The Candidate

The Candidate

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Πληροφορίες έκδοσης

62021 1757271823 The Candidate 1972 1080p WEBRip x264-RARBG
Ένα Σχόλιο από warez
Translated subtitle from English to Persian The Candidate 1972 زیرنویس فارسی سریال

Ετικέτες

webdl
Δημοσιεύτηκε στις: 2025-12-05
Λήψεις: 18
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

ما نیل رو می‌خوایم! ما نیل رو می‌خوایم!

ما نیل رو می‌خوایم! ما نیل رو می‌خوایم!

ما نیل رو می‌خوایم! ما نیل رو می‌خوایم!

کمی پیش،

تحلیل آرای سی‌بی‌اس ما

بینگهام رو برنده اعلام کرد،

و حالا کامپیوترهای ان‌بی‌سی و ای‌بی‌سی هم موافقن.

در حالی که نیل اتکینسون هنوز شکست رو نپذیرفته...

خواهرت چطوره؟

خوبه، ممنون.

...حومه‌های تازه تأسیس.

اون مال خانم ساندارزئه.

جری... حالت چطوره؟ فکر کردم فیلادلفیا بودی.

برای سخنرانی پیروزی برگشتم.

پیروزی؟ بیخیال، می‌خوام یکی رو بهت معرفی کنم، جری.

نیل، بهتره الان بریم پایین.

بذار رد بشن.

بذارید رد بشن، لطفاً.

ببخشید.

هاوارد، آسانسور رو بگیر.

چیزی از پیش‌غذاها مونده؟

ما باهاتیم. نگرانش نباش.

اونا، اممم...

اونا گفتن وقتی وارد این ماجرا شدیم،

هیچ شانسی نداشتیم.

گفتن کاری از دستمون برنمیاد...

و، خب، حالا هم نتایج به ضررمون شده.

خب، هرچی که معنی می‌ده.

خب... من پشیمون نیستم،

و امیدوارم شما هم پشیمون نباشید.

نه! نه!

فکر می‌کنم... فکر می‌کنم حرفمونو ثابت کردیم.

شاید مبارزه شخصیمون رو باختیم...

اون مهم نیست.

چیزی که واقعاً مهمه...

یه مزه کوچیک واسه راه.

دفعه بعد، یه آدم حسابی پیدا می‌کنیم.

خب، من می‌دونستم که شانسی نداریم...

چوب‌های گلف‌تون توی ماشین منه.

آره. هی، به هرحال بیا جمع کنیم بریم.

بریم باهاما.

هی، لوک، شب خوبی داشتی؟

آره، دو تا از سه تا رو بردیم.

برای یه انتخابات میان‌دوره‌ای، بد نیست.

چون...

باید خوشحال باشی

که مسئول این کمپین نبودی، هان؟

سرنوشتش همین بود. با این حال، مرد فوق‌العاده‌ای بود.

آه، آره، آدم‌های خوبی.

اون هیچ شانسی نداشت.

یه لحظه صبر کن. می‌خوام باهات حرف بزنم.

...تا وقتی که این شرایط رو حل کنیم

که ما رو به اینجا کشوندن.

من--

لوک، چرا اینقدر عجله داری؟ تا دم در همراهیت می‌کنم.

قرار بود با فوربس یه نوشیدنی بخوریم، مگه نه؟

فوربس می‌خواد راجع به کالیفرنیا حرف بزنه.

برنامه‌ای تو کالیفرنیا داری؟

شاید.

Democrats should nominate jarmon themselves out there,

ازش خیلی می‌ترسن. مگه نه؟

هیچ‌وقت نمی‌دونی.

این چیه؟

ممنون آقا.

پسرشونه، هان؟

یه نفر که تو استنفورد می‌شناختمش.

پسر مک‌کی. آره، همه اینا رو دیدم--

همون قضیه کمک حقوقی.

این ثابت نمی‌کنه که دل و جرأت داره.

هیچکس جارمون رو شکست نمیده، لوک.

یه چیزی بگو که تا حالا نشنیده باشم.

هزینه‌های اشغال؟ خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم.

این هزینه‌های اشغال چیه

که هی ازش حرف می‌زنه؟

داره در مورد هزینه‌های نگهداری حرف می‌زنه.

کافی نیست که اینقدر به ما گرون حساب کنه

سه برابر قیمت واقعی‌اش.

حالا می‌خواد ازمون هزینه بگیره

بابت این که ماشینمون رو پس نگرفتیم؟

همینه.

چه قشنگ. قشنگه.

بیل مک‌کی؟

ماروین لوکاس.

فکر می‌کردم ریش تو سیاست تابوئه.

همین‌طوره.

از دادگاه عالی بیرونم کردن.

کوتاه نمیاد.

ازش بپرس می‌دونه جلسه تمدید پروانه چیه؟

سعی می‌کنم.

چی شد؟

بیرونم کردن.

نذاشت شروع کنم.

بهم گفت این یه مسئله مربوط به دادگاه‌های فدراله.

