Gold

Gold

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Πληροφορίες έκδοσης

Gold 2016 1080p BluRay DTS x264-ZQ
Ένα Σχόλιο από warez
Translated subtitle from English to Persian Gold 2017 زیرنویس فارسی فیلم

Ετικέτες

bluray
Δημοσιεύτηκε στις: 2025-12-05
Λήψεις: 18
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

ما یه بیزینس واقعی بودیم.

اینو باید بفهمی.

ما یه صنعت لعنتی بودیم...

...از اونایی که ستون فقرات این کشورن.

حرف منو باور نکن.

برو تو پارکینگ و به پلاک نگاه کن

اون مرسدس ۴۵۰ نو و براق خودتو.

هی. اینو میبینی؟

این «فارنس کریک»ه.

این، اِم، عکس مال بیش از ۱۰۰ سال پیشه.

هوم.

و این خوش‌تیپ شیطان‌صفتو اینجا میبینی؟

آها.

اون یه ولزه.

باشه، پس، اِم، میدونم که شما یه شرکت معدنی هستید،

اوهوم. -ولی من تصور می‌کردم...

خب، دقیقاً نمیدونم چی تصور می‌کردم.

فکر کنم گاری‌های کوچیک... کوچیک

که میرن پایین تو ریل‌های کوچیک... کوچیک قطار.

درسته. -منظورم اینه که شما اینجا دقیقاً چیکار میکنید؟

ک-کاری که ما میکنیم اینه که دنبال فلزات میگردیم

و مواد معدنی، خب؟

اونجا اکتشاف داریم،

مهندسی داریم و تولید، درسته؟

ما کاوشگر هستیم.

هنوز نه؟

باشه، اینطور چی؟ - آره...

اِم... خب بیا فرض کنیم که این...

زمین باشه.

کیف دستیم؟

کیف دستی تو زمین مادره

با تمام رازهای عمیق و نهفته‌ش

و گنجینه‌هایی تو دلش که دلش نمیخواد ازشون دست بکشه.

من، من انسانم،

و حسابی کنجکاوم بدونم اون تو چی داره.

برای همین، چیزی که بهش میگن دریل اکتشافی رو میفرستم پایین.

میرم توش و زمین‌کاوی میکنم،

به یه چیزی برمیخورم.

میکشمش بیرون. نیکله.

حالا، نیکل در واقع ۷۵ درصد مسه و ۲۵ درصد نیکل،

اما کلی نیکل تو دنیا هست،

و دنیا به نیکل نیاز داره.

برمیگردم اون پایین و دومین نمونه مغزه رو میگیرم،

و تصادفی، مثلاً... میکشم بالا

نقره.

حالا، مسئله اینه که وقتی یه کم از این پیدا میکنی،

یعنی ممکنه یه عالمه ازش اونجا باشه.

پس شروع میکنیم به پول جمع کردن.

اونقدر پول جمع میکنیم که یه معدن راه بندازیم

مثل همون یکی تو این عکس اینجا.

بعدش...

همشو میکَنیم بیرون.

حالا، بعضی وقتا—نه که خیلی اوقات، ولی بعضی وقتا—

خدایان اکتشاف دارن تو دروازه‌های بهشت جشن میگیرن،

و ما واقعاً، واقعاً، واقعاً خوش‌شانس میشیم.

و میریم اون تو و حفر میکنیم،

بعد یه فلز کوچیک پیدا میکنیم به اسم...

طلا.

بله. - کنی.

خوشت اومد؟

دوستت دارم.

دوستت دارم.

پیرمرد میخواد ببینتت.

عصر بخیر، ماریان.

هی، بابا. شنیدم میخوای منو ببینی.

آره، کنی.

یالا بیا تو، لطفاً؟

میشه، اِم، استراتژی

پرشینگ کانتی رو یه بار دیگه برام مرور کنی؟

باشه، اِم...

راجع به این قسمت جنوبی از زمین نیومونته،

همینجا.

حالا، نیومونت تازه شروع کرده به حفاری ۱۴۰ متری

و دارن کلی مگنِسیت پیدا میکنن.

اگه یادت باشه، ما هنوز حق انتخاب «ریلیف کنیون» رو داریم،

که بغلشه. ما هیچی پیدا نمیکنیم، چرا؟

ما به اندازه کافی عمیق حفاری نمیکنیم.

بیا برگردیم اونجا. عمیق‌تر حفاری کنیم.

اگه لازم باشه تا ۱۴۰ متر بریم، و یه شانس خیلی خوب داریم

که «ریلیف» رو دوباره به تولید برسونیم.

«جریت کنیون» چی؟

خب، اون مال خودته.

تو خیلی بیشتر از من در موردش میدونی.

ولی آزمایش‌ها امیدوارکننده به نظر میان.

میتونه یه لعنتیِ بزرگ باشه.

میخوام تو اینو پیش ببری.

با تمام قوا.

گسترشش بده.

مال خودت کنش.

بله قربان.

کلایو کولمن هم با ماست.

اون پسرا هم باهات میان.

خدایا، ما تو این کار خیلی سخت کار میکنیم.

گاهی وقتا هم برای هیچی.

هر صبح بیدار میشم. به خودم میگم،

"مجبور نیستم این کارو بکنم.

