Οι πρώτες 200 γραμμές.
کـوهـسـتـان بـروکـبـک
...شما دو نفر, اگر دنبال کار ميگردين
پيشنهاد ميکنم سريعاً کونتون رو بکنين بياين داخل
بالاي کوهستان بروکبک
خدمات جنگلي از منابع شخصي اردوهايي رو برپا کردن
کمپ اونها 3 الي 4 مايل از چراگاه فاصله داره
به نفع دزدهاست, چون شبها کسي دنبالشون نميگرده
حالا چيزي که ميخوام
.يه کمپ 24 ساعته ست
که يه نفر توي کمپ اصلي, بنا بر گفته ماموران جنگل, بمونه
ولي چوپان بايد کنار گوسفندها چادر بزنه
.و همونجا بخوابه
.تو شام و صبحانه رو توي کمپ ميخوري
ولي شب رو با گوسفندها ميخوابي
.بي برو برگرد
آتش روشن نميکني. هيچ نشونه اي هم نميذاري
.اگر ماموراي جنگل رو ديدي. صبحش چادر رو جمع ميکني
بله؟
نه
!نه
.نه تو زندگي کثيفِ تو
.سگ هم بهتون ميديدم تو اون بالا ميخوابي
تابستون گذشته 25% گله از بين رفت نميخوام دوباره اون اتفاق بيافته
...تو
هر بعدازظهر جمعه مياي زير پل
.با اسب و ليست غذا
...يه نفر با تدارکات و مواد غذايي
.سروقت اونجا خواهد بود
فردا صبح تا اون بالا همراهيتون ميکنيم که کار رو شرع کنيم
جک توئيست
انيس
اسمت با همين انيس تموم ميشه؟
دلمور
.خوشبختم انيس دلمور
دومين ساليه که ميام اينجا
.سال پيش يه طوفان و رعد و برق 42 تا گوسفند رو کشت
.از بوي گند داشتم خفه ميشدم
آگري کونم رو پاره کرد انکار کنترل آب و هوا دست من بوده
کارکردن با باباي پيرم سخته
اصلاً راه نداره باهاش کنار بياي
واسه همين رفتم سراغ گاوبازي
تاحالا گاوبازي کردي؟
.آره... يه زماني
.وقتي که پول ورودي مسابقه اش رو داشتم
آره
شما ها مزرعه داريد؟
آره, بودم
خانواده ات انداختنت بيرون؟
نه, اونها خودشون رو انداختن بيرون
يه زميني بود تو جاده کيلومتر 43
.و اونها از دستش دادن
...بعد
بانک زمين و دامها رو گرفت و بيشتر برادرم و خواهرم منو بزرگ کردن
!عجب
!خيلي سخته
ميشه؟
...يه چيز ديگه
.هيچوقت سوپ سفارش نده
.بسته هاي سوپ رو سخت ميشه بسته بندي کرد
.من اصلاً سوپ نميخورم
.مراقب باش
.اسبها زود رَم ميکنن
.فکر نکن اين کره خر ميتونه منو بندازه
وقتي روي زين ميشيني زياد بد هم نيست
لعنتي
بي صبرانه منتظرم پولم رو بگيرم و ديگه پشت سرم رو نگاه نکنم
من يه جا واسه خودم دارم
آلما و من وقتي از اين کوهستان برگردم باهم ازدواج ميکنيم
,با گوسفندها بموني و هيچ آتيشي روشن نکني
آگير حقي نداره که ما رو از شکستن مقررات منع کنه
لوبيا تموم شده
مشکلي هست؟
آره
چرا شير خشک و سيب زميني نداريم؟
هميني که هست
اينا براي هفته بعده
گمونم گفتي سوپ نميخوري
آره, حالم از لوبيا بهم خورد
خيلي زوده که توي تابستون از لوبيا زده بشي
زود باش
کدوم گوري بودي؟
تمام روز رو با گوسفندها بودم مثل خر گشنمه, الانم که فقط لوبيا پيدا کردم
چي شده انيس؟
يه خرس جلوم سبز شده
اسبها ترسيدن و بارشون کنده شد
و غذاها همه جا پخش شد
فقط لوبيا موندش
يه ويسکي چيزي نداري؟
!اسبهاي خر
بذا ببينم
بايد واسه اين وضعيت غذايي يه فکري بکنيم
شايد يکي از گوسفندها رو کشتم
اگه آگير بفهمه چي؟
قراره ازشون محافظت کنيم, نه اينکه بخوريمشون
چي چرت ميگي؟ هزارتا از اونها هستش
بچسب به همين لوبيا
باشه, پس نميکشم
دهنمون رو سرويس کردي .با اينهمه شکاري که از دست دادي
پس گوسفند نميخوريم
کاري که نميتوني با ماهي ها بکني با گوزن هم نميشه کرد
