The Butler

The Butler (Kamerdyner)

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Πληροφορίες έκδοσης

Kamerdyner 2018 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-SPWEB
Ένα Σχόλιο από warez
Translated subtitle from English to Persian The Butler 2018 زیرنویس فارسی فیلم

Ετικέτες

webdl
Δημοσιεύτηκε στις: 2026-01-25
Λήψεις: 21
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

کاشوبیا - پروس غربی ۱۹۰۰

کمکم کنید! کمک

کمکم کنید

کمکم کنید! کمک

کمکم کنید

کمکم کنید

کمک

کمکم کنید! وای

کمکم کنید

دردِ لوچیا شروع شده

لوچیا داره فارغ می‌شه

دردِ زایمانِ لوچیا گرفته

لوچیا داره می‌زاد

دردِ لوچیا شروع شده

می‌دونم. می‌شنوم

ازش یاد بگیر

بازیلی، سرتو خرد می‌کنم! برو دکتر گروس رو بیار

چی، همین‌طوری مفت و مجانی؟

تو اول شلیک کردی

تبریک می‌گم. قرار بود مال من باشه

آقای گروس

آقای گروس

لوچیا داره فارغ می‌شه

زود باش، لوچیا داره می‌زاد

بزن بریم. یالا، های

کدوم لوچیا؟ لوچیا کرول، کنتس

لوچیا کرول داره فارغ می‌شه

زور بزن! آفرین

زور بزن

دردشو نمی‌دیدی؟ تبش رو چی؟

بیا

ایناهاش

یه پسره

بند ناف رو ببر

یا عیسی. اوه، عیسی مسیح

خدایا، چیکار کردی؟! ای مادر مقدس

پروردگارا، خودت کمکمون کن

یا عیسی

مایلید ماتئوش با آیین کاتولیک غسل تعمید داده بشه؟

بله، مایلیم

حالا آیین تدهین پایانی رو برای این کودک غسل‌تعمیدیافته انجام می‌دم

اورسولا، این چند روز اول برای نگهداری از ماتئوش کمکم می‌کنی

پیش ما جاش امنه

ترزا، اورسولا رو ببر اتاق ماریتا

منم زود می‌آم پیشتون

کی الان بچه شیر می‌ده؟

بیا اینجا

سینه‌هاتو نشونم بده

نه

تو ماریا هستی، درسته؟

یه بچه هست که باید بهش شیر بدی

دستمزد خوبی بهت می‌دم

خبری شده؟

امن و امان، سرورم. امن؟

شنیدم مستأجر جدید داریم

متوجه نمی‌شم، سرورم. نه؟

معلومه داری پیر و فرتوت می‌شی

پیشخدمت شخصی من هیچی نمی‌دونه

باید خبرها رو از کالسکه‌چی‌ها بشنوم

یتیم‌خونه راه انداختی؟

لطفاً ساکت باشید

این همون بچه سرراهیه؟

این ماتئوشه

پسرِ لوچیا کرول

لوچیا، همون خدمتکار. قدیما اینجا کار می‌کرد

شایعات عجیبی شنیده می‌شه. فقط حرف‌های خاله‌زنکی خدمتکارهاست، خودت که می‌دونی

من معتقدم ماتئوش پسر خدمتکاره

لوچیا کرول و اون مِهتر، برونو کرول

پدر و مادرش مُردن. یتیمه

بیا همین‌جا تمومش کنیم، هرمان

کورت، تقلب نکن

پاشنه‌ها پایین

ممنون

ماتی

ممنون

ماریتا

صبر کن

بله

ممنون

آقای اشمیت الان می‌رسه. بدو برو کلاس موسیقی

تکالیفتو انجام دادی؟

کورت، تو اولی

فکر کردم تویی که داری شومان می‌زنی

هنوز بلد نیستم

نه. بذار گوش بدیم

چیکار می‌کنی؟ هیس

لطفاً بذار تا آخرش گوش بدیم

یه پیانوی نو بخر! من با این تمرین نمی‌کنم

کورت، آروم باش

واقعاً انقدر خوب می‌زنه؟

خیلی خوب

بله؟

خیلی خوب. عالی یا خیلی خوب؟

خیلی خوب

پیشرفتی داشته؟

خوب

بله

اما با کندی؟

بله، آروم. پس اصلاً چرا بهش درس می‌دی؟

اشمیت

اگه یه بار دیگه سر کلاس بوی الکل بدی

