The Public Girl

The Public Girl (La fille publique)

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Πληροφορίες έκδοσης

The Public Girl fa
Ένα Σχόλιο από OldMan505
کانال معرفی و زیرنویس فیلم های مهجور : https://t.me/Oldman505

Ετικέτες

other
Δημοσιεύτηκε στις: 2026-05-25
Λήψεις: 10
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

‫از آشپزخونه برو بیرون!‬

‫ژان-پیر، برو و با اونا بازی کن!‬

‫روستای سن-مارسل-له-والنس‬

‫الان می‌خورمشون!‬

‫می‌گیرمت، یاسمین!‬

‫دو تاشون رو گرفتم!‬

‫اوه، فرانسوای کوچک!‬

‫من واقعاً کار دارم، باید گاوها رو جمع کنم!‬

‫نه! -آره، من می‌ارمشون‬

‫برشون می‌گردونم از مزرعه.‬

‫وگرنه هیچ‌وقت شیر نخواهیم داشت.‬

‫حالت خوبه، ایمان؟‬

‫بزن بریم! -با من میای؟‬

‫میای فرانسوا؟ دخترا هم همین‌طور، یالا راه بیفتیم.‬

‫یک، دو، سه، استپ!‬

‫یک، دو، سه، استپ!‬

‫یک، دو، سه، استp!‬

‫یک، دو، سه، -استپ!‬

‫بسه!‬

‫ایمان!‬

‫بهم نگو یاسمین!‬

‫نمی‌خوام.‬

‫اگه بگی، می‌رم و با فرانسوا بازی می‌کنم.‬

‫-نه، باید تاوانش رو بدی!‬

‫بسه دیگه!‬

‫تا روی خط و یالا برو!‬

‫تو هم چیزی برای نوشیدن می‌خوای؟‬

‫نه.‬

‫هنوز گشنته؟ -نه.‬

‫چی شده عزیزم؟‬

‫چرا استبان وقتی بزرگ بشه بهت می‌گه مامان ولی من نه؟‬

‫فرانسوا، لطفاً یه شکلات به یاسمین بده.‬

‫قبلاً دربارش حرف زدیم، یادت میاد؟‬

‫استبان...‬

‫به سرپرستی گرفته شده.‬

‫ما سرپرست موقتت هستیم.‬

‫یه روز میان دنبالت تا ببرنت.‬

‫ولی من می‌تونم بهت بگم «مامان».‬

‫من مامانت نیستم، یاسمین.‬

‫من فقط خانواده‌ی موقتتم، همین و بس.‬

‫من می‌تونم بهت بگم مامان.‬

‫نه، نمی‌تونی. -چرا، می‌تونم.‬

‫مامان، مامان...‬

‫یاسمین، تمومش کن، لطفا.‬

‫مامان، مامان...‬

‫یاسمین.‬

‫دختر عمومی‬

‫یاسمین، استبان رو ندیدی؟‬

‫۱۰ سال بعد یاسمین، استبان رو ندیدی؟‬

‫نه، ندیدمش.‬

‫عجله کن، باید راه بیفتیم سمت ایستگاه.‬

‫یالا، بیا بیرون از اونجا.‬

‫خیلی رو مخی. اون نمی‌خواد بره، فرانسوا.‬

‫اون باید بره مدرسه، این مهمه.‬

‫فرانسوا، کمکم کن قایمش کنم.‬

‫اون باید بره مدرسه. -مهمه.‬

‫می‌خوای اینجا بمونی؟ -ولی اونجا کلی‬

‫دوست پیدا می‌کنی.‬

‫اون پیش من می‌مونه!‬

‫اون فردا باید بره مدرسه، مهمه یاسمین!‬

‫باید اونجا باشه.‬

‫لعنتی، چقدر رو مخی تو! -آره دیگه، من رو مخم!‬

‫هستی!‬

‫اذیتت نمی‌کنه که بذاری بره؟‬

‫چی گفتی، یاسمین؟‬

‫می‌پرسم براتون مهم نیست که اون هر یکشنبه‬

‫از اینجا بره؟‬

