The Flash

The Flash

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Σεζόν 3

Πληροφορίες έκδοσης

The Flash 2014 S03E08 WEB-DL x264-RARBG
Ένα Σχόλιο από Hitman007
►֍ H1tman007 امـیـر | TvWorld.info

Ετικέτες

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
x264
Δημοσιεύτηκε στις: 2016-12-05
Λήψεις: 52
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

تـی وـی ورلـد» با افـتـخـار تـقـدیـم مـی‌کـنـد»

‫واقعا این دفعه موفق شدی بری.

‫- خدایی؟ ‫- آره، آره

‫آره، خدایی!

‫اومدی استارسیتی، از من کمک خواستی،

‫و بعدش، ناچاراً

‫و بلافاصله، افتادیم تو این دردسر!

‫آره درسته. منصفانه است.

‫دارن میان جلوتر

‫با سه شماره، رهبر تیم.

‫اون دیگه چیه؟؟

‫قاعدتاً باید بینایی حرارتی باشه.

‫- 3 ‫- باشه

تـرجـمـه از: امـیـر سـتـارزاده H1tman007

‫این بچه هر دفعه که آزمایشش می‌کنیم سریع‌تر میشه. ‫

‫- سرعتش شد 2 ماخ ‫- به این زودی؟

‫همین چند روز پیش سرعتش رو به دست آورد.

‫علائم حیاتی‌ش چطورن؟

‫سوخت و ساز بدن، ترشح اسید لاکتیک

‫همه‌شون بالاتر از حد انتظار هستن.

‫فکر کنم احتمالا یه اعجوبه داریم.

‫مثل «جادوگر ویز» ‫(Wizard of Whiz 1987)

‫رفقا، من نمی‌خوام والی فکر کنه که بری ـه،

‫با بی‌تجربگی وارد میدان بشه،

‫و دفعه‌ی بعدی که الکامی یا ساویتار پیداشون بشه

‫سعی کنه بره دنبالشون و اونا رو بگیره.

‫باشه ولی رفقا، والی مثل من نیست.

‫نمی‌خواد قدرت‌هاش رو از دست بده.

‫متقاعد کردنش برای استفاده نکردن از ‫قدرت‌هاش کار سختی خواهد بود.

‫آره، خب، مجبوریم. تا وقتی که آماده باشه.

‫چطور!؟

‫اینکه متقاعدش کنیم آماده نیست.

‫که این یعنی، تشویق‌ش نمی‌کنیم، ‫آموزشش نمی‌دیم

‫و تو...

‫هیچ حرفی راجع به لباس مخصوص نمی‌زنی، خواهشاً.

‫به صلاح خودشه

‫چرا که نه؟

‫اینم فقط یه دروغ دیگه بین دوستان‌ـه، درسته؟

‫سیسکو

‫چیه؟

‫هنوزم خوب نیست

‫فکر کنم شاید بهتر باشه فردا یه بار دیگه امتحان کنیم.

‫می‌تونم چندتا بررسی دیگه هم انجام بدم.

‫معرکه است.

‫شام با من. هرچی که بخوای.

‫آزمایش می‌کنیم، آزمایش می‌کنیم ‫رفقای کارمند استار لبز؟

‫خیلی خوب میشه اگه بیاید طبقه‌ی هم‌کف.

‫امشبه؟ سخنرانی‌ش؟

‫عالی شد

‫نظرت چیه بعدش بریم یه نوشیدنی بخوریم؟

‫تو، من، بری؟

‫بری؟ همینطوری بریم نوشیدنی بخوریم؟

‫وانمود کنیم که با هم دوست هستیم؟

‫تلاش خوبی بود.

‫همچین اتفاقی نمی‌افته

‫می‌خوای استار لبز رو برای عموم مردم باز کنی؟

‫طی دو هفته؟

‫تا حدودی باز. نه کاملا

‫ولی می‌دونی، از بودجه‌تون استفاده می‌کنم.

‫خب؟ در حال حاضر خیلی مساله مهمی‌ـه

‫چون زمان داره از دست میره.

‫تصور من به این شکل هست که... ‫البته نه به شکل محدود،

‫ایناهاش... یه تور و بازدید خصوصی

‫در تاسیسات استارلبز.

