Οι πρώτες 200 γραμμές.
تـی وـی ورلـد» با افـتـخـار تـقـدیـم مـیکـنـد»
واقعا این دفعه موفق شدی بری.
- خدایی؟ - آره، آره
آره، خدایی!
اومدی استارسیتی، از من کمک خواستی،
و بعدش، ناچاراً
و بلافاصله، افتادیم تو این دردسر!
آره درسته. منصفانه است.
دارن میان جلوتر
با سه شماره، رهبر تیم.
اون دیگه چیه؟؟
قاعدتاً باید بینایی حرارتی باشه.
- 3 - باشه
تـرجـمـه از: امـیـر سـتـارزاده H1tman007
این بچه هر دفعه که آزمایشش میکنیم سریعتر میشه.
- سرعتش شد 2 ماخ - به این زودی؟
همین چند روز پیش سرعتش رو به دست آورد.
علائم حیاتیش چطورن؟
سوخت و ساز بدن، ترشح اسید لاکتیک
همهشون بالاتر از حد انتظار هستن.
فکر کنم احتمالا یه اعجوبه داریم.
مثل «جادوگر ویز» (Wizard of Whiz 1987)
رفقا، من نمیخوام والی فکر کنه که بری ـه،
با بیتجربگی وارد میدان بشه،
و دفعهی بعدی که الکامی یا ساویتار پیداشون بشه
سعی کنه بره دنبالشون و اونا رو بگیره.
باشه ولی رفقا، والی مثل من نیست.
نمیخواد قدرتهاش رو از دست بده.
متقاعد کردنش برای استفاده نکردن از قدرتهاش کار سختی خواهد بود.
آره، خب، مجبوریم. تا وقتی که آماده باشه.
چطور!؟
اینکه متقاعدش کنیم آماده نیست.
که این یعنی، تشویقش نمیکنیم، آموزشش نمیدیم
و تو...
هیچ حرفی راجع به لباس مخصوص نمیزنی، خواهشاً.
به صلاح خودشه
چرا که نه؟
اینم فقط یه دروغ دیگه بین دوستانـه، درسته؟
سیسکو
چیه؟
هنوزم خوب نیست
فکر کنم شاید بهتر باشه فردا یه بار دیگه امتحان کنیم.
میتونم چندتا بررسی دیگه هم انجام بدم.
معرکه است.
شام با من. هرچی که بخوای.
آزمایش میکنیم، آزمایش میکنیم رفقای کارمند استار لبز؟
خیلی خوب میشه اگه بیاید طبقهی همکف.
امشبه؟ سخنرانیش؟
عالی شد
نظرت چیه بعدش بریم یه نوشیدنی بخوریم؟
تو، من، بری؟
بری؟ همینطوری بریم نوشیدنی بخوریم؟
وانمود کنیم که با هم دوست هستیم؟
تلاش خوبی بود.
همچین اتفاقی نمیافته
میخوای استار لبز رو برای عموم مردم باز کنی؟
طی دو هفته؟
تا حدودی باز. نه کاملا
ولی میدونی، از بودجهتون استفاده میکنم.
خب؟ در حال حاضر خیلی مساله مهمیـه
چون زمان داره از دست میره.
تصور من به این شکل هست که... البته نه به شکل محدود،
ایناهاش... یه تور و بازدید خصوصی
در تاسیسات استارلبز.
یا برای اونایی که مشکل قلبی دارن...
یه واقعیت مجازی جایگزین داریم.
هر دو شامل چشماندازی از ذرات میشه.
چشمانداز... از ذرات؟
چشمانداز ذرات، که یه نمایش مجدد لحظه به لحظه
از انفجار شتابدهندهی ذرات خواهد بود،
ولی از منظر ...
- ذر... - ذرات!!
گوش کن اچآر، میدونم داری سعی میکنی بفهمی
چقدر ارزش تیم رو بالا بردی، متوجه هستم، ولی...
بزار همین جا حرفت رو قطع کنم، «ب.آ» (بری آلن)
- به من نگو ب.آ - میتونم کاری کنم استارلبز
همون نیروی محرکهی جامعه علمی بشه
که قبلا بود، و حتی بیشتر،
اعتماد مردم رو مجددا به دست بیاریم.
شما رو نگاه کن
خیلی چهرهتون غمانگیزـه
کاری که میکنیم اینه. من میرم براتون یه...
اون... اون اخطار ماهواره بود؟
امیدوارم ماهواره نبوده باشه.
اون یه شهاب سنگ ـه؟
بله بله، یه شهاب سنگ ـه
و بله، داره میره به سمت مرکز شهر.
باید برم
رفقا
چیه؟
بری، چی میبینی؟
این شهاب سنگ نیست
بری؟ هی، بری، جواب بده
- صدامو داری؟ - رفقا
بیخیال
فضاییها!
مقامات دولتی خبر دادهاند که
جسم مرموزی که به مرکزشهر
سنترال سیتی برخورد کرد،
یک هواپیمای وزارت دفاع بوده که درحال یک عملیات تمرینی ساده بوده.
ممنون، ما کاخ سفید رو در جریان قرار میدیم.
حرفمو گوش نمیکنی.
اطلاعاتی که ما در آرگوس جمع کردیم...
درست نیست.
ما این مساله رو حل میکنیم، مدیر مایکلز.
