Οι πρώτες 200 γραμμές.
قبلاً
تصادف در فعالسازی شتابدهنده ذرات
ممکن است عواقب وحشتناکی داشته باشد
زمینی که میشناختیم، دیگر وجود ندارد
باید ما رو نجات بدی
چهار ساعت وقت داریم. موقعیتتون کجاست؟
ما ۳۶۷ کیلومتر از کشتی شما فاصله داریم. درست در محور عمودی شما
ما میخواهیم فضاییها رو بگیریم
اون شیء یک ترانسپوندره. چهار روز بعد از فاجعه
ما شروع کردیم به دریافت شش سیگنال ماهوارهای
من قبلاً این لکهها رو دیدم
نه تنها سیگنالهای دوربرد ارسال میکنه، بلکه دریافت هم میکنه
روشنه؟ آره
اگه جرئت کنم باهات روبرو بشم و نقشههات رو به خطر بندازم، منو میکشی؟
درنگ نمیکنم
آینهوآ رو تنها بذار اگه نمیخوای توی یه جعبه ته اقیانوس بیدار شی
تا حالا شده
یه نفر رو اونقدر دوست داشته باشی که دلت بخواد تا آخر عمر ببوسیش؟
اگه نمیخوای با من باشی، به نظرت احترام میذارم
ولی با هیچ پسر دیگهای نمیتونی باشی
دفعه بعد، میکشمش
و پدرت
و البته، خواهر کوچولوت
اشتباه کردم. من دوستت ندارم، اولیسس
اهمیت نمیدم چی میگی
میدونم که دوستم داری
توی چند دقیقه زندگیم کلاً داغون شد
دوستم داری؟ نمیدونم
"نمیدونم" درست قبل از یه لگد درست و حسابی میاد
من خیلی عاشقشم
اون دوستم نداره
خب، که چی؟
میخوام بهش بگم که واقعاً دوستش دارم و میخوام باهاش باشم
باید یواش بری جلو. اگه زیادی بهش گیر بدی، فرار میکنه
من کنترل خودمو از دست دادم
میدونی این قضیه آخرالزمانه. همه چیز بزرگنمایی میشه
و من هم بزرگنمایی شده و گیج شدم
تو واقعاً عاشق جولیا شدی؟ دیوانهوار
نمیتونی عشق رو انتخاب کنی
جولیا داره ریکاردو رو به خاطر آپاندیسیت عمل میکنه
اون داره خون زیادی از دست میده
از اون گاز استریل استفاده کن
فقط اگه اون نیزه دریایی رو شلیک کنی، باور میکنم دوستم نداری
بیارش پایین. آروم
چی شده، پیتی؟ کسی اینجا نیست
ریکاردو، سفینه خالیه. فضانوردا اینجا نیستن
جولیا!
جولیا!
جولیا!
عمو خولیان میگه اسلحه کار شیطونه
و اگه ازشون استفاده کنی، ممکنه اتفاقی بیفته
جولیا!
تصادفا همیشه مثل هم نیستن. خبرچین
بعضی وقتا تقصیر یه نفره و بعضی وقتا نه
اولیسس، خیلی متاسفم
نه... من متاسفم
من باید متاسف باشم
اگه بهم شلیک نمیکردی
هیچ وقت باور نمیکردم دوستم نداری
حرف نزن
حالا میفهمم
داری چکار میکنی؟ لطفاً تکون نخور
وقتی بچهای، تصادفا تقصیر تو نیست
وایسا! من باید برم بیرون
وایسا، داریم کمک میخواهیم. دارم به جولیا زنگ میزنم
اون داره میاد کمکمون کنه
جولیا! چی؟
کمک نخواه. خودت قراره این کارو بکنی
آینهوآ
هیچ کس نباید ببینه تو این کارو باهام کردی
نه... جولیا داره میاد کمکمون
آینهوآ، اونا نباید بفهمن
که بهم شلیک کردی. نباید بفهمن. برام مهم نیست. جولیا!
اولیسس... چی شده؟
خدای من. چی شد؟
داشتم نیزهها رو تمیز میکردم و وقتی یکی رو برداشتم
ناخواسته شلیک شد
اگه آینهوآ اینجا نبود، من مرده بودم
مرده بودم. حسابی کارم تموم بود
باید نیزه رو ببُریم
برو بهداری و اره جراحی رو بیار
این درد داره
بعضی چیزا بیشتر درد دارن
به نظرم وقتی بزرگتر میشی
فرار کن، آینهوآ!
اتفاقای کمتری میفتن
ولی گناهکارتر میشی
تکون نخور
اولیسس!
اولیسس!
فضاییها!
خبری هست؟ نه
فضاییها!
سلام! فضانوردا!
