خوب باشه و هیچ مشکلی
کسی که واقعاً بهش مطمئن باشی
که هر اتفاقی بیفته، واقعاً پشتته
اگه مجبور بودی بین من و بابات یکی رو انتخاب کنی
کی رو انتخاب میکردی؟ بابام رو
اصلاً نمیفهمم. بابا
صبر کن، دو ثانیه همینجا بمون
فکر نکنم بهت... نه، بس کن
خودت میدونی، ولی دلم میخواد
یه چیزی رو بفهمی
اونم اینه که یه سری
هی! هی! اون رو بردار... این چیه؟
نه، نمیتونی این ماهی رو همینطوری رها کنی
اوم، مدام داره چکه میکنه
نمیدونم چه مرگشه. تمام شب
تلپ، تلپ، تلپ. لعنتی
تا حالا ده بار دادم تعمیرش کردن
آهان، باید واشرش رو عوض کنید
آهان، مشکل همینه؟
آره، احتمالاً
دور واشر رسوب گرفته
واسه همین دیگه آببندی نمیشه
در نتیجه، آب میریزه توی مخزن
من
فردا برمیگردم براتون عوضش میکنم
یا اینکه میتونید کلاً کل مکانیسم رو عوض کنید
نظرتون چیه؟
میتونم واشر رو عوض کنم. اگه درست نشد
کل سیستم رو عوض میکنم
چی؟! یعنی شما نمیتونید
یه نظر کارشناسی بدید؟
من... خودتون میدونید
فردا... خواهرشوهرم
قراره با برادرزادهها و خواهرزادهها بریزن اینجا
باید ماشین رو هم ببرم تعمیرگاه برای سرویس
نه، خونه خواهرم، جانین، هستش
دختر بزرگش جشن «بت میتصوا» داره
هوم! بیشتر فکر کنم از بیحوصلگی بمیرم
دختره که عین خیالش نیست. باباش هم همینطور
من رو هم که دیگه نگو
هفت ساعت راه هم به کنار
واقعاً آدم دلش میخواد یه گلوله تو مخ خودش خالی کنه
ولی بچهها خیلی دوستداشتنی هستن
واقعاً متأسفم، لی
نه، چیزی نیست. خیلی وحشتناکه
نه، نه، نه، اشکالی نداره
نه، بهش بگو بیاد
باشه. آره
اما... سیندی؟
میخواستم درباره یه موضوعی باهات حرف بزنم
فکر کنم عاشق سرایدارمون شدم
خیلی عجیبه، نه؟
تو تا حالا با خیالبافی درباره یه تعمیرکار حال کردی؟
آخ! ولی خیلی خجالتآوره
چون همین الان دقیقاً داره گندکاریهای من رو
توی کاسه توالت تمیز میکنه
اصلاً توی شرایطی نیستم که بتونم دلبری کنم
آره، شاید حق با تو باشه
اینطوری نیست که مثلاً توی
خونه دوستهای مشترک با هم آشنا شده باشیم
باشه. ممنون، سیندی
باشه. تا بیست دقیقه دیگه. فعلاً
اوم... خب، ردیف شد
خیلی لطف کردید، ممنون. خواهش میکنم
انعام؟
چرا؟ مگه مشکل برقی هست؟
نه! نه، میخواستم بهتون پول بدم
آهان! آهان، باشه
ممنون
باشه. باشه
شب خوش. شما هم همینطور، خداحافظ
چند بار دیگه میخواید این لولهکشی لعنتی رو تعمیر کنید؟
هر بار که من دوش میگیرم
خونه اونا پرِ آب میشه
این داستان داره دیوونهام میکنه
فردا یه لولهکش میآد
ولی باید کاشیها رو برداریم
و ببینیم نشتی دقیقاً از کجاست
خیلی آب راه افتاده
از خونه منه. حتماً از خونه منه
آره، چون اگه از بالا بود
میشد جای نم رو دید که
سقف یا دیوار رو لک کرده، ولی اینجا اثری نیست
آه، عالیه
شاید از آببندی باشه. باید
درزهای وان رو دوباره پر کرد. توی این دو ساعت گذشته
