Οι πρώτες 200 γραμμές.
چطور ممکنه؟
چطور ممکنه لهمک، روری رو گرفته باشه؟ گفتی که دَن توی بدنشه
ظاهرا دیگه اینطور نیست اصلا چطور دستش بهش رسید؟
اون فرشتهاس
نصف
نصف انسان، نصف فرشتهاس
تمام قدرتهای آسمانی تو رو داره
ولی همینطور تمام ضعفهای انسانی منم داره
اون بهترین خصوصیتهای ما رو داره
برش میگردونم
لوسیفر! نه، اجازه نمیدم مستقیم توی تلهاش بیفتی
،میدونیم که از این ماجرا جون سالم بدر نمیبری ولی من چرا. پس همینجا بمون
بذار من روری رو نجات بدم
من شیطانم و لهمک فقط یه انسانـه
یه فرانوسی لعنتی که فقط توهین بلده
و در اونطرف ماجرا، تو بچهمون رو بارداری
نمیتونی بری - لهمک درحال حاضر فرزند بزرگمون رو گرفته -
نمیدونیم که سالم از این قضیه بیرون میاد یا نه
ولی اتفاقی واسه این بچه نمیافته
اینو مطمئن هستیم
ما که مطمئن نیستیم آینده قابل تغییره یا نه
ببین، تو بودی که همیشه میگفتی من حق انتخاب دارم، و درست میگفتی
...و هر دو میدونیم تنها انتخاب من همیشه
تلاش برای نجات دخترمونه
منم همینطور
پس دوتایی میریم - ...کلویی -
تا آخرش یار و شریک همدیگهایم، درسته؟
تا آخر یار و شریک همدیگهایم
سلام
من کجام؟
تو کی هستی؟
اوه، اسم من وینسنت لهمکـه
اسمم رو شنیدی؟
...آره، تو
آدم بدنامی در آینده هستی
اوه. بخاطر کشتن شیطان؟
نه
...بخاطر خفگی
موقع ریدن و خوردن سوسیس کورنداگ
درست مثل اِلویس میمیری، رفیق
...تو
نه، من...اصلا اسمت به گوشم نخورده
گهخور
در آینده، هیشکی اسمت رو نشنیده
خدایش نمیتونم بفهمم راست میگی یا دروغ
و اصلا مهم نیست
فقط یه چیز مهمه
لوسیفر مورنینگاستار اینجا میاد
و هیچوقت اینجا رو ترک نمیکنه
...امشب
سرنوشت طرف منه
ما در تقاطع خیابان دهم و سوانسون هستیم؟
اوه
چطور؟
لوسیفر دربارهاش به رفیقت دَنیل گفت
متوجه نشد که من اینجا بودم
همشو گوش میکردم، هان؟
و از شانس خوبم، از یه راه خوب واسه کشوندنش به اینجا هم پرده برداشت
تو
من دلیل ناپدید شدن لوسیفر هستم؟
بخاطر خودمه که موقع بزرگ شدن، پدر ندارم
ظاهرا همینطوره
خوب، لوسیفر یادش رفت یه چیزی بهت بگه
خدای من
راستش درباره بالهای خوشگلت هم خبر دارم
یه دارت واسه ازپا درآوردن کرگردن هم کفایت میکنه
کارت بدک نیست، فرشتهی کوچولو
شبخوش
من طعمهی تو نمیشم
اوه، نگران نباش
تو فقط حکم طعمه رو نداری
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
« تـرجمه از سیروس فخری » HITM@N
برو برش دار
بندازش
خدایی؟ بیسیم رو میگم
گفتم بندازش
هیچوقت واسه مبارزه با شیطان، چاقو نیار
اوخ
چی؟
چرا خونریزی میکنی؟
اوه، خدای من
این یعنی...؟ - یکی از پرهای روریـه، آره -
اون آشغالها باهاش چیکار کردن؟
اونا مال من هستن
اونا مال من هستن
میبینی؟ بهت که گفتم
تو فقط حکم طعمه رو نداری
همینطور سلاح ما هستی
سلاحی که میتونه به شیطان هم آسیب برسونه
...نه، نمیتونی نمیتونی ازم واسه آسیب رسوندن به لوسیفر استفاده کنی
اوه، نمیتونم؟
اوه، میدونم عجب فرانسوی بدی هستم، نه؟
دارم به شیطان خوب و عزیز صدمه میزنم
