Echo

Echo

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Σεζόν 1

Πληροφορίες έκδοσης

Echo S01E03 1080p WEB H264-LAZYCUNTS
Ένα Σχόλιο από Hitman007

Ετικέτες

web
1080
TS
webrip
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
HD
Δημοσιεύτηκε στις: 2024-01-10
Λήψεις: 53
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 172 γραμμές.

‫« این برنامه حاوی صحنه‌های بزرگسالانه است » ‫« به صلاحدید خود تماشا کنید »

‫مادربزرگت متوجه شد که ردِ شجره‌ت

‫به اولین عضو قبیله‌ی چاکتاو برمی‌گرده

‫آنچه گذشت...

‫تو باید یاد بگیری

‫بین دو دنیا

‫جابه‌جا بشی

‫تو خونوادۀ منی

‫مایا اومده اینجا؟

‫بیسکتز، اون کجاست؟

‫آشنا می‌زنی. از کجا می‌شناسمت؟

‫[من شاید یه اطلاعاتی دربارۀ قاتل کینگ ‫داشته باشم. اگر هنوز مژدگونی می‌دید]

‫مایا برگشته

‫بهش گوشزد کن بدون این‌که ‫قشقرقی به‌پا کنه برگرده

‫داری جنگ راه می‌ندازی

‫جنگ خیلی‌وقته شروع شده

‫[خلافکاران خطرناکی آلوده شده بود که ‫امنیت اراضی بومیان را تهدید می‌کردند]

‫[قبایل بومی برای محاکمۀ این مجرمان ‫نیروی پلیس خود را تشکیل دادند]

‫[پدر «تاکلو» از سوارکاران نور بود، ‫اما خود اون به‌تنهایی نیروی قدرتمندی بود]

‫[«وقتش رسیده، پدر. ‫آماده‌ام که بهتون ملحق بشم.»]

‫[«نه. زن‌ها حیات می‌بخشند. ‫و مردها حیات رو می‌گیرند»]

‫[«حیات بخشیدن هیچ ارزشی نداره ‫اگر که نتونم ازش محافظت بکنم»]

‫[«موی بافته‌شده برای مردان‌ـه. ‫برای جنگجویان چاکتاو»]

‫[«اونا من رو خواهند دید. ‫نه اون‌طوری که فکر می‌کنن باید باشم...

‫..همون‌جوری که هستم من رو می‌بینن.»]

‫[سوارکاران نور به مبارزه ‫در دشت‌ها اعزام می‌شوند!]

‫[در همین حین، ‫تاکلو چیزی احساس می‌کند...]

‫دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی ‫DigiMoviez@

‫« زیرنویس از ســـروش و امـیـر » ‫ :. H1tmaN & SuRouSH_AbG .:

‫مرسی

‫اون‌جوری نگاهم نکن

‫خب، صبح شما هم بخیر، چولا جان

‫حال‌تون چطوره؟

‫من خوبم

‫خب، بهتر از اینا می‌تونی باشی

‫چطوره...

