Οι πρώτες 200 γραμμές.
ارائهای از تیم ترجمه دیباموویز
تـرجمـه از نیما NimaAM، مریم، ایلیا و سمیرا Sorrow
اونجا چه کرمهای خوبی داره
هی الکس! رفت و آمد چطوره؟
هی، شکایتی ندارم
- تا حالا که جلوش رو نگرفته - آره؟
خب، امروز خوش گذشت
قرمزی شاگرد خودم بوده
همم
زیاد از داب رفتن مطمئن نیستم
مامان! مامان، ازم عکس گرفتی؟
خب، اینجا باید بریم پایین
امروز قراره یاد بگیریم که قرمزی چجوری تخمها رو نجات داد
عاشق قرمزیام!
باید برم دستشویی!
چرا تو تیرکمون نرفتی؟
ها؟
بمب، تو جزیرهی خوکها خبری نیست؟
- نوچ - چاک، تو شمال خبری نیست؟
- نوچ، هیچی - اون چیه؟
اوه
پای داره میاد!
- داره صاف میاد طرف ما - چیکار کنیم؟
اردکی!
چیه؟
- رو صورتم پُر از پای شده! - هی، شرمنده، رفیق
چیه، چیه؟ آره!
اون خوکها...
قراره هزینهی...
نهارمون رو بدن!
آم... بخاطر گرسنگیمون که به اونها...
طعم خود...
خوراک مکزیکی بدیم!
چیه؟
- قرمزیه - شرمنده، رفقا
ما اینجا رو تحویل میگیریم یه کار رسمیه
- آره! - البته، هر کاری برای تو میکنیم
هی، قرمزی!
جالب نیست که هیچکس از تو خوشش نمیومد
تا وقتی جزیرهی پرندگان رو نجات دادی؟ ولی الان همه عاشقتیم
خیلی ممنون که این موضوع رو پیش کشیدی
خیلیخب، حاضرین؟
- سه... - دو...
دو!
- بمب، تو میگی «یک» - آها، صحیح
یک!
یوهو لطفاً سس تند
آره! زدیمش
- ممنون - قرمزی! قرمزی!
من خیلی قرمزه رو می خوام قرمزه رو میخوام
بادکنک!
همینه. یکم بالاتر
ها، ها!
داشتم میپریدم!
سر به سر جوجهها بذاری
گلوله نصیبت میشه
حاضری، گردن کلفت؟
آره. تو حاضری گردن کلفتتر؟
گلوله! گلوله!
چرا حمام نمیکنی؟
خودت چرا حمام نمیکنی؟
ها؟
شاید یکمی نیشگونتون بگیره
نمیتونم جایی رو ببینم!
بعداً میبینمتون
پرندههای احمق
نه! خواهش میکنم، نکنین!
آه!
نه وقتی من مراقبم
شرمنده رفقا
ببخشید جناب
ولی فکر کنم این مال شما باشه
قهرمان من
بسه. نکن
گفتم «بس نکن»
- لئونارد؟ - زدمش!
هی، لئونارد، احتمالاً باید...
ها؟
این که از...
جزیرهی پرندگان نمیاد
این دیگه چه کوفتیه؟
و از کجا اومد؟
یه تیرکمون گندهتر نیاز داریم
یک روز موفقتآمیز دیگه در حفاظت از جزیره
کارتون خوب بود، بچهها
آره
ووهو!
ما رو نجات دادی، قرمزی
تو قهرمان ما هستی
چی میشه گفت کاریه که از دستم بر میاد
حالا، از اینجا برین
و چشمای گنده و بامزهتون رو باز نگه دارین
تا برای شوخی خوکی بعدی آماده باشین، باشه؟
خوک
الان بهت میرسیم!
چه دلنشین
خیلیخب، بیاین زود از دست
باقی این خرچنگها خلاص بشیم بعد میتونیم بریم...