با یه دادخواست برگرد.

اوه خدای من. ما سه ماهه داریم لایحه می‌نویسیم.

قضیه حوضه آبریز خیلی مهمه.

کمکی از دستم برمیاد؟

نه، منتظر مک‌کی می‌مونم.

اون دادگاه‌ها تکون نمی‌خورن.

باید تکون بخورن.

سناتور.

بهش فکر کردی.

می‌دونی من چی می‌بینم؟

یه گله از حزب‌بازهای ۱۸ ساله

که دارن به کلی تبلیغات مجله‌ای واکنش نشون می‌دن.

البته، من با چند نفر در موردش صحبت کردم.

در مورد جارمون چی فکر می‌کنی؟

آدم زیرکیه.

فکر می‌کنی یکی باید باهاش روبرو بشه؟

یه دموکرات کله‌گنده.

همه‌شون ازش می‌ترسن.

پس فکر کنم تو هم گیر افتادی.

مگر اینکه یه چیز جدید پیدا کنیم،

یه نفر که به چیزی باور داشته باشه.

حالا هر معنی که می‌ده.

یه نفر که بتونه یه سال تمام رو صرف کنه

تا به مردم بگه چی به نظرش مهمه.

اینجوری که نمی‌شه.

توی هیچ کمپین سیاسی‌ای.

اوه، لازم نیست اینجوری کار کنه.

به من نگو چطوری کار می‌کنه.

من ۲۰ سال بابام رو تماشا کردم.

خوب نبود، آره؟

آره، برای خودش خوب بود.

عاشقش بود.

اون فرماندار جان جی. مک‌کی شد.

این کار برای کس دیگه‌ای چه فایده‌ای داشت،

من نمی‌دونم.

من در مورد اون حرف نمی‌زنم.

من در مورد کسی حرف می‌زنم که بتونه خودش تصمیم بگیره.

این چیزایی که شما بهش می‌گین سیاست؟

سیاست مزخرفه.

منم داشتم فکر می‌کردم چیه.

هی، من باید حدود یه ساعت برم خونه.

جنیس، نانسی ماشین رو تحویل داد؟

نه.

زنگ نزد؟

من می‌تونم برسونمت خونه.

باشه.

بیرون منتظر می‌مونم.

نه. این‌ها... اینا باید امضا بشن

پایینش،

بعد فقط بده به دونا، باشه؟

بعداً می‌بینمت.

تو می‌تونی تا صد سال هم همینجوری به شکایت ثبت کردن ادامه بدی

توی همین شهرهای کوچیک و دورافتاده.

یا می‌تونی یه سال وقت بذاری و یه موقعیت واقعی برای خودت

یه موقعیت واقعی برای خودت

توی این ایالت دست و پا کنی. مسئله اینه که...

سلام، جوون.

ماروین، ایشون همسرم نانسی هستن.

نانسی، ایشون ماروین لوکاس هستن.

نذارین ما حرفتون رو قطع کنیم.

آبجو می‌خوای؟

آره.

بفرمایید.

بفرمایید، اینا هم چیزای خوبیه.

اما مثلاً ارتباطات...

شما قراره با آدم‌هایی ملاقات کنین

که می‌دونن چطور کارها رو پیش ببرن.

هی، گوش کن...

مسئله امکاناته.

من همین الان کل آخر هفته رو یکسره کار کردم،

بیست ساعت تموم...

و از هر دقیقه‌اش لذت بردم.

پس چرا به چیزی که تو پیشنهاد می‌دی نیاز دارم؟

من خوشحالم.

تو خوشحالی. آره.

صدف‌ها هم خوشحالن.

چی به دست آوردی؟

یه لیست می‌خوای؟

آره. تو چند تا درخت رو نجات دادی.

یه درمانگاه رو راه انداختی.

این خوب نیست؟

این باعث می‌شه احساس خوبی داشته باشی؟

بد نیست.

در همین حین، جارمون روی کمیته‌هاش نشسته

و زمین، نفت و مالیات‌ها رو بین خودشون تقسیم می‌کنه.

تا حالا دیدیش؟

تا حالا دیدی چطور کار می‌کنه؟

ماروین... آره.

چی بهت می‌رسه؟

اوه، امم...

یه کارت پرواز، یه کارت تلفن،

هفته‌ای ۱۰۰۰ دلار.

و همین؟

خب...

ماروین می‌خواد من وارد سیاست بشم.

این که تازگی نداره.

برای چه پستی؟

سناتور.

خب، چرا که نه؟

اگه واقعاً همت کنه.

یعنی باید ثبت‌نام کنی.

اون تا حالا این کار رو نکرده، می‌دونی.

دلیلی هم نداشته.

امیدوارم این رو راز نگه داری.

مگر اینکه واقعاً جدی بگیریش.

ببین، نکته اینه که،

تو می‌تونی با چیزایی که بهشون باور داری پیش بری.

More Farsi Persian subtitles for The Candidate

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left