Bob's Burgers

Bob's Burgers

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Σεζόν 16

Πληροφορίες έκδοσης

Bobs Burgers S16E07 720p x264-FENiX
Ένα Σχόλιο από warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 16 قسمت 7 Bob's Burgers 2011 زیرنویس فارسی سریال

Ετικέτες

other
Δημοσιεύτηκε στις: 2025-11-24
Λήψεις: 19
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

خب، پس اینجا دنبال چی می‌گردیم؟

این بویز فور ناو چی هست که دوباره داری میری؟

اکران اولیه فیلم کنسرت جدیدشون، بویسترس هست.

من و سوسمیتا و چندتا دختر دیگه از مدرسه قراره فردا شب بریم ببینیمش.

بخاطر آهنگشون قراره حسابی خوشگل کنیم.

"لعنتی، آره! خوشگل کردی!" ببخشید فحش دادم، ولی توی آهنگه.

"لعنتی، آره! خوشگل کردی!" خب.

اوه! این چطوره؟

مامان، دوستت دارم، ولی اینجا که بویز فور ناوه، نه مراسم غسل تعمید.

آره بابا. برگرد تو همونجا، پیراهنِ بی‌مصرف.

اوه! صحبت از پیراهن‌های بی‌مصرف شد، این آخر هفته می‌خوام شما بچه‌ها در بیارید

همه لباس‌هایی که دیگه اندازه‌تون نیست رو تا بتونیم اهداشون کنیم.

یه پسر کوچولوی خوش‌شانسی قراره شلوار جین یا شلوارک جین بپوشه.

وای خدا. کجا داری میری؟

به سمت چیزایی که تخفیف ندارن؟ نذار بکشتت تو، تینا.

اون سمت تاریکه.

واو. چیه؟

یه کامروند زنونه؟ این یه تاپ لوله‌ایه.

چی؟ اینقدر کوچیکه. بقیه اون لوله کجاست؟

این آخریشه. توروخدا اندازه‌ام باشه.

آره. مامان، میشه بخریمش؟

اِم...

نمی‌دونم.

میشه فقط یه بار تنم کنم؟

خب، یا شاید تو

اینو امتحان کنی؟ یه تیشرت شنا؟

آره. اینجوری اگه کسی روت نوشابه ریخت، مشکلی پیش نمیاد.

اوه، فکر کنم میرم همون تاپ بدون بند رو امتحان کنم.

خب، اِم... این یکی محافظ UV داره.

بی‌خیال.

چرا بهشون میگیم منو؟

Why don't we call them wo-menus?

آره بابا، خوکِ مردسالار. هممم.

الان چی شد؟

یکی الان خواست یه آجرِ خیلی نرم سمتمون بندازه؟

آخی، طفلک.

حتماً خورده به پنجره ما. پنجره تو!

آره، اون پنجره خطرناکه، باب. خودم تجربه‌شو دارم.

شیشه که کاملاً شفافه.

خب، شیشه دیگه همینه، تدی.

آره، خوب نیست. فقط منم، یا این پرنده خیلی خوشگله؟

انگار از کارناوال اینجا اومده.

قیافه‌ش جالبه.

آه! اشکالی نداره، باب. خجالت نکش.

چون از یه پرنده نیمه‌جون ترسیدی.

ممنون، تدی. خب، حالا چی میشه؟

اینو بفرستیم بهترین بیمارستان پرنده‌های کشور؟

شاید بتونیم به یکی که از پرنده‌ها سردرمیاره زنگ بزنیم؟

بردمن؟ یعنی، مجبوری گوش کنی

به کلی جاز بداهه، ولی شاید کمک کنه.

من یه نفرو می‌شناسم. اون توی یه مرکز نجات حیات وحش کار می‌کنه.

اون با اون خفاش زخمیه که فکر می‌کردم می‌خواد منو تبدیل به خون‌آشام کنه، کمکم کرد.

آه، باشه. راستی، تبدیل نشدم.

مرسی که پرسیدی.

تینا، بدت میاد ازش؟

بذاریمش سر جاش؟ بده به من. خودم می‌ذارمش.

وای! یعنی... وای!

عاشقشم. تو عاشقشی؟

آره.

احساس می‌کنم بزرگ‌تر شدم، ولی جادویی هم هستم.

و من توی یه قلعه‌ای زندگی می‌کنم که خودش یه دیسکوعه.

آخه، می‌دونی، خیلی گرونه.

که تنها مشکل من باهاشه.

