Οι πρώτες 200 γραμμές.
نتفلیکس تقدیم میکند
انگشتمو میذارم اینجا و ببین
ساعت بهم میگه مشکل قلبی دارم
نمیشد فقط تو آینه نگاه کنی؟ آره، ولی این هوا رو هم نشون میده
خب
یه ساعت دیگه با دخترا شام داریم
بریم یه آبجویی بزنیم؟
نمیتونم. یه سری کار دارم که باید ردیفشون کنم. مگه میشه؟ آبجو نمیزنی؟
جواب امتحان کارآگاهیم اومد
بازم رد شدی؟ واسه همینه که من هیچوقت امتحان ندادم
چرا آدم به خودش استرس و ناامیدی بده؟
آدم باید محدودیتهاشو بشناسه و بیخیال شه
باید ببرنت تو مدرسهها سخنرانی کنی
خیلی الهامبخشه. آره، بچهها باید اینا رو بشنون
نمیفهمم
جوابا رو بلدم ولی وقتی تحت فشارم قاطی میکنم
تا سه ماه دیگه هم نمیتونم دوباره امتحان بدم
پس باید فعلاً به "آدری" دروغ بگم. واسه همین سر شام
از زنت بخواه... نه
پسر، من همیشه پای دروغات هستم
حتی اگه جنازه هم رو دستت بمونه، قایمش میکنم
اگه از "هالی" بخوام به زنت دروغ بگه، دیگه از رابطه خبری نیست
جمعه شبها واسه ما وقتِ دیوونهبازیه
لازم نیست دروغ بگید. فقط بذار دروغای منو نشنیده بگیره
باشه. دمت گرم
یکی طلبت
تا شب
عزیزم، برام کلاریتین میخری؟
باید کلاریتین بخرم
وای خدای من، ببینید
با هلیکوپتر بردش؟
شوهر من حتی پول اسنپ رو هم به زور میده
آره. اصلاً یادم نمیاد آخرین بار کی "نیک" یه کار
حتی یه ذره رمانتیک انجام داده باشه
قدیما برام سیدیِ گلچین آهنگ میزد
یا تو دستشویی برام یادداشتهای عاشقانه میذاشت
یادداشت نوشتن دیگه قدیمی شده
شوهر من برام اموجی بادمجون و دونات میفرسته
بادمجون و دونات؟
آها، اون بادمجونهست
بیشتر شبیه سیبزمینیه
واقعاً کار سختی نیست. سرِ چهارراهها گل میفروشن
کافیه پنجره رو بدی پایین و یه دسته گل بگیری
جدی میگم... از این راحتتر نمیشه. شوخی ندارم
فردا پانزدهمین سالگرد ازدواجمونه
هنوز منتظر اون سفر اروپایی هستم که روز عروسی بهم قولش رو داد
به زودی
واقعاً ۱۵ سال شد؟ آره. تا حالا پیاده هم رفته بودم رسیده بودم
خب مستقیم بهش بگو
نمیخوام مجبور باشم بهش بگم. خودش باید بدونه
اینا هیچوقت خودشون نمیفهمن. میدونم
باید همهچیز رو بهشون دیکته کرد
این که نباید ظرفها رو همینطوری ول کنن تو سینک
این که قبل خواب باید دوش بگیره
واسه همینه که تو توالتِ رستورانها تابلو میزنن که کارکنا دستاشونو بشورن
خانما، اون تابلوها واسه زنا نیست
شاید بهتره براش اموجی هواپیما و لیوان شراب بفرستی
با پرچم ایتالیا، یه بادمجون و سه تا دونات؟
دیوونتم
این ۵۰ دلاری رو برمیدارم
کلاریتین
"الگرا" برای حساسیت، بدون خوابآلودگی
سلام
ممنون
خیلی ممنون
قضیه چیزای توی کولهپشتی رو بهشون میگی؟
سرت تو کار خودت باشه. پولشو دارم میدم
کفشهای قشنگی داری. حتماً گرونن
واسه همینه پول نداری واسه نوشابه انرژیزا یا چیپس بدی؟
یه لحظه وایسا. ولم کن یارو
باورم نمیشه. درست میگفتم. دهنتو ببند وگرنه داغونت میکنم پیرمرد
پیرمرد؟ ای خدا
اولاً که
به خاطر اینکه بهم گفتی پیرمرد، باید بازداشتت کنم
ولی اون آشغالا رو بذار سر جاش
تا بذارم بری، چون واسه شام دیرم شده
بفرما
استامینوفن؟ درسته؟
اون از اینا استفاده نمیکنه
بستگی به فصلش داره. ممنون
میشه یکی دیگه هم بردارم؟ بازم؟
امشب ما داریم حساب میکنیم، پس شاید بهتره یه کم مراعات کنی
"نیک"، چته تو؟
دیگه نوشیدنی سفارش ندم، جناب کارآگاه؟
نه "هالی". سفارش بده
هر چقدر دلت میخواد. شوخی بود. خیلی بیمزه بود
فقط حالم خوبه چون امروز روز فوقالعادهای داشتم
توه حق داری؟
عالی بود، محشر بود
جدی؟ یه پرونده بزرگ دیگه؟
بزرگ؟
"بزرگ"؟ خوب اومدی. گوش کن ببین چی میگم
کارم حرف نداره. قول میدم
روز به روز بهم بیشتر اعتماد میکنن
دلم میخواد بیشتر بهت بگم ولی محرمانه است
