Πληροφορίες έκδοσης

Skate into Love E21 480p DramaDL
Ένα Σχόλιο από AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

Ετικέτες

480p
480
Δημοσιεύτηκε στις: 2020-05-23
Λήψεις: 21
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 178 γραμμές.

ببخشید، من منظوری نداشتم

اما فکر نمیکنی که این میتونه یه اعتراف شکست خورده باشه

خیلی هم چیز مهمی نیست، شما هم که مدت طولانی پیش هم نبودید

درست نمیگم!؟

شما توی این سال ها تغییر کردید، شاید اون سنگ دل نباشه، فقط دیگه یه بچه نباشه

بعضی از احساساتی که توی قلبت نگه داشتی خاطرات خیلی با ارزشی هستن

اگه اینجوری باهاش رفتار کنی، اون حتما به خودش میگه کار خوبی کرده که ردت کرده

درست نمیگم!؟

من نباید امروز اعتراف میکردم

بیا بریم

چطور بود!؟ سورپرایز کننده بود!؟

رمانتیک بود!؟

تو اینجا چیکار میکنی!؟

خیلی سورپرایز کننده و رمانتیک بود

بیا بریم، بیا همینطور که میریم حرف هم بزنیم

همونجا وایسید

کسی نباید چیزی برای من توضیح بده

امشب چه خبره!؟

جریان چیه!؟

چی شده!؟

نمیگی!؟

چی بگم!؟

من اینکار ها رو برای تو کردم، میدونی براش چقدر پول خرج کردم!؟

چطور تونستی اینجوری حرومشون کنی!؟

زود باش

زود باش

چیزی میخوای بگی، لی یو بینگ!؟

آره

بگو

اگه نمیگی پس من برم

تانگ ژو، من دوست دارم

تو یه مرد بالغی و هنوز لکنت زبون میگیری

باید زودتر میگفتی

تانگ ژو، دوست دارم

تانگ ژو، دوست دارم

تانگ ژو، دوست دارم

1 2

4 5

الو؟ تانگ ژو؟ خوابی!؟

نه، چی شده!؟

هیچی

فقط میخواستم یه زنگی زده باشم تا حس کنی کنارت خوابیدم

تو همیشه خدای یخ خشک و بی احساس بودی

از کی تا حالا انقدر رمانتیک شدی!؟

پس دیگه اینجوری نمیمونم

نمون

شنیدم سرفه کردی، سرما خوردی!؟

من خوبم، تو چی!؟

منم خوبم، چون نگرانت بودم نتونستم بخوابم

چطوره کمکم کنی که خوابم ببره

لی یو بینگ، واقعا میخوای گوش بدی!؟

من آماده ام

باشه، پس من یه داستان کوتاه میگم

سال ها پیش، یه مرد مسنی به اسم بابا بزرگ لی بود

هر روز که گوسفندهاش رو از چرا میاورد، میرفت خونه

و تعداد گوسفندهاش رو میشمارد

امروز هم مثل همیشه تعدادشون رو شمارد

1 2 3

تانگ ژو، تانگ ژو

انگار به جای من، به خودش کمک کرد بخوابه

عزیزم، عزیزم، بیا اینجا

فکر کنم دخترمون تب کرده

37.5 درجه

عزیزم، بیا بریم بیمارستان

چه بیمارستانی!؟ من دکترم

37.5تب بالایی نیست، یکم دارو بخوره خوب میشه

باشه، خوبه

من انجام میدم

توی این همه سال من همیشه غذا و این چیزها دادم بخوره

بیا، بچه عزیزم

دیدی که مامانت چی گفت، بعد خوردن این دارو خوب میشی

یه کپسول

آب

درسته

قورتش دادی

خوبه، خوبه

بابا، مامان، چیزی نشده تبم هم خیلی پایینه اما یه جور رفتار میکنید که انگار سخت ترین بیماری رو گرفتم