اصلاً مشکلی نیست که این همه پوستت پیداست.

خب، اگه با پول خودم بخرمش چی؟ اوه!

ولی خریدن این واقعاً پس‌اندازمو تموم می‌کنه.

آره، این خوب نیست.

یه جورایی داشتم واسه "برت براون‌استون" پس‌انداز می‌کردم.

یه خونه کوچیک شهریه واسه کلاه‌بره‌های تو.

اوه آره، باید اونو داشته باشی.

این کلاً بازی رو عوض می‌کنه.

هوم. شاید نباید بخرمش.

آره! یعنی، درسته.

انتخاب خوبیه، عزیزم. ممنون.

اِم‌هوم. اِم‌هوم. اِم...

دینگ‌دونگ. کسی خونه‌ست؟

ببخشید، اون احتمالاً وقتی چهار سالته بامزه‌تره.

دینگ‌دونگ. ببخشید دوباره این کارو کردم.

آره، میرم لباسامو عوض کنم.

خب آره، من قطعاً خون‌آشام نیستم.

من همیشه زیر آفتابم. هر چقدر دلم بخواد سیر می‌خورم.

خلاصه کرگ، تو رو می‌سپارم به باب.

پرنده خورد به پنجره اون.

همه‌مون یه جورایی فکر می‌کنیم تقصیر اونه.

چی؟ اَه، سلام، من بابم. خب، تقصیر من نیست که، هست؟

اَه، می‌خوای بدونی چه شکلیه؟

اَه، خب، مثل اینکه خورد به یه پنجره.

و ضمناً، مثل یه زیبای خفته پَردار.

اینو بگو. جین، هیس!

اوه، ویدئو کمک می‌کنه؟ خب، باشه.

می‌گیرمش. و به کرگ بگو داریم انتخاب می‌کنیم بین...

که اسمش رو بذاریم توییت آلدریچ یا جاناتان تِیلور توماس.

تِیلی به اختصار.

ازش بپرس اگه نظری داره.

نه. ببخشید؟

گرفت؟ تو گرفتی... اوه. باشه.

داره می‌بینتش.

آها. آها.

میگه این برای این منطقه یه گونه غیرعادیه.

آره، اون پرنده از "هات-اَسِچوسِتْس" اومده.

چی؟ آره، هنوز زنده‌ست.

اوه. نه، مرده.

کلاً مرده.

اوه، آره. اه لعنتی!

چرا؟

باشه. خب، فکر کنم این ماجرا تموم شد.

آخه پرنده مرده.

خب، پس...

خب، خداحافظ. خداحافظ کریگ.

برگشتیم! با اون تی‌شرت باحال برای تینا.

یه جورایی باحال. و لباس زیر برای همه.

اوه. ببخشید. نه برای تو، تدی.

اوه، باشه. چه خبر؟

اون یه پرنده مرده‌ست؟

آره، زیبا بود و عاشق زندگی.

و مخصوصاً عاشق قر دادن بود، فکر کنم!

آخی، ناراحت‌کننده.

و چندش‌آور.

چرا اینجاست؟

خب، خورد به پنجره‌مون و ما سعی کردیم کمکش کنیم، ولی مُرد.

پس همینجا می‌خواد بمونه یا...

خب، داشتم فکر می‌کردم، شاید، سطل آشغال جای خوبی باشه که بذاریمش اونجا.

پدر! چطور جرئت می‌کنی؟

این موجود فوق‌العاده شایسته یه دفن درست و حسابی‌ایه.

و یه یادی هم ازش تو بخش یادبود درگذشتگان اسکار بشه.

حداقلش اینه.

خب، پیک شام نزدیکه و بعدش هم تاریک می‌شه.

پس چرا بعداً برای یه برنامه محترمانه دفع جسد پرنده فکر نکنیم؟

سطل آشغال هنوز یه گزینه‌ست.

تصمیمم رو گرفتم. هان؟

مامان، من اون تاپ بندی رو خیلی دوست داشتم، خیلی زیاد.

تاپ بندی؟ تاپ بندی.

جوراب لوله‌ای؟ تاپ بندی.

اوه. زندگی خیلی کوتاهه. به اون پرنده مرده نگاه کن.

فقط نگاهش کن. چی رو از دست دادم، ها؟

نمی‌خوام با حسرت زندگی کنم.

من می‌رم دوباره پاساژ و اون تی‌شرت رو پس می‌دم.

و اون تاپ بندی رو با پول خودم می‌خرم.

