Οι πρώτες 200 γραμμές.
...آنچه گذشت
لعنتی
اون کاملا بلوف افسر آزادي مشروط رو باور کرد
فکر نمي کنم ديگه هيچوقت دوباره ببينيمش
اون پايين چيکار مي کني؟
!غسل تعميد
میخوای جایی بریم یا میخوای تو ماشین ارضات کنم؟
دوست دارم بازم ببینمت
تو داف خوبی هستی
!اين از اون بزرگهاشه
ممنون، راسل
به خاطر گزارش در مورد ردای گروه کُر
که به دلایلی به شکل آهنگ درش آوردی
و لازم نیست دیگه کسی دوباره بشنوتش
...و بدینوسیله این جلسه رو به پایان
آلدن، ما هنوز دربارهی نمایشگاه روز اصلاح حرف نزدیم
اوه، درسته. ادامه بده
آلدن، اون رئیس کمیته "روز اصلاح" هستش
خیلی خب
همگی، خوش آمدید
من خوشحالم که به اطلاعتون برسونم
،که نمایشگاه روز اصلاح امسال
قراره بترکونه
قراره بازی چسبوندن عدد 95 رو روی در کلیسا بازی کنیم؟
آره - !ایول -
،بگذریم
...امسال، هر بچه یه جایزه میگیره
یه برچسب "سمبل لوتر" تا یاد بنیانگذارمون گرامی داشته بشه
خب، امشب اینا رو از اینجا جداشون میکنیم
.اگه داوطلب بشین قدمتون روی چشم ضمناً اجباری هم هستش
الکسا، لباس مارتین لوتر در چه حاله؟
.همه چیش حله باید برای بادی کاملاً اندازه باشه
نمیفهمم چرا دوباره من انتخاب نشدم
تا دوباره نقش مارتین لوتر رو بازی کنم
چون اینطوری مناسبتره که مارتین لوتر ما
مردی از طرف خدا باشه
!وای خدا
!وای خدا
وای خدا
!اوه! وای خدا
من ماساژور هستم
داشتم کمرش رو ماساژ میدادم
:ترجمه از Arman333 A n g e l کاري مشترک با
باید اون منحرف کوچولو رو پیدا میکردم
،و اون عکس از خودم و اشلی رو ازش میگرفتم ولی چطوری؟
روحمم خبر نداشت اون کی بودش
هی، دورا، لدنر چند تا مدرسه راهنمایی داره؟
اوه، بادی، "مایلز" رو میشناسی؟
اون یکی از کمکدستهام تو کلیسا هستش
سلام، کشیش
سلام
مایلز خیلی به عکاسی علاقه داره
داره عکسایی که تو جنگل گرفته رو نشونم میده
واقعاً؟ - آره -
خب، اون میدونه که پرندهها رو دوست دارم
...ببین، این یه پرنده سینه سرخـه اوه، اینم یه زاغ کبود
من یه عکس خیلی خوب هم از یه... نوکزن(سیخزن) دارم
ولی اون عکس رو ظاهر نکردم
البته هنوز
واسه روز بزرگ هیجانزدهای؟
قرار؟ کدوم قرار؟ من که با کسی قرار ندارم؟
"روز... "روز اصلاح
مگه به آگهی نگاه نکردی؟
آهان، روز اصلاح
...آره، آفرین بهت
راسل، بذار یه چیزی ازت بپرسم
تو از کتابهای معمایی خوشت میاد، نه؟
نانسی درو" و این جور چیزا؟"
آره. شان، جفری و من عاشق اون کتابهاییم
"اسم خودمون رو گذاشتیم: "دار و دسته درو
قبلا اسمشو گذاشته بودیم پسران نانسی(همجنسباز) ولی ختم به خیر نشد
خب، من با یه رمان معمایی سر و کله میزنم
ولی توی یه قسمتش گیر کردم
اگه یکی بخواد زنگ بزنه، و مثلاً خبرچینی کنه
،ولی نخواد که تماسش ردیابی بشه
چطور باید این کار رو بکنه؟
میتونی تلفن اعتباری مصرف بگیری
.عالیه. عالیه تلفن اعتباری... فکر خوبیه
اینی که گفتی حالا چی هستش؟
یه جور تلفن یه بار مصرفه که قبلا شارژ شده
مثل اونایی که توی مغازه "کرینسکی" میفروشن
.ممنون. راسل خیلی کمکم کردی
هی، بازم خواستی با همدیگه ...فکرامونو به اشتراک بذاریم
نمیخوام - خیلی خب -
خداحافظ، دورا
کی-کاو، کی-کاو
کی-کاو، مایلز
خیلی خب،بریم بحرفیم، پسر پرندهای
بشین اونجا
ببین بچه، اگه مردم اون عکسی که گرفتی رو ببینن
برای اعضای کلیسا خیلی بد میشه
و برای تو از همه بدتر میشه، درسته، پدر روحانی؟
خیلی خب
باشه، برگردوندنش به من چقدر خرج برمیداره؟
یه بازی ویدئویی، یه بسته سیگار، یه بسته آبجو؟
ممه. من ممه میخوام
11سال توی این کرهی خاکی بودم
و تا حالا یه سینه تو دستام نگرفتم
پس میخوای برسی به مرحلهی دوم رابطه با دختر؟
خیلی خب
میتونم بهت چند تا توصیه بکنم