از اینجا پرتت می‌کنم بیرون

و کاری می‌کنم که دیگه رنگ کار رو هم نبینی. نگام کن

حتماً این کارو می‌کنم

جدی می‌گم

کلاس تمومه

فورِمِلا، روزنامه‌ها

یکی می‌خوای؟

با یه طعم متفاوت، درسته؟

نگران نباش

اگه تو زیرزمین قایمش کنی

کسی پیداش نمی‌کنه

خدا به همراهت. شما هم همین‌طور

فردا گرفتارم. فردا تو

سیانووسکا، ای مادر ما

ما نگهبان توییم

مردم کاشوبیا رو هدایت کن

جایی که نور جاودان از آسمان می‌تابه

برو کلیسا، شاید اونجا چیزی پیدا کنی

بازیلی اونجا کار می‌کنه

روزنامه! روزنامه بخر

داری چیکار می‌کنی؟

چیزی نیست که به تو مربوط باشه

روزنامه. بیا بگیر

میوتکه، از کی تاحالا با من انقدر راحتی؟

وقتی به درجه گروهبانی رسیدی، ما اونجا هستیم

داری روزنامه می‌فروشی، بازیلی

دارم پخش می‌کنم، مگه چیه؟ یکی می‌خوای؟

نه؟

بازیلی، یه وقت دیگه با هم تسویه‌حساب می‌کنیم

اون موقع کنت کراوس هم نمی‌تونه کمکت کنه

دارم از ترس زَهره‌ترک می‌شم

ردشون کن بیاد

باشه، باشه

ویلوش تو روزنامه است، بدون سانسور

چرا؟

چون اون ولفگانگ گروهبان نشد

دلت می‌خواد بری زندان؟ کم اونجا بودی؟

آروم باش، اولاً

داری جاسوسی می‌کنی؟

واسه فضولی که آدمو کتک نمی‌زنن

بشین

با ما غذا بخور

تو همیشه به من شک داشتی

بازیلی گفت بشین، پس بشین

سیر بخور

تو زندان فقط نون و قهوه گیرت می‌آد

یه جرعه می‌زنی؟

مواظب باش

احتیاط کن

چرا داری اونو برمی‌داری؟

برو تو مستراح بخونش فورِمِلا، از ترس خودتو خراب می‌کنی

شیشه رو پاک می‌کنه و می‌خونه

«اگه اسبتون دیگه توان نداره

دو قطره تو علوفه‌اش بریزین.»

چقدر گفتی؟ دو قطره تو علوفه؟

برای شما همون یه قطره‌اش هم کافیه، سرورم

این چه اراجیفیه تو این روزنامه‌ها می‌نویسین؟

من؟ من که چیزی نمی‌نویسم، قربان

ولی شما تحویلش می‌دین و پخشش می‌کنین

غیرقانونی که نیست

سانسور اجازه داده، پس منم می‌تونم

هرچی باشه اینجا حاکمیت قانونه

مگه نه، سرورم؟

ببین زمان چقدر زود می‌گذره

بچه‌ها بزرگ شدن. بله

باید بفرستیمشون مدرسه

کجا قراره برن؟

ماریتا و کورت به برلین

و ماتی؟ ماتی چی؟

اون می‌ره دبیرستانِ برودنیتسا

برلین واسه ماتی خیلی بزرگه

خب؟ اینجا بهت خوش می‌گذره؟ دوست داری کجا زندگی کنی؟

تو قصر یا تو روستا؟

قصر که خودش تو روستاست

پسرِ باهوش

داشتم فکر می‌کردم سرورم

که بهتره رو سه تا اسب شرط ببندیم

با هم

بیا یه دست شطرنج بزنیم

ممنون

کارت که اینجا تموم شد بیا. خیلی ممنون

برادرت فردریک اینجاست

فردریک

هرمان

آنجلا

کاری به کارش نداشته باش

چطوری برادر؟

من چطورم؟

مثل «کروپ» تو جزیره «کاپری»

اگه بذاریش بیخ گوشت، صدای دریا رو می‌شنوی

واقعاً؟

اگه از دستورات امپراتور اطاعت کرده بودی

اطلاعات مزخرف بود. یکی باید درستش می‌کرد، قرعه به نام من افتاد

و تو شدی قربانی

تو بیکاری، واسه همین پای منو کشیدی وسط

من به سیاست کاری ندارم

چهار هزار هکتار شوخی نیست

یه جوری جا و مکان براش درست می‌کنیم

باشه

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left