حموم رفتید یا دوش گرفتید؟
آره. خب که چی؟
شاید فقط همینه. باشه
از کجا بفهمیم همینه یا نه؟
میتونیم آب رو باز بذاریم ببینیم از زیر نشت میکنه یا نه
یعنی الان باید برم دوش بگیرم؟
نه
باید جلوی چشم شما دوش بگیرم که ببینید
توی خونه آقای فردریش نشتی هست یا نه؟
خانم اولسن، اصلاً برام مهم نیست چیکار میکنید
من این نشتی لعنتی رو درست میکنم و میرم پیِ کارم
ببین، اینطوری نمیشه
اصلاً خوشم نمیآد کسی با من اینطوری حرف بزنه
همین الان گورت رو از اینجا گم کن
باشه. از خونه من برو بیرون
زود! وگرنه همین الان به پلیس زنگ میزنم
باشه
شنیدی چی گفتم؟ همین الان برو بیرون
آره. منم همین رو میخوام. شما جلوی در رو گرفتی
چه غلطی میکنی؟ مریضی یا چی؟
فکر کردی طرز برخورد با مستأجر اینطوریه؟
گوش کن لی. تو کارمند خوبی هستی. قابل اعتمادی
ولی مدام از این دست شکایتها ازت میشه
خیلی بیخیالی. بددهنی
بدون سلام میری تو. این چه طرز برخوردیه آخه؟
آقای امری، من هم کار لولهکشی رو میکنم
هم وسایل سنگین رو جابهجا میکنم، هم واحدها رو رنگ میزنم
کار برقی هم میکنم که
خودتون میدونید غیرقانونیه
وقتشناسم. به چهار تا ساختمون میرسم
و پولش هم میره تو جیب شما
پس هر کاری میخواید بکنید. تمومش کنید
زنگ میزنی به خانم اولسن و ازش معذرتخواهی میکنی
چرا؟
ها! ها
باشه. باشه
بهش زنگ میزنم
بیا، لی. ممنون
خوبی؟ آره
خوبی؟ همهچی ردیفه؟ آره؟
آره. بازی رو دیدی؟
آره، دیدم. فکر میکنی شانسی دارن؟
نه. اصلاً
دو تا رو باختن
اون سه تای دیگه رو هم میبازن
ممنون
اوه! ببخشید! واقعاً معذرت میخوام
اشکالی نداره. ریخت روی شما؟
آره. اوه، ریخت رو شما
چیزی نیست. دستمال دارن
خوبه، اشکالی نداره. لنی
دستمال کاغذی داری بهم بدی؟
باشه. ممنون
ممنون. بفرمایید
ممنون
این
حالا که کل پیرهنت رو آبجویی کردم
اسمم شارونه
اوم... مهم نیست
و شما؟
اوم، لی
شببخیر
شببخیر، خوبی؟ آره، خوبم
ببینم، ما همدیگه رو میشناسیم؟
تا جایی که میدونم نه. نه، منم فکر نمیکنم
همدیگه رو نمیشناسیم؟
نه، هنوز نه. فکر نکنم
نه
پس چرا از اون موقع داری من رو نگاه میکنی؟
بله؟
دیدم داشتید به من نگاه میکردید و میخندیدید
برو پی کارت. اگه کاری کردیم
نه، نمیخوای که از این عوضی معذرتخواهی کنی؟
ما اصلاً به شما نگاه نمیکردیم. مطمئن باشید
چته آخه؟
تصمیم گرفت از جناح چپ نفوذ کنه
یه حرکت خیلی قشنگ دیگه از کپرنیک
سانفرانسیسکو الان ۱۰ امتیاز جلو افتاده
کالین کپرنیک واقعاً فصل فوقالعادهای رو داره سپری میکنه
سه امتیاز دیگه به جمع امتیازاتش اضافه شد
بله بفرمایید، لی هستم
آهان... باشه
اوم، کی این اتفاق افتاد؟
و الان حالش چطوره؟
نه. نه، لازم نیست
لازم نیست. من میآم. همین الان راه میافتم
فکر کنم تا یک ساعت و نیم دیگه اونجا باشم
No comments yet. Be the first to leave one.