Will Trent

Will Trent

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Σεζόν 4

Πληροφορίες έκδοσης

Will Trent S04E03 1080p WEB h264-ETHEL
Ένα Σχόλιο από warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 3 Will Trent 2023 زیرنویس فارسی سریال

Ετικέτες

webdl
Δημοσιεύτηκε στις: 2026-01-27
Λήψεις: 52
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

آنچه گذشت در ویل ترنت

آوا گرین؟ من نبودم. قول می‌دم

من هیچ دخالتی در این نداشتم

خب، حیفه. به نظرم عکس‌های «دو پِش» خیلی عالی بودن

اوم، ممنون. این دقیقاً همون چیزیه که لازم دارم

خیلی خب، بریم. اوه

نمی‌تونم با این وضعیت برت گردونم زندان. پس نکن دیگه

می‌تونیم درباره اسکن‌ت حرف بزنیم؟ متأسفانه، این ناحیه تیره یه توموره

شیمی‌درمانی چطوره؟ خب، ادرارم بوی بنزین می‌ده

یه لحظه صبر کن

هی، خوبی؟ بابا

آوا، باید باهات روراست باشم

آمادگی شروع یه رابطه جدید رو ندارم. جدایی بدی داشتی؟

اون هنوز هست. شاید همیشه هم باشه

هیچ‌وقت برای اینکه تصمیم بگیری آماده‌ی یه چیز جدید هستی دیر نیست

من ویلم. اینم بتیه

بتی ماریا وایت ترنت هستن ایشون

می‌دانم کلاً دو کیلو هم نیستی ولی انگار سه کیلویی

فکر کنم به خاطر این قلاده مخروطی خجالت می‌کشه

بتی، تو مراقب نایکو باش، باشه؟ حالت خوب می‌شه

بتی. بتی؟

چیه دختر، هان؟

یه کم شونه‌تو بیار پایین

مثلاً چونه‌مو بگیرم پایین؟

فکر کنم گردنم خیلی معلومه. نه؟

یه غرش کوچیک

ردیفه؟

هی، اون چیه؟

بذارش زمین. این... این اصلاً خنده‌دار نیست

ببین، شوخی نمی‌کنم

برو اون‌ور. از... از روم پاشو! تمومش کن

یه نمای نزدیک از سینه‌ش بگیر

سه چهار تا جای زخم چاقو داره

می‌بینی؟ آره

ولی اولی‌ها سطحی به نظر میان. انگار مثلاً دودل بودن

حتماً بار اولش بوده

اومم

ویل، کجایی؟

اوه، می‌دونی، فقط دارم سعی می‌کنم این معما رو حل کنم

که چطوری به اون صحنه جرم لعنتی برسم

استودیو ۴ بی، طبقه چهارم

ممنون آماندا. خیلی کمک کردی

می‌دانم طبقه چهارمه. خودم طبقه چهارمم

ویل ترنت؟

آوا. سلام

سلام

خیلی وقت گذشته، نه؟

اوه، آره... خیلی وقت

هنوز اون کت‌شلوار رو داری

دلم برای اون کت‌شلوار تنگ شده بود. اوه. آره. منم... دلم برات تنگ شده بود

نه، اوم، یعنی، کلاً فراموشت کرده بودم

خب، خیلی ممنون واقعاً. نه، منظورم اینه که این رو فراموش کرده بودم

و حالا، اینجایی، اوم، که یعنی

آره، سورپرایز خوبیه

برای قضیه کلویی اینجایی؟ بله

اوم. واو، خبرا زود می‌پیچه. کل ساختمون دارن درباره‌ش حرف می‌زنن

من طبقه ششم کار می‌کنم. عکاسی؟

راستش دارم کارهای آرشیو این ساختمون رو انجام می‌دم. بودجه‌ش رو گرفتم

عالیه

تبریک می‌گم. آره، ممنون

خب، تو... کلویی رو می‌شناختی؟

نه شخصاً، ولی چندتا از دوستام ازش عکس گرفته بودن

همه‌شون می‌گفتن خیلی دختر مهربونی بوده. واقعاً غم‌انگیزه

تماس از طرف آماندا

تماس از طرف آماندا

آماندا داره زنگ می‌زنه. تماس از طرف آماندا

من باید... راستی، این استودیو ۴ بی توی این هزارتوی عذاب کجاست؟

