Bubblegum

Bubblegum (풍선껌)

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Πληροφορίες έκδοσης

Bubblegum-2015 E04
Ένα Σχόλιο από m@hsa
opus_sub team --- parsnevis.in

Ετικέτες

other
Δημοσιεύτηκε στις: 2015-11-07
Λήψεις: 19
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

کيم هانگ آ

چرا درو مي بندي؟ اينطوري بيشتر مشکوک ميشن

کي بود؟ ما رو با هم ديد؟

اگه ديده بشه چي؟

مهم نيست .....خونسرد باش

براي من مهمه

اون موقع که دلم ميخواست به همه بگم و پزُ بدم نميتونستم يه کلمه هم بگم

حالا که ديگه همه چي تموم شده نميخوام گير بيفتم عادلانه نيست

قبلا واسه اين که به ديگران چيزي نگفتيم کلي دليل داشتيم

سر ِکار همه تک تک ِحرکاتت رو زير ِنظر مي گرفتن

ميدوني که براي اتحاديه هم چقدر سخت ميشد؟

فکر مي کني الان دارم واسه چيزي که گذشته،شکايت ميکنم؟

مهم نيست برادر بزرگشم يا نه

به هر حال نميتونه با عوضي اي مثل ِتو باشه

کيم هانگ آ؛ حالت خوبه؟

زود برو اونجا رو چک کم

به نظر ِمن اوني که حالش خوب نيست،تويي

حالتون خوبه آقا؟

خوبم، چيز مهمي نبود

چيه؟ چي شده؟

چه اتفاقي افتاد؟ هان؟

هي ...هي،جريان چيه؟

! هي

حتي اگه ازت بپرسم قضيه چيه،تو که جوابي بهم نميدي، نه؟

حتما همينطوره

رابطه ي عاشقانه ي شما مگه کمپين ِبازرسي سياسيه؟

وقتي بهم زدين، تو راديو به تمام ِمردم اعلام کردين

الانم که سر يه اتفاق کوچيک،زنگ خطر ساختمون ُزدين

واي،اين پسره اصلا اعصاب درست و حسابي نداشت ها

قبلا که ديدمش شبيه پسرهاي معصوم ِتو کليسا بود

گرچه، از اونجايي که با دختر ِيه مايه دار قرار ميذاره؛

اگه شرکت ِپخش بره رو اعصابش کافيه کل شبکه رو بخره

با يه دختر قرار ميذاره؟

کوچيکترين دختر خانواده گروه ته يانگ که اصلا شبيه خواهر و برادراش نيست

واسه شام شرکت همراهش اومده بود

همون که پارسال با پسر ِگروه "سه ميونگ" نامزد کرد؟

بهم زدن،مثل اين که پاي يه زن ديگه در ميون بوده

مَرده يکي رو حامله کرده بود و بعدشم دختره سقط جنين کرده

پسر گروه "ته يانگ" از اين که خواهرش خجالت زده شده؛ عصباني شد

و رئيس "سه ميونگ" رو با اردنگي انداخت بيرون

پشت ِقضيه ي ورشکستگي ِ"سه ميونگ" اون بود

اي واي، آدم هاي ترسناکي ـند

با اون زن قرار ميذاره؟

واسه چي اينقدر تعجب کردي؟

نکنه اون ُزدي؟

چقدر زديش؟

نکنه در حدي زديش که راهي بيمارستان بشه؟

نمي دونم هانگ آ، ميدونه يا نه

هي احمق، وقتي من ميدونم،ممکنه هانگ آ ندونه؟

هي... واسه چي دکمه رو فشار ندادي؟

ميخواستم بگم آسانسور کوفتي واسه چي نمياد

هي کتت کو؟

سوار شو

برو

سوار شو- برو-

گفتم سوار شو

تاکسي ميگيرم

سوار شو ديگه

واسه چي صدات ُبالا ميبري؟ فقط من دردسر درست کردم؟

تو که بيشتر دردسر درست کردي

باشه بابا، حالا تو بيا سوار شو

... احيانا

... اون عوضي

باهات کار ِبدي نکرد؟

نه اونطور آدمي نيست

همچين اتفاق نيفتاد

."مي رسونمت خونه ي" ته هي

نميتونيم بريم خونه ي تو اون عوضي اونجا رو بلده

... من

از اون عوضي واقعا متنفرم

خيلي ازش متنفرم

... ولي اون- واقعا ازش متنفرم-

از آدمي که حتي درست ُحسابي هم نمي شناسمش،متنفرم

ولي نيازي نيست که تا اين حد ازش متنفر باشم

وقتي تا اين حد ازش متنفرم

يعني مشکل از اون نيست

... يعني اينکه

مشکل از اجساس ِمنه

اومدي؟

مگه زامبي اي؟ واسه چي باز بيدار شدي؟

تشنم بود، واسه همين بيدار شدم

پس بايد آب بخوري

فکر مي کردم آبه، ولي آبجو بود

چرا آبجوم ُازم ميگيري؟ اگه زنم ُازم ميگرفتي بهتر بود

تو که زن نداري

درسته

ولي تو حتي توي بار هم فقط آب خوردي

با ديوار حرف مي زنم؟ چرا جواب نميدي؟

اتفاقي افتاده؟

حتما يه چيزي شده

ري هوان هنوزم با "کوان جي هون"زندگي مي کنه؟

آره ....چطور؟

فکر کنم امشب نبايد تنها بمونه

