Dog's Night Song

Dog's Night Song (Kutya éji dala)

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Πληροφορίες έκδοσης

Kutya eji dala 1983 1080p FMIO WEB-DL AAC H264 HUN-GOLIATN
Ένα Σχόλιο από YisMovie

Ετικέτες

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
Δημοσιεύτηκε στις: 2023-11-05
Λήψεις: 41
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

‫فیلمی از گابور بدی

‫آواز شبانه‌ی سگ

‫"در سفر"

‫برای سفر کردن تو این روزگار

‫چشم و گوش آدم ‫باید حسابی باز باشه

‫هی، تو هیچوقت زن نمی‌گیری؟

‫که غذای یک نفر دیگه رو هم بدم؟ ‫پس مادرش چه‌کاره‌ست؟

‫تنیس بازی می‌کنی؟

‫- نکنه در حد تاروتی هستی؟ ‫- معلومه که نه

‫یانچی!

‫یانوش!

‫می‌شنوی؟ ‫نمی‌تونم شیر آب رو ببندم

‫کوچولو؟

‫کلیسا از کدوم طرفه؟

‫از اون‌ طرف

‫روزهای باشکوه گذشتند ‫دیگر نه زنی را در دام می‌افکنی

‫و نه بوسه‌ای می‌دزدی، ‫نه قلبی می‌شکنی، آدونیس من، آن روزها گذشتند

‫و نه بوسه‌ای می‌دزدی، ‫نه قلبی می‌شکنی، آدونیس من، آن روزها گذشتند

‫- راستی می‌خوای بری کلیسا؟ ‫- آره. من مو کوتاه می‌کنم

‫... باور کن!

‫باور کن که اون‌قدرها هم تحفه نیستی!

‫این رابطه، دور به دوره

‫این یک عشقِ دور به دوره... ‫همینطوره...

‫- سلام. این‌جا جای کسی نیست؟ ‫- نه

‫- تو کجا می‌ری؟ ‫- آسایشگاه

‫طفلکی پدرم ناخوشه...

‫- می‌دونی ایستگاهش کدومه؟ ‫- آره. می‌شه منم بیام؟

‫- اگه وقتش رو داری، آره. ‫- خوبه، ممنون

‫"در سفر." و دومرتبه، ‫یک تصادف تازه گزارش شده:

‫بین سِگِد و ...

‫چرا آدم‌ پیرها غیب می‌شن؟

‫نگو!

‫- چرا نباید بگم؟ ‫- چی؟

‫رفتم تو اتاق، جلوی تلویزیون ‫نشسته بود و تماشا می‌کرد. مُرده بود!

‫پناه بر خدا! خدای بزرگ!

‫آهای! آهای!

‫تیز بیا این‌جا

‫- چه افتضاحی! ‫- تلفن کجاست؟

‫تو رصدخونه. تو روستا ‫هم هست. اون نزدیک‌تره.

‫دکتر خبر کن!

‫من پیشش می‌مونم

‫خدای بزرگ، ‫چه امتحان سختی از من می‌گیری...

‫کمکم کن تا به داد ‫این مرد بی‌نوا برسم

‫کمکم کن تا...

‫کارم تمومه. ‫دارم می‌میرم

‫آمین

‫- تو کی هستی؟ بگذار با آرامش بمیرم ‫- بنده‌ی خدا ام

‫- می‌تونی تکون بخوری؟ ‫- نه، ای لعنت

‫سعی‌ت رو بکن

‫نگاه کن! ‫نمی‌تونم تکون بخورم

‫- تکون خوردن. ‫- ببین، تکون نمی‌خورن

‫25 ساله که تکون نخوردن. ‫چرا حالا باید تکون بخورن؟

‫برو پی کارت! ‫بگذار با آرامش ریغ رحمت رو سر بکشم

‫من رو بُکش!

‫بُکش!

‫با سنگ کارم رو بساز

‫مرده‌شور ببردش!

‫ببخشید! ‫درد می‌گیره؟

‫پس تصادفی در کار نبود؟

‫کل زندگی من تصادف بود.

‫گور بابای این دنیا

‫چرا سین جیم‌م می‌کنی؟ ‫برو پی کارت! بگذار به درد خودم بمیرم

‫آروم باش، برادر

‫برای من برادر برادر نکن. ‫چه‌کاره ای؟ کشیشی؟

‫من بنده‌ی خدای بزرگم

‫پس من رو بخوابون رو به قبله* ‫معادل extreme unction*

‫وسایلم همراهم نیست

‫تازه رسیدم این‌جا. قراره ‫ کشیش‌نشین رو بسپرن به‌م.

‫- خیال می‌کردم خیلی ساله بی-سر-و-صاحب مونده. ‫- برای کسی هم مهم نبود.

