Billions

Billions

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Σεζόν 6

Πληροφορίες έκδοσης

Billions S06E12 WEBRip x264-CAKES
Billions S06E12 WEBRip x264-ION10
Billions S06E12 720p WEB h264-KOGi
Billions S06E12 WEBRip x264-PECULATE
Billions S06E12 WEBRip HEVC X265-RMTeam
Billions S06E12 WEB x264-TORRENTGALAXY
Billions S06E12 720p WEB x265-MiNX
Billions S06E12 720p WEB H264-GGEZ
Billions S06E12 AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Billions S06E12 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Ένα Σχόλιο από Hitman007
█❝ H1tmaN امـیـر ❞█ 📣 T.me/IR_Billions 📣

Ετικέτες

webrip
web
x264
BRip
x265
HEVC
720p
720
2CH
Δημοσιεύτηκε στις: 2022-04-21
Λήψεις: 36
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

‫آنچه گذشت...

‫میلیاردرها مخفیانه توطئه می‌کنن ‫تا همه چی رو تصاحب کنن.

‫برخلاف چاک، من می‌خوام ‫روی آینده‌ات سرمایه‌گذاری کنم.

‫نتونستم از ملکه‌ام محافظت کنم.

‫دیو، فقط می‌خوام یه روز دیگه ‫پرونده‌ها رو بررسی کنم.

فردا ‫اول صبح اونا رو بهت برمی‌گردونم

‫کسایی که تنهایی میان تا وسایلشون رو جمع کنن ‫و توی شکست غرق بشن.

‫حتماً باید بهم یادآوری می‌کرد ‫که یه چیزی رو از چنگم در آورده

‫پرینس اولویت‌های متفاوتی داره.

‫پس قراره به این یارو اعتماد کنیم؟

‫- خوبی؟ ‫- کاملاً.

‫تو باید بهش می‌گفتی ‫که من نسبت به مردی‌ که

‫مقامم رو ازم گرفت موضع جنگی می‌گیرم

مادر سگ

‫مایکل پرینسِ لعنتی داره ‫برای ریاست جمهوری نامزد میشه

‫رئیس جمهور ایالات متحده‌ی آمریکا

‫- و یکی از ما ‫- هردومون

‫ممکنه مایکل پرینس کپیتال رو اداره کنیم

‫باید با متوقف کردنِ مایک پرینس ‫کشور رو نجات بدیم

‫پس حالا متوجه شدی ‫چرا برکنار کردنِ از مقامش چاک کافی نبود

که سعی کنیم بی‌اثرش کنیم

‫باید اون حروم زاده رو ‫کاملاً از صفحه حذف کنیم

:ترجمه از ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN

Billions.S06E12 1401/01/31 « کُلد استورج »

‫من یه سری سؤال دارم،

‫که انتظار دارم صادقانه بهشون جواب بدید،

‫که در انتهاش یکیتون آزادانه بیرون میره،

‫دیگری می‌مونه که بازداشت و محاکمه شه.

‫پس دوست دارم بدونم ‫محتویاتِ این درایو شما چیه، آقای پرینس.

‫گمونم رمز ارز باشه.

‫نمی‌دونم روی این درایو به خصوص چی هست.

‫و حتی اگه می‌دونستم، که چی؟

‫نشونه‌ی محکمی از فرار مالیاتی. ‫بعداً جزئیاتش رو توضیح میدم.

‫و قبل از این که بگید...

‫اون قبلاً گفت.

‫مقصر به بیان اظهاراتِ دروغ.

‫تُند نرو، چاک.

‫آقای پرینس، شما باید بدونید

‫که ما فکر می‌کنیم داخل این درایو ‫رمز ارز وجود داره،

‫برای تأمین مالی برنامه‌ی داراییِ مایک‌تون‌

‫که بشه سکوی پرتابِ شما ‫برای انتخاباتِ ریاست جمهوری

‫بیاید با باز کردنش شروع کنیم.

‫من نمی‌تونم بازش کنم. ‫رمزش رو ندارم.

‫بهتون اجازه میدم از گوشی یا کامپیوترتون ‫برای بازیابیِ رمزش استفاده کنید.

‫موضوع این نیست که رمزش پیشم نیست.

‫موضوع اینه که ندارمش.

‫امیدوارم سرِ این که این مالِ شماست ‫بحث نکنیم،

‫چون از یکی از شرکت‌های شما به دست اومده...

‫قانونی بودن نحوه‌ی به دست آوردنش رو ‫بررسی می‌کنیم

‫خوشحال می‌شیم.

‫بیاید در مورد 72 ساعت گذشته ‫و اینکه چطور سر از اینجا در آوردیم صحبت کنیم

‫خیلی خب، می‌خواید از کجا شروع کنیم؟

‫اوه، من شروع می‌کنم

‫و توضیح میدم چرا دلیلی داشتم ‫که یه کارمند سابق رو زمین بزنم.

‫- فعلی. ‫- در واقع هردوشون.

‫یکی برای من، یکی دیگه برای تو.

