Οι πρώτες 125 γραμμές.
23:14 (خیابان شوتو بونکامورا (خارج از حصار
!نرو، کوگیساکی سان
یادت رفته نانامی سان چی گفت؟
فقط به این دلیل درمورد اییری سان ...سکوت کردن که
جلوی منو بگیرن که دست به همچین کار... بیپروایی نزنم، درسته؟
احتمالا این آدما هم به همین دلیل دیر به اینجا رسیدن
...با این حال
وقتی اون دو نفر دارن مبارزه میکنن من نمیتونم تنها کسی باشم که عقب میکِشم
!وایـ... وایسا
!کوگیساکی سان
قسمت چهل و سوم درست و غلط، بخش دوم
جوجوتسو کایزن حادثه شیبویا
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
گمونم باید از داگون میخواستم یه تعداد آدم دیگه برام نگه داره
!هرچند، همینم خیلیه
!لعنتی
!حالت خوبه؟
!آره
!گندش بزنن
!خوبه
حواسش به هر دو دستم هست
پس باید گزارش اون جادوگر نانامی رو شنیده باشه
سرگرم کننده نیستی
ولی من فقط یه نسخه همزادم
میتونم خودمو تغییر شکل بدم
ولی نمیتونم انسانهای دگرگون شده رو تغییر بدم
یا در روح دیگران مداخلهای کنم
!پس ممنون که تمام تمرکزت رو گذاشتی روی خودت
بهت که گفتم
روی من اثری نداره
میدونستی، نه؟
گاهی با اینکه میدونی بیفایدهست !باید سعیت رو بکنی
!عجب احمقی
برای تو
!سنجاق سر
داره میپره پایین؟
این دختره دنبال چیه؟
!اینم یکی دیگه
!سنجاق سر
!از میخهایی که قبلا افتاده بودن استفاده کرد
از وقتی درمورد تکنیکت شنیدم
داشتم بهش فکر میکردم
شرط میبندم این یکی خوب روت جواب بده
!تشدید
!کوگیساکی؟
...امکان نداره
!امکان نداره
!تنها دشمن ذاتی من ایتادوری یوجی نبود؟
عجیبه
حس کردم انرژی نفرین شدهام یه جایی دور از اینجا منفجر شد
فشار انرژی نفرین شدهی تو هم کمرمقه
و یکم پیش هم میتونستی منو بگیری
...تو
یه جور نسخهی همزادی که نمیتونی از تکنیک استفاده کنی، درسته؟
درسته
!تاثیر تکنیکش مدت زیادی باقی میمونه
هنوز نمیتونم اونطور که باید بدنم رو حرکت بدم
...کوگیساکی
قربون دستت
من نتونستم هیچکس رو نجات بدم
باعث شدم تلاش همه به هدر بره
...با این حال
!بهم نشون دادی تنها نیستم
...برای همین
...من
اینجا و در همین لحظه
!میکشمت
حالا که تشدید تاثرگذاره
دیگه نمیتونه مثل قبل پشت سر هم حمله کنه
!مبارزهی واقعی الان شروع میشه
...نه
!میزنم به چاک
!هان؟
!صبر کن
میتونم نادیدهاش بگیرم و مستقیم به سمت طبقهی بی 5 برم
،ولی اگه بذارم این کوفتی آزادانه بگرده
بعدا دردسرهای بیشتری به بار میاره
!زیرزمین؟
!عالیه
جن گیریش میکنم و بعدش !به سمت طبقهی بی5 میرم
!چند تا شد؟
کدوم یکیه؟
قسمت حیاتی روحش باید توی !یکی از اینا باشه که بزنم نابودش کنم
!گول خوردی
!لعنتی !گول انرژی نفرین شدهاش رو خوردم
دو تا ماهیتو هست؟
یه نسخهی همزاد داشت !که مستقل عمل میکرد؟
پس هدفش اینه که دوباره باهاش ادغام بشه !و خودش رو ترمیم کنه
!ایتادوری؟
!فرار کن !کوگیساکی
!دخلت اومده
!سر راهی
!کوگیساکی
...پس، حالا
نتونستم با یه لمس کاملا ...کار اون جادوگر نانامی رو بسازم
ولی این دختره چی؟
« دیجی موویز »
سال ۲۰۰۹
!بمیر دیگه، لامصب
هنوز مونده تا یاد بگیری، نوبارا چان
باید کاری کنی که هیچ شانسی برای بازیابی نداشته باشن
...اون موقع من
!تلاشتو بکن
فکر میکردم تمام مردم دهکدهمون خل و چلن
و متقاعد شده بودم تنها آدم عاقل اونجا منم
جوجوتسو کایزن
جوجوتسو کایزن
جوجوتسو کایزن
جوجوتسو کایزن
قراره تا کلاس ششم کیفت همین باشهها
مطمئنی؟
!آره
متوجه حرف مادرم بودم
ولی بازم کوله پشتی آبی رو انتخاب کردم
حوالی وقتی که میخواستم به دبستان برم به این دهکده نقل مکان کردیم
والدینم نگران مشکلات زندگی در حومهی شهر بودن
ولی من دلم نمیخواست از دوستهام جدا بشم
مدرسه در کل نوزده دانش آموز داشت
یه کلاس هم نمیشد
کوله پشتی همه یا قرمز بود یا سیاه
من رنگهای قرمز و سیاه رو دوست داشتم
ولی ظاهرا همه از آبی متنفر بودن
برنامهی نظافت بیاین مدرسهمون رو تمیز نگاه داریم
هان؟
ممنون
No comments yet. Be the first to leave one.