Οι πρώτες 196 γραμμές.
!خونه رو گرفتیم، بچهها
چراغقوهی آیپدت روشنه
وای خدا، چقدر پیره
کدوم خونه، مامان؟
خونهی "ایربیانبی" توی نانتاکت
واسه چهارم جولای میخواستیمش
یه نفر رزروش رو کنسل کرد و منم پریدم وسط
.و شکارش کردم بازم پلیکان حمله کرد
پلیکان"؟" - آره. بعضیها اینطوری صدام میکنن -
چون میپرم و شکار میکنم
کی اینطوری صدات میکنه؟ - بعضیها -
کی؟ - داره فراگیر میشه -
بین کیا؟
ببینین، همه چمدونهاتون رو ببندین
چون فردا میریم
فکر کردم گفتی چهارم جولای؟ الان اکتبره
آره، ولی ما همیشه عیدهامون رو
توی زمان اوج صرفهجویی در پول جشن میگیریم
نمیدونم. به نظرم تو حسش نیستیم
بیخیال، شما بچهها دارین بزرگتر میشین
وقتمون واسه انجام کارهای خانوادگی داره تموم میشه
ضمنا این اولین جاییه که از ایربیانبی گرفتیم
این نقطهی عطف بزرگی توی زندگی مادرهاست
،"شنیدم هر موقع یکی میگه "ایربیانبی
یه زن سفیدپوست از فاصلهی 5 مایلی میشنوه
انگار پلیکان خونهی توی ایربیانبی رو گرفت
!کی؟
.: Arman333 ترجمه از آرمان اسدی :.
:دیجیموویز در شبکههای اجتماعی @DigiMoviez
به نانتاکت "خانهی مردی از" خوش آمدین
تا حالا به نانتاکت نیومده بودم
خیلی قشنگه
آره، خوشم میاد هر کسی که میاد اینجا
جیمز تیلور یه آواز شخصی براش میخونه
شنیدم تنها خواستهاش توی پشت صحنه
فقط یه قوطی شیر جو هستش
اینجا خیلی خفنه، مامان
.میدونم تابلوی توی آشپزخونه رو ببین
"ولی اول، قهوه"
!آره، آره، اولش همینه
اصلا با عقل جور در نمیاد - به چه لحاظ؟ -
،نمیدونیم که انتخابهامون چیه
،پس چطوری با قطعیت میتونیم بگیم ولی اول قهوه"؟"
.موضوع همینه دیگه مهم نیست
هر چی باشه، اول قهوه میخوری
هی، اگه خدایی نکرده بچههامون سکته کنن چی؟
...اوه، خب، من - بازم اول قهوه میخوری؟ -
...خب، فکر نکنم - اگه 11 سپتامبر -
با جلیقهی دینامیتی از پنجره بپره داخل چی؟
میتونی فرار کنیم؟
یا باید قهوه در دست منفجر بشیم؟
فقط فکر کردم تابلوی باحالیه
نگاهشون کن
آخرین باری که دیدی بچهها
اینطوری باهم بازی کنن، کی بود؟
نمیدونم، بیشتر زمان پدری کردنم چشمهام بستهاس
میدونی، به خاطر این خونهاس
بعضیوقتها تمام چیزی که یه خانواده نیاز داره
یه تغییر منظرهاس تا رابطهاشون قویتر بشه
آره، یا این یا هم سکس سه نفره، آره
تو حتی نمیتونی توی سکس دو نفره یا حتی تک نفره هم دوام بیاری
کم مونده مردی باشی که روی صندلی میشینه و سکس دو نفر رو تماشا میکنه
متخصص قلبم هم همین رو گفت
خیلی خب، بچهها، هر کس
یدونه سوغاتی از سفر میتونه بگیره
...یه مرغ دریایی - مرغ دریایی سوغاتی نیست -
...پس این - !پرنده نمیشه -
مغازههای غیر فصلی یکم ناراحتکنندهاس
بیشترشون خالیه
آره، ولی خوشم میاد هر موقع یکیشون تعطیل میشه
جیمز تیلور یه آواز شخصی براشون میخونه
راک اند رول شیرین و تیز
میشه کلهی یه بچه رو باهاش تراشید
برایان، اون چیه؟
اون تافی آبشوره
تا حالا نخوردی؟
من چهار تا دندون دارم
به جز سس سیب تا حالا چیزی نخوردم
تافی، آبنبات رسمی مسافرتهاست
.نمونهی مجانی دارن بهتره چند تا برداریم
آره، نمونهی مجانی روش محبوب من
برای نابود کردن تدریجی کسب و کاره
واو. محشر بود
طعم خاطرات یه زندگی پربار رو میده
آره، این و یکمی هم طعم نعنا میده
،میدونی، آخر فصله
پس همهی تافیها تخفیف خوردن
،اگه به صورت عمده بخریم و به کوهاگ ببریم
کلی پول به جیب میزنیم
فکر خیلی خوبیه
قراره اینقدر پول به جیب بزنیم که
از کارل رمزارز هم بیشتر باشه
به یه شرطی خونه رو میخرم
همه چی رو مشکی مات بکنی
باشه - دنیا رو مشکی مات بکن، عزیزم -
حالا بذار موجودی رمزارزم رو چک کنم
