A Sad and Beautiful World

A Sad and Beautiful World (نجوم الأمل و الألم)

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Πληροφορίες έκδοσης

A Sad and Beautiful World 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-cinepth fa
Ένα Σχόλιο από OldMan505

Ετικέτες

webdl
Δημοσιεύτηκε στις: 2026-05-26
Λήψεις: 24
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

‫یالا، ماریان، رسیدیم. زور بزن!‬

‫یک‌بار دیگه. زور بزن!‬

‫نینو!‬

‫ساعت ۱۷:۰۵، نینوی مادیِ کوچک به دنیا آمد.‬

‫نینو!‬

‫از پنجره‌ها فاصله بگیرید!‬

‫فاصله بگیرید!‬

‫یاسمینا، کوچولوی من.‬

‫قلب من...‬

‫امایا، نفس بکش عزیزم. یاسمینا پیش ماست.‬

‫یاسمینا!‬

‫تو ساعت ۱۷:۰۵ به دنیا اومدی.‬

‫و من هم یک دقیقه بعد، پشت سرت اومدم.‬

‫اون روز، نه چندان دور از اونجا،‬

‫یک قتل‌عام رخ داد.‬

‫در همون لحظه،‬

‫آخرین بخش از ریل راه‌آهن نابود شد.‬

‫و در همون روز، موشکی به فضا پرتاب می‌شد.‬

‫امروز، صفحه بزرگی در تاریخ لبنان نوشته می‌شه.‬

‫امیدوارم این روز بماند‬

‫به عنوان جرقه‌ای از امید برای کشورمان.‬

‫امیدوارم این قدم کوچک برای لبنان،‬

‫که جهشی بزرگ در جهان عرب است،‬

‫نشان‌دهنده آخرین نفس‌های این جنگ بی‌معنی باشد.‬

‫از بیروت تا ستاره‌ها!‬

‫اما ما ستاره‌ها رو از دست دادیم.‬

‫نینو، نوش جان!‬

‫یاسمینا!‬

‫چی می‌گی یاسمینا؟‬

‫نگران نباش، نینو. فقط تیراندازی هواییه.‬

‫- نینو، رئیس بزرگ! - خوش اومدید، دوستان.‬

‫خیلی وقت گذشته! جای جدید پیدا کردید؟‬

‫دو تا کوفته، دو تا سیب‌زمینی سرخ‌کرده، و دو تا نوشیدنی خنک!‬

‫معمار ستاره ما.‬

‫داریم از چوب بلوط استفاده می‌کنیم.‬

‫یک سنگ مرمر ایتالیایی، خیره‌کننده.‬

‫و باندهایی که همه چیز رو می‌ترکونن.‬

‫هزینه‌اش سرسام‌آور می‌شه.‬

‫پیش‌بینی‌هاش رو تقسیم بر ده کن، تا بودجه واقعیش دستت بیاد.‬

‫شفیق صدات می‌کنه تو آشپزخونه.‬

‫... ریزوتوی مرغ معروفم.‬

‫اما در واقع، سمیره همه‌کاره بود.‬

‫او استعداد خاصی توی درست کردن ریزوتوی مرغ داشت.‬

‫فوق‌العاده بود!‬

‫اما می‌ذاشت افتخارش نصیب من بشه.‬

‫و آشپزخونه، استیل ضد زنگ. همه‌اش استیل!‬

‫حتی سرآشپز رو هم می‌خوام از جنس استیل باشه.‬

‫شفیق، هر ده دقیقه یک‌بار بهم می‌گی پنج دقیقه دیگه!‬

‫بذار زهیر برگرده، حسابش رو می‌رسم!‬

‫آروم باش رفیق. داری ساختمون رو می‌لرزونی!‬

‫آروم باش؟ زر مفت نزن! تیکه‌تیکه‌اش می‌کنم.‬

‫فقط یه لوله‌کشی ساده‌ست، پیوند قلب که نیست!‬

‫برای پول گرفتن که می‌شه، خیلی زرنگه!‬

‫- من باید برم. - چی؟‬

‫عمراً بذارم بری، رفیق!‬

‫- تو هم‌رزم منی. - هم‌رزمِ چی؟‬

‫آشپزخونه مثل میدون جنگه! لیلا هم مثل بولدوزره!‬

‫- هیچ‌جا نمی‌ری! - دختر رویاهام رو پیدا کردم.‬

‫آره، همون مروارید نایاب. این روضه رو حفظیم!‬

‫نگاه کن: فوراً بهم جواب می‌دهد!‬

‫- اصلاً به یه ورش هم نیست. - نینو!‬

