Legion

Legion

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Σεζόν 1

Πληροφορίες έκδοσης

Legion S01E07 HDTV x264-SVA
Legion S01E07 720p HDTV x264-AVS
Legion S01E07 XviD-AFG
Legion S01E07 480p x264-mSD
Legion S01E07 HDTV x264-RBB
Legion S01E07 480p HDTV x264-RMTeam
Legion S01E07 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Legion S01E07 720p HEVC x265-MeGusta
Legion S01E07 HDTV x264-SDI
Legion S01E07 HDTV XviD-RMX
Ένα Σχόλιο από Mahi_Beheshti
.::::: 30nama.click :::::. ترجمه و زیرنویس از مــاهــی

Ετικέτες

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
x265
HEVC
480p
480
XviD
Δημοσιεύτηκε στις: 2017-03-26
Λήψεις: 60
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

مراسم تعمق تا بیست دقیقه دیگه

.در اتاق فعالیت شروع میشه

باهاش چکار کرد؟

باهاش چکار کرد؟

باهاش چکار کرد؟

باهاش چکار کرد؟

باهاش چکار کرد؟

باهاش چکار کرد؟ باهاش چکار کرد؟

باهاش چکار کرد؟

.هی؛ خشگله

درمورد روزی برام بگو که .دیوید اومد باهات زندگی کنه

چرا؟

یک مردی اونو با خودش آورد ،آره؟

- من چهار سالم بود - ولی بیاد میاری

!دروغ نگو

.دیروقت بود

...من تو اتاقم بودم و

.صداهایی شنیدم

.واسه همین یواشکی رفتم رو پله‌ها

.واسه یکمدت طولانی فکر میکردم رویا بوده

.آره، خودش بوده

اوه، باهاش چکار کرد؟

باهاش چکار کرد؟

- باهاش چکار کرد؟ - چرا داری اینکارو میکنی؟

- .اون فقط یک بچه بود - باهاش چکار کرد؟

.الان دیگه یک بچه نیست

.بنظر یکی از حیوون‌ها از کنترل خارج شده

.مجذوب‌کننده‌ست

تو حالت برودتی خودت رو تبدیل به

.یک مکعب یخی کردی

ارائه‌ایی از بزرگ‌ترین و کامل‌ترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click

وقتی امروز صبح بیدار شدم

با خودم گفتم، الان وقت صرفه‌جویی .در روشنایی روز میرسه

.بعد فهمیدم که من اصلا نمیدونم اون یعنی چی

یعنی وقتی که ساعت‌ها رو جلو یا عقب میبرند

.تا بشه از روشنایی روز بیشترین استفاده رو کرد

ها

.خیلی جالب نیست

.فکر کردم واقعا روشنایی روز رو ذخیره میکنیم

خدای من

.الیور، حتی یکذره هم پیر نشدی

- اوه، نه، واو - اوه، اوه، اوه

.صبرکن تا ملانی ببینه

ملانی؟

- همسر...همسرت - همسرم؟

...اون

میخوام بگم که اون احیانا...چینی‌ هستش؟

- .نه، چینی نیست - فهمیدم

ژاپنی چی؟

.نه، اصلا آسیایی نیست

.خوبه که فهمیدم ....من خیلی وقته که

اینجا بودم، میدونی دیگه .یا حداقل من اینطور فکر میکنم

ساعت‌ها....از ساعت طولانی‌تر چیه؟

سال‌ها

...حافظه‌م یکم...یکم

اوه، چه کلمه‌ای بود؟ کلمه‌ش چی بود؟

ظرف‌؟ نه

بگذریم، خلاصه فکر کردم بهتره نجاتشون بدیم

دوستاتون رو.من داشتم تماشا میکردمشون

اینو ببین...اون یارو دیوید .و دوست هیولاش

مارو نمیتونه اینجا پیدا کنه .اگه احیانا نگرانی

- پارازیت - آره، منم همینو گفتم

پارازیت، اونم از نوع ذهنیش

...آره، هوشیاری جداگانه از سمت دیوید

...خودش رو به اون متصل کرده و داشته

.از قدرت اون برای تغذیه‌ی مال خودش استفاده میکرده

تو که نمیخوای...میخوای تمام مدت همینکارو ادامه بدی؟

- کدوم...کار؟ - .تموم کردن جملات من

.نه، ببخشید، عادت قدیمیه

تو که احتمالا یک

- تنار نیستی؟ - تنار؟

منو دیوید میخوایم یک گروه کر راه بندازیم

یک چیزی تو مایه‌های «بشکه‌های جمع‌شده»

