Οι πρώτες 200 γραμμές.
بازیهای بچگانه"
".بازی نیستند مونتنی
من همیشه همه چیزو بهت میگم، مگه نه؟
چیزی واسه گفتن نیست
اون نخواست، درسته؟
هیچ اتفاقی نیافتاد
پس اون نخواست
فقط ترجیح دادم که کاری نکنم
چی گفتی؟
من مث تو نیستم، همین
آره، درسته
تو از من بهتری
...اما لارسیمون رو داری که
اما حسی بهش نداری
از بس کله کیری ای
گفتم که ترجیح دادم کاری نکنم
تا حالا همچین اتفاقی واست نیافتاده؟
اینکه شدیداً یه چیزی رو بخوای
،و وقتی بالاخره بهش میرسی واقعاً دلت میگیره
من شدیداً عاشقش بودم
شدیداً
همهامون بودیم
نه
هیچکس مثل من عاشق اما نبود
یکی از بهترین خاطرات زندگیم بود
،وقتی یه اتفاق قشنگ میافته نباید زیاد درگیرش بشی
تا صدمهای بهش نزنی
خالیه
یه جورایی مثل زندگی جنسی خودت، مگه نه؟
آرنود، اون چیه؟
نمیتونم از اینجا ببینم
تونیو، چه اتفاقی داره میافته؟
ترجمه و زیرنویس : زهــرا حـاجــیپــور Zaaraa90
زود باش
عجله کن
خانم شومنت
بله
شما دیروزم اومده بودین
فکر میکنم دیگه مشکلی نداشته باشین
پس گناهانم چی؟
من کارای شیطانی کردم، پدر
خوب گوش کنین، خانم شومنت
یه ذره هم نمیدونین شیطان چیه
متوجه میشین چی میگم؟
آره. راستش مطمئن نیستم
یه شیطان توی الدن وجود داره
...یه شیطان واقعی
که تغذیه و نابود میکنه
باید همین الان از اینجا برین، خانم شومنت
من کارای مهمی واسه انجام دادن دارم
کسی که به زندگی برنمیگردد نه اینطوری
زمین فریاد میکشد تعادلش را از دست میدهد
اما خلیج هارو هیچوقت تعادل رو دوست نداشته
!اما - فقط یه ثانیه. الان میام -
تو ماشین منتظرت میمونم
!اما
!اما
!کمیل، لازم نیست جیغ بزنی سرم داره منفجر میشه
مامان
منو میبینی؟
چه بلایی سرش اومده؟
مامان؟
کجا داری میری؟
باید زنگ بزنیم به پلیس
صبر کن
مامان، حالت خوبه؟
چیزی لازم نداری؟
خواهش میکنم تنهام بذارین
چش شده؟
باید زنگ بزنیم به بازرس رونان؟
برو یه پیچگوشتی بیار
چی؟ یه پیچگوشتی، چاقویی چیزی -
یه چیزی که این در لعنتی رو باز کنه
خودشه
مامان، بذار درو باز کنم
نه، نمیخوام باز بشه
زنگ بزن به پلیس
...اون مامانمه، خودم میدونم چطوری باهاش
خانم لارسیمون؟
خواهش میکنم بذارید در رو باز کنیم
ما نگرانتون هستیم متوجه میشین؟
نگران سلامتیتون
هنوز دخترم اونجاست؟
بله
شما بچه دارین؟
نه
میدونین
...عشقی که همه راجبش حرف میزنن
عشق بی قید و شرط، عشق شکست ناپذیر
عشق مادر به فرزندش؟
خب، دخترم کاری کرد که اون عشق شکسته بشه
نه خیلی سریع، نه یکدفعه
بلکه در طول زمان
اون یه استعدادی داره
استعداد اینکه چیزای قشنگ رو برداره و بشکنتشون
...مامان
چیزی باقی نمونده
...تظاهر میکنم اما
چیزی باقی نمونده
متاسفم، مامان
نمیخوام تاسفت رو بشنوم
