Οι πρώτες 200 γραμμές.
« تقدیم به پارسی زبانان سراسر دنیا »
« دروازه جهنّم »
"کارگردان : "کینوگاسا تینوسکه
« بیش از 800 سال قبل »
« (در عصر هِیجی (1160 »
« "عالیجناب "کیوموری"، فرمانروای خاندان "تایرا » « ...با مشاورانش همراه شده »
« .و به سمت معبد "ایتسو کوشیما" حرکت کردند »
« ..."با استفاده از این موقعیت، "میناموتو یوشیتومو » « ..."و "فوجی-وارا نُبویوری »
« ...به قصر "سانجو"، محل اقامت امپراطور » « ...در کیوتو حمله کرده و »
« .کودتا کردند »
« ...امروزه از این رویارویی با عنوان » « .شورش "هِیجی" یاد میشود »
!جناح راست سقوط کرده .ما شکست خوردیم
..."یوشیموتو" و "نُبویوری" ...از غیبت "کیوموری" استفاده کرده
.و حمله رو سازماندهی کردن
.باید جون خانواده رو تو باغ، نجات بدیم ."باید اینجا رو ترک کنن و برن به سمت "رُکوهارا
!بله، قربان
.پدر و دختر امپراطور رو به یه جای امن ببرید
...از داوطلب ها برای گیج کردن دشمن .استفاده کنید و از قصر خارج بشید
!فرصت رو از دست ندید
...چه کسی به عنوان طعمه خودشو به جای دختر امپراطور جا میزنه؟
.موضوع مهم و حیاتیه !یه داوطلب! یه نفر لطفاً
من میتونم کمکتون کنم؟ - تو کی هستی؟ -
.اسم من کسا-ئه، قربان - .خیلی خُب -
.موریتو" ، از کجاوه شما محافظت میکنه"
.دختر امپراطور رو دارن میبرن .جلوشونو بگیرین
کسی اینجا نیست؟
!پدربزرگ !پدربزرگ
پدر بزرگ؟ کاکیسوکه"، کجایی؟"
!شجاع باش
...به هوش اومدی
.اینجا، خونه منه .اینجا، جات امنه
.اینجا بمون و استراحت کن .من باید به قصر "سانجو" برگردم
شما کی هستین؟ - ."رُکورو" از "ماستو" -
.رُکورو"؟ تا حالا اسمت به گوشم نخورده" - موریتادا" کجاست؟" -
.برادرم اینجا نیست - .منتظرش میمونم -
...به من اعتماد کن. من تحت فرمان .عالیجناب "سامانوکامی" هستم
لرد سامانوکامی"؟" چرا میخوای برادرمو ببینی؟
.برادرت، "موریتادا" ، کار خوبی انجام داده
..."عالیجناب "سامانوکامی" و عالیجناب "اومون .تحت تاثیرش قرار گرفتن
اون طرف شورشی هاست؟
اون دختره کیه؟
چرا هولم میدی؟
...با یه نگاه به لباسش .میتونم بگم که اون، خواهر امپراطوره
!احمق
تو واقعاً برادر "موریتادا"یی؟
.خون "اِندو" تو رگهای من و برادرم جاریه
.من، به امپراطور وفا دارم
!لعنت به تو
.موریتو"! بس کن"
...برادر! شرم نمیکنی که از شورشی ها حمایت میکنی؟
.موریتو"، ساکت باش"
.از دیروز، دنیا به کلی عوض شده
.سر کاهِن "شینزی" رو از تنش جدا کردن
..."از طرفی، نیروی زبده ی "یوشیتومو .رکوهارا" رو محاصره کردن"
.ولی برادر، خواهش میکنم، تجدید نظر کن .تو هیچوقت از اون ها نبودی
.من عقیده خودم رو دارم
وفاداری به "کیوموری" به چه درد من میخوره؟
...وقتی سوگند وفاداری به یک مرد میخوری .اون اربابت میشه
...فقط ترسوها در غیاب اربابشون .بهش خیانت میکنن
.اشتباه نکن، این بزدلی نیست .به دلخواه خودم عمل میکنم
!هرگز برنده نمیشی ...میکشیمت
...برادر، از من انتظار .رحم و شفقت نداشته باش
!بهش دست نزنید
...میخوام به اطلاعت برسونم که .مسیر غرب بسته شده
.به ما ملحق شو
.بیاید، بریم یه جای دیگه حرف بزنیم
...سر کاهن "شینزی" رو .بیرون دروازه ی جهنم آویزون کردن