...ولی اون
...اون کسیه که
داره بهم صدمه میزنه
از وقتی که توی گوشم پچپچ کرد
دارم درد میکِشم
شکنجهای شدید و وحشتناکه
...و الان نوبت منه
اونو شکنجه بدم
لوسیفر کسی رو شکنجه نمیکنه
متاسفانه مخالفم
نه
...اجازه میده خودشون، خودشون رو شکنجه بدن
با گناه خودشون
پس حتما قبل از مرگت، جهنم رو جلوی چشات آورده
از هر دردی که گله داری، تقصیر خودته، رفیق
انگار هرکاری که توی این زندگی کردی
بدجور کار ریدمانی بوده
خفهشو
ظاهرا دوتا مهمون داریم
چه بهتر
دو؟
بهتره مَرده رو زنده نگه داری
ولی اگه عشقت کشید، میتونی زنِ رو بکشی
مامان! لوسیفر
نزدیک نشید پَرهای منو دارن
میتونن بهتون صدمه بزنن
راحتی؟
Peter Gabriel : خواننده My mind holds the key : آهنگ
آه
کارت درسته، شریک
کلویی؟
کلویی، نه
نه
چیزیم نیست
خوبم، بریم، بریم - نه، نه، نه، نه، نه -
حالت خوب نیست اصلا خوب نیست
تو رو تنها نمیذارم - لوسیفر -
هر دو میدونیم که امروز، روز مرگ من نیست
من خوبم
تو برو
...آتش، تو - لوسیفر -
ما واسه نجات اون به اینجا اومدیم
لطفا برو
خواهش میکنم
برش میگردونم پیش تو
برو
روری
یه قدم هم برندار
مجبور نیستی اینکارو بکنی، وینسنت
اوه، من...مجبور نیستم
ولی دلم میخواد
از وقتی توی گوشم پچپچ کردی، توی درد شدید و دائمی بودم
دائما درحال شکنجهام
دیگه نمیتونم تحمل کنم
پس اگه لطف کنی و متوقفش کنی خیلی خوب میشه، همم؟
خوب، متاسفانه امکانش نیست
مجبورم نکن ماشه رو بکشم - اینطور نیست که نخوام -
موضوع اینکه نمیتونم
فهمیدم، باشه
باشه، پس جلوی چشمات، دخترت رو میکُشم
و تو رو، با درد شدیدی که بهم دادی، سهیم میکنم
چیزی که احساس میکنی، درد نیست، وینسنت
گناهه
ولی قبلا خودت بهش پی بُردی، مگه نه؟
من هیچوقت بخاطر هیچ یک از کارهام، احساس گناهی نکردم
...اما
...الان من...
...نمیتونم
نمیتونم از درد فرار کنم
مهم نیست چقدر سخت تلاش کنم
و فکر میکنی این انتقام کوچولوت باعث میشه از اون دردت کم بشه، مگه نه؟
داری یه دختر بیگناه رو میکُشی
،اگه فکر کردی الان درد داری پس بعدش دردت هزار برابر میشه
ارزشش رو داره
همهاش ارزشش رو داره
تا چیزی رو حس کنی، که من حس میکنم
ولی من حس نمیکنم
برای اینکه واقعا بتونی کسی رو شکنجه کنی
باید بدونی اون شخص چیرو بیشتر از همه میخواد
وینسنت
چرا ازم نمیپرسی، هان؟
چیزی نیست، فقط ازم بپرس
زودباش
خواستهات چیه؟
ببینم دخترم بزرگ میشه
وقتی بیشتر از هر زمانی بهم نیاز داره، پیشش باشم
پدری باشم که لیاقتش رو داره
پس حالا میدونی
اگه فقط و فقط منو بکشی چیزی به شکنجهات اضافه نمیکنی
چون من اصلا آدم بیگناهی نیستم بیا روراست باشیم، وینسنت
و تو هم به خواستهات میرسی
...چون من زجر میکشم
دردی که قابل تصور نیست
درد ترک کردن عزیزانم
دخترم
کلویی
و خانوادهام
آره
اینطوریه پس؟
منم دنبال همین بودم
پس بیا تمومش کنیم، باشه؟
نه! نه
نه
نه! نه
بابا
نه! روری! نه روری، نمیتونی اینکارو بکنی! نه
No comments yet. Be the first to leave one.