آره، ته راهروئه. آخرین واحد سمت چپ

تقصیر تو نیست. این ساختمون یه کابوسه. راستی، اوم

گوشی جدیده؟

آره

این شماره منه

مخاطب جدید: آوا

محض احتیاط اگه نداشتیش یا لازمش داشتی یا

هرچی

خداحافظ، ویل

خداحافظ

این خیلی فاجعه‌ست و منم نمی‌خوام بی‌احساس به نظر بیام

ولی اگه بشه لطفاً سعی کنیم این قضیه به رسانه‌ها نکشه

ما هیچ قصدی برای صحبت با رسانه‌ها نداریم، خانم تالوسکو

اوه، خب

چون بازار اجاره الان افتضاحه و اگه بفهمن

که توی ساختمون قتل شده... مامان، مامان، مامان. بذار کارش رو انجام بده

ویل، ایشون خانم والنتینا تالوسکو هستن. مالک ساختمون

و پسرشون الکس که مدیریت استودیوها رو بر عهده داره

مامور ویژه ویل ترنت. از دیدنتون خوشبختم

اوم، می‌تونید بگید الان کی این واحد رو اجاره کرده؟

اوه. هیچ‌کس. سه ماهه که خالیه

پس در قفل بوده و به جز شما دو نفر کسی دسترسی نداشته؟

کلاه سرمون رفت

یکی به ایمیل مامانم پیام داد و ادعا کرد که «هانس کِسلر»ـه

اون عکاس مده. یه اسطوره و یه دوست قدیمی

دهه ۸۰ اجازه می‌دادم اینجا عکاسی کنه

خب، توی ایمیل چی نوشته بود؟

نوشته بود یهویی به یه جا احتیاج داره، برای همین در رو براش باز گذاشتیم

کد در ورودی رو هم بهش دادید؟

ساله که کد رو عوض نکردم ۴۰

کِسلر یک ماه گذشته رو ونیز بوده. یکی حسابش رو هک کرده

ورود به حساب رو تا یه دستگاه یک‌بارمصرف روی وای‌فای عمومی ردیابی کردیم. بن‌بسته

به کلویی هم ایمیل زده بودن و برای عکاسی دعوتش کرده بودن اینجا

اون یه مدل تازه‌کار و آینده‌دار بود. لابد فکر کرده این همون فرصت طلایی زندگی‌شه

اومم

نشونه‌ای از تجاوز جنسی هست؟ تا اونجا که من می‌بینم، نه

چرا اینجا کشتنش؟ اینجا که خلوت نیست

این، اوم... نور فرابنفش بود؟

اوه لعنتی

آره، پس فکر می‌کرده قراره با کِسلر ملاقات کنه

ولی به جاش، یکی دیگه سر و کله‌ش پیدا شده

سه تا فضای خالیِ متقارن

اینجا یه سه‌پایه بوده. داشتن ازش عکس می‌گرفتن

اون فهمیده چه اتفاقی داره می‌افته

و بعد سعی کرده فرار کنه

آره، و اونا هم مدام عکس می‌گرفتن

فیلم قدیمی، سخت پیدا می‌شه

این یه موقعیت خاص بوده

اونا فقط مرگش رو نمی‌خواستن

اونا عکسی از لحظه‌ی جون دادنش می‌خواستن

هیچ‌وقت نگو «پیاده‌روی» مگه اینکه واقعاً قصدش رو داشته باشی

اگه سگت به بامزگی بتیه، آماده باش که با همه هم‌کلام بشی

اوه، و اگه موقع دستشویی کردن بهت نگاه می‌کنن، این نشونه اعتماده

روت رو برنگردون وگرنه به رابطه‌تون صدمه می‌زنی

سگ داشتن مسئولیت بزرگیه کوپ. مطمئنی از پسش برمیای؟

خب آره، برای همین می‌خواستم امروز با نایکو و بتی وقت بگذرونم

برای تحقیق

آهان

عالیه

شماها برید جلو، منم بهتون می‌رسم

می‌تونم یه راز بهت بگم؟ دهنم چفت و بسته است

خب، من واقعاً سگ نمی‌خوام

ببین، بتی خیلی بامزه‌ست و اینا، ولی من بیشتر عشقِ گربه‌ام

فقط می‌خواستم بابام رو از خونه بکشم بیرون

دکتر گفته ورزش سبک، ولی وقتی نمی‌تونه وزنه بزنه

جوری رفتار می‌کنه که انگار انجام هیچ کاری فایده نداره

من و بتی هر وقت که پیرمرد احتیاج به پیاده‌روی داشت، در خدمتیم. ماموریت سگ مخفی

