Οι πρώτες 200 γραμμές.
= آینه : افسانه شهرهای دوقلو =
= 28 قسمت =
دوباره همدیگه رو دیدیم
سر راه من قرار نگیر
سومو واقعا دست کم گرفتمت
صد سال پیش محاصره شده بودی ولی بازم تونستی فرار کنی
فرار از اون اتاق کوچیک حتی برات آسون تر بود
صد سال همدیگه رو ندیدیم ولی هنوزم مثل قبل هستی
ناامیدت کردم؟
خیلی خوشحالم چون میتونم خودم بکشمت
پس امتحان کن
سومو
یکی دیگه به زودی میمیره
ما محاصره شدیم
نمیخواستم همتونو اینجا بکشونم
نه تقصیر تو نیست
چینگ چن طعمه بود
همشونو بگیرین و به ژنرال خبر بدین
بله - بله -
شی جینگ، اگه واقعا خواستیم بجنگیم
نا شنگ رو از اینجا ببر، مردم کونگ سانگ به همدیگه صدمه نمیزنن
لازم نیست بجنگیم
بله سرورم
نا شنگ
جنگجویان قبیله چینگ
من خدمتکار چینگ جون، لی جو بودم تو صد سال گذشته
قبیله چینگ تونست زنده بمونه
ولی چانگلیو همیشه اذیتمون کرده
الان اونا به قلمرو ما اومدن و جنجال به پا میکنن، پادشاه جیویی میدونست
ولی اجازه داد اونا شهروندان مارو اذیت کنن
عالیجناب هرکاری هم بکنن، پادشاه قبیله چینگ هستن
!چطور جرأت میکنی بهشون تهمت بزنی
پادشاه قبیله چینگ؟
شرط میبندم شماها متوجه نشدین
...که ایشون
پادشاه واقعیه قبیله چینگه
درسته
اون پادشاه واقعی قبیله چینگه
اون کیه؟
اون شاهزاده جدید، چینگ یوانه
که صد سال پیش به کونگ سانگ کمک کرد و خودشو فدا کرد
مگه خودشو فدا نکرده؟چرا هنوز زنده ست و اومده اینجا؟
دقیقا، فکر میکنی اگه یکیو الکی نشون بدی
و بهش بگی عالیجناب چینگ یوان من باور میکنم؟
شماها کی هستین؟
اون ولیعهد کونگ سانگ، جن لانه
امکان نداره
عالیجناب جن لان صد سال پیش مرد
اون واقعا ولیعهد جن لانه
لی جو، نذار این غریبه ها گولت بزنن
چطور ثابت میکنی؟
سومو، اگه بذاری امروز برم، میتونم مهر ششگانه رو بهت بدم
میدونی من چی میخوام؟
میخوام بمیری
!یو خوان
آ یینگ، اجازه میدی سومو داییتو بکشه؟
من و تو اهل کونگ سانگیم و پیوند خونی داریم
تو اصلا به خانوادت اهمیتی میدی؟
الان میفهمم بای یینگ
بهش گفتی دنبال مهر ششگانه بگرده از قدرتش سواستفاده میکنی
پس تو با من چه فرقی داری؟
این یادبود مقدسه
فقط ولیعهد کونگ سانگ میتونه استفادش کنه
پس چرا دست این زنه؟
این واقعا انگشتر بهشتیه، چرا باور نمیکنی؟
افسانه ها میگن حصار فقط میتونه توسط خانواده سلطنتی شکسته بشه
اگه بتونی بشکنیش، باور میکنیم
انجامش میدیم
برادر ولیعهد - نا شنگ -
از پادشاه جیویی شنیدم که این حصار توسط مهر ششگانه پا برجاست
اگه مهر رو از بین نبریم نمیتونیم حصار رو بشکنیم
...مهر هنوز دست چینگ چنه، پس
لی جو، با بلوف زدن کمکشون نکن
درسته، شماها دروغگویین
...کی گفته؟من
من فقط طلسم رو فراموش کردم
برادر ولیعهد، الان بهشون اثبات کن
شاید قدرت اجداد کونگ سانگ رو حس کنی
ژنرال، فکر نمیکنم نتونین سومو رو که فقط نصفی از قدرتشو داره، شکست بدین
اجداد کونگ سانگ
بهم قدرت بدین و مردمم رو نجات بدین
خواهش میکنم اجداد
!مهر ششگانه
وقتی حصار جیویی شکسته بشه
سرزمین یون خوانگ زیر و رو میشه
شکستن حصار به این مهر ربط داره
الان قدرتتو پس گرفتی
عالیجناب قدرت سلطنتیشون رو پس گرفتن
درود به عالیجناب ولیعهد
درود به عالیجناب ولیعهد
من، جن لان، ناامیدتون نمیکنم
یو خوان باید نجاتم بدی
اگه من بمیرم چطور میخوای به ارباب جی جه گزارش بدی؟
همین الانشم تمام تلاشمو میکنم
ولی انگار ارباب جی جه
از اولشم نمیخواست شما زنده باشین
هروقت لازم شد میتونی از شر پادشاه جیویی خلاص بشی
