Οι πρώτες 200 γραμμές.
صدای هیاهو و جیغهای هیجانزده
توی قلبم حفرهایه که خوب نمیشه
نمیتونم حسی که دارم رو توصیف کنم
رفتی و تنهام گذاشتی
کاش برگردی خونه
و این حفرهی دردناک رو توی قلبم درمان کنی
از وقتی گذاشتی و رفتی، کارم شده فقط گریه
و اگه برنگردی پیشم، فکر کنم از غصه بمیرم
توی قلبم حفرهایه که خوب نمیشه
نمیتونم حسی که دارم رو توصیف کنم
رفتی و تنهام گذاشتی
کاش برگردی خونه
و این حفرهی دردناک رو توی قلبم درمان کنی
تشویق و هیاهو
پس توی هتلم میبینمت
شاید یه دوست هم واسه برادر کوچیکترم آوردی؟
من خوبم، ممنون
اووه، بیخیال دیگه جکی
یه سال تو آمریکا و شش ماه تور اینجا
و حتی یه بار هم خودت رو رها نکردی
ما مثلاً ستارههای راک اند رول هستیم
شما ستاره نیستید
حداقل فعلاً نه
اون همه جمعیت رو اون بیرون ندیدی، هوی؟
حسابی برامون غش و ضعف میکردن
بله، بین نوجوانها طرفدار دارید
ولی جانی، ما دنبال شهرتِ واقعی و همهگیر هستیم
آهنگهایی که برن صدر جدول موسیقی
واسه این کار باید با یه شرکت ضبط درستوحسابی قرارداد ببندیم، مگه نه؟
واسه همینه که براتون هماهنگ کردم
که یه اجرای ویژه برای مطبوعات داشته باشید
و مأمورهای استعدادیابی شرکت "دکا رکوردز"
چی؟ کی؟
هفته دیگه
اگه این کار رو درست انجام بدیم، پسرا
برادران هارت میشن پاسخ بریتانیا
به بیل هیلی و گروه کامتس
خب اجرا کجاست؟ کلوپ فلامینگو تو سوهو؟
یا سانست تو خیابون کارنابی؟
از اونا هم بهتر
داریم میریم کمبلفورد
صدای زور زدن
مراقب باش ادگار، به خودت صدمه میزنی
صدای زور زدنش
لطفاً بگو این آخریشه
فکر کنم آره
خب! گمانم بهتره باز کردن جعبهها رو شروع کنیم
تقتق
اوه! اوه
دوشیزه پالمر، پدر براون، چه غافلگیری دلپذیری
اومدیم برای اسبابکشها آذوقه بیاریم
بفرمایید تو
اوه، برندا، پیشدستیهای کیک توی اون جعبهست
آه، چقدر عالی به نظر میرسه
اوه، فکر نکنم اینطور باشه، خانم "اس"
اوه
حتماً اشتباه برچسب خورده
اوه، نگاه کنید
تمام یادگاریهامه
آخی، اولین ترهموی ادی
کارتهای روز مادرش
آه، شنیده بودم که آقای دیواین برای آخر هفته میاد خونه
تا توی اسبابکشی بهتون کمک کنه
نتونست بیاد
ظاهراً توی محیط کارش کاندیدای ترفیع شده
اوه! آفرین به ادی، نه؟
صدای جیغهای هیجانزده از بیرون
اون دیگه چیه؟
زود باشین! بجنبین
همهمه و جیغوداد
خانمها راه رو باز کنید، لطفاً
راه رو باز کنید، راه رو باز کنید. باریکالله، داریم رد میشیم
واقعاً خودشونن؟! برادران هارت هستن
از این صحنه عکس بگیر، باشه؟
حواست باشه همه اون دخترهای در حال جیغ زدن تو کادر باشن
چیزی شده که من خبر ندارم؟
اونا یه گروه دو نفرهی آوازخوانی هستن
دوشیزه پالمر توی آکسفورد رفته بود کنسرتشون رو ببینه
و از اون موقع تا حالا مدام داره دربارهشون حرف میزنه
دیگه داشت سوزن گرامافونِ کلیسا رو از کار میانداخت
از بس که به صفحههاشون گوش داد
داری عکس میگیری؟ داری میگیری؟
آره، البته! عالیه
نه، نه، نه، من درباره این تیپهای راک اند رولی شنیدم
فاصلهتون رو حفظ کنید، ممکنه اوضاع بیریخت بشه
اگه میخواین ببینیدش، باید بلیط بخرید، فهمیدین؟
خانم دیواین! فکر کردم خودتون باشید
اوه
صدای خنده
اصلاً باورم نمیشه جک هارت معروف همون جکی بلانکتِ کوچولو باشه
جک و جان توی مزرعهای درست بیرون کمبلفورد بزرگ شدن
یادتونه، پدر؟
جک همراه ادی توی گروه سرود "سنت ماری" آواز میخوند
اوه، بله
تا جایی که یادمه، صدای سوپرانوی عالیای داشتی
شاید دیگه نتونم نتهای بالا رو بخونم، پدر
ولی هنوز سعی میکنم هر وقت شد توی مراسم عشای ربانی شرکت کنم
خب، شما و برادرتون همیشه توی "سنت ماری" قدمتون روی چشمه
داداشم اهل کلیسا و دعا ثناست، نه من. ببخشید پدر
جان به کسی جذب نمیشه، مگه اینکه طرف بلوند و زیر ۲۵ سال باشه
ایشون برندا هستن
اون بهخصوص طرفدار پروپاقرص شماست
خب برندا، آهنگ محبوبت از برادران هارت کدومه؟
اوم
هوی بروکس، مدیر برنامههای پسرا هستم
داشتم به جناب بازرس توضیح میدادم
