Tomorrow is Today

Tomorrow is Today (Mañana es hoy)

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Πληροφορίες έκδοσης

Mañana es hoy 2022 2160p AMZN WEB-DL DD5 1 HDR H 265-playWEB
Ένα Σχόλιο από warez
Translated subtitle from English to Persian Mañana es hoy 2022 زیرنویس فارسی فیلم

Ετικέτες

webdl
Δημοσιεύτηκε στις: 2025-12-05
Λήψεις: 11
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

ساعت ده باید راه می‌افتادیم، الان ده و بیست و یک دقیقه‌ست.

حالت خوبه، لولو؟

خوبم.

سیگار می‌کشی؟

سیگار می‌کشی تو؟

لولو، اگه ببینم سیگار دستت، تا یه ماه حبس می‌شی تو خونه--

کی می‌تونه باشه؟

ده و بیست و دو دقیقه‌ست. با این وضع، هیچ جا نمی‌ریم.

الو؟

نه، انریکیتو، نه. هزار بار بهت گفتم.

عکسای براق دو پزتاس گرون‌تر از مات‌هاست.

نه! اون‌ها سایز ۱۰ در ۱۵ هستن.

بی‌خیال، خودم میام پایین.

دارم میرم مغازه. انریکیتو کلافه‌م کرده!

چی‌کار می‌کنی؟ ایروبیک؟

پیلی، تورو خدا، ساعت ده و بیست و سه دقیقه‌ست دیگه!

الان؟ و من دارم وقتمو تلف می‌کنم واسه جمع کردن وسایل همه.

ساندویچ‌ها رو یادت نره.

پپه، من که نمی‌تونم همه کارا رو بکنم.

می‌تونیم یه جایی غذا بخوریم.

به اندازه کافی برای تعطیلات خرج کردیم. دیگه نمی‌تونیم بیرون غذا بخوریم!

عمراً. رودی می‌تونه کمکت کنه.

رودی! تنبلی رو ول کن و برو به مادرت کمک کن!

داری چی‌کار می‌کنی؟

بابا، اونجوری که فکر می‌کنی نیست.

داشتم یه پمادی می‌مالیدم و...

پماد؟ چه پمادی؟

نزدیک بود بپاشه روم. برو به مادرت تو ساندویچ‌ها کمک کن.

اول دستاتو بشور، میمون!

تو بزرگراه ساخت و سازه. از خروجی والوِرده برو.

تو ساگریلاس تند نرو. گاردیا سیویل اونجاست.

فینا، خدا این سر پر افتخارتو حفظ کنه.

ده و بیست و چهار دقیقه‌ست.

نگران مغازه‌ت نباش، تو دستای امنیه.

آره جون خودت.

بمیر. بمیر!

هوی!

چی شد؟ نیم ساعت طول کشید تا شارژش کنم.

مشتری‌ها رو نمی‌بینی؟

داشتم رکوردمو می‌زدم.

تازه یک ساعت و بیست و هفت دقیقه‌ست مسئولیت رو به عهده گرفتی.

خواهش می‌کنم، انریکیتو. خواهش می‌کنم.

ببخشید، الان خدمتتون می‌رسیم.

کسی میاد به کار ما رسیدگی کنه یا نه؟

به زودی.

رودی! پسر.

وسایلت دست منه.

برو سراغ توریست‌ها. اونا بیشتر از پائلا می‌خوان.

به شرطی که دستم به سینه بخوره.

احمق، این دو سال پیش تاریخش تموم شده.

لاستیکه. لاستیک که تاریخ انقضا نداره.

دختر، بهت نگفتم ژاکت منو نپوشی؟

بهم بیشتر میاد.

انریکیتو، تورو خدا.

من چطوری برم لب دریا راحت باشم؟

این کله‌پوک مغازه ۱۵ ساله منو تو ۱۵ روز نابود می‌کنه.

بابا، من می‌تونم بمونم و کمکش کنم.

می‌خوای به چارلی کمک کنی.

می‌تونی بیای خونه ما بمونی، یه تخت تاشو دارم.

انریکه، تورو به خدا! برو مغازه!

لعنتی.

شاید مجبور شم چند روزی بمونم تا اون یاد بگیره،

و بعداً با اتوبوس برم.

پس می‌تونی بمونی؟

چارلی هم لولو رو سیر می‌کنه.

اینجوری در موردش حرف نزن!

تو می‌ذاری هر کاری که می‌خواد بکنه!

کاری رو می‌کنی که من میگم.

دیدید؟ دیکتاتوریه.

بسه دیگه. از همه‌تون خسته شدم.

اگه خسته شدی، پس چرا باید با هم بریم تعطیلات؟

ببین. آروم باش.

لعنت به تعطیلات. ما همینجا می‌مونیم.

ده سال، پپه.

ده سال رو من صرف تماشا کردن تو کردم که عکسای تعطیلات بقیه رو چاپ کنی.

همسایه‌هامون که تو لا مالاگوئتا ساردین می‌خوردن.

با برج پیزا عکس می‌گرفتن. تو لیسبون حوله می‌خریدن.

در حالی که من و بچه‌هام تو خونه فقط با یه پنکه گیر افتاده بودیم.

حالا می‌خوای تعطیلاتمون رو ازمون بگیری؟

تو با لبخند سوار می‌شی،

و تا وقتی که نرسیدیم به اون ساحل لعنتی، دست از لبخند زدن بر نمی‌داری

و کونامون رو تو مدیترانه لعنتی نذاریم!

فهمیدی؟

خب، ساعت ده و سی و یک دقیقه راه می‌افتیم.