برگرد به استارسیتی
بزار قویترها کار رو پیش ببرن.
لایلا، جریان چیه؟
یه سفینهی عجیب رو دیدم که به زمین برخورد کرد...
یه سفینه دیدی؟ دیگه چی دیدی؟
اونقدر که کابوسهای «ریدلی اسکات» ببینی. (کارگردان فیلمهای «فضایی» و «مریخی»)
منو توی استارلبز ملاقات کن. هرچی که بدونم بهتون میگم.
فضاییها؟
فضایی ِواقعی یا اون مردای کوچیک سبز؟
یه جورایی هر دو
ار وقتی که در موردشون فهمیدیم،
بهشون میگیم «دامینیتورها». (سلطهگران)
موجوداتی که با
قصد صلح بیان همچین اسمی ندارن.
نه نه، خیلی هم متهاجم هستن.
خب چه مدت هست که شما از این دامینیتورها خبر دارید؟
از دههی 50
خودشون بودن. ردموند، اورگن
دولت سعی کرد ماست مالیش کنه.
چیه؟ شبکهی SyFy رو نگاه میکنم.
در سال 1951، تحت همین شرایط ظاهر شدن.
یه سفینه با حالت اضطراری فرود اومد. تقریبا هیچ راه ارتباطی نبود.
متوجه شدیم که اونا انسانها رو میدزدن
تا راجع به ما اطلاعات جمع کنن.
حمله کردن، و صدها سرباز جونشون رو از دست دادن.
بعدش، به دلایل نامعلومی زمین رو ترک کردن.
تمامی سیگنالهای ارتباطی از دست رفت تا اینکه سه ماه پیش
وزارت دفاع این رو دریافت کرد.
ما تهدیدی برای شما نیستیم، ساکنان زمین.
هدف ما فهمیدن ـه.
هر اقدامی علیه ما بکنید همونطور که در گذشته کرید
سریعا تلافی خواهد شد.
پس وقتی فهمیدیم 4 تا سفینه دارن به سمت زمین میان،
نگران شدیم که باز هم اون اتفاق بیوفته.
به طور واضح یکیشون اینجا فرود اومد.
درسته، چون به قدر کافی توی سنترال سیتی
چیزای دیوونهکننده داریم.
میدونید خواستهشون چیه؟
هر دفعه که سعی کردیم باهاشون تماس بگیریم رد کردن،
ولی اینو خوب میدونیم، درست مثل قبلا
که اون سفینههای جانبی شامل تیم شناسایی میشه
که به اینجا فرستاده شدن تا دربارهی ما اطلاعات بیشتری جمع کنن.
دنبال نقاط ضعفمون هستن
- باید یه کاری بکنیم - میکنیم
تقریبا تمام کشورهای عضو سازمان ملل در حال گفت و گو
برای یه واکنش هماهنگ هستن.
اقدام در حال صورت گرفتن ـه.
پس وایستا، منظورت اینه که به این یکی کاری نداشته باشیم؟
اونایی که من دیدم شبیه زامبیهای فیلم «جنگ جهانی زد» هستن.
اگه تصمیم به حمله بگیرن، هیچ ارتشی نمیتونه متوقفشون کن.
تو هم همینطور
نه به تنهایی
فعلا بزار ما باهاشون سر و کله بزنیم.
پس نقشه این نیست که یه جا بشینیم
و کاری نکنیم، درسته؟
نه
بری، شنیدی که لایلا چی گفت
نمیتونی تنها اینکارو بکنی
همچین قصدی هم ندارم
چیزی هست؟
هیچی
باید یه جایی همینجاها باشه.
چقدر احتمالش هست که این یارو به این نتیجه
رسیده باشه که پارتیزان بودن برای هفت پشتش بسه؟
بیمه سلامت که نداره
خارج از وقت اداری هم که کار میکنه.
یعنی، گلوله هم که اصلا ارزون نیست، و اون...
- متاسفم، رفیق... - ایرادی نداره
رفیق...
سلام
سلام بری
خب، اون یارو کی بود؟
اون «پارتیزان» بود و چیزی نمونده بود بگیریمش.
واقعا چیزی نمونده بود بگیریش، آلی؟
ظاهرا که چیزی نمونده بود فیلم «صورت زخمی» رو روتون پیاده کنه.
بری، کاری هست که بتونم برات بکنم؟
یه تندروی شرور دیگه که کمکت کنیم بگیریش یا... (اشاره به فصل اول فلش و ایبارد ثاون)
راستش شاید آره. ولی دلیل اینجا بودنم این نیست.
چه مسالهای بود که اینقدر با سرعت اومدی استار سیتی؟
فضاییها
فضاییها؟
فضاییها
به خدا قسم میخورم بری
قبل اینکه تو رو ببینم زندگیم کاملا عادی بود.
یعنی... متاسفم
ببینید، اونا واقعی هستن، و همین حالا هم روی زمین هستن
و اونطور که لایلا بهمون گفت
قصد صلح هم ندارن.
- وای نه - لایلا در این باره میدونه؟
لایلا... آره، اومد ...
کجا داری میری؟
به تیا زنگ زدم
آره اومدم که بدم اینا رو امضا کنی
قبل اینکه شورای شهر عصبانی بشه،
ولی این مساله بمونه برای بعد.
No comments yet. Be the first to leave one.