Οι πρώτες 200 γραμμές.
=سرقت بزرگ در تانگ=
.ردایش از ابر، صورتش از گلها ساخته شده
،با نسیم بهاری نوازش می شود .توسط شبنم صبحگاهی تازه میشود
.جذاب همچون ملکه ی پری ها، در کوهستان یشم
.یا الهه ی ماه در قصر آبی آسمونی اش
.به نظر میاد امروز خیلی سرخوشی
.خوشحالی
داری به معشوقه ی گذشتت فکر میکنی؟
،پیرمرد
.به نظر میاد تو هم قبلا تو این حال بودی
!چه حیف
،اون زمان
،اگر زودتر ازش خواستگاری میکردم
.اون وارد قصر نمیشد
.و امپراتور الان اونو نداشت
،باید بهت هشدار بدم
.مراقب حرفایی که میزنی باش
=قسمت دوم= شوئه شائو چیو، برای انتظار کشیدن جهت= =موفقیت شکست میخوره؛ گروه شیطان دوباره وارد عمارت آن میشن= =تا خواهرشونو نجات بدن
=قسمت دوم= شوئه شائو چیو، برای انتظار کشیدن جهت= =موفقیت شکست میخوره؛ گروه شیطان دوباره وارد عمارت آن میشن= =تا خواهرشونو نجات بدن
=قسمت دوم= شوئه شائو چیو، برای انتظار کشیدن جهت= =موفقیت شکست میخوره؛ گروه شیطان دوباره وارد عمارت آن میشن= =تا خواهرشونو نجات بدن
،جناب نایب رئیس
چرا امروز به اینجا اومدین؟
،لی تیان، بهم بگو
تو نقره ی دولتی رو دزدیدی؟
جناب نایب رئیس، تو منو خیلی دست .بالا گرفتی
من چطور میتونستم همچینکاری رو انجام بدم؟
،تو این سالها
.من توی زندان جزا بودم
،جناب نایب رئیس
مدرکت کجاست
تا ثابت کنی که من نقره های دولتی رو دزدیدم؟
،لی تیان
نمیدونم چطوری اینکارو کردی
تا بتونی هر وقت که خودت میخوای از زندان بری .بیرون و برگردی
،ولی بهت میگم
،وقتی برت گردوندم به دیوان عالی کشور
.حتی اگر بال هم داشته باشی نمیتونی فرار کنی
،به نظر میاد که کاملا مطمئنی که من اینکارو کردم
.بحث کردن باهات واسم فایده ای نداره
.اگر بخوای میتونی همین الان منو بکشی
.انقدر متکبر نباش
،به محض اینکه مدرک موثقی دستم بیاد
.اون وقت زمان مرگت فرا رسیده
،پس همینجا منتظر خبرای خوبت میمونم .جناب نایب رئیس
!خدا لعنتت کنه
.لرد شوئه آدم بالا رتبه ایه
چرا همیشه اینجوری مسخرش میکنی؟
،اگر یکم خوش نگذرونم
.اون شایستگی امیدهاشو نخواهد داشت
.اینهمه دلت میخواد باهاش بازی کنی
مراقب باش کارت بازی با اتیش نباشه که .اخرش دست خودتو بسوزونه
چرا از بالای زندان یهو یه نردبون ظاهر شد؟
،برادر دوم
،به موقع رسیدی
،بیا طعم این چای لونگ جینگ قبل از باران رو بچش .این بهترین تو نوع خودشه
،برادر ارشد
من چطور میتونم با این حالم چای بخورم
!اتفاقی افتاده
دوباره دردسر درست کردی؟
من چه دردسری میتونم درست کنم؟
.خواهر کوچیکه، اون بازداشت شده
اون واسه بازداشت شدن توسط دیگران ،زیادی باهوشه
.دقیقا به همین خاطره که زیادی باهوشه
،تو اینم میدونی که اون نه تنها عاشق پوله
بلکه عاشق شعرهای فوق العاده ی لی بای .هم هست
اون همیشه رویای اینو داشته که یه کلکسیون از .دست نوشته های اشعار لی بای داشته باشه
دیروز اون به طور اتفاقی با یکی از اونها .رو به رو شده
.پس نتونسته جلوی خودشو بگیره
،اون به دزدی از اشیا عادت داره
برای اون دزدیدن یه شعر دست نوشته مثل آب .خوردن میمونه
.دزدی کردن از یه ادم عادی مشکلی نداره
.ولی اون از آدمای آن دزدی کرده
چرا دوباره آدمای آن؟
.حقشه
،دفعه ی آخر ازش یه کمک کوچولو میخواستیم .اونوقت اون هی طفره میرفت
،برادر ارشد
.من شنیدم که اون تا حالا از برادر کوچیکتر حرف زده
.نفر بعدی یا تویی، یا من
.پیرمرد کاملا حق داشت
!داری کجا میری؟ من هنوز چاییمو تموم نکردم
.چه چای خوبی
...برادر، میتونی بهم
انقدر سریع؟
.باهام به عمارت آن بیا
!لرد شوئه، اون لاکپشت
!لاکپشت، لرد شوئه
!منتظرم بمون
.این... نفوذ به دیوار
!اون میتونه از توی دیوار رد بشه