فضاییها! حباب، میتونم دوربینت رو داشته باشم؟
اونجا چه خبره؟
دریا گِلآلود به نظر میرسه
اون دریا نیست
دریا اون رنگی نیست
بازدیدکننده تاریک
انگار نشت نفته. بوی نفت میاد.
من فقط بوی اقیانوس رو حس میکنم.
حباب، اینو نگه دار.
باشه.
حباب، مواظب باش.
نمیتونم ببینم چیه، ولی هر چی هست، ازش خوشم نمیاد.
به نظر نمیاد که دسته ماهی باشه.
اگه دسته ماهی بود، پشتهای براق ماهیها رو میدیدیم.
نباید به کاپیتان زنگ بزنیم؟
نه. بذارش به حال خودش. تازه یه عمل لعنتی انجام داده.
استخونشکن! امروز استخونشکنی نداریم، عزیزم.
تاک راست.
تاک راست.
امروز تولد مامانه.
هیچوقت تولد اون یا تولد تو رو فراموش نکردم.
یا مال آینوآ رو. داره میاد سمتمون.
داره میاد سمتمون!
لعنتی!
جلبک دریاییه!
ولی اینجا... نمیتونیم بریم سینما.
یا کیک بخوریم
یا رقصمون رو انجام بدیم
بابل، بیا پایین. بادبانها رو مرتب کن. مفهوم شد؟
این کشتی باید پرواز کنه. ما ازشون رد میشیم
شاید نتونیم بریم سینما
اما کیک و رقص
حتماً انجامش میدیم
این کشتی رو که یه سالاد متوقف نمیکنه. نه.
فکر نمیکنم ایده خوبی باشه، معاون اول
ما قراره تو این کشتی برقصیم؟
من جلبک دریایی زیاد دیدم. این طبیعی نیست
این فرق داره. برام مهم نیست
داریم پشت سر میذاریمش
ما هم هستیم
قراره لباس بپوشیم؟ مثل روز عروسی؟
بیست و دو گره. یالا!
لطفاً اون بادبانهای مثلثی رو جمع کنید!
اما، مامان اینجا نیست
میخوای با کی برقصی؟
چی داری میگی؟
شاهزاده کوچولوی من کیه؟
منم. پس حالا با کی برقصم؟
با من. و بعدش میخوام قورتت بدم!
نه!
قلقلک!
بزن بریم، ستاره قطبی!
یالا!
کاپیتان.
صبح بخیر.
فقط میخواستم زخمتون رو ببینم و پانسمانش رو عوض کنم.
داره بهتر میشه. دوست دارین بیاین با ما برقصین؟
شما دعوتین.
یالا، ستاره قطبی!
باید مثل روز عروسی، لباسای قشنگ بپوشین.
خواهش میکنم! میتونین برقصین؟
معلومه که میتونم. اگه دوست دارین برم، میرم.
چه خبره؟ من بهتون گفتم...
یالا، ستاره قطبی!
اون چی بود؟ نمیدونم.
یالا!
چی شده؟
یالا، ستاره قطبی!
بهت گفتم. لعنتی!
کشتی متوقف شده.
فقط به شتاب بیشتری نیاز داریم، همین.
این سالاد کاهوش خیلی زیاده.
با این همه جلبک، ماهیها طعمه رو نمیبینن.
و اگه نبیننش، نمیتونیم ماهی بگیریم.
خب، عزیزم، ما تمام روز سالاد جلبک میخوریم.
این کوفتی همه جا هست.
میتونی چنگک رو فرو کنی تو آب و همینطوری ثابت میمونه.
مواظب باش.
حباب... اوکی.
تا حالا همچین چیزی دیدی؟ نه.
حتی تو دریای سارگاسو هم نه.
من از جلبک خوشم نمیاد. اینو بگیر.
چقدر کثیفکاری دارن. خب، برای پوستت عالین.
داری به چی نگاه میکنی؟
جلبک.
داره حرکت میکنه.
الان داره حرکت میکنه
الان دیگه نه
احتمالاً تو پروانه گیر کردن
ولی اگه تو تیغهی سکان گیر کرده باشن
به مشکل میخوریم
دعا کن ورودی سیستم تصفیه آب رو مسدود نکرده باشن
عزیزم! چی شده؟
چه خبره؟
نمیدونم. ولی گنده و لیز بود
و از من تندتره چون شیش تا پا داره. وگرنه میگرفتمش
ببین!
الان شدیم ۴۲ تا
رفیق!
وایسا!
پیتی، یه دقیقه وقت داری؟
وقت ندارم. طبیعت داره کار خودشو میکنه
من... ویلما، باید برم دستشویی
باشه؟
بهتره بری. این کار میتونه جرم زیستمحیطی محسوب بشه
شاید فردا
No comments yet. Be the first to leave one.