!من توصیه نمیخوام
دورا" رو میخوام"
دورا؟ بیخیال
ببین، دختری توی مدرسهات نیست
که بخوای باهاش حال کنی؟
اون بچهها رو میگی؟ نه، مرسی
دورا معرکهاس
،اون استثنائی و زیباست
مثل یه پرندهی سهره طلایی
بیخیال، بچه. واقعبین باش
چطوری میتونم کاری کنم که دورا بذاره اینکارو بکنی؟
این مشکل تو هستش
اگه عکس رو میخوایش، یه کاری کن عملی بشه
اوه، بستنی
میبینین چه قشنگ و گرد هستن؟
ما هم میخوایم اینطوری باشن
پس، بعداً، وقتی جداشون میکنین
لطفاً عجله نکنین و با دقت جداشون کنین
...هی، یه چیز جالب راجعبه مارتین لوتر
اون زمانها، تو شهر از ماساژورها استفاده میکردن
تا استرس از بدن زنها خارج بشنه
تا حالا اینو نشنیده بودم - آره -
ماساژورها معمولاً پسرای جوون دور و بر 11 ساله بودن
این که یکم ناجور به نظر میاد
.نه، نه، نه 11سالههای الان 40سالههای قدیم حساب میشن
میدونی، اتاقک ماساژ بچهها
ممکنه چیز باحالی توی نمایشگاه بشه
آره... نه
ما کلی برنامه برای امسال داریم
پس، شاید باشه واسه سال بعد
فقط میخواستم از لحاظ تاریخی دقیق باشه
امیدوارم کسی به خاطر دقیق نبودنش شکایتی نداشته باشه
من جواب میدم
هی، یه مدتی میشه که ندیدمت
همه چیز روبراهه؟
نه راستش
همش نگرانم کِنی برگرده
بهت گفتم که، من حلش کردم
اون رفته - ولی از کجا مطمئن بشیم؟ -
.نگران نباش اون برگشته به بوستون
امروز صبح با افسر عفو مشروطش صحبت کردم
واقعاً؟ - آره -
تو کاملاً در امانی
...وای خدا قتل در دریاچهی شپرد
چی؟ - ...آره. اینو داشته باش -
چند تا ماهیگیر یه جسد به قلابشون گیر کرده
و وقتی کشیدنش بیرون
جای گلوله توی سینهاش بود
میدونن کی بوده؟
بیخیال، بچهها
این برچسبها قرار نیست خود به خود جدا بشن
یه سارق بانک به اسم کِنی باندراس
و درست موقعی که فکر میکردم بزرگترین مشکلم
یه پسر 11ساله حشریِ که ...یه عکس نوک زدن(سیخ زدن) ازم داره
بادی، میشه لطفاً توی دفترت ببینمت؟
آره
پس دو تا بودن، نه، راسل؟
فعلاً
یه قاتل اون بیرون آزاد هستش، دورا
نه، من کِنی رو نکشتم، خیلی خب؟
اون اسلحه کشید و درگیر شدیم
من قسر در رفتم، ولی اون خودش ماشه رو کشید
جداً؟ پس اون مزخرفات راجعبه افسر عفو مشروط چی بود؟
فقط میخواستم حالت بهتر بشه
خب، حالم بهتر نشده
چطوری رفتش توی دریاچه؟ و بهم دروغ نگو
.من انداختمش اونجا خیلی خب؟
گفتم اگه جنازهای نباشه سوالی هم پیش نمیاد
من یه سوال برام پیش اومده
تو دیگه چجور کشیشی هستی؟
یه نفر میمیره و تو جنازهاش رو میاندازی تو آب؟
آره، باید یه چیز سنگین به پاش میبستم که پایین بمونه
تقصیر خودمه - بادی -
میدونی این وضعیت چقدر بده؟
اگه پلیسها منو به کِنی ربط بدن، زندگیم تمومه
ما هر دومون خیلی چیزا داریم که به این جریان وابستهاس
پس چیکار کنیم؟
هیچی. خیلی خب؟
،تا وقتی که ساکت بمونیم کسی نمیتونه به چیزی ربطمون بده
امیدوارم حق با تو باشه
نمیتونستی چند تا آجر بذاری تو جیبش؟
الان دیگه همه واسه ما حرفهای شدن
پس، امروز فقط یه تلفن یه بار مصرف میخواین، آقای اشمیت؟
از بیسکوئیتهای فیبردار همیشگیـتون نمیخواین؟
فقط تلفن رو میخوام دختر، زود تند سریع
پس الان اینو واستون فعال میکنم
سلام، آلدن - سلام علیکم -
داری تلفن جدیدی میخری؟
چون اگه داری شمارتو عوض میکنی
باید به دفترچهی تلفن کلیسا اضافهاش کنم
نه، این خط خصوصیه
خط خصوصی برای چی میخوای؟
این یه خط اختصاصی برای کشیشه
تا هر زمانی بتونیم در مورد کارهای کلیسا حرف بزنیم
خیلی خب، همه چی حله
آهان، فهمیدم
میخوای بدون من کارها(رابطه نامشروع) رو اداره کنی
چه رابطه نامشروعی؟ نمیدونم داری در مورد چی حرف میزنی
.اینم نمیدونه هیچکس نمیدونه
No comments yet. Be the first to leave one.