‫درست نیست، کیت؟

‫مستقیماً وکیلِ همتاتون رو خطاب قرار ندید ‫مگر این که اون اول شما رو خطاب قرار بده.

‫و نه، سعی کردی من رو زمین بزنی.

‫ولی من مثل دخترِ اسکیت‌باز ‫از سر راهت کنار رفتم،

‫و تو بودی که زمین خوردی.

‫حالا یه کارآگاه به درد نخور شدی ‫که من رو می‌پایی؟

‫چون وقتی رفتم داخل دیدمت. ‫توی این کار مهارت نداری.

‫به نفعته سوار ماشین بشی.

‫آره. اینطور به نظر میاد.

‫قدیمیه، ولی چیز سفت و سختیه.

‫پرونده‌ای علیه خانواده‌ی باترز‌

‫و شرکتشون که مواد مخدر تولید می‌کنه،

‫ولی تو قبول نکردی محاکمه‌اشون کنی.

‫- یادمه. ‫- پلیس فدرال بالأخره دستگیرشون کرد،

‫دو سال بعد این که تو نادیده‌شون گرفتی.

‫چاک، حتی اگه بخوایم هم نمی‌تونیم ‫همه‌شون رو محاکمه کنیم.

‫خب، مشکل همینه. تو نمی‌خواستی. ‫نه واقعاً.

‫چون فهمیدم پدرت با بزرگِ خانواده‌ی باترز ‫عضو سه هیئتِ خیریه از جمله موزه‌ست

‫آره، بالأخره شاید کارآگاه ‫خیلی به درد نخوری هم نیستم.

‫و حالا از خودت می‌پرسی چطور به نظر میاد‌

‫وقتی مردم بفهمن طرفِ قاچاقچی‌های مواد ‫و آدم‌های پرنفوذ رو گرفتی.

‫که یعنی سؤال درستی می‌پرسی.

‫و جوابِ اون سؤال، بله‌ست،

‫تو طرفِ اشتباه تاریخ قرار داری.

‫من همیشه طرفِ درست همه چی هستم.

‫- کارم همینه. ‫- البته.

‫ولی داری با دردت کنار میای، مگه نه، کیت؟

‫میذاری بقیه اول برن.

‫یا این که... پرینس چیزی رو که می‌خواد ‫به دست میاره،

‫و وقتی به کاخ سفید راه پیدا کرد،

‫تو یه مقام توی کابینه می‌گیری؟

‫الان نقشه‌ی بزرگت اینه؟

‫اوه، تو نمی‌دونستی.

‫می‌دونی چیه؟

‫اون می‌تونه برنده شه.

‫اگه غیر از این فکر می‌کردم، ‫الان اینجا نبودیم.

‫مجبور نمی‌شدم این کارو باهات بکنم.

‫- میذاشتم می‌رفتم. ‫- چیکار کنی؟

‫اون گرگ استیلسونه، کیت

‫و کُما یا قدرت‌های ماورایی لازم نداری‌

‫که بدونی حق با منه.

‫پس تو کسی هستی که مجبورش می‌کنی ‫تمام تقصیرها رو گردن بگیره؟

‫آدمِ تواناتری به فکرت می‌رسه؟

‫این رو مورد ملاحظه قرار میدم.

‫فکر نمی‌کنی، فقط حرکت می‌کنی.

‫کمکم می‌کنی مایک پرینس رو زمین بزنم.

‫این کارو نمی‌کنم.

‫می‌دونی، اگه رفتنت از دادستانی کل نیویورک ‫یه دلیل معتبر داشت، این بود.

‫نباید برنامه‌های سیاسیِ یکی دیگه رو ‫جلوتر از برنامه‌های خودت قرار بدی.

‫و این برنامه‌های بلندپروازانه مثل انتخاب شدن ‫به عنوان رئیس جمهور رو شامل میشه.

‫کیف‌ها و کفش‌ها انقدر قشنگ نیستن.

‫اونا خیلی قشنگن.

‫اگه بهم کمک نکنی،

‫دمار از روزگارت در میارم.

‫و هیچوقت به مجلس ایالتی ‫راه پیدا نمی‌کنی.

‫- می‌تونم نگهش دارم؟ ‫- تلاش خوبی بود. ازشون کپی دارم.

‫خب، چاک، وقتی سعی داشتی‌

‫کارمندم رو علیه من کنی...

‫کارمندت؟ تو اون رو از این دفتر بردی.

‫من سعی داشتم کارِ خوبی انجام بدم.

‫می‌دونی، مایک پرینس اینطوریه...

‫بقیه‌اش رو فراموش کن، دیو.

‫برای استفاده‌ی تبهکارانه ‫از سوم شخص دستگیرش کن.

‫اگه می‌تونستم این کارو می‌کردم،

‫ولی الان که روی تو تمرکز کردیم،

‫چرا بهم نمیگی چه قصدی داشتی؟

‫من؟

‫اشکال نداره. جواب بده.

‫خب، کیت، همونطور که می‌دونی، ‫برای من زمانِ زیبایی بود،

‫تماشا می‌کردم که رهبریِ شرکتم ‫گام‌های بعدیِ رشدش رو برمی‌داره.

