Οι πρώτες 200 γραμμές.
هی، فکر کردم قراره بازی کنیم
زود باش! زود باش
بمون، بوجِی
هی، آقای هیگینز
شما پسرا چیزی ندیدین که این دور و برا بیفته پایین؟
حدود ده دقیقه پیش؟
آره، اون پشت تو جنگله، توی محوطه باز
واقعاً باورنکردنیه
بیاین، باید بیاین ببینینش
درست از همینجاست
سام، از دیدنت خوشحالم. چطوری؟
جارویس، خوشحالم میبینمت
ایشون دکتر سفتون هستن. مری. سلام
سام. سلام
این اینجا چه غلطی میکنه؟
این موضوع مهمه، سام
ببخشید که دیر خبر دادیم
مشکلی نیست. کارت شناسایی دارن؟
پس الان من یه کاوانا هستم. ما توریستیم
اگه کسی پرسید، من چارلز کاوانا هستم
دکتر سفتون خواهرته
خواهرم؟
کسی که خیلی دوسش داری، به یه شکلِ موقر و سالم
به سبکِ یه خانواده اصیل آمریکایی
خب، این خواهر من کل این مدت کجا بوده؟
دکتر سفتون به طور موقت از ناسا پیش ما اومده
جارویس، صندوق رو برام بیار، زحمتی نیست؟
از کی تا حالا اداره شروع کرده به استخدام غیرنظامیها؟
فعلاً همینقدر بدون که در سلسلهمراتب
اوضاع، اون برای ما خیلی باارزشتر از توئه
و لابد شما هم مثل همیشه باارزش هستین
طبیعتاً
خب، اگه به سمت هر دوی شما شلیک شد
من باید جلوی کدوم گلوله برم؟
البته که باید سعی کنی جلوی هردوشون بایستی
خب بهم بگو چارلز، چی اینقدر مهم بود که
تو رو از دفترت کشوند به عملیات میدانی؟
گزارش شده که دیشب یه چیز غیرعادی
وارد جوّ ما شده
یکی از ماهوارههای جاسوسیمون اینو ضبط کرده
نمیخوای یه راهنمایی بهم بکنی؟
اون لکه تارِ گوشه سمت چپ بالا رو میبینی؟
آره، تحلیلگرا حدس میزنن اونجا همونجاییه که یوفو
ممکنه فرود اومده باشه
کل چیزی که داریم همینه؟
ما بلافاصله دو تا مأمور فرستادیم: دیتمن و ترولی
اونا هنوز گزارشی ندادن و ما
نتونستیم باهاشون تماس بگیریم
گزارشهای جانبی چی؟
خب، طبق معمول یه سری مشاهدات زمینی
و گزارشهایی از فرود بوده
و بعدش یه ایستگاه تلویزیونی محلی یه واحد سیار فرستاد
تا گزارش زنده تهیه کنن
و اونا گزارش دادن که واقعاً یه یوفو فرود اومده
یک ساعت بعد حرفشون رو عوض کردن
ادعا کردن که همش یه شوخی و کلاهبرداری بوده
که توسط چند تا پسر کشاورز راه افتاده که این سفینه رو ساخته بودن
تابلوی قشنگیه
همه بیان بیرون، آزاده
این عادلانه نیست
تو برو جلو، منم میرسم بهت. باشه
خب بهم بگو مری، تو دقیقاً توی ناسا چیکار میکنی؟
تخصص من اخترزیستشناسیه
اخترزیستشناسی؟ اوهوم
مطالعه درباره اینه که اشکال حیات فرازمینی ممکنه چطوری باشن
واقعاً از این راه نون درمیاری؟
امم. به نظر میرسه بیشترش حدس و گمان باشه
تو دوران تحصیل یه شوخی داشتیم که میگفتیم علم ما تنها علمیه که
اصلاً موضوعِ مطالعه نداره
هوم. پس شماها از طرفِ اداره
اطلاعات علمی هستین؟
درسته؟ آره
تا دو روز پیش، حتی اسمش رو هم نشنیده بودم
نه، نبایدم میشنیدی
موجودیت ما یه مسئله عمومی نیست
آیزنهاور "او-سای" رو سال ۵۹ راه انداخت
از لحاظ فنی، ما شاخهای از سیآیاِی هستیم
ولی پیرمرد اینجا رو مثل دیکتاتوری شخصی خودش اداره میکنه
پول اینو حساب کن، سام، باشه؟ حتماً، چارلز
سه تا برای، اوم، بشقاب پرنده
چی میشنوی، سام؟
صدای هیچ پرندهای نمیاد. هوم
درسته
پرندهای نیست
چرا همه پولت رو خرج... اون دیگه به اندازه کافی بزرگ شده
که خودش تصمیم بگیره
آره، اینو نگه دار
به اندازه کافی صافه؟
الان میام خدمتتون
باشه
راه درازی رو اومدیم
آره، آره، بفرمایید
مایلید داخل رو ببینید قربان؟ فقط یه دلار بیشتره
خب، این که مفته، مگه نه؟
