Οι πρώτες 200 γραμμές.
صبح بخیر، آقای گایسلر صبح بخیر مارگارت. برای کریسمس میمونی؟
نه، با لیزا دارم میرم ایتالیا پیش خانواده اش
چه خوب. اونجا هوا گرمتره امیدوارم. خداحافظ
خداحافظ، دخترا کریسمس خوبی داشته باشید
مرسی همینطور برای شما
مارگارت، محض رضای خدا دست بجنبون. دوباره دیر میرسی
تو که بابات رو میشناسی موقعی که میخواد به قطار برسه
میخواد سر ساعت اونجا باشی
بفرمایید. این برای شماست برای من؟
اوه، ممنونم
و تو؟
مرسی، لیزا. دیگه بسته بندی رو تموم کنید نظرت درباره این کراوات چیه؟
یه هدیه ست برای پدرم
مطمئنم خوشش میاد
خیلی خوشگله
تلفن داره زنگ میزنه
حالا عجله کنید و آماده بشید، دخترا
فکر نکنم مادرت از این کراوات خوشش اومده باشه. خدا کنه بابا خوشش بیاد
ساعت 1 راه میافتن و فردا 7:30 صبح میرسند
پس با قطار میان؟ اینجوری برای اونا خسته کننده نیست؟
با هواپیما راحتتر میان
میدونم، اما وقتی سوار هواپیما میشن من خیلی دلهره دارم
و تازه این روزا همه پروازها تاخیر دارند
گوشی دستت باشه. خداحافظ، ماریا بعد از کریسمس میبینمت
بله، خانم استرادی اوقات خوشی داشته باشید
ببخشید، عزیزم
به جولیو خبر بده
کادویی که لیزا براش خریده رو دیدم ضایع ترین کراواتی که تصور کنی رو گرفته
یه رنگ فیروزه ای زشت با یه طراحی دستی
خدا به دور بیچاره جولیو
امیدوارم توی بیمارستان اونو نپوشه وگرنه بعنوان دیوانه بستریش میکنند
اون آدم خیلی سر سنگینیه
آخر کشوی لباس مخفیش کن
لیزا رفتارش خوب بوده؟ اوه، البته
دختر نازیه. اصلاً رفتار بدی نداره مخصوصاً موقعی که پیش ماست
وقتی پیش ماست اونقدرا هم که میگی فرشته نیست
با این وجود دلتنگش شدم
بهشون سلام برسون، باشه؟
همه چی آمادست؟ بله
خیلی خب، پس شروع میکنیم
فشار خون و دما؟ عادیه
خیلی خب، چاقو
گاز
منقبض کننده، پرستار تمیزش کنید
یه منقبض کننده دیگه
یه گاز دیگه
گیره رگ
ساکشن
گاز
گاز تمیزش کنید
دانیل؟ بله؟
این بیمار آخریه؟ بله، برای امروز تمومه
خیلی خب، پس
زخم رو ببندید
کارتون که تموم شد، بفرستیدش مراقبتهای ویژه. خودم بعداً بهش سر میزنم
بله؟
تلفن با شما کار داره
با من؟ بله
ممنون همسرتونه
اها
الو
بله عزیزم همین الان کارم تموم شد
نه، نه، خودت انتخاب کنی بهتره احتیاجی به کمک من نداری
خب، فکر کنم خوب باشه
باشه، عزیزم. کم کم راه میافتم اونجا میبینمت
حدود نیم ساعت دیگه
فعلاً
گوش کن، پائولین، دارم میرم بیرون اگه کسی زنگ زد بگو بعدازظهر برمیگردم
چشم
بقیه کجان؟ انگار متوجه نیستید که الان باید توی ایستگاه باشیم؟
چرا اینقدر حرص و جوش میخوری؟ آروم باش، عزیزم
تا حالا از هیچ قطاری جا نموندیم
عجله کنید، دخترا
اگه از این قطار جا موندیم منو سرزنش نکنید