!آره! نه. آره
!نه. آره! نه
بعد از سفرمون خیلی پرانرژی شدم
یه آخر هفتهی کاملا انرژیزا
حس نمیکنی پرانرژی شدی، پیتر؟
اگه منظورت از "پرانرژی" اینه که تغییر کوچیک
توی روال عادیمون باعث شده رودهام داغون بشه
واسه همین فقط میتونم ساعت 3 صبح برینم، پس آره
به شدت حس میکنم پرانرژی شدم
میدونی چیه؟ خیلی بهمون خوش گذشت
میخوام یه بار دیگه اون خونه رو رزرو کنم
عجیبه
نمیتونم رزروش کنم
یعنی چی؟
صاحب خونه امتیاز صفر ستاره بهمون داده
نوشته یه چیزی از خونه دزدیدیم
از ایربیانبی بیرونم انداختن؟
اوه
واسه پلیکان خیلی بد شد - !کی؟ -
خیلی خب، کدوم یکی از شما موشهای کوچولو
یه چیزی از اون خونه دزدیده؟
.و بهم دروغ نگین من مادرتون هستم
دروغهاتون رو توی تخمدانم حس میکنم
دکتر گفت واسه اینه که کیست داری
!به خاطر دروغهاتونه دیگه
قرار نیست حرف بزنن، لوئیس
من که میگم به دروغسنج وصلشون کنیم
پیتر، اون دروغسنج نیست
اون دستگاه سکس قابل سوار شدنه
واقعا؟ باعث شد که مثل بلبل چهچه بزنم
!اینقدر توی خونه نگردونش
مامان، ما چیزی از خونه برنداشتیم
صاحب خونه گفت چی دزدیده شده؟
شاید فقط سوء تفاهم شده
میدونی، احتمالا حق با توـه
با صاحب خونه تماس میگیرم و سوء تفاهم رو برطرف میکنم
آره، به نظرم همه چی قراره روبراه بشه
کریس، میتونی اون دستهی بغلت رو برداری
و سرعت دستگاه رو روی "مرغ مگسخوار" بذاری؟
سلام، داتی. لوئیس هستم" که آخر هفته خونهاتون بودم
خیلی با خانوادهام بهمون خوش گذشت
،سه تا علامت تعجب
سه تا شکلک خندون
بازم ممنون که میزبانمون بودی
"اموجی دستهای شکر کردن
چراغقوهات هنوز روشنه، زنیکهی پیر
فقط میخواستم در مورد نقدی" که برامون گذاشتی تماس بگیرم
گفتی یه چیزی دزدیدیم
اموجی شوکه شدن
فکر کنم اشتباهی پیش اومده، خخخ
با خانوادهام حرف زدم و کسی چیزی برنداشته
اموجی بالا انداختن شانه
بگذریم، دوست دارم سوء تفاهم رو برطرف کنیم
"با آرزوی بهترینها، لوئیس گریفین
سه تا اموجی قلب و یه حرف "م" تصادفی
اونم وقتی ارسال رو میزنم
اشتباهی نشده. یه بطری شامپو] [از حموم اصلی برداشته شده م
یه بطری شامپو؟
بوی شمعهای دستساز جمعهبازار
که هیچوقت نمیخرم رو میدم
اوه
اون رو میگی
،یادم رفت یکی هم برای کریس ببرم
عجوزهی پیر و پاتال
خیلی خب، برایان، اگه قراره بریم در خونهها
،و اینا رو بفروشیم یه نقشه لازم داریم
پس بیا تمرین کنیم
من و تو میریم سمت خونهی مشتری
راه میریم، راه میریم، راه میریم
داریم راه میریم، راه میریم، راه میریم
اوه
از پلهها بالا میریم و زنگ در رو میزنیم
تقتق. خبری نشد
!خبری نشد... و یه دفعه جواب دادن. ایست
حالا به مشتری بگیم چی میفروشیم؟
تافی - غلطه -
اولین چیزی که هر فروشندهای ،نیاز داره بفروشه
.خودشه یادداشتش کن
قلم و کاغذ نیاوردم
،خیلی خب، بعد از اینکه خودمون رو فروختیم
به مشتری بگیم چی میفروشیم؟
تافی؟ - !غلطه -
هیچوقت به مشتری نگو چی میفروشی
،لحظهای که بگی چی میفروشیم
میفهمن که چی میفروشیم - درسته -
!غلطه - آره، احتمالا قلم و کاغذ لازم دارم -
دومین چیزی که فروشنده باید بفروشه، احساساته
.خیلی خب، بیا خلاصهاش کنیم من مشتری میشم. خیلی خب
خودت رو به زور فروختی
یه احساسات هم فروختی، نوستالژی
حالا چی میفروشی؟ - ...تافـ -
غلط میکنی بیای خونهام و بگی چی میفروشی
آره، خیلی برام سخته که بفهمم چی به چیه
برای تو سخته؟
میبینی چیکار دارم میکنم؟ دستم رو میبینی؟
این حرکت نشون میده
توی خونه باهام بدرفتاری میشه و اونوقت هیچ غلطی نمیکنی
همینطوری اونجا وایستادی
و اصلا بهم نمیگی چی میفروشی
!تافی - !غلطه -
No comments yet. Be the first to leave one.