Ancient Love Poetry

Ancient Love Poetry (千古玦尘)

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Πληροφορίες έκδοσης

Ancient Love Poetry E11 DramaDL
Ένα Σχόλιο από AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

Ετικέτες

other
Δημοσιεύτηκε στις: 2021-07-06
Λήψεις: 38
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

شعر عشق باستانی

.استاد

چطور جرئت کردی از جهان زیرین فرار کنی؟

چیونگ چی رو تحریک کردی و با کمکش به قلمرو خدایان حمله میکنی؟

.خودت خواستی

.استاد

.خوش برگشتید

.اولیاحضرت

.خوش آمدید

.هزار سال میگذره

حالتون چطوره؟

.امروز، برخورد قهرمانانه ای داشتی

.ولی من به یه چیزی مشکوکم

.وظیفه تو نگهبانی از جهان زیرین بود

اخبار چیونگ چی رو از کجا شنیدی؟

.قربان

امروز اولیاحضرت حصار رو شکوندن و بیرون .اومدن

.وظیفه من دیدار با ایشون بود

.بعد یک شیطان رو دیدم که از حصار بیرون زد

.میترسیدم نقشه ای توی سرش باشه

.پس تعقیبش کردم

.اینجوری شد که متوجه برخورد چیونگ چی شدم

.به نظر میرسه که بعد از هزار سال تبعید

.خیلی چیزها یاد گرفتی

.برای امروز باید تشویقت کنم

.‌بسیار مفتخرم

هزار سال پیش، من درگیر عشق شده بودم

.و مرتکب خطای بزرگی شدم

.هرکاری امروز کردم کفاره گناهانم بود

،اگر میتونین درکم کنین

‌‌.لطفا اجازه بدین به قلمرو خدایان برگردم

.دیگه هیچوقت دردسر درست نمیکنم

.باشه

قلمرو خدایان همیشه در پاداش و مجازات عادل بوده

از امروز میتونی پستت رو پس بگیری

.و دوباره مسئول چهار فصل بشی

.ممنونم قربان

،اون روز داشتم روی گل خداکش تمرین میکردم

.که یکدفعه یه دسته شیطان بهم حمله ور شدن

.تیرهای بیشماری به سمتم نشونه رفتن

سالن مقدس

.هیچ فرصتی برای استراحت نداشتم

،در طول مبارزه

یکیشون میخواست وقتی که داشتم میوفتادم

.از پشت بهم حمله کنه

،از اونجایی که تیزبین هستم

.سریع یک شاخه رو گرفتم

،همین که داشتم تعادلم رو حفظ میکردم

.شاخه شکست

شکست؟

زخمی شدی؟

،به طرز عجیبی

یک قدرت روحی توجیه ناپذیری من رو توی هوا .گرفت

قدرت روحی؟

.بیشتر از اینهاست

،توی این هزار سال

.یک صدای آشنا همیشه توی گوشم میپیچید

.شانگ گو

اون همیشه وقتی که کاری از دستم برنمیومد

.بهم قدرت میبخشید

حدس میزنم

.یکی از شماها باشین

شما به جهان زیرین اومدین تا بهم توی تهذیب کمک کنین

فکر میکنی

کدوم یکی از ما سه نفر باشیم؟

.تویی. قالب یخی

.بای جوئه

شاید این خواست خدای باستانی بوده

.که توی خطرها بهت کمک کنه

.درسته، شانگ گو

تو و خدای شیاطین بیرون جهان زیرین یک حصار درست کردین

.حتی ما هم نمیتونستیم بریم داخل

.ولی من ظاهر اون مرد رو دیدم

تو بای جوئه رو دیدی؟

،نه تنها بای جوئه

بلکه جی یانگ، ووهوان

.گوجون و یوئه می رو هم دیدم

حدس میزنم

.فقط خیلی دلت برامون تنگ شده بوده

.شانگ گو

روزهای سختی رو

.در جهان زیرین گذروندی

،درسته که سخت بود

.ولی برام خوش شانسی به همراه داشت

،اگر اونجا تهذیب نمیکردم

.قدرت روحی‌ام تا این حد پیشرفت نمیکرد

بیاین

.فنجان هاتون رو بیارین بالا

.برای قدرت روحی شانگ گو

چطوریه که حتی دیگه نمیتونی

به اندازه ی قبل بنوشی؟

.من نمیتونم شراب بخورم

قالب یخی

.چه ضدحالی هستی

،میدونستی که شانگ گو داره برمیگرده

.ولی به روح خودت آسیب زدی

به روحت آسیب زدی؟