‫یا برای اونایی که مشکل قلبی دارن...

‫یه واقعیت مجازی جایگزین داریم.

‫هر دو شامل چشم‌اندازی از ذرات میشه.

‫چشم‌انداز... از ذرات؟

‫چشم‌انداز ذرات، که یه نمایش مجدد لحظه به لحظه

‫از انفجار شتاب‌دهنده‌ی ذرات خواهد بود،

‫ولی از منظر ...

‫- ذر... ‫- ذرات!!

‫گوش کن اچ‌آر، می‌دونم داری سعی می‌کنی بفهمی

‫چقدر ارزش تیم رو بالا بردی، متوجه هستم، ولی...

‫بزار همین جا حرفت رو قطع کنم، «ب.آ» ‫(بری آلن)

‫- به من نگو ب.آ ‫- می‌تونم کاری کنم استارلبز

‫همون نیروی‌ محرکه‌ی جامعه علمی بشه

‫که قبلا بود، و حتی بیشتر،

‫اعتماد مردم رو مجددا به دست بیاریم.

‫شما رو نگاه کن

‫خیلی چهره‌تون غم‌انگیزـه

‫کاری که می‌کنیم اینه. ‫من میرم براتون یه...

‫اون... اون اخطار ماهواره بود؟

‫امیدوارم ماهواره نبوده باشه.

‫اون یه شهاب سنگ ـه؟

‫بله بله، یه شهاب سنگ ـه

‫و بله، داره میره به سمت مرکز شهر.

‫باید برم

‫رفقا

‫چیه؟

‫بری، چی می‌بینی؟

‫این شهاب سنگ نیست

‫بری؟ هی، بری، جواب بده

‫- صدامو داری؟ ‫- رفقا

‫بیخیال

‫فضایی‌ها!

‫مقامات دولتی خبر داده‌اند که

‫جسم مرموزی که به مرکزشهر

‫سنترال سیتی برخورد کرد،

‫یک هواپیمای وزارت دفاع بوده که درحال ‫یک عملیات تمرینی ساده بوده.

‫ممنون، ما کاخ سفید رو در جریان قرار میدیم.

‫حرفمو گوش نمی‌کنی.

‫اطلاعاتی که ما در آرگوس جمع کردیم...

‫درست نیست.

‫ما این مساله رو حل می‌کنیم، مدیر مایکلز.

‫برگرد به استارسیتی

‫بزار قوی‌ترها کار رو پیش ببرن.

‫لایلا، جریان چیه؟

‫یه سفینه‌ی عجیب رو دیدم که به زمین برخورد کرد...

‫یه سفینه دیدی؟ دیگه چی دیدی؟

‫اونقدر که کابوس‌های «ریدلی اسکات» ببینی. ‫(کارگردان فیلم‌های «فضایی» و «مریخی»)

‫منو توی استارلبز ملاقات کن. ‫هرچی که بدونم بهتون میگم.

‫فضایی‌ها؟

‫فضایی ِواقعی یا اون مردای کوچیک سبز؟

‫یه جورایی هر دو

‫ار وقتی که در موردشون فهمیدیم،

‫بهشون میگیم «دامینیتورها». ‫(سلطه‌گران)

‫موجوداتی که با

‫قصد صلح بیان همچین اسمی ندارن.

‫نه نه، خیلی هم متهاجم هستن.

‫خب چه مدت هست که شما از این دامینیتورها خبر دارید؟

‫از دهه‌ی 50

‫خودشون بودن. ردموند، اورگن

‫دولت سعی کرد ماست مالیش کنه.

‫چیه؟ شبکه‌ی SyFy رو نگاه می‌کنم.

‫در سال 1951، تحت همین شرایط ظاهر شدن.

‫یه سفینه با حالت اضطراری فرود اومد. ‫تقریبا هیچ راه ارتباطی نبود.

‫متوجه شدیم که اونا انسان‌ها رو می‌دزدن

‫تا راجع به ما اطلاعات جمع کنن.

‫حمله کردن، و صدها سرباز جون‌شون رو از دست دادن.

‫بعدش، به دلایل نامعلومی زمین رو ترک کردن.

‫تمامی سیگنال‌های ارتباطی از دست ‫رفت تا اینکه سه ماه پیش

‫وزارت دفاع این رو دریافت کرد.

