Laughing in the Wind

Laughing in the Wind (笑傲江湖)

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Specials

Πληροφορίες έκδοσης

Laughing In The Wind Episode 1 Xiao ao jiang hu 2001
Ένα Σχόλιο από Bozqurd
سریال افسانه ی شجاعان

Ετικέτες

other
Δημοσιεύτηκε στις: 2012-03-15
Λήψεις: 55
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: Yes

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 181 γραμμές.

Yaşasın Azərbaycanım

خنده در باد شمشير هاي جادويي لينگ

بوي خوبي ميده

شرابو ميشناسي؟

نه ولي عاشقشم

موسيقي چه زيباس! !چه قدر زيباس

موسيقي رو ميشناسي؟

نه نمي شناسم. ولي دوست دارم تا ازش لذت ببرم.

تو کلمه ي رو دوباره تکرار کردي. .فکر کنم مرد با احساسي هستي

اينجا جاي مناسبي براي موندن نيست

بيا يه کم شراب بخور و اينجا رو زود ترک کن!

باشه.دستت طلا

"چو يانگ"! !براي ديدن بانوي مقدس"(شنگو)" با ما بيا

هي،واسه چي اونجور فرياد ميزني؟

نمي بينين که پير مرد داره موسيقي مي نوازه؟

"گوش کن "چو يانگ!

بانوي مقدس"(شنگو)" تو رو ميخواد که بري پيشش تا اعدامت کنه!!

بانوي مقدس(شنگو)"؟" بانوي مقدس(شنگو)" ديگه کيه؟"

اون مي تونه تصميم بگيره که کي زنده بمونه يا بميره؟

خفه شو!

تو هيچ احترامي نسبت به "بانوي مقدس(شنگو)" نداري. تو رو تيکه تيکه خواهم کرد.

شراب خوبيه!

اين حرکتو ببين! هيچ ميموني نمي تونه شرابو از دستم بگيره.

"چو يانگ"! چه طور جرات مي کني با "گروه خواشان"دوستي کني؟

بازم چرند و پرند!!!

حرکتي که اون انجام داد در واقع حرکته کونگ فوی درخشان" "گروه خواشان" است".

به اون حدي که انتظار دارم نادان نيستي

در گروه خواشان،فقط "استاد يو" و "شارگرد ارشدش "لينگ خو چانگ

اين حرکت رو انجام ميدن

اما تو خيلي جووني!

من "لينگ خو چانگ" هستم! به خاطر شراب خوبتون ممنونم.

لينگ خوي" دلير از ديدنت خوشحالم"

مي تونم بدونم شما کي هستين؟

من هم يکي از مسن هاي "گروه درخشان" هستم "و اسمم "چو يانگه

تو از سمت شيطان هستي! همه ي شما ها شيطان هستيد.

اره راست ميگي!تو انتظار اينو نداشتي،؛داشتي؟ ما دشمنان مرگبار تو هستيم/

تو از کدوم گروه درستکاري هستي؟ بيا پايين!بيا پايين!

خوب!

هنوزم مي خواي از چوي پير نوشيدني قبول کني؟

اگه اين شرابو قبلو کني...

ديگه توانايي اين که بتوني راست و از غلط بگي نخواهي داشت.

نمي توني بدوني درست چيه غلط چيه. سياه چيه سفيد چيه!

اينو مي خورم!

تو يه دشمن رو به عنوان دوست قبول مي کني.

يه نوشيدني.اين هيچي نيست.

شراب خوبيه!!

بکشينش!زود باشين بياين!

تو هم شراب مي خواي؟

به خاطر کمکت ازت ممنونم

تو از پيران "گروه شيطان" هستي!

استادم معمولا بهم هشدار ميده که مردم دشمني عميقي با "گروه شيطان" دارن.

يقينا که اینطوره! ما بايد از شمشير و خنجر براي معامله و رابطه با انها استفاده کنيم.

برادر کوچکم پس زود باش!

