Οι πρώτες 200 γραμμές.
فرانـی
بهتره بری سرِ زمینِ خودت، پسرجون
زمینِ خودم
چی گفتی الان؟
گفتم زمینِ خودم
و بازوم
میخواستم... الانه که بارون شرشر بیاد، بابا
ولی دیوار که غصهاش نمیگیره
امشب اینا رو میریزم تو آبگوشت، خوبه؟
هویجهایِ کچلِ لعنتی
و موردِ بعدی، یه ساعتِ رومیزیِ ساختِ گالوی هست
مدلِ ویکتوریایی
قابِ چوبیِ قشنگی داره
کار نمیکنه. ده پوند کسی نمیخواد؟
پنج چی؟
ای بابا، یالا دیگه خانما و آقایون
پس چهارتا. سه چی؟
اصلاً کسی طالب هست یا نه؟
پنجاه... پنس
با این قیمت نمیتونم بدمش بهت گفر. بیخیال
سه پوند. نه، پنجاه، پنجاه
سه پوند! پنجاه
پنجاه تا، یه قرون هم بیشتر نمیدم
آقایون، سه پوند
قیمتِ پایه نداره. پایه نداره
باید بالاترین پیشنهاد رو قبول کنی
ولی پاجر، اینجوری که دارم مفت میدم بره
خب کو مشتریِ دستبهنقدترت؟
آقایون، پنجاه پنس پیشنهاد شده. کسی یک پوند نمیگه؟
هفتاد و پنج پنس؟
اِ، خانم، ببینید
بنویس به حساب. پنجاه پنس
ایول داری، رفیق
مدیونتم
پاجر، وانتت کجاست؟ همونجا
این حضرت مریممون دستهای گندهای داره، نه؟
دروازهبانه رفیق. مالِ باشگاه بیتاللحم
میدونی این همون آبیه که تو دستشوییِ خودت میچکه، مگه نه؟
با دست از خودِ چاهِ مقدس کشیده شده، رفیق
که یه وقت مشتری شاکی نشه که دروغ تحویلش دادم
کدوم مشتری؟
توریستها. کدوم توریستها؟
آمریکاییها
فکر میکنن این چیزا خاصیت درمانی داره
آخرین باری که یه آمریکایی تو هتل موند کی بود؟
گمشو بابا
چی؟
گوسفندها یه جورایی ظرافتِ زنونه دارن
انگار جورابشلواری پوشیدن
پاجر، اگه گوسفند بودی ماچِت میکردم
خب، منم میذاشتم این کار رو بکنی
میبینم که هتل داره چوبِ حراج میخوره. بیشتر شبیه تسلیم شدنه
با این وضع، تا ده سال دیگه این ده کوره خالی از سکنه میشه
بهت بگم، باور کن
اگه یه مشتری واسه اون هتلِ کوفتی پیدا میشد، سهسوت غیبم میزد
اونوقت مجبور میشدی واسه نون درآوردن واقعاً کار کنی؟
خب، دیگه همینطوریه
امشب تمرین داریم. اصلاً به عشقِ همین زندهم
خب دونال، اوضاع چطوره؟
گفر. باز رفتی سراغِ یه عتیقهیِ مزخرفِ دیگه، نه؟
این... اِم... خیلی نایابه
البته یه ذره تعمیر لازم داره
نایاب، ارواحِ عمت
از اینا بری ابزارفروشی، با هر توالتفرنگی یکی اشانتیون بهت میدن
راستی این عتیقه رو از کجا کِش رفتی؟
حراجیِ بیوهیِ مورفی
جدی؟
کسی هم طالبش بود؟
اونجا رو اگه با یه مرغ و خوک و اون چاهِ مقدس هم اشانتیون میدادی، کسی نمیبرد
نمیدونم، اگه یه دستی به سر و گوشش بکشن و رنگش کنن بد نمیشه
یه کم سفیدکاری لازم داره
به نظر من، تنها کسی که ممکنه اونجا رو بخره یکیه که قصدِ خودکشی داره
نمیدونم والله
اگه من میخواستم خودکشی کنم
احتمالاً اول اجارهاش میکردم
عجب آدمِ باحالی هستی تو. میدونم
آخ، تو دخترِ خیلی خوبی هستی کیت
وقتی بمیرم، این بار رو واسه تو میذارم
اوه، عموجون خیالبافی نکن
هنوز کلی سال وقت داری تا این دختره بخواد کسبوکارت رو ازت بگیره
اوه، منم دیگه هر لحظه ممکنه غزلِ خداحافظی رو بخونم
حتی تابوتِ چوبیم رو هم سفارش دادم
میشه یه روز تو این بار بگذره و شما دوتا واسه مراسمِ ختمِ خودتون نقشه نکشین؟
عینِ عزرائیل میمونین
جفتتون
آره
قضیهیِ درموتِ پیر واقعاً غمانگیز بود
پیر؟
مگه اون نصفِ من سن نداشت؟
دوازده ساله که تو یه مراسمِ عروسی شرکت نکردم
خب، باز خدا رو شکر که مراسمِ ختم هست
وقتی ریقِ رحمت رو سر بکشم، اسقف هم درِ کلیسا رو تخته میکنه
پدر، شما حالا حالاها وقت دارین
دربارهیِ درموتِ بیچاره هم همین رو میگفتم
ولی کاشف به عمل اومد که فقط چند صد متر دیگه وقت داشت
صاف تا تهِ دره
فکر میکنی افتاد یا خودش رو پرت کرد؟
وای خدا، کیت، دیگه چه فرقی میکنه
اون دیگه از پیشم رفته
خب فرانـی، اون الان جایِ بهتریه
شیش بار ازم خواستگاری کرد
شیش بار، و هر بار بهش گفتم نه
