Οι πρώτες 200 γραμμές.
اينجا
يالا
کمکم کن
بيارش بيرون
.آروم، آروم، آروم
...خب، برو طبقه بالا
.و درو ببند
.و به هيچکس هيچي نگو
.باشه، خيله خب
.حتي به مامانت هم هيچي نگو
...باشه، آم
.نه، به جايي زنگ نزن
.مشکلي نيست، من فقط ميخوام کمک کنم - .نه -
.بايد بريم بيمارستان - .اونا همه رو ميکشن -
کيا ؟ - .اونايي که اين کارو کردن -
.هرکسي توي بيمارستان هست رو ميکشن تا به من برسن
... باشه، تو نميتوني
.نـ...، کلي خون از دست دادي .فکر کنم چاقو خوردي
.بايد برم
ميخواي بري ؟ .در اونطرفه
.اين جمعيت اصلا خوشحال نيستن، پيت
.مرداک اولش داشت ميزد، اما الان پرايس مسابقه رو به نفع خودش کرده
داره کله ي مرداک رو له ميکنه
.و مرداک حتي از خودش دفاع هم نميکنه -
.صبرکنيد، رف دست از مبارزه برداشت
.کانرو مسابقه رو رها کرد
دو به يک و جک مرداک
.در راند دهم از يه "تي کي او" ميبازه
.پرايس دقيقا مثل مردم شوکه شده
مرداک اونو تو چنگش داشت اما
يه دفعه افتاد و شروع به کتک خوردن
... کرد
.بابا
.سلام، متي
...هي، هي، نـ .خون نريزه رو لباست
.بايد دستات رو بالا نگه ميداشتي
.آره، خب. بـ... بايد تو رو ميبردم گوشه رينگ
درد داره ؟
.غلغلک که نميده
.برو لوازم رو بيار
.بايد ميزديش
.پرايس پوست رو استخونه
.هي، هرکسي که جرات اومدن تو اون رينگ رو داره سزاوار احترامه
.هيچوقت اين رو فراموش نکن
حتي پرايس ؟ - حتي پرايس -
.متاسفم که شکست خوردي، پدر - ...آره -
.امشب شب من نبود
.آروم، آروم، آروم .مراقب اون پنبه باش، دکتر
.بايد اينکارو بکنم
.اصلا دلت نميخواد که عفونت کنه
بخيه ؟ - .آره -
.بهتره اون ويکسي رو بياري
.نه
.مال توئه - واقعا ؟ -
فکر کردي دلم ميخواد مثل دفعه قبل دستهات بلرزه ؟
.داريم در مورد صورتم صحبت مکنيم
.برو تو کارش
... يه .يه جرعه کوچيک بنوش
.اوه
.اوه، ميسوزه
،خيله خب .بيا
.بيا انجامش بديم
.تکون نخور
پس مبارزه رو تماشا کردي ؟
.بايد مشقات رو انجام بدي
.اول از همه انجامش دادم
همشو ؟
.ميخوام قبل از اينکه بري بخوابي تمومش کني
.فردا انجامش ميدم - .همين امشب -
قبل مدرسه ؟ - .همين امشب -
خب ؟
.باشه
.خيله خب، ادامه بده، انجامش بده
بابا ؟
.آه
اين ماه براي آقاي موريس به اندازه کافي بردي ؟
.اجاره ش رو سر موقع ميگيره
به خاطر باختن اينا رو بهت دادن ؟
... بعضي وقت ها
،حتي وقتي ناک داون ميشي .بازم ميتوني ببري
... مهم نيست چطوري ميزنيش
.مهم اينه که چطور بلند بشي
.درسته
.خيله خب، خيله خب
.برو سراغ کتاب ها
ميتونم بطري رو ببرم ؟
...نه، فقط .برو، برو
ميدوني که هنوز اينجام، درسته ؟
صدامو... شنيدي ؟
.نه
،جواب درست اينه که "آره، و خيلي فوقالعاده هستي"
،خب، بين دوتا دروغ .بهتره رو انتخاب ميکنم
،فکر کردم رفتي خونه اينجا چيکار ميکني ؟
...آه
.منم ميتونم همين رو بپرسم
بله، اما من يه همکار پرمشغله ام
با کلي اسناد و مدارک که بايد جمع و جور بشن
... پس بايد جمع و جورشون کنم، در حالي که تو
...که خيلي هم توي شغل خودت عالي هستي، مديريت
.خيلي رفتم توي خودم و نميتونم بيام بيرون
کمک نميخواي ؟ - .بيخيال -
.اوه، قرار نيست اينطوري باشه
جدا، اينجا چي کار ميکني ؟
.کلي کار دارم که بايد انجام بدم
چه کاري ؟ .ما که هنوز هيچ موکلي نداريم
.خب، اين خرت و پرت هاي شماها خودشون مرتب نميشن
.اين جعبه ي داراي محتويات بسيار حياتي تا صبح همينجا ميمونه