امکان نداره، بدون من ارباب جی جه چطور میتونه کونگ سانگ رو شکست بده؟
چانگلیو بخاطر من، شاهزاده چینگ چن به جایی که الان هست رسیده
جی جه...جی جه نمیذاره من بمیرم اون اینکارو نمیکنه
جی جه کیه؟چرا به کونگ سانگ خیانت کردی؟
اگه تو نبودی، پدرم و کونگ سانگ نمیمردن
جی جه...چانگلیو رو کنترل میکنه
اون مرد با شنل مشکی تو معبد جینگ
حتی اگه بدونی کیه چیکار میتونی بکنی؟
نمیتونی شکستش بدی
مرگ کونگ سانگ هفت هزار سال پیش مقدر شده
انقدر کوته بینین که نمیتونین
گذشته یا آینده رو ببینین
تویی که نمیتونی آینده رو ببینی
من، سومو، هیچوقت درمورد گذشته نپرسیدم
جایی که من هستم
آینده ست
یه نور آبی اونجا بود
حتما بای یینگ و سومو هستن
شی جینگ، اونارو از کوهستان ببر
تنها میرین؟ - بله -
حصار از بین رفته، به زودی افراد چانگلیو به اینجا حمله میکنن
از نا شنگ محافظت کن و اونارو ببر
چطوره که چینگ یوان
نا شنگ رو همراهی کنه و من با شما بیام؟
لازم نیست، مهر پای چپم از بین رفته
نصف قدرتمو به دست آوردم
ردای محافظ نور چینگ یوان فقط مدت کمی دوام داره
نگران من نباش
باشه مراقب باشین
باید صد سال پیش میمردی
احمقی
خیلی تلاش میکنی کمکشون کنی
میدونی
بهای باز کردن شهر ووسه چیه؟
چینگ چن
اون تبدیل به خاکستر میشه
ما نمیتونیم زیر نور خورشید بمونیم
وقتی شهر ووسه باز شد
...ما
بای یینگ، منظورت از تبدیل شدن به خاکستر چیه؟
البته که بهت نمیگه
وگرنه انقدر بخاطرش نمیجنگی
درست مثل من، اونم ازت استفاده میکنه
اون یکی هم اومد، عالیجناب ولیعد کونگ سانگ
سومو خوب نگاه کن
اونا باهم دست به یکی کردن تا بهت دروغ بگن و ازت سواستفاده کنن
تو دلشون
فقط به مردم کونگ سانگ اهمیت میدن
تو هیچی نیستی
این چه مزخرفیه؟
دفعه قبل وقتی شهر ووسه باز شد
شش شاهزاده نمیتونستن زیر نور خورشید بمونن
وقتی شهر ووسه دوباره باز بشه
شش شاهزاده تبدیل به خاکستر میشن نه؟
تو سنگ یادبود اشک روان
همش ضبط شده
بای یینگ، حقیقتو میگه؟
این بهای دوباره باز کردن شهر ووسه ست؟
احمق
این سرنوشت کونگ سانگ و چوان شیانه
حتی اگه سعی کنین نمیتونین ازش فرار کنین
ولی ولیعهد تو میتونی راحت
بشینی و سود این کارو ببری
صد سال پیش اینطور بود و صد سال بعد هم همینطور خواهد بود
!خفه شو
!سومو!سومو
من قصد داشتم
وقتی همه چی تموم شد بهت بگم
بعد اینکه مردی؟
میخواستم زودتر بهت بگم
ولی هیچی نگفتی، حتی یه کلمه
ما خیلی چیزارو از سر گذروندیم
این مسئله انقدر مهم نیست که بهم بگی؟
من برای تو دقیقا چیم؟
چرا وقتی مست بودی اون حرفارو زدی؟
چرا بهم امید دادی؟
تو عاشقم نیستی
!فقط ازم سواستفاده میکنی
سومو، خیلی خوب باید بدونی که آ یینگ چه نوع آدمیه
حتی اگه یکی هم بخواد ازت سواستفاده کنه اون شخص آ یینگ نیست
!پس تویی!تو ازم استفاده میکنی
نه
سومو، این درست نیست
عالیجناب در این مورد نمیدونست
آ یینگ
وقتی شهر ووسه دوباره باز بشه
نمیتونم این حقیقت که قراره تبدیل به خاکستر بشم رو عوض کنم
این سرنوشت منه
متاسفم
میخوام خودم آروم بشم
ژنرال شی جینگ، من هنوز نگران عالیجنابم
بهتره بریم بررسی کنیم
نه
نا شنگ
!یان شی
!یان شی!یان شی
دلم برات تنگ شده بود
اینجا هنوز قلمرو کوهستان جیویی ـه توجه دشمن رو جلب میکنی
یان شی دلم برات تنگ شده بود
همش دلم برات تنگ میشه، همش بهت فکر میکنم و میخوام زود ببینمت
الان منو دیدی؟
بهت قول دادم به کوهستان میام و میبینمت نه؟
هنوزم نمیفهمی، اون تحت تاثیر قرار گرفته، درک نمیکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.