یه لحظه... چی؟
خدای من
این چیه؟ چیه مگه؟
"جیمی" کوچولوی من اینو واسه تولدم خریده
چی؟ جیمی
الماسه. بالاخره خریدم
وای، معرکه است
ممنون "آدری". خیلی گرون بود
منم برات یه چیز خاص خریدم. لابد
قراره کلی ذوق کنی. جدی؟
فکر میکردم "نیک" از اون آدماییه که گیفتکارت آمازون میده
ولی خب من که کارآگاه نیستم
میدونید چیه؟
به سلامتیِ دوستای خوبم "نیک" و "آدری". پانزده سالِ قشنگ
دقیقاً همینطوره
پانزده سال. به سلامتیِ عشق واقعی
عشق واقعی
شامِ عجیبی بود. همونطور که انتظار میرفت
ولی دلم میخواد صدای یخ جویدنِ "هالی" رو ضبط کنم
و بذارمش واسه زنگِ بیداریِ صبح
اینجوری تضمین میکنم که حتماً بیدار شم و بزنم بیرون
چی شده؟ شوخی بدی بود؟
دارم نخ دندون میکشم. دارم میبینم
امشب خیلی با حرص داری این کارو میکنی
پنکه رو روشن نمیکنیم. از صداش متنفرم
پنکه لازم نیست. کولر رو زیاد میکنم
چیه؟ میخوای سرم داد بزنی؟
نکنه میخوای با عصبانیت به نخ دندون کشیدنت ادامه بدی؟
چرا نرفتیم اروپا؟
واسم توضیح بده
ما هیچجا نمیریم
سفر میریم که. یه بار رفتیم "پوکنوز"
چی؟ واسه مراسم ختم رفته بودیم
اون سفر "ویرجینیا" چی، وقتی عموم تو آسایشگاه داشت میمرد؟
اونجا هم که رفتیم
منظورم یه سفرِ کارتپستالیه
یادت نمیاد؟ یادمه. معلومه که یادمه
سال گذشت "نیک". نمیدونم منتظرِ چی هستیم ۱۵
خب، گند زدی بهش "آدری"
مگه چیکار کردم؟
گفتم که یه سورپرایزِ بزرگ دارم
تو نمیتونستی تا صبح صبر کنی؟
نه
داریم میریم اروپا. سالگردمون مبارک
خدای من. موهای تنم سیخ شد
وای خدای من
غافلگیریتو خراب کردم
اصلاً هم اینطور نیست. تو بهترین کَسِ منی. لیاقتشو داری. عاشقتم
منم همینطور. هنوزم غافلگیرکننده است
از پسِ هزینهاش برمیایم، نه؟ معلومه
با اون اضافهحقوقی که گرفتم؟ خیالت تخت
سلام. سلام
ما تو ماه عسل هستیم و میخواستم بپرسم
امکانش هست جای بهتری بهمون بدید؟ چون امتیاز سفر دارم
نمیدونم مالِ همین هواپیمایی هست یا نه. اینا تاریخ انقضا دارن؟
باید زودتر میپرسیدید
از این طرف بفرمایید
ممنون. شرمنده. تلاشمو کردم
زنگ زدم ولی... همش اشغال بود. کجا زنگ زدی؟
اشغال بود. به کی زنگ زدی؟
دعوت به قتل
نمیخوام لو بدم ولی تقصیر پیشخدمته. کارِ اونه
هیچوقت کارِ پیشخدمت نیست
فکر کنم اصلاً پیشخدمت وجود نداره
این کلمه رو واسه این کتابای احمقانهات ساختن
میشه فقط
دست از سرِ کتابام برداری؟ بذار بخونم
این حالمو خوب میکنه. همهچی ردیفه؟ غرغرو شدی. حوصلهات سر رفته؟
میخوام بخوابم
یه چرتی بزن. باشه؟
ولی لطفاً صندلیتو تا ته نده عقب
نه؟ نمیخوای کسی غبغبمو ببینه؟
بحث این نیست. فقط کارِ بیادبانهایه
آره
چون خیلی جا میگیری. باشه
اونوقت صندلیت میره رو زانویِ یارویی که پشتِ سرته
به فکر بقیه هم باش. صاف نگهش میدارم. ممنون
چپ کرد
ببخشید
سلام
میتونم یه گوشگیر بگیرم؟
بله، نُه دلار میشه
واسه گوشگیر؟
بله
باشه. پس از بادومزمینیهای خودم استفاده میکنم
فقط
ای بابا
پس فقط من نیستم که بیخوابی دارم. یا ابوالفضل... آره، منم
دقیقاً. من اصلاً نمیتونم رو اینا بخوابم
حالا چرا دارید از رو آب رد میشید؟ ماه عسلمونه
اوه، پس تبریک میگم
ممنون. حالا شوهرتون کجاست؟
مُرده
خوابه. مثل خرس گرفته خوابیده
الان ۱۵ ساله که ازدواج کردیم ولی خیلی گرفتار بودیم
به سلامتیِ زندگیِ پرفراز و نشیبتون
آره
خانم محترم. بار مخصوصِ مسافرهای فرستکلاسه
البته. خیلی معذرت میخوام
پس من برمیگردم به همون بخشِ سطحِ پایین
میرم سرِ جام میشینم و یه کم زغال جابهجا میکنم
ایشون مهمونِ منن
متأسفانه باید بلیط فرستکلاس داشته باشن
"چارلز کاوندیش" هستم
خیلی عذر میخوام
No comments yet. Be the first to leave one.