به نظر میرسه که من واقعا لی تیان رو دست کم .گرفته بودم
تعجبی نداره که میتونه به این راحتی از زندان .بره بیرون و برگرده
.بریم به عمارت آن
.چشم
باید صبر کنم تا یه چوب عود بسوزه تا بتونم .دوباره از اینجا برم بیرون
شما دو تا چرا چمباتمه زدین؟
.نمیدونم
من دیدم برادر کوچیک چمباتمه زده، پس منم .همینکارو کردم
برادر تو چرا چمباتمه زدی؟
.یه سنگ توی کفشم بود
چرا سنگ سازند رو تو کفشت مخفی کردی؟
در واقع، شاید بتونیم به عمارت آن برای .نجات خواهر نفوذ کنیم
ولی اول باید از مختصات عمارت آن .اطلاعات جمع کنیم
.بیا الان بریم
دیوونه شدی؟
.بهتره وسط روز خودمونو نشون ندیم
.ناسلامتی ما دزدیم
مجرمای مهمی که توسط دربار امپراتوری تحت .تعقیبن
.حق با توئه
.پس بیاین تا هوا تاریک بشه منتظر بمونیم
میخواین بشینین یا وایسین؟
.سرم گیج رفت
،اگر الان حرکت نکنیم
،اسم مادرم
،شماری از زنای صیغه ی استادت
،جایی که پولای شخصیت رو مخفی میکنی
.خواهر کوچیک همه ی اونا رو اعتراف میکنه
،درسته خواهر کوچیک آدم دهن لقیه
.ولی دیگه انقدم دهنش لق نیست
.ولی اون همین حالاش تو رو لو داده
.بریم
.فکر کردم گفتی شب اینکارو میکنیم
اون کیه؟
چی؟
.صیغه ی استادم
اون کیه؟
.اینجاییم
چرا شوئه شائو چیو اینجاست؟
،هیچوقت نمیفهمم
به طور واضح این تو بودی که نردبان ابر رو ،احضار کردی
پس چرا هنوزم از ارتفاع میترسی؟
،عجله کن
.به اندازه ی یه چوب عود وقت داریم
.لرد شوئه
لرد آن
،نایب رئیس شوئه
چی شما رو به اینجا کشونده؟
دوباره به پرونده ی مهمی تو دیوان عالی برخوردین؟
متوجه شدم که گروه شیطان قصد نفوذ به عمارت .شما رو داره
لرد آن، لطفا تا زمان دستگیری اونها با ما همکاری .کنید
این چطور ممکنه؟
.ولی من هیچ دزدی رو ندیدم که وارد اینجا بشه
تمام دنیا بر این باوره که آن لوشان یه مرد چاق .حال بهم زنه
اون چطوریه که انقدر لاغره؟
شاید لاغر کرده
،اون نه تنها لاغره
.بلکه خیلی هم خوش چهرس
!واقعا آزاردهندس
شما واقعا کسی رو ندیدین؟
،حتی اگر دزدی هم باشه
،به محض ورودش به عمارت آن
.این موضوع مربوط به عمارت آن خواهد بود
.من لرد شوئه رو به خاطر این موضوع درگیر نمیکنم
.من فقط دارم بهتون هشدار میدم سرورم
،حالا که کسی رو ندیدین
.پس من دیگه میرم
بریم
.ماهی بالاخره به قلاب افتاد
.خیالتون راحت باشه سرورم
.من از قبل ترتیب کارا رو دادم
.عجله کن، بیشتر از این نمیتونم نگهش دارم
!عقبگرد
این نه تا ستاره رو نه تا کاخ اصلی حساب کن
.این نه تا کاخ هشت تا در دارن
.نه تا کاخ به یک شخصیت مستقیم تبدیل میشن
.ارزش های هشت تا در ظاهر میشه
جن در تریگرام ها نقطه ی شروعه دوستان منم نفهمیدم چی میگه:/، احتمالا یکی) (از ترفندای شطرنج چینیه
.که در موقعیت شرقی قرار گرفته
.جن بالا، کان پایین
.جنوب غربی خوبه، جایی برای رفتن نیست
.داخل شدن خوشاینده
.خارج شدن ناخوشایند
.برادر کوچیک، چه خوب گفتی
.ولی نفهمیدم چی گفتی
فقط بگو از کجا باید وارد بشیم؟
.از موقعیت جن
.موقعیت جن
کجا؟
برادر بزرگ، تو میدونی موقعیت جن کجاست؟
برگرد و آماده شو
،امشب حدودای ساعت ده
.به عمارت آن نفوذ میکنیم
من چی؟
.برگرد و معلم خوبی باش
.من خودم میدونم موقعیت جن کجاست
،برادر
.یک دفعه تشنم شد
.برو چای بخور
...ممکنه که
موقعیت جن در واقع همون کلمه ی جن باشه؟
.منم یکم تشنمه
این گلها چی هستن؟
.برادر
چرا اومدیم به این حیاط پشتی؟
...ممکنه که
خواهر اینجا زندانی شده؟
حس نمیکنین این گل صدتومانی زیادی زیباست؟
،در کل پایتخت، به غیر از کاخ شاهنشاهی
.عمارت آن زیباترین گلها رو داره
،داداش
الان چه وقتیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.