.چیزی نیست

.فقط زیادی تمرین کردم

.شانگ گو

حالا که قدرت بی نظمی رو بدست آوردی، تو باید

.دستور العمل رئیس خدایان رو در دست بگیری

تو فقط برات مهمه که

.من فرمان ریاست رو بدست بیارم

‌.بای جوئه

.تو خیلی عجولی

.ما ده هزار سال صبر کردیم

.یه چند روز دیگه هم طاقت بیار

.شانگ گو

.قشنگ استراحت کن

.بعدا درمورد بقیه چیزها حرف میزنیم

.آره

.قالب یخی

،اگر دیگه نمیتونی بخوری

.برگرد و برو بخواب

من میدونم که

.قدرت روحی قلمرو پایین داره از بین میره

.این همه مدت منتظر من بودین

.من دلم برای تمام مخلوقات میسوزه

،همونجور که بای جوئه میخواد

تا پونزده روز دیگه

.دستورالعمل ریاست رو در دست میگیرم

.اون روز، شروع یک دوره ی جدیده

.من یکسری کارها برای انجام دارم. میبینمتون

.بای جوئه

.بیخیال

.حضورش اینجا باعث خجالتمون میشه

.خوشحالم که شما دو تا رو دارم

!بیاین امشب خوش بگذرونیم

!خوش میگذرونیم

!بیاین مست کنیم

.استاد

.چیزی نیست

.تو توی درست کردن تخت بهترینی

حتی بخور خوشبوکننده ی مورد علاقه‌ام رو درست .کردی

.بالاخره امشب میتونم راحت بخوابم

.اولیاحضرت

.شما در جهان زیرین خیلی سختی کشیدین

.باید برای چند روز قشنگ بخوابید

.بذارین به خوبی ازتون مراقبت کنم

.میدونم به تو بیشتر از من سخت گذشته

.اون جاودانه ها همیشه خیلی مغرورن

.من با عجله از اینجا رفتم

.تو هم تجربه ای نداشتی

فکر کنم اصلا برات راحت نبوده

.که مسئول سالن مقدس باشی

،مهم نبود که چقدر سخت باید تلاش میکردم

هیچوقت حس نکردم که در حقم بی انصافی شده

حالا، اولیاحضرت قدرت روحی‌شون رو بدست اوردن

.و دستورالعمل ریاست رو میگیرن

سالن مقدس

.بالاخره سالن اصلی قلمرو میشه

‌.اصلا این مهم نیست

.چیزهایی که قبلا میگفتم همش محملات بود

،نگران نباش. حالا که من برگشتم

.حتما از این به بعد ازت دفاع میکنم

،از حالا

.فقط راحت باش و روی تهذیبت تمرکز کن

،به نظرم

.قدرتت در حد موگوانگ و گوجون نیست

اولیاحضرت شما فکر میکنی که قدرت من برای اداره ی سالن مقدس خیلی پایینه؟

.ابله. اینطور نیست

قلمرو خدایان همیشه به کسایی که قدرت دارن احترام میذاره

جاودانه های تازه ترفیع گرفته

.همشون قدرت بالایی دارن

.حالا تو مسئول سالن مقدسی

.اونها ظاهرا بهت احترام میذارن

،ولی اگر قدرتت رو بالا نبری

.اونها قانع نمیشن

به غیر از یوئه می و گوجون

.تو نزدیکترین فرد به منی

برات آرزو دارم

که اگر حتی یک روز از اینجا رفتی

.هنوزم بتونی الهه ی با کفایتی باشی

.من به اندازه کافی باهوش نیستم

.اولیاحضرت من رو دست بالا گرفتن

قطعا

.ناامیدتون نمیکنم

.خب

.روز بلندی داشتیم

.دیگه برو و استراحت کن

اخلاق وو هوان

.به پرورش بیشتری احتیاج داره

‌من هزار سال به فکر تو بودم

...ولی تو

.وو هوان

به چی فکر میکنی؟

.‌رئیس خدایان برای هزار سال از اینجا رفت

تو واقعا فکر کردی

میتونی تا ابد

در سالن مقدس بمونی؟

چیزی که غیر واقعیه، همیشه غیر واقعی میمونه

.هیچوقت به حقیقت نمی‌پیونده

سالن چانگ یوان

میتونی به استاد اطلاع بدی

که من برای دیدنش اومدم؟

.استاد بای جوئه دیگه استاد تو نیست

.من قبلا شاگرد استاد بای جوئه بودم

.حالا به قلمرو خدایان برگشتم

.باید به ملاقاتشون برم

More Farsi Persian subtitles for Ancient Love Poetry

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left