انجام شد
- قرمزی، این چیه؟ - چه کوفتیه؟
این یه... یه کلهست؟
چی هست؟
اوه، نگاه کنین. انگار یه جور یادداشته
اگه یه یادداشت عاشقانه باشه چی؟
اگه مثل یه پیغام تو بطری باشه چی؟
یا یه غول تو بطری
رفقا، هیچ بطری در کار نیست
پس، میدونین، بس کنین
تلاش خوبی بود، خوکها
خبر فوری: احمق که نیستیم
هی
آم...
گرفتمش!
اوه، نه!
- همگی نگاه کنین - بده ببینم
- آتشبس! آتشبس! - آتشبس با خوکها!
- آتشبس؟ - جنگِ شوخی تمومه!
چی؟
نه، این هم یکی دیگه از شوخیهاشونه
- چی؟ - ها؟
حسابی راحت میشیم، آره؟
کی دیگه داشت از شوخی و
تلافی خسته میشد؟
من! اینجانب!
خسته؟ نه، نه، نه بچهها، گوش کنین
فکر کنین حالا چه کارهای باحالی میتونیم بکنیم
یکی اومد به ذهنم
فکر میکنی قبول کنه؟
فکر کنم توجهش رو جلب کردیم
نه، نه، نه. بچهها ما داریم خستگیناپذیر کار میکنیم
شب و روز که دنیا رو نجات بدیم
ولی دنیا نیاز به نجات دادن نداره
معلومه که بهمون نیاز دارن
- قرمزی - ها؟
بیا اینجا، عزیزم
از چی میترسی؟
میترسم؟ ...من
من چی دارم که ازش بترسم؟
- من از چیزی نمیترسم - خیلیخب، میدونی چیه؟
من یه نسخه برات مینویسم که یه شب با رفقای باحالت خوش بگذرونی
- مخصوصاً با چاک - یالا. با ما بیا
چی دارین میگین...؟ بیام کجا؟
رفیق، ما نمیتونیم بهت بگیم چون قطعاً حوصلهش رو نداری
اوه. اوه، اوه، اوه
هه! حالا تمام تخمهات پیش ماست
آره، و هیچ کاری از دستت بر نمیاد،
قرمزی
بخندین، خوکها،
چون تا یک ثانیه دیگه گریهتون میگیره
وقتی یه اردنگی بهتون زدم
- و اون سنگها رو پس گرفتم - تخم
- چی؟ - دوباره گفتی سنگ
به جای تخم
متاسفم
نمیدونم چرا این کار رو تکرار میکنم
چون اونها واقعاً سنگ هستن
گریه نکن، سم سم
الان برمیگردم
سلام، بابایی
یه دقیقه خواهرام رو قرض میگیرم
حالا واقعاً تخمهات پیش ماست
آره، کاری هم از دستت بر نمیاد، قرمزی
بخندین، خوکها
چون تا یه ثانیهی دیگه گریهتون میگیره
وقتی یه اردنگی بهتون زدم و همهی...
آه... آه...
آم... آم...
گندش بزنن
خیلیخب، ما فقط...
این چیزی که داشت منو میکُشت چیه؟ آب یخ زده؟
کی تا حالا چیزی از آب یخزده شنیده؟
کورتنی؟ کورتنی، اون عکسها رو بیار پیش من
چی، چی، چی؟ خیلیخب، دارم میام. دارم میام
بدش به من
به نظر میاد سرد باشه
سهتا چتر تو یه لیوان؟
ما با چه موجود عجیب غریبی مواجهایم؟
همم
خمیردندونم رو برد
از این وضعیت خسته شدم
آره! دوش گرم
این هم از این
برو، زتا. داری میترکونی
برو، زتا. داری میترکونی
زتا!
بیا عزیزم. برو بگیرش
برو بگیرش
برو چوب رو بگیر
ها، ها!
اوه!
اوه، خدای من!
دیگه نمیتونم ادامه بدم
- باشه، دبی؟ - باشه
خسته شدم. دیگه از زندگی تو این
کوه یخِ یخزدهی آلودهی یه جزیره خسته شدم
یه توپ یخی دیگه پرتاب کن!
No comments yet. Be the first to leave one.