اوه. چطور می‌تونی در مورد تاپ بندی حرف بزنی

تو این موقعیت؟ و راستی، چه رنگی بود؟

سرخابی آتشین. پولکی بود؟

باورت نمیشه. باشه، اجازه می‌دم.

اما اون کلاه بِره قهوه‌ای چی؟

کلاه برت‌هام باید یه کم بیشتر مهمون این و اون بمونن.

مامان، یه سفر کوتاه دیگه به پاساژ، لطفاً؟

اوه، باشه. عالیه. می‌رم پولم رو بردارم.

هی، لیندا، حالا که به هر حال داری اونجا می‌ری

می‌تونی چندتا "فروت آو د لوم" سایز XL برداری؟

سفیدای جورواجور. آره، حتماً، تدی.

پس لوله‌ایه و یه تاپ؟

می‌دونی کی باید اینا رو بپوشه؟ مارها.

کاش بهم اطلاع می‌دادن که تم شام "استودیو ۵۴" بود.

منم لباس دارم، می‌دونی.

فقط دارم سعی می‌کنم قبل از بویستروس بهش عادت کنم.

خیلی تاپ بندی قشنگیه.

اِم-هم. هی، تدی.

ما داریم شام می‌خوریم. میشه بعداً بهت زنگ بزنم؟ یه فکری به سرم زد.

مشغولی؟ منظورم اینه که، داریم شام می‌خوریم.

اگه پرنده رو تو حیاط من دفن کنیم چی؟ چمن داره. آرومه.

خوکچه هندیم فرانسیس اونجا دفن شده. چی می‌گه؟

می‌گه می‌تونیم پرنده رو تو حیاط پشتیش دفن کنیم.

اون خوکچه هندیش رو اونجا دفن کرده.

اوه. همونی که روش نشستی؟ اِم. آره.

وای، کدوم حیوون رو نکشتی دیگه؟

چندتایی هست.

اما اگه از حیاط من استفاده کنیم، سنگ قبر نمی‌خوایم، باشه؟

من سنگ قبر فرانسیس رو برداشتم.

چون داشتم فکر می‌کردم برم سراغ "کورن‌هول". می‌دونی، برای ورزش.

آره، تدی، نمی‌دونم لازم باشه این کارا رو بکنیم.

من دونات میارم. دونات؟

دونات؟ دونات شنیده بودم.

من به دیوونه شدن برای دونات معروفم.

باشه، قبوله.

نظرت چیه فردا صبح قبل از اینکه باز کنیم انجامش بدیم؟

عالیه. من مورت رو دعوت نمی‌کنم.

چی؟ چرا اینو می‌گی؟

فقط چون در مورد مرگه دلیل نمی‌شه مورت بیاد.

بعضی مراسم خاکسپاری فقط برای خودمونه.

باشه، باب، من باید برم. دارم شام می‌خورم.

پس تا مدتی در دسترس نیستم. موقع شام زنگ نزن، بابی.

اوه خدای من. هورا! مراسم خاکسپاری دوناتی پرنده.

می‌دونی، تاپ‌های بندی یه جورایی دونات دنیای لباس‌ها هستن.

چیزی برای فکر کردن، ها؟ آره. آره.

من یه بستنی می‌خوام. بله، لطفاً.

آره! اوه، راستی. پرنده اینجاست.

یا این بود یا اینکه همینجوری تو خونه بمونه و فاسد شه.

مثل کاری که بابا می‌کنه. جین!

اوه خدایا، کنار زدین.

اوه، متاسفم، مامان. ما زیادی باکلاسیم؟

که پرنده مرده کنار غذاهای یخ‌زده‌مون باشه؟

دلم می‌خواد اینجوری باشیم، ولی فکر کنم نیستیم.

پس فکر کنم بالاخره یه زمانی قرار بود اتفاق بیفته.

پرنده مرده تو فریزر ما.

یا تینا با تاپ بندی بیاد سر شام؟ هر دو.

خب، بهتر از وقتیه که جین اولین بار آستین پاورز رو دید.

و داشت لخت تو خونه راه می‌رفت.

یه میوه جلوی آلتش گرفته بود و می‌گفت: "آره، عزیزم."

همچنین، تو هم نمی‌خواستی وقتی هم‌سن تینا بودی همچین چیزایی بپوشی؟

یعنی، یه تابستون بود که همه دخترا سبک لباس پوشیدنشون رو عوض کردن

به پوشیدن بیکینی و من نمی‌خواستم.

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left