بخواب ببينم

سوک جون؛ حالش خوبه؟

فکر مي کني اتفاقي که امروز افتاد ُبه رئيس گزارش ميدن؟

ميشه دهنتو ببندي و بخوابي؟

اوني که بهش سخت گذشته،تو بودي

فردا بايد چي کار کنم؟

برم ماهي تابه بيارم؟ ميخواي بندازمت بيرون؟

خداي من،بازم 75 تا فروش رفت

چطوره؟ راحت شدي،مگه نه؟

جي هون

نيازي به تشکر نيست

فرض کن يه بار هست که دوستش داري

ولي من ازش متنفرم

چرا متنفري؟ ازش متنفر نباش . بار خوبيه

حالا کجا هست؟

به خاطر اينکه اون بار برات مناسب نيست

آه، سام سونگ دونگ

اون بار دقيقا همين جوريه

فرض کن روز تولدته و اون ها حتي بهت سرويس ِمجاني هم ندادن

خداي من نبايد با يه مشتري همچين کاري کنن

اگه ميخواي با مشروبت، ميوه بخوري بايد ميوه رو با خودت ببري

اين ديگه چه وضعشه بگو صاحبش بياد ببينم

واسه همين هم زدمش

کار خوبي کردي

جي هون؟- هان؟-

من الان واقعا از اونجا خيلي متنفرم

متنفرم از اين که حتي نزديک ِاونجا هم بشي

حتي از فکر اينکه تو قبلا اونجا رفتي هم متنفرم

... به خاطر اينکه

کيم هانگ آ کيم هانگ آ

... امروز

ديدمش

چيزي ديدي که توقعش ُنداشتي؟

وقتي با چشم ِخودت ببيني، فرق ميکنه

فکر کنم دارم ديوونه ميشم

هانگ آ چي؟ ميدونه؟

که تو همچين حسي داري؟

ميخواي داد بزني؟

بيا؛ميخواي چيزي پرت کني؟

ميخواي با هم بريم زمين ِبيسبال؟

يا اينکه انقدر مسواک بزنيم تا از لثه هامون خون بياد؟

... ري هوان، پارک ري هوان، پارک

تاکسي

کيم هانگ آ

کيم هانگ آ

کيم هانگ آ

بايد... يه چيزي بهت بگم

باشه

اون موقع... حتما خيلي جا خوردي

... من زيادي

نه، تقصير ِمن بود

من اشتباه کردم

گفتم که از اون عوضي متنفرم

... ولي اگه تو دوسش داري

نه

واقعا ميخوام باهاش بهم بزنم

خيلي درموردش فکر کردم،بعد تصميم گرفتم

هنوزم دوسش داري؟

.....اگه سعي کنم هر چي که دوست دارم رو داشته باشم

از الانم هم بي کس تر ميشم

چون ممکن بود تو اين لحظه،هيچي در کنارم نباشه

مثلا تو

همچين اتفاقي نمي افته خودتم ميدوني

آره

اي کاش ميتونستم برگردم به زماني که تو زندگيم،هيچ اتفاقي نيفتاده بود

ميتونم کمکت کنم؟

سعي ميکنم خودم درستش کنم

ولي زياد نگران نباش

اگه واقعا بهت نياز داشتم ازت کمک ميگيرم

تو هم اينکارو کردي

تو دبيرستان، اون موقع که اون دختر ِترسناک و بزرگتر از خودت گفت دوست داره

تو به دروغ گفتي با من قرار ميذاري

واسه همين هم اون دخترا وقتي باشگاه بودم کفشام ُپاره کردن

اسمش چي بود؟

... بونگ اين

...بونگ اون... بونگ يون

بونگ اين؟

مطمئن نيستم... مطمئنم يه"بونگ" داشت

چي بود؟

بونگ بونگ، چي بود؟ اگه يادم نياد ميره رو اعصابم

از "ووبين" بپرس

اون موقع با هم قرار ميذاشتن اولش رفت سراغش که يه درس ِدرست ُحسابي بهش بده

واقعا؟

پس واسه همين بود که ديگه اذيتم نميکرد

اون اولين و آخرين خيري بود که از "مِنگ ووبين" بهم رسيد

به منم

... ميدوني

بعد از اينکه اونطوري رفتي؛دلم خيلي گرفت

همون جايي که بهم ياد داده بودي رو فشار دادم

اي واي

اينجا واسه وقتيه که سوءهاضمه داشته باشي يا صورتت ورم کرده باشه

اگه حس کردي يه چيزي رو قلبت سنگيني ميکنه ....اينجا و اينجا

درد گرفت؟- آخ-

اين دو نقطه با قلب در ارتباطه

تصور کن ميتوني صداي ضربان ِقلبت رو بشنوي و نفس ِعميق بکش

حالا بده بيرون

يک

دو

سه

چهار

پنج

سنگين نيست؟

از امروز سر ضبط برنامه ميتونيم از هواي خوب استفاده کنيم

ولي چرا اين شبکه کارايي ميکنه که مجبور بشيم از بخور استفاده کنيم؟

تو تابستون کولر ُميزارن رو دور تند و از سرما يخ ميزنيم

اين روزا هم به خاطر ِهيتر انقدر هوا گرمه که دور چشام چين و چروک برداشته

من که چروکي دور چشمات نمي بينم

More Farsi Persian subtitles for Bubblegum

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left