‫یه سر بریم تو دفتر من؟

‫چیزی می‌خوری؟

‫مسخره‌بازی در نیار

‫نیومدم اینجا یه سگ پیر سرخ‌پوست ‫بهم لاپایی بزنه

‫عه... قبلنا که با زبون سرخ‌پوستی باهات ‫حرف می‌زدم، مثل کَره برام آب می‌شدی

‫اون مال خیلی‌وقت پیشه

‫خب نیازی نیست الان این‌جوری باشی

‫مایا برگشته

‫آره، فکرشـو می‌کردم ‫کارت به همین موضوع مربوط باشه

‫بیا تو

‫برو بشین اون‌طرف بابا

‫ولی آخه اون صندلی کهنه ‫کمرمـو درمیاره، می‌دونی؟

‫عه... این چیه؟

‫بیسکتز معلوم نیست واسه چه کاری ‫زده عملاً وانتم رو ترکونده

‫داره برای مایا لاپوشونی می‌کنه

‫اون با اومدنش دردسراشـم آورده

‫و حالا بیسکتز رو هم درگیر کرده

‫اون خیلی شبیه پدرشـه

‫تو چمیدونی ‫تو اصلاً اونو نمی‌شناسی

‫اون‌وقت تو می‌شناسی؟

‫جفت‌مون توی این ۲۰ سال اخیر ‫اونو به یه اندازه دیدیم

‫عه، نه بابا؟

‫پس بگو چی‌کارا می‌کرده؟

‫من نمی‌تونم بگم

‫چرا خودت ازش نمی‌پرسی؟

‫بشین معطل

‫می‌دونی که شما دوتا ‫عین همدیگه می‌مونین

‫ما هیچ شباهتی نداریم

‫من هرکاری کردم برای ‫حفاظت از خانواده‌ام بوده،

‫هرچقدرم دردناک بوده باشه

‫تو دخترت رو از دست دادی

‫چطوره تا نوه‌ت رو هم از دست ندادی، ‫اون غرور بیجات رو بذاری کنار؟

‫الان نمی‌تونم باهاش حرف بزنم

‫هیچ حرفی ندارم باهاش

‫خب شاید اصلاً نباید حرفی بزنی. ‫شاید یه‌بارم شده فقط باید گوش بدی

‫ناامیدم نکن، ویکی

‫اون اگه رفته باشه، ‫اطلاعاتت به درد عمه‌ت می‌خوره

‫زین، بهت قول میدم رفیق. ‫مایا همین‌جاست

‫هنوز چند ساعت وقت هست

‫امشب آماده‌اش کن. ‫منتظر تماسم باش

‫یک، دو، سه

‫- ای بابا، یه‌کم کمک کن ‫- دارم کمک می‌کنم دیگه

‫- یکی از شما باید مراقبش باشین ‫- یا خودت

‫نه. من باید بیرون منتظرِ رسیدن آقا باشم

‫من آدم‌شونم

‫فقط باید بشینی بیرون در. ‫چیه مگه می‌ترسی؟

‫از اونجایی که شما دوتا انقدر بی‌خایه‌اید، ‫من ازش مراقبت می‌کنم

‫باشه. بهتون خوش بگذره

‫کسی هست؟

‫خفه. خفه شو.

‫عمو هنری؟

‫عمو هنری؟

‫- سلام ‫- سلام. در اصلی رو زدم

‫آره. ببخشید

‫الان موقع خوبی نیست. خیلی شلوغیم

‫زیاد وقتتو نمی‌گیرم...

‫فقط چند سؤال ازت داشتم

‫- خصوصی ‫- چطوره فردا بهم زنگ بزنی؟

‫اداره مالیات داره پیست اسکیت ‫رو حسابرسی می‌کنه و کلی کار ریخته سرم

‫ای وای، اداره مالیات؟ ‫کمکی از من برمیاد؟

‫نه نه. همه‌چی ردیفه

‫احتمالاً نباید کیلومترِ اون اسکیت‌ها ‫رو صفر می‌کردم

‫پس... میرم می‌ذارم به کارت برسی

‫ممنونم. شبت بخیر، بانی

‫این دیگه چی بود؟ ها؟ ‫می‌دونستی قراره بیاد اینجا؟

‫- نه. ‫- بازم کسی قراره بیاد؟ برو

‫مرکز؟ مرکز، من...

‫بیا اینجا ببینم

‫اوکی‌ای؟

‫حالا اوکی می‌شم

‫دارم انجام میدم. دارم انجام میدم

‫گویا اصلاً عجله‌ای ندارن

‫منتظر چی هستن؟

‫بس کن

‫یعنی دنبال راه فرار نگردم؟

‫خودت می‌دونی

‫منظورم چیه.

‫ببین

‫من فقط برای چندتا کار اینجا اومدم

‫دلیلی نداره زندگیت رو بهم بریزم،

‫وقتی نمی‌خوام زیاد اینجا بمونم

‫چرت و پرت نگو

‫حتی نمی‌تونی

‫تو چشمام نگاه کنی

‫من خیلی منتظرت موندم

‫هر شب و هر شب

‫تا سال‌ها

‫اون‌وقت تو حتی به خودت زحمت ندادی

‫یه پیام به من بدی

‫ما ارتباط‌مون قطع شد

‫پیش میاد دیگه

‫ارتباط ما قطع نشد

‫اون همه ایمیل و اس‌ام‌اس

‫جواب هیچ‌کدوم رو ندادی

‫بعد از مرگ پدرت هم

‫ جواب پیام‌هام رو ندادی

‫من می‌خواستم پیشت باشم

‫بی‌خیال ویکی. ‫بذار برم مایا رو راضی کنم

‫بهش میگم سوءتفاهم شده

‫این‌طوری اگه الان از اینجا بری،

‫نمی‌خواد نگران چیزی باشی

‫تنها کسی که الان باید نگران باشه، اونـه

‫چه غلطی کردی؟

‫نه. مایا با برگشتن به خونه ‫این بلا رو سر خودش آورد

‫من فقط پروسه‌ش رو سریع‌تر کردم

‫به کسی زنگ زدی؟

‫آره خب، بذار یه چیزی رو بهت بگم هنری

‫من دیگه دستور نمی‌گیرم. ‫از جناب‌عالی

‫هنوز فرصتش رو داری ‫از این ماجرا زنده بیرون بیای.

‫فکر کردی اون همین‌جوری بهت پول میده ‫و می‌ذاره بری پی زندگیت؟

‫هنری من اگه جای تو بودم،

‫خودم اونو تحویل می‌دادم ‫و مژدگونی‌اش رو می‌گرفتم.

‫تو از خیرش گذشتی و من قاپیدمش

‫ویکی!

‫بدو بیا، ویکی ‫به‌خدا یه چیزی شنیدم

‫ممکنه فرار کرده باشن

‫باشه خب، زودباش ‫طرف الان می‌رسه

‫دستبندش رو باز کرده. ‫گفتم که یه صدایی شنیدم

‫هی، هی هی. ‫بهش شلیک نکنی

‫اگه موقع رسیدن‌شون اون مُرده باشه، ‫پولی بهمون نمی‌رسه

‫هی. تفنگ‌هاتونـو بگیرید پایین

‫من می‌تونم باهاش حرف بزنم

‫خواهش می‌کنم

‫تفنگت رو بیار پایین، گریس!

More Farsi Persian subtitles for Echo

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left