باید حداقل یه بار بهش راه میدادم
قبل از اینکه بمیره
درموت؟
منظورم اینه که خدا بیامرزدش و این حرفا، ولی
نمیتونستم باهاش بخوابم
اوای فرانـی، ببخشید. بیملاحظگی کردم
طفلی رو قشنگ سرِ کار گذاشته بود، نه؟
ناز میکرد به امیدِ اینکه یه کیسِ بهتر پیدا بشه
حالا چی نصیبش شده؟
هیچِ پوچ
فکر میکنی اصلاً گذاشت اون پیرمردِ بیچاره یه لنگه پا بره بالا؟
چی؟
چرا که نه؟
فرانـیِ نیقلیون
دیوونه شدی؟
خب واقعاً هم خیلی لاغره. مگه لاغر بودن چه عیبی داره؟
پاجر، تو به عکسم رحم نمیکنی
بیا بریم شان، بریم یه چیزی بزنیم
بفرما، اینم از شان
رفقا. اوه پسر
هوا خیلی گرفتهست، نه؟ اوضاع خرابه، رفیق
آکاردئونت کو؟
چطوری میخوای بدونِ سازت مجلس رو گرم کنی؟
نمیخوام
دیگه آکاردئون نمیزنم
دارم میرم
چی؟ داری از گروه میری؟
از گروه، از خونه، از این دهِ کوفتی، واسه همیشه
برو بابا، دست از سرم بردار رفیق. شوخی میکنی دیگه
جدیام، مثلِ اسهالِ خونی
ببین، من میرم قبل از اینکه مثلِ درموت تهِ دره پیدا بشم
بگیر بشین چاییت رو بخور، بعد مهاجرت کن
پایِ یه زن در میونه، رفیق؟
آخه تو این محلهیِ کوفتی مگه زنی هم پیدا میشه؟
خب همیشه کیتِ خودمون هست
کیتِ کوچولو حالا حالاها باید مراقبِ تیمِ پیر باشه
آره، کاملاً حق با توئه
تنها راهی که تو این ده ممکنه گیرم بیاد
اینه که برم تو لونهیِ مرغ منتظر بمونم
لعنت به این جادههایِ فرعی. پرواز رو از دست میدیم
زنگ بزنم؟
نه، بذار اول ببینیم اوضاع چقدر بیریخته
آلن، اون یکی و این یکی رو ببر تو محوطهیِ اصلی، باشه؟
آره. خیلی خب آلن. دمت گرم، دست به کار شو
هی دیک، چه خبر؟ پاجر، چطوری؟
بد نیستم. گوش کن
به نظرت چرا آمریکاییها ایرلند رو انتخاب کردن
واسه ساختنِ اون قرصهایِ راستکننده؟
خب، فکر کنم مثلِ همون آبجوهایِ جنوب باشه
یه ربطی به آبش داره
جدی؟
پسر، عجب پولی تو این داروهاست، نه؟
اینا باید چند هزار تایی ارزش داشته باشن
این قرصهایِ کوچولویِ آبی مثلِ طلا میمونن
آره دیگه، مگه آمریکاییها واسه هر دونهش ده دلار نمیدن؟
چی؟ ده دلار؟ که با عیال بخوابن؟
پسر، این زنهایِ آمریکایی چه فکرهایِ فانتزیای واسه رابطه دارن
من که باشم، ترجیح میدم موقعِ بیرون رفتن فقط یه دستی به سر و گوشِ عیال بکشم
و اون ده دلار رو بذارم تو جیبم و برم تو بارِ محلی چند تا پیک بزنم
تراژدیِ آمریکا همینه، مگه نه؟
چی؟ اینکه آبجویِ درست و حسابی ندارن؟
اشتباه نمیگی. گوش کن، فردا میبینمت
آره، فعلاً پاجر. فردا همین وقت، همینجا
ممنون! خیلی ممنون
ما گروهِ پسرانِ غرب هستیم و شنبهیِ دیگه برمیگردیم
همین وقت، همینجا. شبخوش، خدانگهدار، به سلامت برین خونه
چطور بود؟
بیست پوند، نفری پنج تا
پس امشب فقط به دو تا آبجو میرسه
خب ند، چطوری؟
آخ، دارم واسه مردن آماده میشم
خب، مگه همهمون اینطوری نیستیم ند؟
تا وقتی هنوز فرصت داریم، پس
سوئد. شرط میبندم جایِ باحالی باشه
بیا اینم سهمِ تو، پاج
پولم بهش نمیرسه. عالیه. ممنون
چطوری؟
بفرما
به سلامتی، رفقا
کیت! هنوز رو رفتن پافشاری میکنی؟
پسر. هنوزم میخوای بری؟
آره، میرم. تصمیمم رو گرفتم
اگه یه نقشهای بکشیم چی، رفیق؟
کاری کنیم نظرت عوض بشه. یه کم پول به جیب بزنی
نقشه؟
چه نقشهای؟ میخوای به بانک دستبرد بزنی یا چی؟
اول باید یه بانک تو این محلهیِ کوفتی پیدا کنیم
حتماً که نباید بانک باشه
من که هیچی تو جیبم ندارم
خب تو که اون مزرعه بهت ارث میرسه
ای بابا
تا اون موقع شصت سالم شده و هنوز ورِ دلِ مامانم زندگی میکنم
اگه گفر برات تو هتل کار پیدا کنه چی؟
یه ذره پولِ اضافی بهت میده
اصلاً نمیتونم تو محیطِ بسته کار کنم. اگه هوایِ آزاد نباشه، دق میکنم
چیزی که تو لازم داری، یه زنه که خودش مزرعه داشته باشه
همهمون یه همچین زنی لازم داریم
کلاً اوضاع ناامیدکنندهست
No comments yet. Be the first to leave one.