Οι πρώτες 200 γραμμές.
باید بلند شی
دارم روی همین کار میکنم
جدی میگم جِب، وقت رفتنه
یکی برامون پیدا کردی؟
این دیگه چه صیغهایه؟
بچهها طوفان اومد! بزنیم بریم
نه، نه، امکان نداره
خدایا، دیشب خیلی زیادهروی کردم
خاوی، بلند شو. یالا
اوه! بیخیال دیگه
کیسههای زباله کجاست؟
آهان، پیداشون کردم
جِب، مطمئنی داری ضبط میکنی؟
چراغ قرمزش رو نمیبینم. اوه
آره، داره ضبط میکنه. حله
بلا
منو نخندون. تمومش کن
باشه
امروز تیم علمی ما
از پروژهی "رامکنندهی گردباد" اینجاست، تو دلِ کار
قراره یه طوفان رو تو جنوب غربی دنبال کنیم
آزمایش ما جوری طراحی شده که رطوبت رو کم کنه
داخل یه گردباد، تا ببینیم میتونیم از هم بپاشونیمش یا نه
کیت، به مردم بگو چطوری این کار رو میکنی
خب، اول باید یه گردباد پیدا کنیم
تا این پلیمرهای فوقجاذبِ توی این بشکهها رو بمکه
پوشک
بهشون بگو این همون چیزیه که تو پوشک بچه استفاده میشه. هوم
اوه، آره. سمی هم نیست
اوم، رادار "داپلر" تا بعدازظهر هیچ طوفانی رو نشون نمیده
یادت باشه، دادهها اون چیزی که کیت میبینه رو نمیبینن
چطوره کیت چند ساعتِ دیگه هم خواب ببینه؟
شاید جواب بده
پراوین، داری چیکار میکنی؟
"دوروتی" میز تحریر نیست
یالا، سوار شید، سوار شید، سوار شید
آمادهای؟ میدونی امروز چه روزیه؟
روزی که یه گردباد رو رام میکنیم
ایول! دمت گرم
من که الانه بالا بیارم
آی
آره! آره
کیت درست میگفت. بادهای جنوب شرقی دارن شدت میگیرن
اومدن
داره واقعاً جون میگیره
یک میسیسیپی، دو میسیسیپی
در ضمن، این یه چیز واقعی نیست
سلام مامان، چه خبر؟ چرا، هست
آره، آره، فقط داریم دنبال آب و هوا میگردیم
یه چیز واقعیه. نه بابا
آره، قول میدم مراقب باشیم
سلام خانم کارتر
هی! سلام خانم کارتر
سلام خانم کارتر! دلمون براتون تنگ شده
سلام
باشه، بهشون میگم. باید برم
اوم، میگه وقتی کارمون تموم شد، تو خونه بساط کباب به راهه
اوه، آره. ممنون. آره کتی، آره
پسر، عاشق اوکلاهما هستم
خب، چطوری به این برسیم؟
باید یه موقعیت تو جنوب غربی داشته باشم
تا بتونم حسگرهام رو بخونم
باشه، همین الان ردیفش میکنم
یک میسیسی
اوه
اوه، تغییر جهت ناگهانی باد هم شدیده
یه انرژی جدی داره اون تو شکل میگیره
اوه، هی. هی، کمربند رو ببند
از پنجره... از پنجره خودت رو بیرون ننداز
بیخیال، بیا تو
اَدی، این... خواهش میکنم؟
از وقتی صاعقه بهت زد، دیگه اصلاً حال نمیدی
آره خب، آدم اینطوری میشه دیگه
اوم
خب، باید مخلوط رو آماده کنیم
اوم، نمیخوای اول صبر کنی بارون شروع بشه؟
باشه، باید، اوم
باید مخلوط رو آماده کنیم
آره، باید
جب! آره
یالا! باشه
دارم قاطی میکنم
باید همش بزنی. حواسم هست، حواسم هست
اینم از این! دیگه باید کافی باشه
خیلی خب. باشه
خب، ردیفیم
هی، هی، نگاه کن. هی، آروم، آروم
اینجوری... درسته؟ یالا
حالا امتحان کن
معمولاً کار میکنه، ولی
این وسیله خیلی قدیمیه
یعنی منظورم اینه که قدیمیه ولی امتحانش رو پس داده، میدونی؟
برخلاف پروژهی علمی کیت اینجا
پروژهی علمی همهمونه
وقتی نداریم، خاوی
اگه "دوروتی" کار نمیکنه، پس بیخیال دادهها شو، باشه؟