‫لازم نیست مثل دیوونه‌ها در بزنی!‬

‫چاقوم کجاست؟‬

‫- شفیق، این قضیه رو حل کن. - کی؟‬

‫چه عجب بالاخره اومدی! سوار خر شده بودی؟‬

‫کل بیروت قفله.‬

‫یه وزیری داره می‌ره یه جهنمی.‬

‫لعنت به تو و اون وزیر.‬

‫- موادش خوبه؟ - عالیه.‬

‫مگه یه قرار سکسی نداشتی که بهش برسی؟‬

‫خفه شو، این‌طوری بیشتر بهت میاد!‬

‫چکتون، آقا.‬

‫و دیگه داخل اینجا سیگار نکشید!‬

‫دارم می‌رسم، دارم پارک می‌کنم.‬

‫آیا آن‌ها ستاره‌هایی بودند که از آسمان سقوط می‌کردند‬

‫با درخششی آرام‬

‫که دل‌ها را شعله‌ور می‌کنند‬

‫با گرمای ملایم خود...‬

‫دیگه چی شده؟‬

‫اول صبحی کدوم الهه شعر و موسیقی نیشت زده؟‬

‫امروز دو تا ستاره به هم برخورد می‌کنن!‬

‫خدا تو و اون ستاره‌های لعنتیت رو ببره!‬

‫حالم از این ستاره‌هات به هم می‌خوره.‬

‫داری چه کار می‌کنی؟‬

‫- و اون موشک‌هات! - اولگا!‬

‫جونم به لبم رسیده، زکریا!‬

‫مرتیکه‌ی احمق! کوری؟‬

‫کجا می‌ری؟ کمکی از دست ما برمیاد؟‬

‫هوی! عوضی! کدوم طرفی داری می‌ری؟‬

‫دنبال دفتر کار ما می‌گشتی؟‬

‫عبدالله.‬

‫همین کم بود که این احمق بخوره به ما.‬

‫حواست کجاست؟‬

‫ببخشید. عمدی نبود.‬

‫همه رو ناک‌اوت کردی، مرتیکه‌ی لاشی!‬

‫من رو ببر بیمارستان. داری گوش می‌دی عبدالله؟!‬

‫- جلو پاتون رو نگاه کنید! - شما خودتون چی؟‬

‫بعداً بهت زنگ می‌زنم.‬

‫حالت چطوره؟ خوشبختانه چیز جدی‌ای نیست!‬

‫چه حسی داری؟‬

‫- اسکن بدنت ساعت چنده؟ - من چیزیم نیست. می‌تونیم بریم.‬

‫من نگران اون دفترِ داغون‌شده‌ام!‬

‫این‌طوری نیست مامان. اگه خونریزی داخلی کرده باشی چی؟‬

‫مگه برات فرقی هم می‌کنه؟ به هر حال تو داری من رو ترک می‌کنی.‬

‫عبدالله... خواهش می‌کنم یه کم آب بده.‬

‫- و اون گوشی رو برمی‌داره. اگه مادر خودت بود... - دارم کار می‌کنم، مامان.‬

‫می‌تونم بهت ثابت کنم!‬

‫می‌تونید این تصادف شدید رو به دوست‌دخترم تأیید کنید؟‬

‫حرفم رو باور نمی‌کنه!‬

‫هنوز دوست‌دخترم نشده، ولی کم مونده بشه!‬

‫خانم، این گل‌ها برای شماست.‬

‫بابت همه چیز معذرت می‌خوام و آرزوی بهبودی دارم.‬

‫چه بهبودی‌ای؟‬

‫سردرد دارم، شاید خونریزی داخلی کردم!‬

‫واقعاً درد داری؟‬

‫می‌خوام شکایت کنم!‬

‫به نظر من که حالتون کاملاً خوبه.‬

‫می‌کشونمت دادگاه. مرتیکه‌ی معتادِ الکلی!‬

‫معتاد؟ من حتی بلد نیستم یه سیگار دستم بگیرم!‬

‫من شما رو می‌کشونم دادگاه. همه‌تون رو!‬

‫با یه شام ستاره‌دار در رستوران «پیشِ نینو».‬

‫غذای لذیذ، نوشیدنی عالی... قضیه رو دوستانه حل می‌کنیم.‬

‫رستوران «پیشِ نینو» رو نمی‌شناسید؟‬

‫وکیلتون رو به «گوانتانامو» دعوت کنید.‬

‫اون سردرد داره.‬

‫در عوض به کانسپت ما نگاه کنید.‬

‫بهت می‌گم حالم خوبه!‬

‫دوستان، همه‌تون به «پیشِ نینو» دعوتید. سروصدا کنید!‬

‫وایسا...‬

‫بگو بیمه‌ات با من تماس بگیره. با هم توافق می‌کنیم.‬

‫- و اون فرم دیگه؟ - یه لحظه لطفاً.‬

‫اتفاقاً. «مبارزه با فساد».‬

