Οι πρώτες 24 γραμμές.
.هی
.من گفتم که برای جلسه بیای اینجا - گفتی یا خواستی ؟ -
مگه فرقی هم میکنه ؟ - .زیرکانه بود، ولی آره -
.باشه، خواستم
چطور میتونی مطمئن باشی ؟ - .چون اینجام دیگه -
.دوست ندارم بهم بگن چیکار بکنم و چیکار نکنم
.اون کار رو نکن - چیکار ؟ -
،وقتی که میبینتت .سعی نکن دلربایی کنی
.خب، منم نمیکنم - .ازت خوشش نمیاد -
انقدر ازم خواسته بیام اینجا ... منو کشته دیگه، پس
.ازت نخواسته، گفته
چطور اینقدر مطمئنی ؟
چون طوری بهم متلک میندازی .که انگار باید بهم گفته بشه
کابرنت ؟
.اگه بوربون داشته باشین از اون میخورم
چیکارشی ؟ منشی ؟
.واو - چیه ؟ -
... بیخیال .نمیخواستم ناراحتت کنم
نه، تو فقط یکی از این مردمی که
که فکر میکنن که میخوان 10 دقیقه .بعد حرفی رو که زدن رو بگن
.نازک نارنجی
خب، چی هستی، دوست دخترش ؟
،چی ؟ یه دختر خوشکل مثل تو یه گنگستر قدرتمند مثل اون ؟
.سوال معقولی بود
No comments yet. Be the first to leave one.