‫ما تهدیدی برای شما نیستیم، ساکنان زمین.

‫هدف ما فهمیدن ـه.

‫هر اقدامی علیه ما بکنید ‫همونطور که در گذشته کرید

‫سریعا تلافی خواهد شد.

‫پس وقتی فهمیدیم 4 تا سفینه دارن به سمت زمین میان،

‫نگران شدیم که باز هم اون اتفاق بیوفته.

‫به طور واضح یکی‌شون اینجا فرود اومد.

‫درسته، چون به قدر کافی توی سنترال سیتی

‫چیزای دیوونه‌کننده داریم.

‫می‌دونید خواسته‌شون چیه؟

‫هر دفعه که سعی کردیم باهاشون تماس بگیریم رد کردن،

‫ولی اینو خوب می‌دونیم، درست مثل قبلا

‫که اون سفینه‌های جانبی ‫شامل تیم شناسایی میشه

‫که به اینجا فرستاده شدن تا درباره‌ی ما ‫اطلاعات بیشتری جمع کنن.

‫دنبال نقاط ضعف‌مون هستن

‫- باید یه کاری بکنیم ‫- می‌کنیم

‫تقریبا تمام کشورهای عضو سازمان ملل در حال گفت و گو

‫برای یه واکنش هماهنگ هستن.

‫اقدام در حال صورت گرفتن ـه.

‫پس وایستا، منظورت اینه که به ‫این یکی کاری نداشته باشیم؟

‫اونایی که من دیدم شبیه زامبی‌های ‫فیلم «جنگ جهانی زد» هستن.

‫اگه تصمیم به حمله بگیرن، ‫هیچ ارتشی نمی‌تونه متوقفشون کن.

‫تو هم همینطور

‫نه به تنهایی

‫فعلا بزار ما باهاشون سر و کله بزنیم.

‫پس نقشه این نیست که یه جا بشینیم

‫و کاری نکنیم، درسته؟

‫نه

‫بری، شنیدی که لایلا چی گفت

‫نمی‌تونی تنها اینکارو بکنی

‫همچین قصدی هم ندارم ‫

‫چیزی هست؟

‫هیچی

‫باید یه جایی همین‌جاها باشه.

‫چقدر احتمالش هست که این یارو به این نتیجه

‫رسیده باشه که پارتیزان بودن برای هفت پشتش بسه؟

‫بیمه سلامت که نداره

‫خارج از وقت اداری هم که کار می‌کنه.

‫یعنی، گلوله هم که اصلا ارزون نیست، و اون...

‫- متاسفم، رفیق... ‫- ایرادی نداره

‫رفیق...

‫سلام

‫سلام بری

‫خب، اون یارو کی بود؟

‫اون «پارتیزان» بود و چیزی نمونده بود بگیریمش.

‫واقعا چیزی نمونده بود بگیریش، آلی؟

‫ظاهرا که چیزی نمونده بود فیلم «صورت زخمی» ‫رو روتون پیاده کنه.

‫بری، کاری هست که بتونم برات بکنم؟

‫یه تندروی شرور دیگه که کمکت کنیم بگیریش یا... ‫(اشاره به فصل اول فلش و ایبارد ثاون)

‫راستش شاید آره. ولی دلیل اینجا بودنم این نیست.

‫چه مساله‌ای بود که اینقدر با سرعت اومدی استار سیتی؟

‫فضایی‌ها

‫فضایی‌ها؟

‫فضایی‌ها

‫به خدا قسم می‌خورم بری

‫قبل اینکه تو رو ببینم زندگیم کاملا عادی بود.

‫یعنی... متاسفم

‫ببینید، اونا واقعی هستن، ‫و همین حالا هم روی زمین هستن

‫و اونطور که لایلا بهمون گفت

‫قصد صلح هم ندارن.

‫- وای نه ‫- لایلا در این باره می‌دونه؟

‫لایلا... آره، اومد ...

‫کجا داری میری؟

‫به تیا زنگ زدم

‫آره اومدم که بدم اینا رو امضا کنی

‫قبل اینکه شورای شهر عصبانی بشه،

‫ولی این مساله بمونه برای بعد.

More Farsi Persian subtitles for The Flash

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left