‫از خودتون پذیرایی کنید.

‫وقتی یکی بهتون خاویار تعارف می‌کنه، ‫خجالتی نباشید.

‫جلوی خودتون رو نگیرید. برش دارید.

‫قانونِ زندگیه.

‫معمولاً وقتی می‌خوام چیزی رو جشن بگیرم،

‫یه مناسبتِ بزرگ رو مشخص کنم،

‫یکی مثل نوبو ماتسوهیسا رو به اینجا میارم‌

‫تا یه سوشیِ منحصربفرد آماده کنه.

‫یا گای فیری رو میارم که یه جور ‫ترکیبِ پنیر بریون خفن درست کنه.

‫ولی امشب، نمی‌خوام هیچ غریبه‌ای اینجا باشه.

‫نه حتی اسطوره‌ها.

‫چون امشب مختصِ ماست.

‫مختصِ قدردانی از ماست.

‫کسی که هستیم و کسی که بهش تبدیل می‌شیم.

‫کسی که من دارم بهش تبدیل میشم.

‫امشب مختص نهایی کردن ‫برنامه‌ی جانشینی منه.

‫حالا در حالی که فکر می‌کردم ‫یه نبرد ایده‌ها داشته باشیم،

‫یه بحثِ پرحرارت، ‫مبارزه تا سرحد مرگ،

‫یه پیشنهاد غیر قابل انکار بهم شد:

‫یه شورای دو نفره

‫تیلور و فیلیپ رؤسای مشترکِ شرکت میشن،

‫که به زودی تبدیل به یه صندوقِ سرّی میشه‌

‫وقتی من کنار میرم تا...

‫آره

‫آره، بهتون اعتماد می‌کنم ‫و این رو میگم

‫وقتی من نامزدیم برای ریاست جمهوریِ ‫ایالات متحده رو دنبال می‌کنم

‫لعنتی

‫لکه. باید درستش کنم.

‫آب گازداره... نه، باشه. ببخشید.

‫بهت می‌گفتم نفس بکشی،

‫ولی الان داری زیاد نفس می‌کشی.

‫الان باید وایسم و نفس نفس زدنت رو تماشا کنم،

‫یا بذارم توی حال خودت باشی‌

‫چون بدترین اتفاقی که می‌افته ‫اینه که از هوش میری؟

‫من یه کاری کردم که همه چی رو ‫برای همه خراب می‌کنه.

‫در این بافت «همه چی» و «همه» رو تعریف کن.

‫بافت؟

‫خیلی خب، برای مثال تو.

‫و فیلیپ.

‫و شغلِ جدیدی که تازه بهتون داده شد.

‫چون کل این قضیه‌ی سیاسی-ریاست جمهوری‌

‫قراره بخوره توی صورت مایک پرینس

‫و وقتی این اتفاق بیوفته، ‫برمی‌گرده شرکت رو اداره کنه‌

‫اگه تعطیلش نکنه ‫و تو مقامت رو از دست میدی.

‫و بعدش بقیه‌ی مردم توی کشور هم همینطور‌

‫چون پرینس رئیس جمهور نمیشه.

‫و چطور از این مطمئنی؟ ‫و چیکار کردی؟

‫یه جوری می‌دونستم قراره بهت بگم،

‫گرچه تو آخرین کسی هستی ‫که می‌خوام بدونه.

‫خیلی خب

‫من با رئیس‌مون خوابیدم،

‫و کسایی که با کارمند جوان رابطه دارن ‫انتخاب نمیشن.

‫و با کسایی که باهاشون رابطه برقرار شده ‫خیلی بدتر برخورد میشه.

‫من میشم مونیکا

‫نه، صبر کن، اون قبلاً رئیس جمهور بود و‌

‫مونیکا الان یه جورایی قهرمانه

‫میشم سیدنی لترزِ لعنتی

‫دانا رایس. ریل.

‫زن‌هایی که باعث شدن مقام‌شون رو از دست بدن.

‫اوه، نمی‌خوام ریل باشم.

‫خیلی خب.

‫داشتی شرکتت رو متحول می‌کردی ‫چون می‌خواستی برای ریاست جمهوری نامزد شی.

‫تنها چیزی که برای یه میلیاردر ‫واضح‌تر از اینه‌

‫ساختنِ یه برنامه‌ی فضاییه، ‫یه موشکِ اسباب‌بازی واقعی.

‫یکی از اونا داری؟

‫کل زندگیِ من موشک سواری بوده.

‫جوری که تعریف می‌کنن باید عالی باشه.

‫آره، فریاد نبرد آدم‌های بدعنق.

‫دعوت به صحنه‌ی بدبخت و بیچاره‌ها.

‫ولی می‌دونی چیه؟ واقعاً عالیه.

‫خیلی عالیه.

‫که برای همین، نه، ‫یه سفرِ واقعی به مریخ لازم ندارم.

‫فضا مقصد آخر من نیست.

More Farsi Persian subtitles for Billions

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left