من فرصت این کارو دارم."

و بعدش دیگه آسمون صافه.

آسمون صافه، عزیزم.

بابام...

یک اسطوره.

این آخرین باری بود که او را زنده دیدم.

4".“

یه چیزی واسه اینکه چشات باز شه، کنی؟

خدا خیرت بده روی.

اینجاییم.

بچه‌ها، به معدن اصلی!

امروز همون روزه.

گزارش‌های زمین‌شناسی در مورد این

خیلی دلگرم‌کننده هستن.

ما داریم یک رویکرد خیلی تهاجمی رو در پیش می‌گیریم.

طرح؟ البته.

می‌تونم به منشیم بگم همین الان یکی براتون بفرسته.

اما باید بهتون بگم، این پیشنهاد...

از قبل ظرفیتش پر شده.

می‌دونید، همیشه می‌تونیم سعی کنیم برای بعدی اسمتون رو تو لیست بذاریم.

نه، نه. آره، می‌فهمم.

لعنتی.

داری ساعت رو نگاه می‌کنی؟ ساعت یازده و ربعِ، کنی.

اوه خدایا.

من بدون تو چیکار می‌کردم؟

4".“

آقای ولز؟

بله. - لوید استانتون.

سلام، لوید. کنی ولز هستم.

ایشون همکارم هستن، هنری اندروز.

از آشناییتون خوشبختم.

بفرمایید عقب.

ممنونم.

خب، چطور می‌تونیم کمکتون کنیم؟

خب، چرا منتظر کلایو نمونیم؟

اوه، آقای کلمن تو یه جلسه گیر افتادن.

جسارتاً، بچه‌ها،

اما من قرار بود کلایو رو ببینم.

مشکلی نیست، ولی اگه قرار بود

با کلایو ملاقات کنی، الان داشتی با کلایو ملاقات می‌کردی.

خب، این چیزیه که داریم.

ما داریم روی چند تا پروژه خیلی هیجان‌انگیز کار می‌کنیم،

که دقیقاً مناسبِ پروفایل سرمایه‌گذاری شماست.

سرمایه اولیه کمی می‌خواد، اما پتانسیل سودش خیره‌کننده‌ست.

آها.

همشون فقط ۱۲ تا ۱۸ ماهه هستن و سوددهی نقدی دارن.

مانیتوبا؟

ما یه حق امتیاز روی یه معدن رها شده تو یه مزایده خریدیم.

درسته، ولی این یه حق امتیاز ۹۰ روزه‌اس.

آره، فرصت کمه،

ولی اگه یه نگاهی به اطلاعات زمین‌شناسی بندازین،

یه سازند شیل خیلی امیدوارکننده می‌بینین

که هنوز دست‌نخورده‌اس.

آقای ولز، واشو ارزش واقعیش

فقط یه ذره بالای صفره.

بار بدهی شما غیرقابل تحمله،

و شما واسه ما می‌آرین، خب، زمین خام بدون زیرساخت،

بدون دارایی قابل مبادله.

شما که نمی‌تونین از ما انتظار داشته باشین این رو تامین مالی کنیم.

آره. من دارم در مورد یه پیشنهاد کوچیک حرف می‌زنم.

همونطور که اولش گفتم، یه سرمایه اولیه کم.

حالا، اگه یه بار دیگه به اطلاعات زمین‌شناسی نگاه کنین،

می‌بینین چی می‌بینم.

و اون پوله.

پول ما نیست.

ببین، خب، موضوع اینه که

کل اقتصاد زیر و رو شده بود،

مخصوصاً برای کالاها.

آخر وقت،

واشو به ازای هر سهم چهار سنت معامله می‌شد

اگه اصلاً معامله می‌شد.

واشو ماینینگ. یه قرارداد اجاره زمین کوچیک عالی داریم.

چون این یه فرصت یه بار تو زندگیه.

درسته. واشو. واشو ماینینگ.

می‌دونی، ادامه دادن... ادامه دادن کسب و کار.

می‌دونی، هنوزم مواد معدنی اون بیرون هست.

فقط باید پیداشون کنیم، نه؟

آره، باشه، باشه.

ممنون... ممنون از وقتتون. خداحافظ.

می‌تونستم...

۱۲ تا ۱۸ ماه...

سودآور.

اِدیل...

لعنتی، دارم بهت زنگ می‌زنم.

به جهنم هر ساعتی که هست.

واشو ماینینگ،

شرکتی که پدربزرگم

به معنای واقعی کلمه، از دامنه کوهی توی نوادا درآورد،

شرکتی که پدرم ازش یه بازیگر واقعی ساخت،

تقریباً نابود شده بود.

تقریباً.

من دیگه خونمو از دست داده بودم،

و داشتم با کِی زندگی می‌کردم.

و داشتیم اونم از دست می‌دادیم.

یه نیم گالن سیگرامز رو سر کشیده بودم.

لعنتی، بیشتر آدما تو اون وضع می‌مردن، ولی من نه. نه.

در عوض...

یه رؤیا دیدم.

یعنی، واقعاً، منظورم اینه که من...

یه رؤیا دیدم.

4"."

اندونزی.

طلا.

خب، من پنج شش سال پیش به اندونزی رفته بودم.

More Farsi Persian subtitles for Gold

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left