بتی، نه. دفعه قبل چی بهت گفتم؟

داره به چی پارس می‌کنه؟

اون خونه ویگوئه. بعضی وقت‌ها با هم وقت می‌گذرونیم

اون به بتی ت-ش-و-ی-ق-ی می‌ده، از اون مدل‌های مضر

ولی اگه ویل بوشون رو حس کنه، ناراحت می‌شه

بتی، نه

قلاده از دستم رها شد. اگه بلایی سر بتی بیاد چی؟

نفس عمیق بکش. برش می‌گردونیم

پشت خونه یه در مخصوص سگ هست که از اونجا می‌ره تو

ویگو حرف نداره. بیخیال، مشکلی نیست

سلام، اوم، ببخشید مزاحم شدم، ولی سگ ما همین الان از درِ مخصوص سگ رفت تو

اگه اجازه بدید

باشه، عالیه. من همین‌جا منتظر می‌مونم

ما قبلاً همدیگه رو ندیدیم. من نایکو هستم

تو از دوست‌های ویگو هستی؟ برادرزاده‌شم

هی، اینجایی که

خیلی خب. هی، دستتون درد نکنه بچه‌ها. واقعاً ممنون بابت کمکتون

آدم‌های خوبی به نظر میان

عجیبه. ویگو هیچ‌وقت نگفته بود برادرزاده داره

می‌گفت تک‌فرزنده

بابا. بله؟

بابا نگاه کن. پنجه بتی داره خون میاد. چی؟

بذار ببینم. چیزی نیست بتی

جای زخمی نمی‌بینم. پنجه‌هاش سالمن

فکر نکنم خون خودش باشه

بچه‌ها... بچه‌ها، برید اون گوشه. منم الان میام

چاقو با مشخصات همونی که برای کشتنش استفاده شده، جوره

آره، ولی وقتی قراره واقعاً بکشیش، چه مرضیه که عکس بگیری؟

تمرین؟

فتیش؟

هی، اوم... سلام. ممنون که اومدی. اوم

همکارم، فِیث رو یادت هست؟ سلام

آوا، سلام

پس متخصصی که گفتی اینه

به سختی می‌تونم خودم رو یه متخصص بدونم

اوه، اگه یادت باشه آوا عکاسه

اوه، آره یادمه. اومم

خب، اینا عکس‌ها هستن

وقتی آپارتمان کلویی رو گشتیم، پیداشون کردیم

ولی هیچ راهی نداریم بفهمیم کی این‌ها رو گرفته

فکر کردم شاید بتونی کمکمون کنی

کریسپین رتنر. چه زود فهمیدی

همه‌ی کارهاش مثل همه. زن‌های برهنه که با مایعات پوشیده شدن

مجرده؟

اون جزو جریانِ بازگشتِ «ایندی اسلیز»ـه

می‌دونی، عکاس‌هایی که فتیش‌های جنسی‌شون رو به جای هنر قالب می‌کنن

یه زمانی معروف بود ولی الان خیلی کم کار می‌کنه

چرا؟ سال‌ها به مدل‌ها تعرض می‌کرد

بالاخره یکی صداش دراومد

قبلاً توی همون ساختمونی که کلویی کشته شد، استودیو داشت

یادمه والنتینا بهش اشاره کرد

اون باید کد در ورودی رو بلد باشه

اون همه چیز رو درباره اونجا می‌دونه

دلیلی می‌شناسی که بخواد به کلویی آسیب بزنه؟

آره، ازش متنفر بود. همون کسی بود که تو جنبش «می تو» رسواش کرد

می‌بینی؟ اون حالت چهره رو می‌بینی؟ اون هیچ‌وقت این شکلی نمی‌شه

پس فکر می‌کنی بتی از چیزی که توی اون خونه دیده، ضربه روحی خورده؟

و تو هم داری این حرف رو تایید می‌کنی؟

خونی که روی پشمش بود خونِ انسان بود. ممکنه شاهد یه صحنه خشونت‌آمیز بوده باشه

آره، یا شاید یکی دماغش خون اومده

یا موقع اصلاح صورتش رو بریده، اونم درست قبل صبحانه

اینجا سگ چیکار می‌کنه؟

داری چیکار می‌کنی؟

هیچی. چیزی از دستگاه خوراکی می‌خوای؟ برات بگیرم

برو اون‌ور. اینجا اتاق منه

کسی بهت اجازه نداده اینجا واسه خودت قلعه بسازی. برو کنار

More Farsi Persian subtitles for Will Trent

Σχόλια (1)

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left