‫چجوری مجروح شدی؟ ‫تو جنگ؟ یا سر کار؟

‫دکی! ‫سال 56 گلوله خوردم

‫جفت پاهام نابود شد

‫زمان جنگ؟

‫این‌جا جنگی نبود

‫همه‌ش یک گلوله شلیک شد

‫از پنجره

‫چندتا تماس گرفتم تا مطمئن ‫شم بچه-مدرسه‌ای‌ها رو پرس-و-جو کنن.

‫- شاید بشه گفت، حادثه‌ی کاری ‫- می‌دونی کار کی بود؟

‫شَکّ‌م به خیلی‌ها می‌ره. ‫من همین الانش هم دشمن دارم. تا دلت بخواد.

‫مثلا، ‫بچه‌هایی که میرن برای تحصیلات مذهبی

‫ممکنه اسلحه به دست‌شون افتاده باشه. ‫یا... شاید یک شکارچی غیرقانونی

‫خوشبختانه کس دیگه‌ای این‌جا اسلحه نداره. ‫این‌جا هم‌دیگر رو مسموم می‌کنن

‫- زهر از کجا می‌آرن؟ ‫- درون خودشون، زهر دارن!

‫زهر همیشه جواب می‌ده.

‫استعاری حرف می‌زنی.

‫من مجارستانی حرف می‌زنم. مگه ‫چیه؟ توقع داری لاتین حرف بزنم؟

‫ساعت چنده؟

‫احتمالا، بعد از 10

‫دکتر خبر کردی؟

‫یکی رفته بیاردش

‫این وقت شب عمرا پیداش کنه. ‫الان رفته پیش لکاته‌هاش تو شهر

‫ویلچر رو بچرخون

‫و یک هُلی هم بده. ‫شاید این دفعه جواب داد.

‫پدر... مادر!

‫ ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد

‫- ملکوت تو بیاید. ‫- آهای، دوبینا، سبزک من

‫- نان کفاف ما را امروز به ما بده. ‫- آهای، کمک‌مون کن سخت کار کنیم

‫- می‌کِشیم و می‌کِشیم ‫- ...بلکه از شریر رهایی ده

‫و تکونش می‌دیم

‫- عجب شرارتی! ‫- آمین

‫رساله‌ی اول سَن یوحنای رسول

‫برادران، ‫اگر کسی بگوید که خدا را دوست می‌دارم

‫و با برادر خود دشمنی کند، دروغگوست

‫زیرا کسی که برادری را ‫که دیده است دوست ندارد

‫چگونه ممکن است خدایی ‫را که ندیده است دوست بدارد؟

‫و این دستور اوست

‫که هرکه خدا را دوست می‌دارد، ‫برادر خود را نیز دوست بدارد

‫کلام خداوند

‫سپاس خداوند را

‫این عشق چنین است

‫عشقی خیرخواهانه به طور اخص، ‫حالا در مرکز قلوب ماست.

‫معنای این کلمه چیه؟

‫سَن پاول اسم نمودهای مختلفش رو،

‫تو نامه‌ی اولش به کرینتی‌ها می‌آره:

‫عشق یعنی صبوری، فروتنی، ‫افتادگی، سادگی، صفا، تواضع،

‫مهربانی، خلوص، پشت‌کار، ‫شفقت... و الی ماشاالله.

‫اگر عشق به تمام این معانی باشه

‫پس عشق به معنای ‫اجماع تمام فضیلت‌هاست

‫عشق جوهره، به بیان دیگه، جوهری که ‫تمامی موهبات الهی از اون نشئت می‌گیرن

‫عشق همیشه علامت تجدید حیاته

‫در روایت یوحنای رسول آمده که: "و ‫هرکه محبّت می‌نماید از خدا مولود شده است

‫اگر یکدیگر را محبّت نماییم، خدا در ما ‫ساکن است و محبّت او در ما کامل شده است. "

‫برادران مسیحی عزیزم، ‫با ما کردارمان،

‫از عشقی که مسیح وعظ می‌کرد، ‫منحرف شدیم

‫کینه‌ی یک‌دیگر را در دل داریم، ‫و از آن مرحمتی که در

‫دعاهامان به درگاه پدر ‫آسمانی طلب می‌کنیم بی‌بهره ایم.

‫به گمان‌تان شما این‌گونه نیستید؟

‫آن هم وقتی که بیش از ‫نیم قرن نور و گرما را

‫از مردی که میان شما ‫زندگی کرده دریغ می‌کنید؟

‫مردی که خسته و بیمار رهایش کردید، ‫تشنه و بی‌تابِ برای اندک محبتی

‫به قصد مرگی خودخواسته

‫از شیب تندی به پایین غلتید

‫اگر کسی بگوید خدا را دوست دارد، ‫و با برادر خود دشمنی کند، دروغگوست.

