Οι πρώτες 200 γραμμές.
...آنچه در "تایتانها" گذشت
.این تویی
...مطمئن نیستم- .تو اون پسر توی سیرک هستی-
...پدر و مادرت .دیدم که افتادن
میتونی بهم کمک کنی؟
ترایگون. این موجود به زمین فرستاده شده
.تا یه دختر رو متقاعد کنه- .ریچل-
اون(ریچل) یه دره که اون میتونه ازش رد بشه.
زمین اولین سیارهای خواهد بود که اون با .تاریکیش پوششش میده
!ما یه دکتر نیاز داریم
باید جیسون تاد رو پیدا کنیم
ریچل به کمکمون نیاز داره
.اون داره میمیره
پدرت، میتونه گار رو نجات بده
.اونو بیار پیش من .اونو بیارش خونه
.فرزندم
.من درنهایت خونهام
چه خبره؟
.مرتعشه- .دیک، وایسا-
وقت بلعیدن دنیا رسیده؟
.نه تا وقتی که قلبش بشکنه
.دیک، لطفا... باهام حرف بزن
.این کار من نبود
.من یه راه به دوستت پیشنهاد دادم
.در نهایت، اون راه خودشو انتخاب کرد
.لعنت بهت، بروس. تو بردی
.که تاریکیش رو قبول کنه بجای اینکه انکارش کنه
.من دوستت رو از یک بار سنگین راحت کردم
.حس خوبی داره که خونه باشی
.خواهی دید
.همشون میبینن
.نه
.بزار بره
.بزار بره
.میترسم واقعا فهمیده باشی کی هستی
.دیگه جادویی نباشه
.نمیزارم اینکارو بکنی
میزاری؟
.تو اینکارو کردی
تو منو آوردی اینجا، ریچل
هدف تو آوردن من به این زمین بود
،تمام ماجراجویی که با دوستات داشتی
.همش به خاطر این بود که این اتفاق بیفته
.نمیتونم بیشتر از این سربلند باشم
.تو به این دنیا یه موهبت دادی
.هیچوقت دوستم نداشتی
.ازم سوء استفاده کردی
اوه، دختر عزیزم
.این خیلی مهمتر از دوستداشتن هست
.فقط بزار بره
.به اطرافت نگاه کن، دختر
همهچیز اینجا از دست دادن، خیانت و فروپاشی هست
هرکسی که دوستش داری، تورو با دستای خودش .یا با مردن ترک میکنه
.زیاد طول نمیکشه
.تنها چیزی که در انتظارته ناامیدی هست
.تو همرو از دست میدی
دلخراشه، نیست؟
.بزار قلبت بشکنه
.این غیرقابل اجتنابه
.و بعدش برای پیوستن به من آزاد خواهی بود
.آیندمون شکوهمند خواهد بود
آه... اجراش سخته
ریچ، باید بریم
.گار- !برو-
.میخواد از راه سختش انجامش بده
.میدونی چیکار کنی
.باید بهتر آمادهاش کنم
.خیلی منتظر موندیم که الان شکست بخوریم
.شکست نمیخوریم
.صبر، عزیزم
.هرجوری شده، قلبش میشکنه
.و بعدش این دنیا برای من میشه
!وووو
خیلی بد بود
یه حماسه دیگه
.به من نگو
.تو جیسون تاد هستی
آره، و تو چه خری هستی؟
.من دان گرنگر هستم .اینم هنک هال
.ریچل مارو فرستاد پیدات کنیم
چرا من؟
حدس ما اینه که اون کسی رو که برای تو کار .میکنه رو میخواد و نه تو رو
.نمیدونم داری درباره چی حرف میزنی؟
آروم، قاتل. من داو هستم
.این هاوک هست
.ما دوستای دیک گریسون هستیم چه دوستایی؟-
از اونا که درمورد اون غار زیرزمینی میدونن
اون صدای یه زنگولهاس؟
از منم میخوای صدای پرندههارو در بیارم؟
.تایتانها- .فقط بهمون بگو پدرت کجاست، بچه-
.بروس در اونیکی نیمه جهان با بقیه لیگ عدالت هست
.آلفرد هم همینطور
!کل اینجارو کردم برای خودم
.مشخصاً
هی، ببین. به هر دلیلی که به بروس نیاز داری
،اگر دیک به کمک نیاز داره .منم هستم
یعنی، یه رابین اونیکی رو نجات میده؟
.هیچوقت نمیزارن آخرش رو بشنوه
تو رابین جدید هستی؟
.حاضر و آماده، عزیزم
عزیزم"؟"
اون الان چی گفت؟
و این یه چیز کمک موقع کمکه
از قهرمانان در وزارت آموزش
.اول از همه داداش، من توی ۳ ثانیه دهنتو صاف میکنم
.باشه، تو کوچولو لعنتی