زمان عالیه‌ایه، نه؟

بریم لب دریا

خیابان ژنرال یاگوه

بریم لب دریا

بریم لب دریا

اشعه‌ها تورو برنزه می‌کنن

و همه چیزو آبی می‌کنن

بریم لب دریا

بریم لب دریا

آپارتمان‌های خورشید و دریا

بریم لب دریا

بریم لب دریا

خب؟ فوق‌العاده‌ست، نه؟

دو کوچه اونورتر از دریا. نفس می‌کشیم زندگی و دریا رو.

ولی پپه، اینجا که هتل نیست.

درسته، آپارتمانه.

هم آزادیم، هم راحت‌تریم.

چشم آقا.

هتل واسه چیت می‌خوای؟ من که هستم.

برای مرتب کردن تخت، ناهار، صبحونه.

بیخیال، پیلی.

هتلا اون محبتی رو که تو می‌کنی، نمی‌کنن.

متلک جنسیتی امروز.

باز شروع شد؟

اگه من جنسیت‌گرا بودم، این همه واسه مادرت خرج می‌کردم؟

تلویزیون رنگی داره، ماشین لباسشویی نو، ماست‌ساز.

وای خدا! بابا رو کجا پیدا کردی؟ تو غار؟

بریم.

پسرم، یه نصیحت: تو کار دوست‌دختر عجله نکن.

دوست‌دختر؟ همین که یه حال و هولی بکنم، راضیم!

برو دیگه.

فکر کنم آره.

پپه! کدوم طبقه است؟

طبقه اوله.

حتماً سفارشو تحویل بگیر. معمولاً ساعت دوازده می‌رسه.

و رسید رو امضا کن.

نه، نمی‌خواد امضای منو تقلید کنی، انریکیتو!

خودت امضا کن، مرد. بای.

الان یازده و بیست و سه دقیقه است. بجنبید خانواده، جای خوب گیرمون نمیاد.

بله قربان.

پپه، مثل باربرهای تارزان شدیم.

پیلی، گوش کن.

یه سورپرایز تولد واسه دخترمون دارم. دیگه غر نمی‌زنه.

تا ساعت دوازده و چهل و پنج دقیقه، صبح رو کنار ساحل می‌گذرونیم.

یه پائلا سفارش دادم.

ساعت چهار و پنجاه دقیقه از رستوران راه میفتیم و می‌ریم شهر.

تا ساعت شش، هرچی دلش خواست می‌تونه بخره.

خب، شیش و بیست دقیقه، عزیزم.

ما که برده زمان نیستیم.

معلومه که نه.

بعد، تولدت مبارک می‌خونیم، و...

سورپرایز! کادوی تولدش رو بهش می‌دیم.

وای پپه!

خیلی قشنگه!

"لولو. از طرف بابا و مامانت." خیلی دوستش دارم.

کارت خریدی؟

بذار ببینم.

"فردا امروز است. و تولدت رو تبریک می‌گیم."

عالیه.

بریم.

آب... آبجو...

دیدی لولو؟ شاهزاده داره خوشگل‌تر می‌شه!

لولو!

خودتو با موزیک و دفتر خاطراتت تنها می‌کنی.

سی سال دیگه، دلم می‌خواد این تعطیلات مزخرف رو یادم باشه.

سی سال دیگه به دفتر خاطرات نیاز نداری.

ما ایمپلنت سایبورگ تو مغزمون داریم.

آره حتماً.

این زندگیه، خانواده.

یالا، یه عکس بگیرم.

آره!

اونجا وایسا.

بیا. بیا اینجا، عزیزم.

اینطوری. خب، لبخند بزنین.

عالیه!

بزرگش می‌کنم و آویزونش می‌کنم تا مشتری‌ها زندگیمون رو ببینن.

یکی دیگه.

خیلی خوب. یه عکس طبیعی. عالیه.

اون دوست‌پسرت نیست؟

هی، خانواده!

چه تصادفی! داشتم با...

با برادرزاده‌هام، آره.

بچه پررو.

شیطونن.

بابا، حالا که تولدمه،

فکر کردم خوبه با هم جشن بگیریم.

چی؟ عمراً! تولدت رو با خانواده‌ات می‌گذرونی.

بریم...

بریم سوار اون قایقا بشیم.

چارلی، متاسفم که تا اینجا اومدی. بریم.

بابا، من خودم تصمیم می‌گیرم تولدم رو با کی بگذرونم.

من هجده سالم می‌شه، نه شیش سال.

چه آینده‌ای با این بی‌عرضه خواهی داشت؟

چی گفتی بهم؟

تو یه بی‌عرضه‌ای! یه آدم بی‌خاصیت!

بابا، همین الان کادومو خراب کردی، آینده‌مو خراب نکن!

عزیزم.

لولو!

خواهش می‌کنم پپه، تمومش کن.

همه دارن نگاه می‌کنن.

ما چیکار کردیم که اون با اون لات دوست شده؟

بابام همین حرفو در مورد تو می‌زد. حالا ببین ما کجاییم.

دو تا بچه و یه قسط خونه.

لولو!

چیه؟

یادت باشه رزرو ما ساعت سه است!

ساعت دو و چهل و پنج دقیقه!

به چارلی بگو باهات بیاد.

دیگه چی می‌خوام، باید غذای اون بی‌عرضه رو هم حساب کنم.

پائلا برای چهار نفره، پیلی.

عاشق اینم که پائلای اضافه بخورم.

یالا، موهاتو باز کن.

خیلی خوب. عالیه، عزیزم. محشره.

فقط باید موهاتو ببافی تا شبیه بو درک بشی.

خیلی لوسی.

هی، پپه، زیادی دور نیستیم؟

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left