هر دوي ما ادماي با احساسي هستيم.

من از کشته شدن در دستاي تو پشيمان نخواهم بود.

همتون واسه زدن هيچي دستتون درد نکنه.

استاد جوان! شما با يه تير دو تا نشان زديد.

نه تو خوب و واضح نديدي استاد از شلاق استفاده کرد.

با يه شلاق دوتاشونو زد.

استاد جوان بازم هست!

استاد جوان،قدرت شمشير شما اسمان رو پر کرده!

استاد جوان همانند يک شاهين بالهاش رو بازکرده

اين يارو هم از دسته ي شيطان شماست؟

اين استاد جوان "لينگ پينگ هاي"هستش از اداره ي نگهباني معروف فوئي

"لائو کاي" بيا اين اسبا رو ببند.

برو و يه مقدار شراب و از اين جور چيزا بيار

اقا شما مي خواين که شراب بخورين؟

البته که مي خوايم اخه چه طور مي تونيم ما ها چاي بخوريم!!

اول برو واسه ي ما سه ليوان شراب بامبو بيار.

به رو چشم! وارن ار"،چه ليوان شراب بامبو"

خوب تو صاحب جديد اينجايي؟- بله بله-

لقبم "سا" هستش. هم چنين از بومي هاي اينجا هستم.

از بچگي تو کار تجارت بودم.

ديگه دارم پير ميشم. مي خوام به اصل و ريشه ام برگردم.

افسوس که نمي تونم لهجه ي محلي رو بفهمم. حتي نمي تونم حرف هم بزنم.

اين مغازه ي کوچک شراب فروشي...

رو در ازاي 30 ليانگ نقره به دخترم دادم

30ليانگ نقره!- بذار بهتون بگم...-

اگه امروز يه اشپزي خوب بکني و طعم غذات به دل استاد جوان بشينه...

30ليانگ نقره ات افزايش خواهد يافت.

خوب پس من برم براتون غذا بپزم.

بفرمايين استاد جوان

لطفا شراب بده!

فوژيان"پر از کوه و تپه اس" که باعث شد اسبامون خسته شن.

اين دو تا اهل "سي چو وان" هستن.

شراب بده!

چه نوع شرابي مي خواين؟

برادر يو... دختره چه خوش قامته!

اما صورتش مثله اينه که با کفش استوک دار تو گل راه رفتي!!!

چه صورت چاله چوله دار زيادي داره!!

تو چي هستي؟

دو تا لعنتي کور که اينجا اومدن و مثل وحشي ها رفتار مي کنن.

"جيا لا اور" اونا دارن صدا شونو بلند مي کنن.

مي دوني اون داره به کي فش مي ده؟

يارو فقط تو نقش يه زن بازي کردن فقط مي تونه خوب باشه.

نه تو مبارزه کردن

ايشون استاد جوان اداره ي نگهباني "فوئي"هستن.

چه طور جرات مي کني يه فرد نيرومند رو به مبارزه تحريک کني؟

محافظ جنگ" خوب هستين؟"

گروه محافظتی "فوئي" ديگه چيه؟

تا حالا که درباره ش نشنيدم. به چي زل زدي؟

اين گروه کارشون زدن مادر به خطا هايي مثل شماست.

توي حرومزاده،خيلي زرنگي

فکر کنم تو بايد يه دختر محجبه باشي!!دي:

پوستت که خيلي قرمز و بوسيدنيه. بزار ببوسمت.

دعوا رو بس کن!باشه؟

بازم که کتک خوردي

استاد جوان.

کاري رو که ازت خواستم بکني رو رد کردي.

بهت گفت که يه شعر بخوني ولي تو خريّت کردي

برادر

اين چه طوره؟ واقعا بازم مي خواي مبارزه کني؟

زود باش

برو و زود کمکش کن!

زود باش ديگه يه چيزي برام بخون زود باش ديگه حرومزاده!!

برادر نکشيش ها!!

