Οι πρώτες 160 γραμμές.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
مترجم مرتضی راکی
!خون جاری میشه
.خیلی داغه، خیلی داغه - .خیلی داغه -
.بخور. بخور
این پرهای مزاحم رو دور کن .تا بتونم صدای آواز خودم رو بشنوم
!گم شو !بچهی من امشب به دنیا میاد
باهاش چی کار کنیم؟
.آدم کوچولوی خوشمزه
!چنگ بزن و پاره کن !چنگ بزن و پاره کن
!از اینجا گم شین! برین گم شین، دیوها
!ما پرواز میکنیم
.پس، باز هم من بردم
چی؟ تو گفتی .کسی که بیشتر بزنه برندهست
.اون مال دفعهی قبل بود .این دفعه کسی که کمتر بزنه برندهست
.و اون منم. متاسفم
چیشدی ؟
!یه تیر تو پشتشه
کی زدت؟
...مراقب باش
.دو تا سرباز، ولی پرهای مزاحم بهشون رسیدن
داخل اونجا خبریه؟
.نه، خیلی وقته دارن زور میزنن
یعنی واقعا، چقدر طول میکشه تا یه بچهی کوچولو رو به دنیا بیاره؟
چی؟
...آه
تو زیباترین بچهای هستی .که تا حالا به دنیا اومده
.ها
،نمیدونم چطور شد
اما تو، قلب دزد من رو .تو دستای کوچولوت داری
"...دستای کوچولوت"
.فرزند طوفان
.فرزند شب پرهای مزاحم
!من یه بچه دارم
!آره
چی شد؟ - .آه، هیچی. هیچی -
چه جور بچهایئه؟
!یه دختر دزد
!آره
...اون اونجاست
!اوه
اسمش چی میشه؟
رونیا
.همونطور که خیلی وقته تصمیم گرفته بودم
اگه پسر بود چی؟
اگه من تصمیم بگیرم ،بچهم رونیا باشه
.اون یه رونیا میشه
آه، رونیا
.اوه عزیزم، اوه عزیزم
میشه یه لحظه بغلش کنم؟
،اگه بندازیش
.آخرین کاریه که میکنی، پیرمرد
آیندهی .خاندان متیس حالا تضمین شده
.برخلاف خاندان بورکا
.خیلی سبک به نظر میاد
چی انتظار داشتی؟
اینکه یه رئیس دزدای کامل به دنیا بیاد؟
کسی دیگه فکر میکنه مشکلی با بچهم هست؟
.نه
.فکر نمیکردم
!مراقب باش! مواظب باش
!داره گریه میکنه
چی شد؟
به درک واصل شد چی شد؟
.صدای مهیبی بود
.به نظرم یه صاعقه بود
...داشتم فکر میکردم
به هر حال ما .از کل قلعه استفاده نمیکنیم
.آها - .فکر خوبیه -
بیشتر چیزایی که لازم داریم .این طرفه
.معاملهی خوبی برای یه شب طوفانیه
نصف قلعهم .در ازای این بچهی فوقالعاده
بر اساس کتاب آسترید لیندگرن
رونیا، دختر دزد
.بعدا میبینمت، کبوتر کوچولوم
.یه چشم به آسمون داشته باش
اونجا پشت چی هست؟
.چیزی نیست که بخوای نگرانش باشی
!بیا
.درود - .درود، متیس -
،آقا
اسم من متیس هست .و من رئیس دزدا هستم
متأسفانه، این یعنی باید اموال خودتون رو تحویل بدین
.همه چیز رو بردار - .آره -
.اینم یه کم دیگه
.یه روز مثل ماهی شنا میکنم
.همه چیز رو جمع کن و بیار داخل
.رونیا، کبوتر کوچولوم - !متیس -
!آه
!و ممنون که انقدر بخشندهای
.گاری. اسب. اسب
!چورم! چه بویی میده
!یو-هو
یو-هو؟
میشه چرخ رو بچرخونی؟
لوییس؟ - .آره -
آیا کسای دیگهای مثل من هستن؟
بچه منظورت هست؟ - .آره -
.تو جنگلای متیس نه
...به چپ
.اما جاهای دیگه، خیلی زیادن
.حالا کمکم کن
!بع
!رونیا، کبوتر کوچولوم
رونیا؟
کجاست؟
دخترم کجاست؟
.بیا
اون داره چیکار میکنه؟
.دلتنگه
.وقتشه، لوییس
اون باید یاد بگیره که .زندگی تو جنگلای متیس چطوریه
.باید بذاریم بره
.میفهمم
.پس بالاخره فهمیدی
اون بیرون چیزایی هستن .که باید مراقبشون باشی
رونیا، داری گوش میدی؟
.دارم گوش میدم .چیزایی که باید مراقبشون باشم
.بالهای حیلهگر، البته
اما کوتولههای خاکستری .و دزدان بورکا هم هستن
چطور یه کوتوله خاکستری و یه دزد بورکا رو تشخیص بدم؟
.میفهمی
.خب، پس
.خب، پس
.مراقب باش تو جنگل گم نشی
اگه تو جنگل گم بشم چیکار کنم؟
.مطمئن شو مسیر درست رو پیدا میکنی - .باشه -
،بذار بچه بره .تا قبل از تاریکی جایی برسه
مراقب باش .تو رودخونه نیفتی
!اگه تو رودخونه بیفتم چیکار کنم؟ خداحافظ - .خداحافظ، رونیا -
.اونوقت باید شنا کنی - .خب، پس -
و مراقب باش .تو آبشار بلعیده شده گیر نکنی
و اگه تو آبشار بلعیده شده گیر کنم؟
.اون آخرین کاریه که میکنی
.برای همیشه
.بیا اینجا
چیز دیگه ای هست؟
.البته، چیزای زیادی هست که باید مراقبشون باشی
.میفهمی
،برای خیلی چیزا آمادهای .اما برای یه شب تو جنگلای متیس نه
.یه چشم به آسمون
.یه چشم به آسمون
!ماهی تازه
.هنوزم تو جنگلا امنیت نیست
.فکر میکردیم یه کاری در مورد دزدا میکردی
.آره بابا، باشه، به زودی
.میتونیم مسیر دیگه ای بریم .نیازی نیست اینجا وایسیم
،پس واسه خودتونم که شده .باید یه کاری درموردش بکنی
...یعنی واقعا
هالفارت؟
.یه گاری خالی دیگه
.چند تا سرباز میفرستم بیرون
.نمیشه بذاریم بازرگان ها از دممون رد بشن
،قبلا که اوضاع خوب بود .میتونستی هیچی کار نکنی
.اما دیگه اوضاع خوب نیست
.دوباره محصولا از بین رفتن
مردم گرسنشون هست
.من که گشنم نیست
.تو گشنِت نیست
No comments yet. Be the first to leave one.