.خبری نیست بابا، شوخی کردم

.اوه، راستی یادم اومد

تو میدونی اون چیه، مگه نه؟

.متاسفم، یکم تو راه به مشکل خوردم

- ...چی - . هیولا رو میگم

.تو میدونی چیه

یا بهتره بگم کیه؟

.فاروک

من ذهن دیوید رو خوندم، میدونی .وقتی اونها اینجا گیر افتاده بودن

اون و دیوید، اون خیلی باهوشه .هیولا رو میگم

ولی تمام انرژی خودش رو میزاره .برای فریب دادن دیوید

.بدون فکر از ششِ اون مراقبت میکنه

...و از شش منظورم

- منظورم چیه؟ - ...صبرکن، وایستا، یعنی میخوای بگی

!البته .آمال فاروک

!باید میدونستم، اون سگ

- اوه، سگم هست؟ - .تو حافظه‌ی دیوید

...خودش رو شبیه به یک سگِ تازی

.کوچولو و ناز درآورده

...ولی اسمش...شاهِ...باید

.آمال فاروک

.پادشاهِ سایه

- .باید نجاتشون بدیم - مگه منم همین رو نگفتم؟

.مطمئنم همینو گفتم، نجاتشون بدیم

بعد از بحث درمورد زن چینی

.که راستش هنوز کاملا متقاعد نشدم

مطمئنی چینی نیست؟ آخه بنظرم من

...یک چیزهایی از یک شب .باشه ولش کن

.بسیارخب

حالا سوال بعدی اینه که، چطوری؟

چطوری نجاتشون بدیم؟

.آخه ما فقط ذهنشون هستیم

...و بدن هاشون

.حسابی شلوغ پلوغ شدند

.دارن با مرگ دست‌و پنجه نرم میکنند

.اون برای من خیلی قویه

.فاروک

از نظر فیزیکی قدرتمنده

دیوید میتونه همه‌ی شمارو از .رویاش بیرون کنه

.ولی درحال حاضر توافق کرده

فاروک اون رو تو یک گوشه از .ذهنش محبوس کرده

.بزودی برای همیشه نابود میشه

.و بعدش پادشاهِ سایه میشه دیوید

.شرابِ شیرینش زیاده

میخوای یکم بیشتر وودکا بریزم برات؟

دیوید

.دستگاه من

من یک حلقه‌ی نور ساختم که بصورت رندم سیگنال‌های الکترومغناطیسی

تا شعاع ۳۶۰درجه ساطع میکنه ...که باید...اگه بشه

...اگه بشه بزاریم رو سر دیوید...دیوید واقعی

در همین زمان منجمد شده، اونوقت .جلوی پادشاهِ سایه گرفته میشه

.محبوس میشه و این توهمات بیمارستان هم تموم میشه

زمان به حرکت درمیاد و دوستانت

.در یک لحظه تیربار میشن، متاسفانه

مگر اینکه بتونیم از نظر فیزیکی .حالت اتاق رو عوض کنیم

.جلوی گلوله‌ها رو بگیریم، بدن‌ها رو جابجا کنیم

.به کمک همه نیاز داریم

میتونم تورو به دوستم ژول ورن معرفی کنم؟

.مشکلی نیست

.هیولا اینجا صدای مارو نمیشنوه

اون خیلی نیرومنده، ولی الیور چندتا حیله

- .تو آستینش داره - ...اول از همه

.سید، اگه من صحبت کنم آسون‌تره

- .بیمارستان واقعی نبود - نه بابا

خب، اگه راستش رو بخواید بیمارستان واقعی وجود داره

- .ولی ما اونجا نبودیم - یک طرح ذهنی بود

.که هیولا برنامه‌ریزی کرده بود

- .من تمام مدت توجه کردم - ...درسته، خب، بدن‌ها

بدن‌های ما تو اتاق دوران کودکی دیوید هستند

.احتمالا در زمان متوقف شدند

و اگه درست یادم باشه

.یکنفر با رگبار شلیک کرد

پس فکر میکنم که، اگه زمان به حرکت دربیاد

- .ما همگی کشته میشیم - !آره، واو

...پس کاری که باید کرد پرت کردن حواسه هیولاست

...که شبیه به لنی میمونه، ولی اون نیست

تا بتونیم بدن‌های خودمون رو بدون .اینکه بفهمه نجات بدیم

و بعدش راهی پیدا کنیم تا از توهم بیمارستان خارج بشیم

-.و دیوید رو نجات بدیم - درسته

.و یک ...یک دستگاهی هم هست

- ... من یک دستگاه - عالیه، پس من میرم

بیمارستان و بقیه رو نجات میدم

.و با لنی سروکله میزنم، تو هم اونو درست کن

.تا وقتی که من بیدار میشم نمرده باشم

- مشکلی نیست؟ - آره، منم میخواستم

- ...همین کارو -. عالیه، بریم

.باشه، صبرکن، صبرکن

.اینها لازمت میشن

.الیور ساخته

...اون واسه ملانیه

.به هرحال، رو اینجا یکسری کنترل داره

.این‌ها رو ساخته که بهمون کمک کنه

بهت نشون میدن چی حقیقت داره .و چی نداره

.این‌ها هم برای بقیه

.سعی کنید جلب توجه نکنید

.چون فاروک داره تماشا میکنه

- فاروک؟ - .آره، داستانش مفصله

.فقط توهم رو نگه‌دار

.و آماده باش

.وقتی برسم اونجا بهت علامت میدم

.باید جالب باشه

.دارم میام پیشت عزیزم

!دیوید

- .بیا اینجا - نه

.الیور

اوه

...فکر کردم تو

.اینا رو تو محیط کار بزار

روی سینه‌ی یک خدمتکار در حراجی

.قیمت یک آبجو حک شده بود

و روی پشتش، برای اینکه کورها هم بفهمند

.همون قیمت به خط بریل نوشته شده بود

.الیور برد

.دنباله‌روی حقیقی مد

من قبلا شمارو دیدم؟

در شبِ شعر؟

- نه - .ولی بنظر آشنا میاید

گفتی اسمت چی بود؟

.نه، نگو بهم

.خودم بیاد میارم

.اوف، چه موقعیت ناجوری

گفتی دستگاه کجا بود؟

اون...حلقه‌ی نور؟

- .اینجا، تو دستم - همم

...پس میخوای بگی

ملانی؟

دیوید؟

More Farsi Persian subtitles for Legion

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left