بعداً نگرانش میشیم. "بیخیال دادهها"؟ یعنی چی
گردباد منتظر ما نمیمونه خاوی
یه تودهی هوای پرفشارِ مرگبار داره شکل میگیره
احتمالاً این آخرین تعقیبِ فصلمونه
هر طور شده، باید این بشکهها رو بفرستیم تو هوا
و ببینیم میتونن یه گردباد رو غیب کنن یا نه، باشه؟
این مهمتره
نه، نظرت چیه که هر دوتاشون به یه اندازه مهم باشن؟
ببین، اگه با این کار یه گردباد رو غیب کنی
ولی با این یکی دادهها رو ثبت نکنی
کی باورش میشه؟
آهان. گرفتم چی شد
باشه. اعداد و ارقام رو برامون دربیار
هر چیزی که لازمه تا یه بودجهی تپل بگیریم
خب، من که همهش دنبال پول نقدم، مگه نه؟
آره
آمادهای؟ بزن بریم
هی، مراقب باش
اوم، شاخص کِیپ روی ۴۰۰۰ئه
تلاطم باد ۱۰۰ گرهای تو ارتفاع. یالا
یه EF1 خوب و آبرومند بهمون بده
منظورم اینه که EF2 هم باشه قبوله
خب، EF2 دیگه خیلی بزرگ میشه
تو اصلاً ایمان نداری پراوین
فقط دیگه از اون EF0های زپرتی نباشه
خاوی، جیپیاسِ "دوروتی" چطوره؟
سیگنال "دوروتی" شفاف و واضحه
تو دلِ گردبادیم؟
نه
نه، پشت سرمونه
خب. صبر کن، باید تندتر برونم؟
نه، نه، نه. باید بشکهها رو تو مسیرش بندازیم
قراره... قراره مسیرش رو ببینیم؟
واو
نه! بچهها
مسیرش همینجاست
چقدر بهمون نزدیکه؟
صاعقهها خیلی زیادن
باشه، شماها همینجا بمونید
من میارمش. صبر کن، صبر کن
بچهها، باید بهش کمک کنیم
داره میریزه! باید عجله کنیم
نه، برای خم کردنش اهرم لازم داریم
جب، زود باش
هی کیت، هم عضله داری هم عقل
عقل و هوش
خیلی خب، بیا بازشون کنیم
یالا
آره
خلاص شدیم
خب، ردیفه! بریم، بریم
باید بریم
خب خاوی، تریلر رو انداختیم
بسیار خب، ببینیم طعمه رو میگیره یا نه. یالا، یالا، یالا
اگه گردبادی در کار نباشه چی؟
اگه فقط یه موج غلیظِ تگرگ باشه چی؟
ایول بابا
همین الان ۱۰هزار پا رفتیم بالا
آره! آره
خب، این موجِ تگرگ نیست
موفق شدیم کیت
صبر کن، صبر کن
داره نزدیکتر میشه
حسگرها دارن میرن بالا، ۳۰هزار پا
پلیاکریلات... پلیاکریلات الان باید فعال شده باشه
خاوی، بادها دارن ضعیف میشن؟
"دوروتی" نمیتونه این رو بهت بگه. مکانیک لاگرانژی
یه حسگرِ در حال حرکت نمیتونه اندازهی دقیقِ
سرعت باد رو بهت بده، ولی
آه، آره! ۴۰هزار پا
کیت، گردبادت کوچیک نمیشه
۵۰هزار پا
یا ابوالفضل
نه، نه، نه، نه، نه. این نمیتونه درست باشه
خاوی، با ما حرف بزن
خاوی، یه چیزی بگو
جواب بده
حسگرها یهو تا ۷۰هزار پا رفتن بالا
چی؟ اوم، سرعتِ "نِکسراد"
مایل در ساعته ۲۰۰
غیرممکنه
مگر اینکه یه EF5 باشه
بچهها
بچهها، هر چیزی که اون توئه، خیلی بزرگه
بزرگه و داره با سرعت حرکت میکنه. برون
باید هر چه سریعتر از اون خرابشده بزنید بیرون
برو، برو، برو! برو، برو، برو
چطور شد EF5؟
داره نزدیکتر میشه
اوه! مواظب باش
همه خوبن؟
نمیتونیم اینجا بمونیم. اونجا
زیرگذرها تو گردباد بدترین جای ممکنن
چیکار کنیم؟
این ماشین الانه که پرواز کنه. یالا
جِب، اَدی، پراوین، کیت
بچهها، باید از اونجا بیاید بیرون
صدام رو میشنوید؟
کیت
یالا
کیت، یالا
پراوین کجاست؟
کیت! کیت
یالا
No comments yet. Be the first to leave one.