سیگار گیر آوردی؟ آره، دو بسته ازشون کش رفتم
زود باشید، دخترا دیر رسیدن برای شما خنده داره؟
اگه بخاطر من نبود، عمراً به قطار ایتالیا نمیرسیدید و من آرومم
بسه دیگه، مارگارت. الان وقت مسخره بازی نیست. داره دیر میشه. تمومش کن
صبح بخیر، دکتر خداحافظ، کارلا
برای جراحی آماده بشم؟ نه، فکر نکنم فایده داشته باشه
چی شده؟ یه بیمار تصادفی آوردند، دکتر
بدبخت اتوبوس زیرش گرفته فکر نکنم عمل فایده ای داشته باشه الان توی کماست
اگه دنبال کار بی دردسری بهتره رشته ات رو عوض کنی
اگه شانس خیلی کمی هم باشه باید عمل کنی، درسته؟
خیلی خب، بریم. به همسرم زنگ بزنید بهش بگید یکم دیر میام
بله، قربان
مطمئنید همه چی رو آوردید؟ عجله کنید وگرنه نمیرسید
داریم عجله میکنیم و قرار نیست به قطار نرسند
اون کت مشکی که پوشیده چند دلار میارزه
خب؟ درسته
کثافت پول پرست
هی
اینو ببین
بدو
کریسمس خوش بگذره و به پدر و مادرت سلام برسون، لیزا آره، سلام برسون. خدانگهدار
هی، چرا سوار قطار نشیم؟ اگه سریع بدوویم بهش میرسیم
برم ببینم صندلی خالی پیدا میکنم تو همینجا بمون، باشه؟
گوش کن، اگه میخوای رابرت رو ببینی خیلی بامزه ای
ببخشید
از دود سیگار اذیت نمیشید، خانم؟ نه، بفرمایید
بذارید من بردارم
بفرمایید مرسی
بهتره توی بخش درجه دو گم و گور بشیم اینجا کسی ما رو پیدا نمیکنه
بین این جماعت کسی متوجه ما نمیشه
برام سواله که زندانهای استرالیا چجورین
چی داری میگی؟ کسی نمیتونه ما رو دستگیر کنه. داری به زندان فکر میکنی؟
داشتی فکر میکردی؟
هان؟
تیک عصبی داره آها
هیچی همه صندلیها رو گرفتن
اشکالی نداره
هی، بیا یکی از سیگارها رو بکشیم
آره
یادم رفت فندک بیارم
برو ازش بخواه روشنش کنه نه، خودت برو
اون پسره برات روشنش میکنه. برو من خجالتیم، باشه، باشه
بنظر خسته میای، جو آره، خسته ام
پول صندلی دادم و حالا باید سرپا وایسم برو
اشکالی نداره سیگارم رو روشن کنید؟ البته
یه دنیا ممنون
فکرشو بکن، مارگارت
دو هفته فارغ از درس زیست شیمی یا تاریخ هستیم
که چی؟ من ترجیح میدادم با همسن های خودمون میرفتم گردش یا اسکی
آره. اما مارگارت، کریسمس برای دیدن خانواده ست
منظورت اینه که چه بخوام چه نخوام باید اونجا باشم؟
اینقدرا هم که میگی بد نیست حداقل با همیم
هی، بگو ببینم بچه های ایتالیایی چجورین
مثل بچه های آلمانی همه از یه قماشیم
آخرش توی پاچه مونه
فقط بحث اینه که الان وقتشه یا بعداً
منم موافقم اول باید آدم مناسبش رو پیدا کنی
راستی، بهم نگفتی اولین بار با کی انجامش دادی؟
بهم قول دادی، یادته؟
با اون پسره توی ردیف سوم
با هلمت؟ همون عینکیه که صورتش جوش داشت؟
تو که هنوز باکره ای برو به درک
درود بر هیتلر درود بر هیتلر