‫این بود نصِ موعظه‌ی من. ‫خود را از موهومات برهانید

‫زندگی تازه‌ای بنا کنید، ‫برادران، با من و در کنار هم.

‫مسیحی‌های راستین ‫و سخاوتمندی بشوید

‫مسیحی‌های شجاعی که حتی ‫دشمن خود را دوست می‌دارند

‫چرا که خدا با آن‌هاست ‫و از هیچ‌چیز نمی‌ترسند.

‫باشد که خداوند ارحم‌الراحمین

‫و روح القدس با نیروی ‫خود آنان را محافظ کنند

‫- آمین ‫- آمین

‫محض رضای خدا!

‫آخه چرا راحتم نمی‌گذاری؟

‫چرا نمی‌گذاری بخوابم؟

‫یانچی، عزیز من.

‫نمی‌آیی تو تخت بخوابی؟

‫دیگه هیچ‌وقت از خوابگاه نمی‌آم خونه.

‫به خدا اون‌جا به ‫این‌جا شرف داره!

‫دست‌کم اون‌جا می‌دونی ‫که باید گوش به امر باشی

‫نمی‌فهمی؟

‫وقتی آدم خونه‌ست، ‫فکر می‌کنه می‌تونه هرکاری دلش می‌خواد بکنه

‫هرچی که حالش رو داره

‫بگیره بخوابه...

‫داد نزن بچه بیدار می‌شه!

‫چی؟ بچه!

‫ولی من بیدار بشم عیب نداره، نه؟

‫میگی نمی‌تونی هرکاری ‫که دلت می‌خواد بکنی!

‫دلت می‌خواسته بری می‌خونه، و رفتی!

‫می‌خواستی تا آخر ‫وقت بمونی و موندی!

‫- می‌خواستی مست کنی، و کردی! ‫- با رفیقم بودم، فهمیدی؟

‫گرفتی؟ می‌فهمی؟

‫5 سال بود ندیده بودمش! ‫5! بهترین رفیقم بود!

‫مگه من رو چقدر دیدی؟

‫- کشیده می‌خوای؟ ‫- چیز دیگه‌ای نداری نثارم کنی؟

‫با من یکی به دو نکن!

‫- من زود قاطی می‌کنم ‫- می‌دونم

‫قبلا این‌جوری نبودی، ‫وقتی تو 16 سالگی حامله‌م‌ کردی، فرق داشتی

‫چون تازه از زندون دراومده ‫بودم. کیرم آماده‌ی آب‌پاشی بود.

‫کاشکی جای تو کرده ‫بودم تو سوراخِ دیوار!

‫ای خوک!

‫چطور با من این‌ریختی حرف می‌زنی، ‫آشغال؟

‫می‌بینی؟

‫انقدر ادامه می‌دی تا ‫کاسه‌ی صبرم لبریز شه

‫درد گرفت؟

‫ببخشید!

‫- چرا این‌قدر تُندی می‌کنی؟ ‫- چون دوسِت دارم

‫ولی اگه دوستم داری...

‫چرا نمی‌فهمی که من به ‫یک‌کم آرامش نیاز دارم؟

‫چون دیدم که کابوس ‫می‌بینی و خواب راحتی نداری

‫خودم صلاح خودم رو می‌دونم

‫می‌دونی هر روز خدا چی تو سرمه؟

‫فکرش هم نمی‌کنی!

‫- می‌فهمی که کار من... ‫- کار تو، همه‌ش کار تو...

‫- آره، کار من! ‫- کار مسخره‌ت!

‫- همین کار منه که نون شما دو تا رو می‌ده! ‫- من هم کار می‌کنم!

‫آره! مثلا دو هزار بار تو ‫ماه ناخن‌هات رو لاک می‌زنی!

‫تو چی؟

‫بیژامه‌ی خاکی‌ت رو می‌پوشی ‫و می‌ری سر کار مسخره‌ت

‫تازه اگه اصلا به خودت زحمت بدی بیایی خونه،

‫یا نا نداری یا سیاه‌مستی!

‫من سربازم.

‫سرباز یعنی کسی که برای ‫میهنش می‌جنگه و اسلحه دست می‌گیره،

‫تا از مردمش محافظت کنه.

‫می‌دونم حرف‌هات ‫قراره به کجا برسه:

‫ایمان، امید، عشق، ‫و عشق به همسایه!

‫شکیبایی در آرامش!

‫فقط مسئله اینه که، روحانیون همیشه با ‫ عشق خودشون رو چاق-و-چله می‌کردن

‫و مردم مثل سگ جون می‌کندن ‫تا نون شب‌شون رو دربیارن.

‫اما راستش رو بخواهی زندگی ‫امروزی خیلی بهتره.

‫تو که همین الانش هم یک ‫شکمبه‌ی کوچکی داری!

More Farsi Persian subtitles for Dog's Night Song

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left