چرت و پرت نگو

دختر ما تب داره و باید استراحت کنه

زود باش، خوب بخوابی، بعد یه خواب خوب حتما خوب میشی

من همین نزدیک در اتاقت ام، اگه کارم داشتی صدام بزن سریع میام

برو دیگه

تو یه هیولای لوس کردن دخترمونی، اگه تو اینجا باشی چطور دخترمون میتونه بخوابه!؟

421دقیقه!؟

مریض شدم

الو؟ بیان چنگ؟

الان همون فرصت خوبیه که منتظرش بودی برای رفتن به خونش

منظورت چیه!؟

پست تانگ ژو رو ببین

ژو کوچولو، یکی اومده دیدنت

لی یو بینگ

چرا این همه چیز با خودت آوردی!؟ تو خیلی مودبی

باید اینکار رو میکردم

چرا شما دوتا اومدید!؟

شنیدیم که مریضی، برای همین من و بیان چنگ تصمیم گرفتیم که بیایم دیدنت

براتون یکم غذا درست میکنم، هیچ کدومتون نباید جایی بره

باشه

منتظر بمونین- براتون یکم میوه میارم-

ممنون، عمو و خاله

تانگ ژو، بهتر شدی!؟

همش یه سرما خوردگیه ساده ست، زود خوب میشم

برات یکم مکمل غذایی آوردم، برای بدنت خوبه، یادت نره بخوریشون

تو خیلی مهربونی، باید برای پدر مادرت میذاشتیشون

دختر خاله، داری به احساسات بیان چنگ آسیب میزنی، این اصلا مودبانه نیست

بفرمایید

بیاین یکم میوه بخورین

ران ران، به دوست پسرت بگو بشینه و یکم میوه بخوره

عمو، این دوست پسرم نیست

اون دوست

اون دوست دوران دبیرستان تانگ ژو، بیان چنگِ

اوه، بیان چنگ

سلام، عمو تانگ

چرا به نظرم آشنا میای!؟

تو همونی هستی که سال ورود ژو کوچولو سخنرانی کرد، همون بیان چنگ

بابا، من یکم دارو خوردم و یکم خواب آلود ام ، برمیگردم اتاقم

ژو کوچولو

ژو کوچولو یکم حالش خوب نیست، تازه دارو خورده

اشکالی نداره، باید استراحت کنه

باشه

بیان چنگ هم میره دانشگاه لین چنگ

اون یکی از بهترین دانشجوهای بخش روزنامه نگاریه مو هست

اون هم توی همون کاری که شما انجام میدید سر رشته داره

بیان چنگ، عموی من سردبیر روزنامه هوچنگِ، خیلی کارشون تاثیر گذاره

پس شما سردبیر روزنامه هوچنگ هستید!؟

راجب بهش شنیدی!؟

نه تنها راجب بهش شنیدم بلکه چندتاش رو خوندم

من همیشه به این فکر کردم که روزنامه هوچنگ فقط اخبار رو به نمیگه بلکه یه نوع طرز فکر رو به ما میده

به نظرم این چیزیه که دانشجوهای جدید روزنامه نگاری باید یادبگیرن

خیلی کم پیش میاد آدم هایی با این طرز فکر ببینم

حتی کارمندهای جوونمون که تازه توی دفترمون کار میکنن اینطور فکر نمیکنن

تازه وارد هایی مثل ما به جای تجربه های عملی باید یکم مطالب تئوری یاد بگیریم

من هنوز کلی سوال دارم که امیدوارم بتونم با شما راجب بهشون حرف بزنم، عمو جون

این روزها بچه های متواضع ای مثل تو که دنبال یادگیری باشن خیلی کم پیدا میشه

یه بوی خوبی میاد

شما حس نمیکنید!؟

از دست توی شکمو، گوشت داره آماده میشه

شما بشینید- باشه-

تو خیلی کار میکنی، خاله

اصلا هم زیاد نیست- خاله-

بیان چنگ، تو با عمو حرف بزن من میرم کمک کنم

خاله

من کمکت میکنم

ران ران، تو خیلی با فکری، اگه خواهر کوچیکت هم مثل تو بود عالی میشد

ممنونم- تشکر لازم نیست-

تانگ ژو همین الان هم عالیه، اون دوباره اسکیتش رو شروع کرده

دوباره قرار کل خانواده دور تلویزیون جمع بشیم و مسابقه هاش رو ببینیم

چی گفتی!؟ ژو کوچولو دوباره اسکیت سرعت رو شروع کرده!؟

اوه خدای من، همچین چیز مهمی رو به خانوادش نگفته بود!؟

این بچه

ببین چی میگم ران ران حواست باشه به عموت چیزی نگی، اگه بشنوه وضعیتمون خیلی بد میشه

باشه، باشه

این بچه

عمو تانگ

من واقعا با معیار هاتون موافقم

به نظرم روزنامه نگار های کارکشته ای توی دفتر انتشارات روزنامه هو چنگ هستن

عموم مردم خیلی روی جنبه های اخلاقیه جامعه خبرنگاران حساب میکنن

برای همین خبرنگاران باید به یک سری اصول و معیار پایبند باشن

تا بتونن اخبار رو با صداقت کامل بیان کنن

اینطوری میتونن راجب به اخبار داغ آروم و با صداقت رفتار کنن و شبکه ها هم به طور کامل حفظ کنن

حالا میفهمم که چرا بهترین دانشجوی دانشگاه مو هستی

تو خیلی جوونی، اما هنوز راجب پیروی کردن از اصول و معیار حرف میزنی

خیلی از آدم هایی که توی این حرفه هستن هنوز راجب روزنامه نگاری چیزی نمیدونن، روزنامه نگاری یه جور آینه هست

که میتونه حقیقت جامعه رو نشون میده

و اصلا مثل پشت سر کسی حرف زدن نیست

بله

بیان چنگ، دوست داری توی نوشتم موضوع های روزنامه بهمون کمک کنی!؟

میتونم!؟

نکنه از انتشاراتیه کوچیک ما خوشت نمیاد!؟

معلومه که خوشم میادم، از اینکار خیلی خوشحال میشم

منم همینطور

به حرفتون ادامه بدید- عمو شما با هم چی میگفتید که انقدر خوشحالتون کرده!؟-

ران ران، آینده خیلی خوبی در انتظار این مرد هست

پس شما به حرفاتون ادامه بدید من میرم به خاله کمک کنم

باشه

بیا، بیا به جای شراب یکم چایی بخور

رئيس تانگ، بهتری!؟

دارو هات رو بخور و خوب بخواب

لی یو بینگ

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left