دیگه نه. خواهش میکنم
به نظرم بهتره که بری
خودم از پسش برمیام
من و دکتر مورئو مواظبش هستیم
باشه؟
خبری شد، بهت زنگ میزنم
عالی شد. چه فکر خوبی
فقط یکی
میخوام با دریا جشن بگیرم
بله؟
اوضاع چطوره؟
عالیه
داریم میایم
از مامانت خبری شد؟
نه. سبی بود واسه شام دعوتمون کرده
حتماً، چه وقت خوبی چه فکر خوبی
چرا نریم؟
بابام گم شده. مامانم ازم متنفره
چیکار باید بکنم؟
یه کم احساس راحتی لازم دارم میرم پیش سبی، خیلی هم خوب میشه
رسم کوچولوی سکسمون رو به جا میاریم
اما، اون ازدواج کرده
عالی شد. وقتشه که ازدواجش رو آزمایش کنیم
آدامس داری؟
اومدین! شب بخیر
سوفی هستم
باشه
همسر سباستین
موهات کوتاهه - آره -
موهای منم همینطور
باشه
سلام. کمیل هستم
با اما کار میکنم
دستیارمه
چه خوب. بیاین تو میرم سباستین رو پیدا کنم
!سباستین
سباستین؟
من نمیرم تو اون گاو چاق رو نمیشناسم
نه، اون حامله اس
من کلی زن حامله دیدم که از اون لاغرتر بودن
خودت میخواستی بیای، پس خودتم میری تو
هی! چقدر خوشحالم که میبینمتون
با سوفی آشنا شدین، ایشون هم هوگو هستن
هوگو؟ این دیگه کیه؟
ایشونن
پسرمه
یه بچهی دیگه؟
آره، از ازدواج اولم
یکی از طرفدارانته
مگه نه، هوگو؟ طرفدارشی. بهش بگو
سبی رو دوست داری؟
آره. اون خیلی باحاله
آره اما جایگزین پدرت شده
بابام یه آدم عوضی بود که ولمون کرد و رفت
سبی رو بیشتر دوست دارم
میدونی، من و سبی ...وقتی جوون بودیم
با هم سکس میکردیم
میدونم
ممنون، اما
میشه یه بوسم ازت بکنم؟
اون بچه یه ذره عجیب و غریبه
اشکالی نداره. یه مشروبه
خب، چقدر؟
جانم؟
قیمت رو میگم
نه، چقدر مونده تا زایمانت؟
یه هفته. تقریباً 39 هفتهام پر شده
بچهی ایشونه؟
آره، معلومه که هست
از کجا معلوم؟ اون رفیق کوچولومون که بچهی این نیست
ممکنه یه بار دعوا کرده باشین و بعد از حامله شدنت برگشته باشه پیشت
همه مشکلات رو به جون بخره اما هیچ سودی نبره
ما چهار ساله که با همیم
!چهار سال. واو
تو یه مدرسه بودیم
واقعاً؟ من که یادم نمیاد
دو سال بالاتر از شماها بودم
مقالهات رو راجب مادرها خوندم
با خودم گفتم:"واو. یه دختر 15 ساله "که میخواد از الان همه چیزو خراب کنه
یا به یه ستاره تبدیل میشه" "یا الکلی میشه، یا جفتش
میرم دسر رو بیارم
منم الان میام
چیکار داری میکنی؟
میخوام بشناسمش
کم کم داره موهات میریزه اما هنوزم بانمکی
!بس کن
نه. بس کن
چرا بس کنم؟
شرمندهام کردی
تو که بدتر از ایناشم دیدی
میشه لطفاً واسم پر کنی؟
نه
چه هوشمندانه میدونی، میتونم بلند بشم
آره، میدونم - پس بلند میشم -
بفرما - برو که اومدم -
یه ذره میخوای؟
پیداش کردی؟
فقط همون مونده بود - چه بد شد -
بیا برگردیم
No comments yet. Be the first to leave one.