Οι πρώτες 200 γραμμές.
"اســتــويــي گــريــفــن" کودک دانشمند ، مخترع
در تلاش براي نفوذ به توانايي هاي پنهان مغز
توانايي هاي خارق العاده ي انسان ها
و يک اور دوز اتفاقي
از اشعه ي گاما ترکيب شيميايي بدن اون رو تغيير داد
و حالا هر بار که او عصباني و از کنترل خارج ميشود
يک تغيير شکل تکان دهنده اتفاق مي افته
اوه ! موقع عوض کردن چرخ زخمي شدم
اون موجود با خشم و وحشي گري همراهه
و توسط يه کاراگاه محقق تحت تعقيب
آقاي تاکر منو عصباني نکنين
وقتي عصبي بشم ديگه ازم خوشتون نمياد
تـقـديـم مـي کـنـد ايـــران فـــيـــلـــم گـروه تـرجـمـه . قــســمــت 9 از فــصــل 9 "گزارشگر "جويس کني
اون موجود به خاطر قتلي که مرتکب نشده تحت تعقيبه
گمان ميرود "اســتــويــي گــريــفــن" مرده
و اون اجازه داده که دنيا فکر کنه اون مرده
تا بتونه راهي براي کنترل
موجود خشمگين درونش پيدا کنه
اوه ، بسه تو رو خدا کانال ـو عوض کنين
من حالم از اخبار به هم ميخوره
"نه ، "بــرايــان کزارشگر زن جديد
قراره گزارش کودک ماه رو بده
من ازش خوشم مياد
عصر به خير جويس کني" هستم"
و اين کودک ماه آوريله
آنگوس ريد" 8 ساله"
اون با فلج مغزي به دنيا اومده
و تنها آرزوش اينه که يه روز جراح قلب بشه
من فقط ميخوام به مردم کمک کنم
"کودک ماه "آنگوس ريد
"موفق باشي "آنگوس
ما بهت ايمان داريم
عجب پسر کوچولوي عجيبي
ممنونم جويس
اونه چه مدت ميتونن زنده بمونن ؟
خوب .. من که تا حالا يه مو سفيدشو نديدم
آه چه الهام بخش
مامان اونجا يه نيمکت خالي هست
اوه چه خوب من دوست دارم جلو بشينم
منم همينطور
لباس جديدمو همه بايد ببينن
هي دوباره تو شراب زياده روي نکني
نميخوام دوباره يه اتفاق ناگوار رخ بده
خوشگلم
بزا شکمت رو ببوسم
بسه بسه
ميخوام يه بوس آبدار بهت بدم
اوه لوييس قلقلکم مياد
خوشگلکم ناف قشنگ
اوه بدش به من
اوه خداي من
متاسفم
يه کم عصبي شدم
من خيلي دوست دارم
سرود 487 رو ميخونيم
عيسي را عبادت ميکنيم با آواز هم آهنگمان
که اين گرد همايي کمتر خسته کننده آيد به ذهنمان
چون هست آن هنگام
که انکي از ماديات را بچشي
آمين
بنشينيد
بذارين ياد آوري کنم که اين شنبه
عبادت شامگاهيمون
توسط موتور سواراي ايتاليايي يه هم نميخوره
! عبادت شامگاهي
و يادتون نره هفته ي بعد
يکشنبه بعد از ظهر پيکنيک خانوادگي داريم
البته ، همونطور که خدا به نوح گفت بسته به آب و هوا داره
! بـــس کن
و يه ياد آوري ديگه وقتي براي دعا مياين
لطفا جلو ورودي کشيش خانه پارک نکنين
چرا که "کورينتيان" ها به "گالاتين" ها گفتن . اين سرزمين ماست
! اوه ها..ها
! حواستون رو جمع کنين "کالاگر" ها
کس نگو زن
خدا بهتون رحمت بده
روز خوبي داشته باشين
ممنون پدر
هي کارت عالي بود
برو واسه زنت کادو بگير
هي پدر سخن رانيتون خيلي قشنگ بود
"ممنون "لــويــيــس
و همچنين ممنون به خاطر اون کار قشنگي که
تو روز کمک به نيازمندا کردي
اوه مايه ي افتخارم بود
من به طور اتفاقي يه پلوور ترمه هم اونجا گذاشتم
باورت ميشه ؟
آخه پلوور ترمه به چه درد اونا ميخوره ؟
"ميدوني "لــويــيــس ما يه برنامه ي نذري هم داريم
و حدود 8 تا بشقاب کم داريم
خوب من اين بعد از ظهر دارم ميرم مغازه
بعدشم بايد به کارام برسم
"لــويــيــس" خدا حافظ
! خدا حافظ کليسا
! خدا حافظ مسئول کليسا
خدا حافظ گفتگو هاي بي پايان
خدا حافظ مردم مزخرف کليسا
خدا حافظ
.. اوه خداي من هر چيزي بايد تو اين روزا يه عکس خوشگل داشته باشه
