Viking

Viking (Викинг)

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Πληροφορίες έκδοσης

Viking 2016 ALL BluRay
Viking 2016 720p Brrip Ganool
Viking 2016 720p Brrip MkvCage
Viking 2016 720p Brrip x265 rmt
Viking 2016 1080p 720p Brrip YIFY
Ένα Σχόλιο από mamaliori
💓WWW.KINGMOVIE.BIZ💓 ♛فیلم های جدید را با زیرنویس فارسی دانلود کنید♛

Ετικέτες

BluRay
brrip
720p
720
ganool
mkv
MkvCage
x265
1080
Δημοσιεύτηκε στις: 2018-02-23
Λήψεις: 52
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

تاریخ یک نشانه است برای اینکه ما بیمار هستیم

سال 977 - روسیه

خانواده روریک به سرزمین های اسکاندیناوی حکومت میکنن و مسیر تجاری ورگس به یونان رو

منطقه وایکینگ ها از شمال تا امپراطوری روم در جنوب است

بعد از مرگ شاهزاده ساویوتسلاو اول سه پسرش دارائی های اون رو تقسیم کردن

در کیف، بزرگترین پسرش یاروپولک

پسر دوم در قلمرو دریویلان ها و جوان ترین پسر، ولادیمیر، در نووگراد

اولگ به شاهزاده یالپولک حسودی میکند و با دشمن دیرینه مشاوره میکند

با یک دشمن قدیمی روریک ها شاهزاده روگولد از پولوستک

وقتی من چشمانم رو میبندم جنگلی رو در زمستان می بینم

برف سفید سرد، در مورد مرگ حرف میزنه

اتفاقی که در اینجا افتاد زندگی ما رو عمیقاً تغییر داد

پولوتسک

اونجا

اونو شنیدی ؟

من در تمام زندگیم به خانه روریک خدمت کردم چرا باید پسر تو اولگ رو انتخاب کنم ؟

چون اون دیوانه بود درست مثل پدرش

هرچند زیاد هم باهوش نیست

ما در جنگل تنها نیستیم بعد از اونها !

زود باش، زود باش

کسان دیگری هم بودن

بیا ! زود باش

کجاست ؟

اون تبر کجاست ؟

بندازش

ما آدم های برادر تو هستیم این شکار و طعمه ماست

بله

کدوم برادر ؟

من دو برادر دارم

آه ؟

جوان ترین ؟ ولادیمیر ؟

ما در کیف هستیم

کافیه، کافیه !

اون به یاروپولک خدمت میکنه میتونسم تقسیمش کنیم

ما دندان گرد نیستیم تقسیم کنیم ؟

تقسیم کن

یاروپولک بهترین سربازها رو داره

بزرگ ترین قلعه

و این هنوز کوچیکه

استویلج ؟ منتظر چی هستی ؟

وایستا !

اون یاراپولک هست

با برادرت صحبت کن

ما غرامت مرده رو میدیم و به خاطر اینکه اتفاق افتاده

تو سرباز منو کشتی من چطور با این کنار بیام ؟

من یک هدیه عروسی دارم برای دختر اون

افراد تو میخواستن اونو بگیرن من هم برای یک هدیه عروسی اومدم

برای تو

بیارش پیش من

من تو رو دعوت نکردم !

ما به پولوتسک میریم عروس منتظر ماست

صحبت کردن در بیرون دیوار راحت تره

ما باید همه اونا رو بکشیم

پولوتسک

بیاین بریم !

هنوز آدم هایی در سراشیبی ها هستن

بیاین بریم. سریع تر !

از سر راه برو کنار !

سریع تر !

دروازه رو ببندید ببندید !

زاد و ولد نیازمند انتقام برای این خون ریزی هست

یاراپولک تصمیم گرفته منو قربانی کنه

همینجا، خانه دشمن شما شاهزاده روگولد

پس همه میدونن که نباید یاراپولک رو به خاطر مرگ اولگ سرزنش کرد

ولی خون برادرش به گردن اونه

یاراپولک ! جواب منو بده چرا اون از جلوی من فرار کرد ؟

من بهش فشار آوردم ؟

گیوس افراد تو داشتن ما رو تعقیب میکردن

تو به پدر من خدمت کردی اون مرده

و تو زنده هستی

تو به برادر من خدمت کردی همینجا

و تو زنده هستی

شاید من زنده بمونم چون تو به من خدمت نمیکنی

مساله همینه

تو برادرت رو از دست دادی وقتی من داشتم از تو دفاع میکردم

اون میگه اگر تو کاری بر خلاف قانون کرده باشی ، تو رو جلوی دروازه تحویل میدیم

این آخرین حرفته ؟

زود باش

ولم کن !

تو آماده ای ؟ صبر کن .. صبر کن

بله

موهای منو نگه دار

تا آلوده نشی .. در چشم خدای پدر من

دست نگه دارید من خدای جنگ رو دفن کردم !

تو باید اینو بهش بگی

دست ..

دوباره تو نمیتونی قانون رو به خاطر اون تغییر بدی !

این درسته !

دو بار، بر طبق قانون

اون این حق رو داره

وایستا ! باید اونو عقب نگه داریم

بیام عقب ؟!