من چهار ساعت در روز تو راهم
براي صبحانه ميام
بعد برميگردم پيش گوسفندها
بعدازظهر ميخوابونمشون
واسه شما ميام دوباره برميگردم پيش گوسفندها
نصف شب رو واسه گرگها کمين ميکنم
آگير حق نداره بامن همچين کاري بکنه
اگر ميخواي جامون رو عوض کنيم با اون بالا خوابيدن مشکلي ندارم
مساله اين نيست مساله اينه که جفتمون بايد توي چادر بمونيم
!اين چادرها بوي شاش گربه ميدن
من مشکلي ندارم
...خوشحال ميشم جام رو باهات عوض کنم ولي
دارم بهت ميگم, هيچي بلد نيستم بپزم
فقط خوب بلدم در قوطي باز کنم
بدتر از من که نيستي
زياد نميتوني بخوابي, بهت گفته باشم
باشه, يالا
اون بالا يه گرگ ديدم
سگ پدر چه بزرگ هم بود
تخمهاش اندازه سيب بود
انگار تنهايي ميتونست يه شتر رو بخوره
آب گرم ميخواي؟
همش واسه خودت
زياد گاو سواري نميکنم
مثلاً که چي واسه هشت ثانيه روي يه گاو سواري کني؟
پولش خوبه
اگر له نشي برنده ميشي
باباي پيرم
يه گاو سواره
مرسي
زمان خودش کلي معروف بود
اون رازهاش رو پيش خودش نگه ميدارهه
هيچوقت هيچي يادم نداد يه بار هم نيومد سواريم رو ببينه
خواهر و برادرت باهات خوب رفتار ميکردن؟
بعد از مرگ پدر و مادرم اونها هرکاري .از دستشون برميومد واسم کردن
با اينکه اونها هيچي واسمون نذاشتن به جز
24دلار و يه قوطي قهوه
اونها يه سال منو گذاشتن دبيرستان
بعدش خواهرم رفت با يه گردن کلفت آشنا شد و به کسپر رفتش
...من و برادرم
ما يه کاري توي دامداري نزديک ورلند پيدا کرديم
.تا وقتي 19 سالم شد...
بعدش اون ازدواج کرد و
ديگه جايي واسه من نيود
...همينطوري ادامه پيدا کرد
.حالا هم که اينجام
چيه؟
تو اين دو هفته بيشترين حرفي بود که زدي
!بيشترين حرفي بود که تو اين يه سال زدم
پدرم يه گله دار بود
.زياد گاو سواري رو دنبال نميکرد فکر ميکرد گاوبازها همه کسخلن
واقعاً هم همينطوره
!روده هاش رو بريز ببيرون
!براي دخترهاي روي سکو دست تکون بده
!اون داره منو به ملکوت ميفرسته
.فکر کنم حق با بابام بوده
چادرش زياد جالب نيست
هيچ جا نميره
ولش کن
صداي سازدهني هم زياد جالب نيست
چون وقتي از رو اسب پرت بشم, صداش يکنواخت ميشه
نه بابا؟
گمونم گفته بودي اسبها نميتونن پرتت کنن
شانسي بودش
اگر محبور باشم به صداي سازدهني گوش بکنم اونوقته که بشکونمش
*ميدونم که روز قيامت بايد ببينمت*
*مسيح, رهرو آبها*
*منو با خودت ببر*
مادرم به عيد گلريزان اعتقاد داشت
جدي؟
عيد گلريزان يعني چي؟
والدين من متديست (يک فرقه مذهبي) بودن
عيد گلريزان...نميدونم نميدونم عيد گلريزان چيه
هيچکس واسم توضيح نداد
گمونم وقتي دنيا به پايان ميرسه
آدمهايي مثل من و تو ميريم به جهنم
خودتو بگو
شايد تو گناهکار باشي ولي من هنوز فرصتش رو نداشتم
مرسي
ميخوام برم پيش گوسفندها
ولش کن, الان ديگه ديره
پتوي اضافي داري؟
همينجا ولو ميشم
يه چرتي ميزنم
سپيدم دم ميرم
وقتي آتيش خاموش بشه يخ ميزني
همين خوبه
انيس
چيه؟
پاشو گمشو بيا اينجا
چيکار داريم ميکنيم؟
واسه شام ميبينمت
اينجا فقط همين گيرمون مياد
به کسي مربوط نميشه
من اُبي نيستم
.منم نيستم
توئيست
عموت هارولد, ذات الريه گرفته و توي بيمارستانه
دکترها اميدي به زنده موندنش ندارن
مادرت منو فرستاد تا بهت بگم که گفتم
No comments yet. Be the first to leave one.