يعني ، روي جعبه فويل هاي آلمينيوم عکس يه شير هست
منظورم اينه واسه چي ؟
! نه "لــويــيــس" ، اون نه
اوني که عکس شير داره رو بگير
خدايا اونجا رو
"جويس کيني" از کانال 5
! "معضرت ميخوام خانم "کيني
نميخوام وقتتون رو بگيرم ولي من "لــويــيــس گــريــفــن" هستم
من خيلي دوستون دارم و فکر مي کنم
کارتون بي نظيره
و بعد اون اتفاقي که با "دايان سيمون" داشتم
بزار بگم که عاليه
که بتونم اينجا وايسم بدون اينکه کسي بخواد منو بکشه
نه نگران نباش تو در اماني
نظر لطفته
ميدوني .. اين اولين کار مجري گريمه
دارم تلاش ميکنم يه تاثير خوب بزارم
من گزارش کودک "آوريل" رو خيلي دوست داشتم
همون پسسر داغونه که
ميخواست دکتر شه
من نميتونم باور کنم که الان دارم ميبينمت
ميدوني از وقتي اومدي اخبار خيلي بهتر شده
"خب "لــويــيــس
من بعد ناهار دارم ميرم به استوديو
خوشحال ميشم باهام بياي
اوه خدا ! چه عالي
عاليه
ساعت 6 بيا
ميتوني فيلمبرداري رو هم ببيني
باشه ميبينمت
اوه وايسا
عجب دافيه
اوه آره اوضاع بدک نيست
الان 6 تا پستونک دارم
اه الکي خودمو اسکل کردم
و "جولي اندروز" تبرعه شد
اون گفته که اسلحه رو
براي حفاظت شخصي به کلوپ شبانه برده بوده
اين بود اخبار ساعت 6 کانال 5
يادم رفت بگم
اون دختره هنوز پيدا نشده
تصوير داريم ؟
داريم ؟ نداريم ؟ تصويرشو نداريم ؟
باشه خوب .. ما تصويرشو نداريم
ولي اون "پورتوريکايي"ـه
دنبال يه "پورتوريکايي" بگرديد
تموم شد
خيلي لذت بردم
خيلي کارت درسته
لــويــيــس" .. "تام تاکر" رو ملاقات کرده بودي ؟"
بله ، البته
من اون قسمتي که تو
راجع به کشف گيوتين گفتي رو دوست داشتم
اوه ممنون ميدوني
نصف مواقع اونا درست کار نميکردن
چه طور بود عزيزم ؟
نتونستن کارو تموم کنن
واقعا ؟
آره مجبورم فردا دوباره برم
.. او من واسه شام کلم گذاشتم
او چه پاياني واسه امروز
اينجا محل کار تدوين کنندمون ـه
اونا بهش اجازه ميدن تو اتاق سيگار بکشه
چون همه ي دود سيگارش
رو صورتش ميمونه
هي جويس هر وقت تونستي
بيا يه سري بهم بزن
او همه چي اينجا عاليه
حتما داستان هاي زيادي داري
خوب اگه دوست داري ميتوني شب بياي با هم يه نوشيدني بزنيم
برات تعريفشون ميکنم
ا.ه خداي من خيلي خيلي دوست دارم
هي .. منو
دارم با مجري معروف شهر ميپرم
تو داري ديگه بزرگش ميکني
نه تو يه ستاره ي معروفي .. مثل خانم خوکي
سلام کرميت
چه بلايي سر خرسا تو تصوير نقاشيت از فضا اومده ؟
الان ديگه اونا خرس نيستن خوکن
. عوضشون کردم
چي ؟ - گفتم عوضشون کردم -
گوينده : بر ميگرديم به
" فقط الن حرف ميزند " وقتي که مهمونش ميخواد حرف بزنه
ميخواي راجه به فيلمم
من يه تعطيلات عالي رو
"ماه ها فيلم برداري تو "لوييزيانا
من دور خونه رقصيدم و ميدن يکم ترس
يه جور قصه ي عاشقانه هم هست - من تو همه ي اتاقا ميرقصم
حد اقل يه بار در هفته موقع جارو کردنم هم جاز گوش ميدم
که خيلي باحاله
به هر حال ، جمهع ميادش بيرون و من بايد
با جوليانا مارگوليس کار کنم - حيوونام وحشي شده بودن -
همه ي تعطيلات انگار يه چيزي تو هوا بود
نميتونستم ..از اين بهتر باشم گلا گرده افشاني کرده بودن
آره گرده افشاني
تو ميخواي بزاري من ضر بزنم ؟
من عاشق حرف زدن تو تلويزيونم من هرکاري ميکنم
هر کاري که بتونم تو تو تلويزيون حرف بزنم
سلام چاقالا
هو هوش ـه داريم تلويزيون ميبينيم
ببخشيد ولي من همين تازگي به طرز دردناکي فهميدم
No comments yet. Be the first to leave one.