‫چیز دیگه‌ای هست؟‬

‫به یک تأییدیه نیاز دارم.‬

‫رستورانم همیشه غلغله‌ست.‬

‫- فقط برای اینکه برنامه‌ریزی کنم... - فردا می‌بینیم.‬

‫بله. دسترسی محدود به بازارهای جهانی.‬

‫و عدم انطباق با حقوق بین‌الملل.‬

‫شفیق؟ تو «انطباق» رو خیلی دست‌کم می‌گیری.‬

‫سیب‌زمینی‌های درهم‌وبرهم می‌بینم. یه هرج‌ومرج کامل.‬

‫متوجه عمق فاجعه می‌شی؟‬

‫یه لحظه، عصام.‬

‫فعال‌سازی یک محرک پس از برداشت‬

‫و حمایت از بخش‌های دارای پتانسیل بالا.‬

‫و همه این ساختارهای موسوم به پُست-هاب فلان و بهمان...‬

‫نمی‌خوایم کل شب رو سر این تلف کنیم. نه امشب، رفیق.‬

‫یه ثانیه، عصام.‬

‫چیز دیگه‌ای هست؟‬

‫- روبه‌راه نیستی؟ - ببخشید، باید این تماس رو جواب می‌دادم.‬

‫در ضمن، هنوز منتظر جوابم برای رزرو فردا.‬

‫یه ثانیه، پسر.‬

‫الو، یاسمینا؟‬

‫بله، عصام.‬

‫اوکی، شفیق، عالیه.‬

‫این «فونتانا دی حمص» مثلاً قراره چی باشه؟‬

‫یه حمص به سبک ایتالیایی.‬

‫یه کم خلاقیت چاشنیشه، فوق‌العاده‌ست.‬

‫حمص همون حمصه. چرا تابعیت ایتالیایی بهش دادی؟‬

‫ما جادو می‌کنیم.‬

‫با خیال راحت سفارش بدید.‬

‫من با این شروع می‌کنم...‬

‫کوفته آلا... پول... پولپِت یا پولپِته؟‬

‫کوفته آلا پولپته، یه انفجار واقعی طعم در دهان.‬

‫تنده، نه؟‬

‫- اصلاً و ابداً. - حسابی ادویه‌اش رو زیاد کن.‬

‫- حسابی ادویه‌دار. - می‌دونید چیه؟‬

‫کل منو رو برامون بیارید.‬

‫آه، بالاخره! روح این رستوران همینه!‬

‫و این دوشیزه خانم؟‬

‫یه سالاد، لطفاً.‬

‫چه سالادی؟‬

‫مهم نیست. یه سالاد گیاهی.‬

‫غذاهای گیاهی ما امشب حرف اول رو می‌زنن.‬

‫راویولی آلا مانتی. مثل راویولی، ولی مدل لبنانیش.‬

‫و یه کاهوی ساده چطور؟‬

‫بی‌خیال شو. اینجا فقط مانتی و پولپته‌ست.‬

‫چقدر هم بین‌المللی!‬

‫- سخت پشیمون می‌شید. - مشکلی نیست.‬

‫لیست خسارت‌های مادی.‬

‫فکر می‌کردم با هم انجامش می‌دیم.‬

‫این‌طوری ساده‌تر و کارآمدتر بود.‬

‫چهار صفحه، پشت و رو؟‬

‫و حالا که تا اینجا اومدیم، چرا یه پدیکور هم برامون انجام ندی؟‬

‫کسی نیست؟‬

‫چرا داری نگاهش می‌کنی؟‬

‫نگاهش نمی‌کنم.‬

‫قرار بود امشب رو با هم بگذرونیم.‬

‫من کلی تلاش کردم که اینجا باشم.‬

‫یه قرص بالا بنداز، می‌شه؟‬

‫تو واقعاً عجیبی پسر. امروز روز تعطیلمون بود.‬

‫لعنتی، حالا باید کل منو رو بخورم.‬

‫- این مسخره‌ها کی‌ان؟ - ترجیح می‌دی بیفتم زندان؟‬

‫این بچه رو از شکم من بکشید بیرون.‬

‫تحمل کن عزیزم، رسیدیم.‬

‫«ما»؟ تو دقیقاً داری چه کار می‌کنی؟‬

‫دارن من رو تیکه‌پاره می‌کنن بعد تو داری باقلوای کوفت می‌کنی.‬

‫داری برای اونا نوشیدنی درجه یک سرو می‌کنی؟‬

‫مخفی شو. زنم سیم‌هاش قاطی کرده.‬

‫چه غلطی می‌کنی؟‬

‫- یکی از اونا غذای تند می‌خواد. - ادویه غذا به اندازه کافی هست.‬

More Farsi Persian subtitles for A Sad and Beautiful World

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left