ولش کن

تو درست میگی

ضرورتی نداره اجازه بدم اون بره

یادت باشه یاراپولک ! تو به خاطر مرگ اولگ گناهکاری

تو عاشق قانون هستی ! تو با قانون انتقام خواهی گرفت

ولادیکیر هنوز زنده ست !

میبینی ..

وایکینگ

علی پولوتسک

متقاضی اون طرف مذاکره میکنه

اول من برای شاهزاده نووگراد جنگیدم و بعد با وایکینگ های شمال

حالا ما اینجا هستیم

یاراپولک دشمن من نیست دوست من هم نیست

تو میخواستی برای دو برادر بجنگی به من هم کمک کردی

این یک جنگ نیست !

این دفعه هست تو به خاطر همین اومدی ؟

پدر ، اون خواستگار کیه ؟

من ! ولادیمیر !

راحت حرف بزن

شاهزاده خانه روریک ها

ولادیمیر ؟ شنیدم

این درسته که تو از ترس سربازان برادرت فرار کردی ؟

به شمال، اینطور نیست ؟

من با وایکینگ ها بودم

پس چرا اومدی اینجا ؟

تو برادرت رو اینجا پیدا نخواهی کرد من به خاطر تو اومدم

خوشحالم که شما رو ملاقات میکنم

من میخواهم خانه های خودمون رو متحد کنم

اینو بگیر، لباس محلیه

من اونجا شاد خواهم بود ؟ با تو به جنگ خواهم رفت ؟

ما هردومون شادتر خواهیم بود

مگر اینکه تو بترسی بیا و موضوعات خودت رو مطرح کن

پس .. تو قبول میکنی ؟

به نظر میاد اون مرغ دوست نداره

تو برای سربازها اومدی من تو رو میخوام، نه سربازها

پدر، این به خاطر من نیست بلکه به خاطر توئه

صبر کن بیا صحبت کنیم

صبر کن مصاحبه تموم شد

هیچ کدوم از این اتفاقات نخواهد افتاد

تو منو خوب نمیشناسی من همه چیز رو در مورد تو میدونم

اسمالجی .. میدونی چیه ؟

گفتم .. گوش کن

حرف بزن ! اوه، واقعاً ؟

تو چی میدونی ؟

تو پسر یک برده هستی

اگر من با تو ازدواج کنم

من چکمه های پسر یک برده رو تمیز خواهم کرد

اسمالجی

اون یک شاهزاده نیست ؟ اون سک شاهزاده هست

برادرت، شاید اونو قبول کنم، اون یک شاهزاده ست، ولی تو .. تو هیچ کس نیستی

آروم باش

من عاشق مادرم هستم اجراش کن

تلافی

در اولین نبردش ..

با برادرانش اون یک شاهزاده نبود بلکه پسر یک برده بود

طبق قانون اون حق داشت با برادر بزرگ تر جنگ کنه

شاهزارده بزرگ یاراپولک تا با اون مساوی بشه

دود بیشتر !

ولادیمیر میخواست با شاهزاده پولوسک متحد بشه

و حالا ما داریم علیه اون جنگ میکنیم

چرا از ما انتقام نگیره به خاطر هجوم اون ترسو

یا برده

بیاین برای حمله به برسک آماده بشین من با وایکینگ ها میرم

بیاین به دروازه قدیمی حمله کنیم

به من نگاه کن

گوش کن

اونو مثل یک هیولا حس کن با یک خشم مقدس و قدرت حیوانی

انتقام !

انتقام ! همشون رو بکشید !

تو بدون اخطار اومدی

خشم رو بهش نشون بدید !

تو میتونی یکی از ما بشی

برو ! اون نظرش عوض شده و میخواد چکمه های اونو دربیاره

بلند شو ! ولش کن !

من ؟

اونا رو کشتن

تو میخوای اینجا مخفی بشی ؟ تو چیکار کردی ؟

بزار من برم !

ما یک خانواده هستیم دراز بکش !

ولش کن چیه ؟

با من بیا، اون میخواد انتقام بگیره ما داریم کجا میریم ؟

جدی میگم ما باید جنگ کنیم

هیچ جنگی در کار نخواهد بود

ما با صلح خواهیم رفت

از اینجا دور شو

منظورت چیه ؟ ما منطقی خواهیم بود

یاراپولک باید تاوان مرگ اولگ رو بده

یک باز پس گیری

برای من و مردم من

یاراپولک اولگ رو مشته تو فراموش کردی ؟

مردم تغییر نمی کنن

بیا بریم به کیف

با صلح

تو با من میای

تو همسر من هستی

من عاشق این خواهم بود

کیف

من میرم پیش جادوگر

سلام !

من برادر شاهزاده هتسم

من دنبال یاراپولک میگردم میخوام باهاش حرف بزنم

بیا بریم

مردم کجا هستن ؟ خیلی ساکته

مردم فرار کردن

بیا یه نگاهی بنداز

تبر پدرت

شهر خالی شده

تو میدونی چرا مردم تغییر نمیکنن ؟

More Farsi Persian subtitles for Viking

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left