‫اینکه در طول هفته نمی‌بینیدش؟‬

‫فکر می‌کنی ما از این وضعیت خوشحالیم؟‬

‫خب، شما کل هفته نمی‌بینیدش.‬

‫و این ربطی به پول نداره، داره؟‬

‫چون اگه به پول باشه، می‌شه جورش کرد.‬

‫نمی‌دونم، می‌تونستیم مدیریت کنیم، پس‌انداز کنیم.‬

‫قضیه «فقط» پول نیست.‬

‫استبان نیاز داره که پیش بقیه‌ی بچه‌های ناشنوا باشه.‬

‫نمی‌دونم، می‌تونستیم براش یه معلم خصوصی بگیریم.‬

‫می‌دونی هزینه‌اش چقدر میشه؟‬

‫پس قضیه پوله؟ -نه، فقط پول نیست.‬

‫ولی خب اینم بخشی از قضیه است.‬

‫یه وقت‌هایی هست که... آدم می‌تونه کمرش رو سفت کنه.‬

‫می‌تونستیم از حساب پس‌انداز یه مقدار پول برداریم.‬

‫البته، می‌تونیم از حساب پس‌انداز پول برداریم.‬

‫ولی اگه مشکلی پیش بیاد چی؟‬

‫به دنیا اومدن دختربچه، تعمیرات خونه.‬

‫دلم برات تنگ میشه.‬

‫قطار ساعت چنده؟‬

‫۸:۴۵، چیزی نمونده.‬

‫روی لبه نایست.‬

‫منم از این وضعیت خوشم نمیاد.‬

‫فکر می‌کنی من خوشم میاد؟‬

‫برای استبان هم اصلاً خنده‌دار نیست.‬

‫خب، من قیمت رو گذاشتم هر مخروط ۱۰ فرانک.‬

‫۱۰ فرانک؟ -درسته، ۱۰ فرانک.‬

‫تو اصلاً شوخی نداری، نه؟‬

‫ولی قیمت رو پایین نیار. -باشه.‬

‫حتی اگه بالا باشه هم قیمت رو کم نکن.‬

‫یک‌سومِ کل فروش رو بهت می‌دم.‬

‫چرا فقط یک‌سوم؟‬

‫چون همین‌طوره. به نظرم یک‌سوم خوبه.‬

‫تو اینجا گروهبانی یا چی؟‬

‫بله هستم، می‌تونی بهم بگی سرگروهبان.‬

‫من به جای فروختنِ این‬

‫پاپ‌کورن‌های لعنتی تو، کارهای دیگه‌ای داشتم.‬

‫منم کارهای بهتری برای‬

‫انجام دادن دارم.‬

‫فکر می‌کنی این کار رو واسه خودم می‌کنم؟‬

‫-می‌تونستی تنهایی انجامش بدی.‬

‫دارم بهت کار می‌دم.‬

‫متاسفم اگه من اون‌قدرها برام اهمیت نداره.‬

‫تا حالا اصلاً کار کردی؟‬

‫البته. -واقعاً؟ کجا؟‬

‫باورم نمیشه.‬

‫صبح بخیر.‬

‫سلام، پاپ‌کورن می‌خواید؟‬

‫نه، ممنون. -مطمئنید؟‬

‫به هرحال موفق باشید. -ممنون.‬

‫چه قیافه‌ای!‬

‫دندون‌هاش رو دیدی؟‬

‫دندون‌هاش رو دیدی؟ -دندون‌هاش رو؟‬

‫دندون‌هاش خیلی عجیب غریب بودن.‬

‫چیکار کنیم؟ -بریم سر کار؟‬

‫مراقب باش، یاسمین.‬

‫هر کاری می‌خوای بکن، برام مهم نیست.‬

‫از الان قهر کرده.‬

‫انقدر رقت‌انگیز نباش.‬

‫حقیقتاً جفتتون مسخره‌اید.‬

‫حق داریم بگیم که می‌خوایم یکم پول دربیاریم،‬

‫وقتی چیزی فروش نمیره و می‌خوایم برگردیم خونه.‬

‫حس می‌کنم ماشین‌ها دارن میان.‬

‫-یه حس؟‬

‫به یاسمین الهام میشه.‬

‫این یکی رو نگاه کن. مطمئنم گشنه‌شه.‬

‫سلام!‬

‫سلام. -سلام.‬

‫پاپ‌کورن، ۱۰ فرانک.‬

‫واقعاً نمی‌تونم پاپ‌کورن بخورم. -چرا؟‬