بذار یه نگاهی بندازیم، باشه؟ حتماً. سلام
ببینم. سه دلار. بفرمایید
خب، چقدر
تا حالا کاسبی کردین؟
حدود ۳۲۰ تا
من اول میرم
ممنون
میتونی اینجا بهم کمک کنی؟ ممنون
متشکرم
یالا خانم، حرکت کن
دارم سعی میکنم کاسبیم رو بگردونم
ریسک نکن مری. امن به نظر نمیاد
معلومه که امنه
تمام روز داشتیم مردمو از اینجا رد میکردیم
خب، اون حتی از دزدان
دریایی کارائیب هم ترسید، پس
بیخیال
میدونین چیه؟ پول برای خودتون بچهها. ما
دیرمون شده. بیا بریم مری
زود باش. ممنون بچهها
خب، چارلز؟ یه لحظه صبر کن، یه لحظه صبر کن
مری؟
اون پایین هیچی ندیدم
ولی قطعاً یه چیز عجیبی داشت اتفاق میافتاد
گوش کن، اثرات سوختگی چی؟
اثرات سوختگی واقعی بودن
یه چیزی اونجا فرود اومده
یه چیزی اونجا فرود اومده ولی نه اون وسیله
پس چرا اون وسیله رو گذاشتن؟ هوم؟ چرا دارن پنهانکاری میکنن؟
بگو مری، ادامه بده
یه چیز غیرعادی درباره اون پسرا وجود داشت
همینطور اون مرده دمِ دروازه و اون یکی توی جنگل
چه چیزی
دقیقاً؟ بسیار خب، ببین، میدونم لزوماً
به عنوان مدرک علمی حساب نمیشه، ولی یه زن عادت داره
وقتی با مردا روبرو میشه، واکنش خاصی ازشون ببینه
ولی از اون پسرا من حتی
اون واکنشِ همیشگی رو نگرفتم... مثل وقتی که
به سام معرفی شدم و اون این کارو کرد
من اون کارو نکردم
با توجه به وضعیتی که لباس من داشت
اونا باید سعی میکردن یه جوری دید بزنن یا یه همچین چیزی
لازم نبود خیلی هم تلاش کنن. سام
ما داریم میریم به اون ایستگاه تلویزیونی که
اون گزارشهای ضد و نقیض رو پخش کرد
یه امتحانی بکن و بهم بگو اگه
تو هم همون واکنش رو دیدی، باشه؟
بله قربان. بزن بریم
واقعاً وقتی برای اولین بار دیدمت اون کارو کردم؟
هنوزم داری همون کارو میکنی
جارویس، پیش ماشین بمون
باشه، من همینجا نگهش میدارم
منتظرتون میمونم
خوبه
کمیسیون ارتباطات فدرال گزارش خلاف واقع رو شوخی نمیگیره
آقای بارنز
ما روی آنتن توضیح دادیم آقای کاوانا
دیگه چی میخواین؟
ما قربانی یه شوخی خرکی شدیم
یه اشتباه بود. هر چی باشه ما هم آدمیم دیگه
لعنتی. میتونم خودکارت رو قرض بگیرم؟
خب، من اون محل رو دیدم
و سخته برام تصور کنم که چند تا
پسر کشاورز بتونن تنهایی همچین کلکی سوار کنن
اونم به تنهایی
داری اشاره میکنی که ایستگاه من هم تو این کار دست داشته؟
واقعبین باش
صبر کن! آه
هنوز داره تکون میخوره
اوه خدای من. خب، خب، خب
این دیگه چه کوفتیه؟ لابد مهمونمونه
مواظب باش
نه، سام! میخوام با خودمون ببریمش
اون محفظه رو بده به من
ممنون از همکاریتون آقای بارنز
به محض اینکه تحقیقاتم رو
تموم کنم، باهاتون تماس میگیرم
اونا همین الان تو راهن
بیا بریم سام
اوه. ببخشید
زوم کن شماره یک. از این طرف
دوربین سه، برو عقب
این مردم دارن چیکار میکنن؟
بیلی، دارن وارد میشن. جلوشون رو بگیر بیلی
بیایین با این شروع کنیم که
در مواقع اضطراری باید چیکار کرد
اگه بتونین آروم باشین، بقیه اطرافیانتون هم
آرومتر واکنش نشون میدن، مخصوصاً اگه بچه همراهتون باشه
وقتی آروم شدین، اونوقت میتونین یه نقشه رو عملی کنین
میتونم کارت شناساییتون رو ببینم قربان؟
سام، تو رانندگی کن. جارویس، سوار ماشین شو
از ماشین دور شو افسر
سوار شو
اون روی ماشینه
بیا پایین
بندازش پایین
وای
سام، بندازش پایین
سام
این همون پسرهست که توی سفینه بود
از روی ماشین بندازش پایین
جارویس
جارویس
کمکش کن
اوه خدای من
سام، حالت خوبه؟
No comments yet. Be the first to leave one.