ده يالا يه چيزي برام بخون ديگه

استاد جوان

استاد جوان!

به پدرم بگو انتقاممو بگيره

باشه ميگم

بايد چيکار کنيم؟ اقاي شي و جنگ

من قصد کشتنشو نداشتم

زود باشين زود خاکش کنين.

خاکش کنين

استاد جوان پول دارين؟

اره دارم

زود باشين زود باشين!

استاد جوان برين يه کم اونجا استراحت بکنين.

شما دوتا باهام بياين -اما...

گير نده ديگه بريم

دختر نگران نباش

هر اتفاقي بي افته تمام مسئوليتش رو بر عهده مي گيرم.

يه لحظه... -استاد جوان ما بهتره که زود برگرديم قبل از اينکه ارباب نگران بشن

بياين بريم زودباشين!

استاد جوان زودباشين

استاد جوان!

پدر

پسرم يکي از دستات از کار افتاده

شانس يا قدرت کدومشون اوله؟

اول قدرت،بعدا شانس

اشتباه گفتي.شانس اول مياد بعد قدرت به دنبالش مياد تو بدون شانس هيچ قدرتي نداري

صداي فلوت/دوستان بيشتر شکوفه ي گل/مخالف کمتر

-پسرم من نمي خوام که تو يه بچه باز خشن باشي -پدر تو رو خدا ولم کن

خيلي خوب. شعر حفظي گفتن ديگه بسه

پينگ هاي بيا بريم براي غذا تو هم بيا

پسرم صدمه ديدي؟ نه خوبم

فقط يه دقيقه مي خوام برات يه خبر خوش بگم

"استاد "يو تانگ هاي"رييس گروه "چينگ چنگ هدايامون رو قبول کرده.

چهار تا شاگرد براي ملاقات برامون فرستاده

فکر کنم شعبه ي "سي چو وان"مون به زودي فعاليتشو شروع کنه.

-خوبه.تجارتمون داره موفق ميشه. -اره

استـــــــــــــــــــــاد!!!

هــــــــوي يواش! چي شده اينجوري شدي؟

استاد،باير کشته شده

کي کشتش؟ بازم قمار کردين و دعواتون شد؟

نه ما اينکارا رو نکرديم.

يک دقيقه پيش لي به توالت رفت و باير رو تو حياط پشتي دراز کشيده پيداش کرده

شما غذاتون رو بخورين من برم ببينم چه خبره

اون اونجاست ارباب

جسدش مثل يخ سرده ولي هيچ اسيبي پيدا نکرديم

به نظر هم نمي رسه که مسموم شده باشه

به حسابدار بگو که به خانوادش 100ليانگ نقره بده -باشه

باير"هم با تو به شکار رفت؟"

اره ولي وقتي برگشتيم حالش خوب بود.

اربـــــــــــــاب! چنگ" هم مرده"!!

اخه چطور ممکنه؟

يه شيطان روحشو برده. هيچ اثر اسيبي روي بدنش که نيست.

ايا اين ممکنه که ما ارواح شيطاني "سي چو وان" رو رنجونده باشيم؟

وقتي که براي شکار با ارباب جوان رفتيم؟

بگو ببينم اصلا ارواح شيطاني "سي چو وان" وجود دارن؟

يه مرده ي سي چو واني که اسمش يو هست....

-به حياط پشتي برين و مرده ها رو پيدا کنيد. -چشم قربان

پدر.

پدر نگاه کن صاحب اين مغازه ي مشروب فروشي يه دختر فقير بود...

چه طور اون مي تونه چنين ابريشم خوبي داشته باشه؟

اين امکان داره که اون همدست شون بوده باشه؟

گفتنش سخته. روزگار خراب شده.

معمولا اونا تو رو تو تله مي اندازن.

گفتي که "يو تانگ خا"ي گروه چينگ چنگ چهار تا شاگرد فرستاده اينجا

اونا فقط چهار نفر بودن

Laughing in the Wind subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Laughing in the Wind

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left