‫من به ذرت، هویج و سویا آلرژی دارم.‬

‫هویج توش نیست.‬

‫ولی ذرت داره پس به هیچ وجه...‬

‫حالم بد میشه.‬

‫مشکلی داری؟ -نگران نباش.‬

‫آره، چرا؟ قضیه چیه؟‬

‫با اون آلتت که انداختی بیرون داری چیکار می‌کنی؟‬

‫اوه، لعنتی، دخترا!‬

‫حالم رو به هم می‌زنه.‬

‫چندش‌آوره.‬

‫بیخیال یاسمین، دیگه چیزی نمی‌فروشیم.‬

‫دیگه خسته شدم. -آره، منم ازش بیزارم.‬

‫ما هیچ چیزی نفروختیم. -چرا، فروختیم.‬

‫اه، دخترا گند زدید.‬

‫می‌بینمت.‬

‫سلام. دارم پاپ‌کورن می‌فروشم.‬

‫باشه، متاسفم. ممنون.‬

‫سلام، پاپ‌کورن می‌فروشم. -متاسفم، تازه غذا خوردم.‬

‫باشه، ممنون. خداحافظ.‬

‫سلام، پاپ‌کورن می‌فروشم. قیمتش ۱۰ فرانکه.‬

‫مجوز داری؟‬

‫چه مجوزی؟ -برای فروش نیاز به مجوز داری.‬

‫برام مهم نیست، این برای برادرمه.‬

‫می‌خوای؟‬

‫لطفاً، واسه اینه که هزینه‌ی معلم خصوصی‌ش رو بدیم.‬

‫می‌خری یا نه؟ -به مجوز نیاز داری.‬

‫دستت رو از روی من بردار!‬

‫ولم کن!‬

‫خیلی خب، خودم راه میام.‬

‫آروم می‌شم، ولم کن.‬

‫ولم کن! -آرامشت رو حفظ کن.‬

‫پول من کجاست؟ -الان خفه شو.‬

‫باید پسش بدی بهم. -خفه شو.‬

‫نمی‌شم. من مفت و مجانی کار نکردم.‬

‫تو واقعاً رو مخی.‬

‫من مفت کار نکردم. این واسه برادر کوچیکمه.‬

‫بسه دیگه. -همین الان پولم رو بده.‬

‫یالا. -پسش بده بهم.‬

‫من جوون‌های زیادی رو تو این اداره می‌بینم.‬

‫اولش با رفتارهای ضداجتماعی و دزدی‌های کوچیک شروع میشه‬

‫و بعدش فراتر میره.‬

‫همه‌ی این‌ها به زندان ختم میشه. باید انتخاب کنی می‌خوای چی بشی.‬

‫پولم کجاست؟‬

‫من درباره‌ی اون حرف نمی‌زنم. اول با والدینت تماس می‌گیریم.‬

‫من پدر و مادری ندارم. -همه دارن.‬

‫پولم کجاست. بهش نیاز دارم.‬

‫بیا تو.‬

‫داشتم به برادرم کمک می‌کردم. این اصلا براتون اهمیتی داره؟‬

‫پرونده اینجاست. -ممنون.‬

‫بازم تو؟ مراقبش باش، خیلی زبون‌درازه، از بچه‌های بهزیستی‌یه.‬

‫از بهزیستی؟ پس زنگ می‌زنیم به‬

‫خدمات اجتماعی.‬

‫اسم مددکار اجتماعیت چیه؟‬

‫یه عوضی به تمام معناست. -برام مهم نیست که اون‬

‫یه عوضی باشه.‬

‫اسمش رو نمی‌دونم.‬

‫برام راحته که بفهمم کی مسئولته.‬

‫خانم تاردون. اون یه عوضییه.‬

‫یه عوضیِ واقعی.‬

‫گوش کن، کارمون رو با‬

‫تماس گرفتن با اون شروع می‌کنیم. تا ببینیم واقعاً عوضی هست یا نه.‬

‫داری پات رو از گلیمت درازتر می‌کنی. بهت هشدار می‌دم خودت رو جمع کنی.‬

‫شروعش با بازداشته و آخرش به زندان ختم میشه.‬

‫این سرنوشتِ خیلی‌هاست.‬

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left