واقعاً سر "شینزی"ـِه؟ - !همه بریم ببینیم! بیایید -
...جنگ تموم شده
...ولی پدر و خواهر امپراطور .تو دست دشمن اسیرن
...سر کاهِن "شینزی" رو هم .بیرون دروازه جهنّم آویزون کردن
...مطمئنم که "شینزی" انتظار نداشت .سرش رو از دروازه آویزون کنن
..."بعد از شورش "هوگن .شینزی" صدها نفر رو اینجا گردن زده"
.بهش میگن، دروازه جهنم !خلایق هرچه لایق
..."نگاه کنید! عالیجناب "نوبویوری .برای بازرسی سرها داره میاد
.بهتره از اینجا بریم
.عالیجناب، مواظبمون هستن
!"موریتو"
!"آه، "کوجنتا
رُکوهارا" چی شد؟" .شنیدم "یوشیتومو" اونجا رو محاصره کرده
این دیگه چیه؟ - .امیدوارم، تو مثل برادرت نباشی -
چطور؟ - .برای سر خیانتکارش قیمت گذاشته -
.شاید مجبور شم تو رو هم بکشم - .احمق! من به اون ملحق نشدم -
موریتو"، میتونی ثابت کنی؟"
..."بله. میرم جزیره "ایتسوکوشیما ..."دیدن "کیوموری
.ایتسوکوشیما"؟ پس برو" .هیروکو" و "تاداتسونا" هم رفته-ن"
هیروکو" هم؟"
!پدر
چرا اجازه دادین "نوبویوری" قصر بسازه؟
درباره پدر و خواهرم چی میدونین؟
...خُب - !نمیدونید چی بگید! "موریتو" رو صدا کنید -
.بله، عالیجناب
.رکوهارا" هم در خطره" !میون یه مشت بی خاصیت گیر افتادم
سر "شینزی"، بالای دروازه جهنم آویزونه؟
.این همه ماجرا نیست ...پدر و خواهر امپراطور
زندانی شدن؟ - .بله، سعی کردن فرار کنن ولی دستگیر شدن -
.چه کسی به من خیانت کرده - ."نبوشومی" از خاندان "سو" -
ساکاگامی کاناری" هم همینطور، نه؟"
.بله
.برادرم "موریتادا" هم، در گیر شده، عالیجناب
برادر تو هم؟
.خیلی خُب، میتونی بری
.وقتی برای تلف کردن نداریم ."باید برگردیم "کیوتو
.متوجه شدم
.پدر، حرفای "موریتو"، صحت داره
.تاخیر ما رو به نابودی میکشونه
چطور میتونیم بجنگیم؟ .ما 50 نفریم و بدون سلاح
.برای رعیت هامون سلاح داریم .اونا رو لای بار و بنه پنهان کردیم
اسلحه با خودتون آوردین؟ - .بله. برای مواقع اضطراری -
.موریتو"، میتونی بری"
چیکار میکنی؟
«...عالیجناب "کیوموری" به همراه سپاهیانش » « ...وارد "کیوتو"، پایتخت شده »
« ..." و در ورودی دروازه "تایکن" در "رُکوهارا » « .شورشیان "نُبویوری" تار و مار کرد »
« ...و این، سرآغاز عصر "اِیرکی" بود » « .سال اژدها »
« .خاندان "تایرا" کنترل کشور را بازپس گرفتند »
..."اوناهاش، اسم "رُکورو موتسو .که من پشت دروازه "تایکن" کشتمش
...یاوه نگو! من اولین نفری بودم که .سرشو از تنش جدا کردم
...چی گفتی؟ شاید برادر دوقلوش .شیچیرو موتسو" بوده"
..."نُبویوری" باور نمیکرد که "کیوموری" .در عرض یک ماه کشور رو پس بگیره
.حالا، تا مدتی صلح و آرامش برقراره
"شکست خوردگان مبارزه"
"اِندو موریتادا"
...موریتو"، برای آرامش روح برادرت" .عود روشن کن
.بیچاره احمق
.فردا، جوایز جنگ رو اهدا میکنن
.یه سری سلاح جدید، در خواست میکنم
...فکر میکنی برای کاری که نکردی شایستگی دریافت جایزه رو داری؟
.شمایید .جون سالم به در بردید
.شمایید، عالیجناب - .ار دیدنتون خوشحالم -
.میخواستم به خاطر زحماتتون تشکر کنم
.کاری نکردم
...با این که، کسی از اقوام من اینجا دفن نشده .با این حال میخواستم ادای احترام کنم
.ایشون، عمه ی من هستن