که ما دنبال دردسر نیستیم
خب، ما هم منتظر دردسر نیستیم، آقای بروکس
پدر براون و، اوم، خانم سالیوان
سلام. همسرم هستن
جک با پسرم دوستهای خوبی بودن
دیدنش تو این سن و سال خیلی خوشاینده
خب آقای بروکس، چقدر توی کمبلفورد میمونید؟
فقط یکی دو روز. اینجا اتاق گرفتیم
فردا برای کلهگندههای شرکت ضبط، یه کنسرت داریم
امیدواریم که باهامون قرارداد ببندن
چقدر هیجانانگیز
اینا وسایل منه؟
اون فقط داره سعی میکنه کمک کنه، جان
ایشون بتی هستن
بتی جیکوبسون؛ از هفته پیش به تیم ما ملحق شده
اما نمیفهمه که هیچکس جز خودم نباید به وسایلم دست بزنه
متأسفم، جانی
اون عکاس رسمی ما برای این سفره
با شغل قبلیم یه کم متفاوته
عکسهاش توی مجله "هوم چت" چاپ شده
اوه، من عاشق "هوم چت" هستم
میبینی؟ خوششانسیم که کنارمونه
من کی یه آمپلیفایر جدید میگیرم؟
بهت گفتم که این یکی مدام قطع و وصل میشه
میتونیم بعد از کنسرت دربارهاش حرف بزنیم
کنسرت؟
ما رو کشوندی به این خرابآباد که توی یه طویله اجرا کنیم
مردم فکر میکنن ما مسخرهبازی هستیم
معذرت میخوام
هی! هی، جانی
دربارهاش حرف زدیم، من یه نقشه دارم
و تو باید بهم اعتماد کنی
مثل همون موقع که توی سالفورد بهم اعتماد کردی، یادته؟
هر چی شما بگید، رئیس
عذر میخوام
این چند ماه اخیر برای پسرا خیلی شلوغ بوده
من رو ببخشید آقای بروکس، اما کمبلفورد مکان عجیبی به نظر میرسه
برای کنسرتی با این اهمیت
بله، من به پسرهام افتخار میکنم و اونا لایق این هستن که خیلی بزرگ بشن
با این حال، والدین و افرادی مثل جناب بازرس
نگران این هستن که موسیقی راک اند رول تأثیر بدی بذاره
نه کاملاً بیجا
میخوام به کل کشور نشون بدم که برادران هارت آدمهای سالمی هستن
و پسرهای محترمی هستن
هوی فکر کرد که اگه اجرا رو توی شهر خودمون برگزار کنیم
همونجا که بزرگ شدیم، به همه یادآوری میشه که ما بچههای معمولیای هستیم
چیزی واسه ترسیدن وجود نداره. حرفش رو باور نکنید
من وضعیت اتوبوس تورشون رو دیدم
و بتی هم قراره از این بازگشتِ دلگرمکننده به خانه عکاسی کنه
برای تبلیغاتمون
که خیلی هم عالیه
اما در واقع ما دیگه هیچ فامیلی توی کمبلفورد نداریم
پس اون میخواد از چی عکس بگیره؟
بگید ببینم، امروز بعدازظهر برنامهای دارید؟
نه، پدربزرگمون وقتی ۱۵ سالم بود فوت کرد
از اون موقع فقط من بودم و جانی
آره، من مراقبش بودم
واقعاً نمیدونم اینجا داریم چهکار میکنیم
ممکنه پسرا دیگه فامیلی توی این منطقه نداشته باشن
اما دارن از وقت گذروندن با چندتا دوست قدیمی لذت میبرن
مثل کشیششون و همسر بازرس پلیس محلی
حالا منطقی شد
بله، اینجا اطلاعات بیشتری درباره برادران هارت هست
آره، یکی بردار و بده به بقیه
و همینطور جزئیات بیشتری درباره کنسرت فردا
و درباره سبک جدیدتون، میتونید بگید الهامبخشتون چی بوده؟
آره، ما توی تور با چندتا گروه فوقالعاده چیزهای زیادی یاد گرفتیم
توی ممفیس و تگزاس
آره، هرچند هیچکدومشون به گردِ پای ما هم نمیرسیدن
من تمام آهنگهام رو توی این مینویسم
هیچجا بدون این نمیرم، مگه نه جکی؟
بسیار خب، وقت برای یه سؤال دیگه هست
من تمومم، دیگه سؤالی نیست
ببخشید دوستان، جانی مشتاقه که تمرین رو شروع کنه
اما مشتاقانه منتظریم فردا همینجا ببینیمتون. ممنون
پخش موسیقی
صدای خنده
پدر
اوه، عالیه، عالیه! همونجا نگه دار
همینه، باریکالله. بتی
اصلاً خوشم نمیاد که ازم بهعنوان ابزار تبلیغاتی استفاده بشه
این بهای کمیه که در ازای شادیِ آشکار دوشیزه پالمر میپردازیم
این دفعه دیگه نمیخوام خودم رو سکهی یک پول کنم
هر چی باشه اون فقط یه خوانندهست
قطع موسیقی و صدای نویز
خیلی خوشحالم که تونستید بیاید، پدر، خانم دیواین
ببخشید، سالیوان
سلام
خب برندا، بالاخره تصمیم گرفتی کدوم آهنگ برادران هارت رو بیشتر دوست داری؟
اِ
جک، میتونیم تکنوازی گیتارت رو اجرا کنیم؟
لطفاً؟
آخه من چِم شده؟
نگران نباش، بیشتر از اونی که فکرش رو بکنی اتفاق میافته
No comments yet. Be the first to leave one.