،تو هم بايد بري بيرون زندگي کني .بري برقصي
.نميدونم بچه ها اين روزا چيکار ميکنن - .ما هم سن هميم، فاگي -
پس منظورت اينه که منم نبايد اينجا باشم، درسته ؟
.دقيقا - .قانع شدم -
.اما من خيلي دست و پا چلفتي ام
.اينا که گفتي اصلا بهت نمياد
...فقط حس خونه رفتن ندارم
خب ؟
.خب، اينجا که نميشه موند
.به اندازه کافي پول نداديم که بتونيم تا نصفه شب برق روشن نگه داريم
.پس بيا بريم بار، و بهش فکر نکنيم
.آره، طرفدار فکر نکردنم
.اينجا جاي خودتو باز ميکني
به مت هم زنگ بزنيم ؟ - .البه، آره. ببينيم ميخواد چيکار کنه -
ايندفعه به حرفم گوش ميکني ؟
من کجام ؟ - .توي آپارتمان مني -
تو کي هستي ؟
.من يه دختر خوش شانسم، که تو رو از توي آشغالا کشيد بيرون
.صورت منو ديدي - .آره -
.عالي شد
.راستي، لباست خيلي مزخرفه
.آره، در حال ارتقائه
.خب، اگه من بودم زياد سعي نميکردم تکون بخورم
.سه چهار تا دنده هات شکسته
،احتمالا سرت صدمه ديده .يه زخم سوراخ مانند هم داري
.و اينا فقط چيزاييه که من ميدونم
،و چشمات
،به نور واکنش نشون نميدن .که اصلا تو رو نميترسونه
.يا که کلا کوري يا به طرز وحشتناکي خون سردي
بايد يکيش رو انتخاب کنم ؟
اشکال نداره بهم بگي چطور يه مرد نابينا
با ماسک نيمه جون توي سطل آشغال دم خونه ام پيدا ميشه ؟
.هرچي کمتر در مورد من بدوني برات بهتره
زخم پهلوت... چاقوئه ؟
.احتمالا
.فکر کنم خون ريزيم قطع شده
...اما بدون اشعه ي ايکس و اين جور چيزا نميتونم بگم که دقيقا مشکل چيه
.نه، بيمارستان نميرم
.امشب شب استراحتمه
.جدا دلم نميخواد يه نفر روي مبلم بميره
تو يه دکتري ؟
.يه چيزي تو همين مايه ها
...اکثر مردم، وقتي يه مرد درحال خونريزي رو توي آشغالا پيدا ميکنن
.به پليس زنگ ميزنن
توي اين محدوده کلي تجربه داري، درسته ؟ - چرا کمکم ميکني ؟ -
.هرچي کمتر در مورد من بدوني برات بهتره
.آه
.حداقل يه اسمت رو بهم بگو
.کلير
اسم تو رو هم که نبايد بدونم ؟
.خيله خب، بهت ميگم مايک
مايک ؟ - .آره، هموني که باهاش قرار ميذاشتم -
.معلوم شد که خيلي آدم راز نگهداري بود
.ممنون، کلير
.استراحت کن، مطمئن شو که وضعت پايدار ميشه .بقيه ش رو بعدا حل ميکنيم
.نميتونم ببينم
.متي، متي، متي. منم
.بابائم، همينجام
.نميتونم ببينم
.يه حادثه بوده چيزي يادته ؟
.توي بيمارستان هستي
.اما من همينجا پيشتم
.صداي همه چيز زياده ... همه چيز
.همينجا پيشتم
.باباتم، اينجا. صورتم رو حس کن .صورتم رو حس کن
.من درست همينجا هستم
.درست همينجام
.نميتونم ببينم - .مشکلي نيست، درست ميشه -
.بابا، نميتونم ببينم - .همه چيز مرتبه، متي -
... نميتونم - .همه چيز مرتبه -
چي شده ؟ مشکل چيه ؟
.نميتونم نفس بکشم
... نميتونم
.توي سينه ت هوا داري .داره ريه ت رو متلاشي ميکنه
.بايد فشار رو خارج کنم
اما بايد ثابت بموني، خب ؟
.برو که رفتيم
.اين يه کم درد داره
.خوبه
.فقط عادي نفس بکش
.خيله خب
... ببين
،خب بيا يه کم مذاکره کنيم
."ما نميتونيم بريم به بيمارستان به خاطر هرچي"
.که تو انجام دادي
اما بايد در مورد چيزي که اتفاق افتاده
.صحبت کنيم اگه ميخواي اينجا توي اتاق نشيمن من بموني
چون از الان دارم ميبينم که با يه دستبند توي دستم دارم
.به پليس توضيح ميدم که چطوري اين اتفاقا افتاده
.پس متقاعدم کن که ارزشش رو داره
.اونا يه پسربچه رو گروگان گرفتن
کيا ؟
.روس ها
No comments yet. Be the first to leave one.