به دیوار لم بده. لرزشش یه حال خوبی به آدم میده. زود باش
آره، راست میگی چقدر تو نابغه ای
حال نمیده؟
چرا
عزیزم، امروز توی بیمارستان دوباره بیمار اورژانسی داشتی؟
آره، بیچاره اتوبوس زیرش گرفته بود
اما تا موقعی که اونجا بودم زنده بود
نظرت درباره اونا چیه؟
از اون مدلیه که دوست داره، مگه نه؟ انگار جنس خوبیه
راستش من هنوز شک دارم که یکی از اینا براش بخریم
اینقدر نگران نباش الان همه بچه ها موتورسیکلت دارند
دوره عجیبی شده. تازه، لیزا یه دختر جوونه میدونم
از چیزی خوشتون اومده؟ بله، اون نارنجیه
در حقیقت، دوتا برمیداریم یکی برای خواهر زاده ام
انتخاب خیلی خوبیه یکی از بهترین مدلهای ماست
تنها پیشنهادی که دارم اینه که بهتره یه رنگ دیگه رو انتخاب کنید
نارنجی به مرور کم رنگ میشه پیشنهاد من مشکی یا آبی تیره ست
مشکی، آبی، نارنجی، سفید اینقدر اهمیت نداره، درسته جولیو؟
عزیزم، هرچی تو بگی
بنظرم این خوبه
دکتر، نظرت عوض شد. تابستون پارسال که میگفتی عمراً یکی از اینا بخرم. خیلی خطرناکند
میدونم
باورت نمیشه که چجوری بچه ها نظرت رو عوض میکنند
گوش کن
بلیط لطفاً
مامور کنترل بلیط داره میاد زودباش
مزاحم نیستیم؟
آلمانی هستید؟ نه
پس ایتالیایی هستی
نه. من آلمانیم و اون ایتالیایی
موضوع چیه؟ اتفاقی افتاده؟
آره. ما بلیط نداریم
میشه بلیطتون رو ببینم؟ بله، یه لحظه
گذاشتی توی کیفت آره، درست میگی
میشه ببینم؟
ببینم کجا گذاشتم؟
بفرمایید. چهارتا، درسته؟ یک، دو، سه، چهار
ممنون، آقا ممنون
میشه بلیطتون رو ببینم؟
دوست دخترم داخل دستشوییه
یه لحظه، لطفاً
خیلی خب، ممنون
آدمی که همچین شبکه فساد گسترده ای رو درست کرده
تمام آرمانهای جامعه ما رو تهدید به نابودی میکنه
امروز مذهب و فلسفه هیچ معنایی نداره ما روی لبه هرج و مرج هستیم
یکی از مشکلات دموکراسی، سیاستیه که آزادی بیان رو دربرداره
به زبان دیگه یه مرد عادی به اراده خودش میتونه تصمیمات حساس و اخلاقی بگیره
هیچکس با حکومت دیکتاتوری کنار نمیاد
اما چین ثابت کرد که با این نوع حکومت میشه موفق شد
اما منظور من اینه که باید یه توافق کارساز بین این دو باشه
شما اینطور فکر نمیکنید، خانم؟
چرا، اگه ما تحت تسلط یه کشور دیکتاتور مثل چین هستیم دلیل نمیشه که تمام ارزشهای ما زیر سوال بره
اینجا رو با شما مخالف نیستم
من سعی نمیکنم که بگم راه حل رو میدونم
ای کاش میدونستم
فقط خیلی ساده احتمالات مختلف رو بیان میکنم
تصمیمات مختلفی که بعنوان یه جامعه برای حل کردن مشکل میگیریم
متاسفانه سیستم هایی که سر کار هسـ
پاسپورت و بلیط، لطفاً
متشکرم
پاسپورت
ممنون
هی، داری چه غلطی میکنی؟ زده به سرت
No comments yet. Be the first to leave one.