.اسم من "ساوا"ئه، عالیجناب - شما اهل کجایید؟ -
."اهل "شیراکاوا - .به خاطر شاه بلوطش مشهوره -
...بله، عالیجناب. در پاییز دامنه تپه ها - .پوشیده از شاه بلوط میشه
...این خانوم هم تو "شیراکاوا" به دنیا اومدن؟
...کسا" از زمان تولد" .تو کلبه محقّر ما بزرگ شده
پس اسم برادرزاده-ت "کسا"ئه؟
...زمانی که وارد ...دربار سلطنتی قصر شد
.خواهر امپراطور این اسم رو روش گذاشتن
.اسم قشنگیه
.تو دربار جایگاه ویژه ای بدست آورده .خیلی بهش، افتخار میکنم
...عمّه جان - .حتماً تشریف بیارید خونه ما -
.یه چیزی برای خوردن پیدا میشه - .شما خیلی مهربونید عالیجناب -
.ولی "کسا"، باید فوراً به قصر برگرده
.منوجهم، خجالتیه
.عذر میخوام .شاید یه وقت دیگه
.موریتو"، میبینم که شکست خوردی"
."خُب، "سادافوسا
...تو رو به فرمانداری "آیس" منصوب میکنم .و یه اسب خوب بهت میبخشم
.خیلی سپاسگزارم، سرورم
."نفر بعد، "تومویوکی
!"تومویوکی" - .سرورم -
..."زمین های روستایی "گوکانوشو .در "تاجیما" رو به تو میبخشم
.متشکرم، سرورم
."کوجنتا" - .سرورم -
.به گمانم، از من درخواستی داری
...بله. شمشیر "هاچیجین" و تندیس .تسوکونه" که شما بهش علاقه دارین"
...خیلی خُب. درخواست عجیبیه .با این حال بهت میبخشم
.آه، اینجایی، موریتو - !سرورم -
..."علی رغم خیانت برادرت، "موریتادا
...ماساناکا" رو کشتی و در کنار" .دروازه "تایکن"، شجاعانه جنگیدی
.هر چی میخوای از من درخواست کن
هرچی بخوام، به من میبخشید؟ - .کیوموری" همیشه به قولش عمل میکنه" -
!مگر اینکه سرمو بخوای
..."عالیجناب "کیوموری .دلم میخواد ترتیب ازدواج منو بدین
ترتیب ازدواجتو بدم؟ - .بله، سرورم -
.خیلی خُب، باشه دلت میخواد، با کی ازدواج کنی؟
...یکی از خدمتگزاران درباره .اسمش "کسا"ست، سرورم
.کسا"؟ یادم نمیاد" .ولی مطمئنم که زیباست
...خیلی خُب، از طرف تو .با رییسش صحبت میکنم
...متشکرم .بینهایت خوشحالم، سرورم
چرا میخندین؟
...خیلی هاتون شهامت ابراز احساسات .مثل اون رو ندارین
.موریتو"، درخواستت اجابت میشه"
!سرورم
..."کسا" همسر "واتانابه واتارو" .یکی از نگهبانان قصره
چی؟
...موریتو"...همونطور که شنیدی" .ظاهراً، "کسا" ازدواج کرده
!بدشانسیه .مایه ی خجالتم شد
...درخواست میکنم از قدرتتون استفاده کنید .تا "کسا" همسر من بشه
.این غیر ممکنه - .شما گفتید که به قولتون عمل میکنید -
...سرورم نمیتونن .زن مرد دیگه ای رو، به شما ببخشن
در خواست دیگه ای نمیتونی بکنی؟
..."موریتو" چرا جواب نمیدی؟
فهمیدی چی گفتم؟
توضیحات من رو نشنیدی؟
...آه، باید اجازه بدین من .این کارو بکنم، بانوی من
.داشتم خودمو سرگرم میکردم
.بانوی قصر، نباید نظافت کنن
...همیشه دوست داشتم .کارهای روزانه خونه رو خودم انجام بدم
.برام تمومش کن
..."شاید ندونید، "کسا
..."ولی شنیدی که دیروز تو "رُکوهارا چه اتفاقی افتاده؟
...ظاهراً تو پایتخت .همه درباره-ش حرف میزنن
...یه سرباز دون پایه به عنوان جایزه خدماتش
...از عالیجناب "کیوموری" درخواست کرده .اجازه بده با شما ازدواج کنه
!مرتیکه ی دیوونه
...باورنکردنیه که چطور تونسته .درخواست ازدواج با یه زن شوهردار رو بکنه
No comments yet. Be the first to leave one.