و دوما، اگر دیک واقعا گیر افتاده، میخوام کمکش کنم
یجورایی دفعه قبل سرش داد کشیدم و بهش مدیونم
پس اون کجاست؟
.نمیدونیم- خب، پس، تو بهم نیاز داری-
.دیک یه ردیاب روش داره
تلاش خوبی بود. اون غیرفعالش کرد
یه زخم بزرگ برای اثباتش دارم
.بیا بریم
راجع به دومیش بهت نگفت؟
.جاییه که اون هیچوقت پیداش نمیکنه
.اوو
.فقط بهمون بگو اون کجاست
میتونیم با بتکامپیوتر بهش دسترسی داشته .باشیم، اگر بزارید من باهاتون بیام
.من این بچرو میکشم
.بعد پیدا کردن دیک بکشش
.تو یه معامله کردی
میشه از زور زدن دست برداری؟
.داری کل قدرتت رو هدر میدی
.ریچل اونجاست
هرچیزی میتونه براش اتفاق بیفته
.اینو زنی میگی که اینجا فرستاده شده تا اون بکشه
باشه، حالا که دیک و ریچل با یه شیطان بینکهکشانی اونجا هستن
.شاید باید یچیز رو که واقعا کار کنه امتحان کنید
مثل چی، دانا؟
یا امیدوار بودی نیروی محدود انتقادت اونو نجات بده؟
.حداقل قدرتمو بخاطر اینکه نمیتونم بشینم تخلیه نمیکنم
.تایتانی که خارج شده میگه- واقعا الان میخوای بری اونجا؟-
بیخیال من شید
میخوام ببینم آخرش چی میشه جیسون؟-
!درسته. سواره نظام لعنتی رسید
اون چه کوفتیه؟ و چرا لباس دیک رو پوشیده؟
.راببن جدید و بهبود یافته- .رابین جدید آزاردهنده-
دوستت کیه؟
آم، هنک، دان، این کوری اندرس هست
.اون یه فضاییه- چی؟-
.چی؟ این درسته
.میتونی یکم چاشنی عشق رو بیشتر کنی
خب، امیدوار بودم که تحت شرایط بهتری همدیگه .رو میدیدیم
چرا شماها اینجایید؟
.ریچل توی بیمارستان رفت داخلش سرش
.آره، فکر کنم منو از کما بیدار کرد
اون داخله مگه نه؟
.آره- پس چه کوفتی داره اینجا اتفاق میفته؟-
.پدر ریچل به اسم ترایگون شناخته میشه
،و اگر نتونیم اینجا متوقفش کنیم .دنیات رو نابود میکنه
.و پیش میره، سیارههای انگشتشمار دیگه هم نابود میکنه
،ترایگون تنها در حالتی میتونه در دنیاتون ساکن بشه
.که بتونه قلب ریچل رو شکونه
داریم با استعارهها حرف میزنیم، درسته؟
نمیدونیم، ولی اگر وارد اون منطقه نیرو نشیم
.و وارد خونه داخلش نشیم
.میترسم که هیچوقت نفهمیم
اون بچه باید ازمون میخواست سوپرمن کوفتی رو بیاریم
توهین نباشه ولی بابات خیلی عوضیه نه بابا-
.اوه، وحشتناکه
.بیخیال
ریچل؟ بیا بیرون و بازی کن
.بیا، باید یه راه به بیرون پیدا کنیم
چه خبره؟
چه اتفاقی داره میفته؟
.پدرمه. اون داره اینکارو میکنه .داره سعی میکنه مارو بترسونه
فکر کن چی؟
داره جواب میده
.این رفیقمون از دست رفته
با دیک چیکار کرده؟
هرکاری که با دیک کرد میخواد با ما هم بکنه
.باید دیک رو به حالت عادی برگردونیم
.بایا یه راهی برای دسترسی بهش باشه
.کاری کن صدامو بشنوه
آهای؟
ریچل؟ تو کجایی؟
.این درست نیست .باور کن
.این جوری نیست که باید تموم بشه
درست میگه. با کنار هم بودن تموم میشه
.فقط بزار بیام داخل
فقط میخوام باهات صحبت کنم
این چیزیه که تو هم میخواستی، درسته، ریچل؟
.که باهام حرف بزنی
.که واردم بشی
.بزاری دوباره روشنایی رو ببینم
.خب، من اینجام
.دارم گوش میدم
شاید بتونیم واردش بشیم
.بیا حرف بزنیم
!گار در
،ریچل، ببین
.اونا اومدن
.باید قبل اینکه پدرم بره پیششون بریم پیششون
!عجله کن
.دوستای رچیل
.دارن میان نجاتش بدن
ولی درعوض این جریان رو سرعت میبخشن
امدادگران رو اجرا کن
اوه، عالیه. نگران کننده نیست
No comments yet. Be the first to leave one.